|
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد است {عج} والله ندیدم حق را نپذیرند برادران اهل سنت شریف ترین مردم دنیا هستند و درجا کلام حق رامیپذیرند نام شیعه 12بار در قرآن آمده { وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ} به ابجد وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین وزیر پیامبر 476 - 231= 245علی 110 + 135 فاطمه 245وصی نبیا 169علی مهدی169به ابجدبرترین دین 926-541عمر ابوبکر=385 با آل قرآن 385 فلسفه دین الله 385با قانون الهی دین الله 385یا الله وصی بحق محمد 385با آل قرآن385 شیعه 385راز اهل عالم 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دبن الله 385 به دین الهی الله محمد علی 385به اهله محمد فاطمه علی385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 این عدد نورانی را جلوی آئینه بگیر ابجد 5 تن آل عباء میشود 583 = 385 شیعیان فرزندان اهل بیت میباشند وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:
نام شیعه چندین بار در قرآن آمده شیعه یعنی چه385به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه یعنی اسلامه حق 245+140 با اسلامه= 385 شیعه نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده پس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولی اگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم وهابی اول دوم عمری خیلی ..... شیعه دوازده امامی385 ابجد385بدین واقعی اسلام385اسلام پیامبر385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 به علم ابجد 385 بدین واقعی اسلام 385 شیعه385 یعنی حق اسلامه385 اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385 بدین اسلام واقعی 385اسلام پیامبر385بدین واقعی اسلام 385اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 دوازده بار در قرآن آمده ولی نام شما و فرقه هایتان یک بار هم نیامده استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:
به علم ابجد بهترین دین ها 737-541 عمر ابوبکر= دین اسلام 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم شیعه میباشد 196 به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 از پیامبر سئوال شد جانشینان شما چند نفرند فرمود 12 نفر پیامبران چند نفر بودند فرمود 124 هزار نفر و فرمود رسولان حق چند نفر بودند ایشان فرمود 313 نفر به ابجد رمز الله 313هر سال 313 روز با 52 جمعه 52+313= 365 روز سال رمز الله 313+72 یاران امام حسین72 +313 یاران امام زمان = 385 شیعه 385با آل قرآن385 شیعه 385
سلام به نام زیبایت یا قائم آل محمد من فقط دانم که مولایم توایی مولاء دیر نشده دیدار مجدد بنظر شما انگار یادت رفته ما را آقا ما شما را میخواهیم آقا هر وقت شما خواستی که نشد بگو ما بیائیم به دیدن شما وقتی روبروی شما قرار میگیرم تمام حاجاتم بر آورده میشود و دلم آرام میگیردشادی واقعی دیدار با شماست افتخار شیعه نام قائم است لطف مولایم بما هم دائم است مولاء منتظرم تا شکایت به مادرم زهرا نکرده ام بیا آقا جمالتو عشق است یا قائم آل محمدی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست سرور کائنات محمد استو جمال قائم آل محمد علیست جانشینه حق مولایم علی خیبر کنی بت شکنی یا قائم آل محمدی تو آقایی تو مولایی جمال محمدی کمال علی جمال خدا با رسول توایی جانه شیعه و جانه رسول مگر نام محمد هم علی نیست جانشینه حق پیغمبر علیست همین بس که نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست وصی خدا بت شکن به کعبه به دوش نبی ست جمالتو عشق است یاقائم آل محمدی تو چقدر خوبو زیبایی روح علی جانه محمدی جمال رسولو کمال علی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست بوود نام تو چون مولاء الهی بوود نام مولاء الهی عزیزه بتولو جانه مصطفایی مرتضایی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی فرق حیدر کعبه ومحراب چیست هر دو باشد یک نشان حق با علیست قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی مگر نام محمدهم علی هم علی نیست آئینه روی محمد علیست نگینه روی مصطفی بوود علی مرتضی صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست همین بس که نام محمد علیست وصی بحق 110 محمد علیست بت شکن در کعبه بر دوش نبی ست بلغ العلی بکمالهی کشف الدجا بجمالهی حسنت جمیع خصالهی صلو علیه و الهی چه جمال با صفایی شده نامت الهی هم ساقی کوثر علی حیدر علی صحر ابن عم وصی مصطفی حله پوش هل اتایو انما وارث گنجینه سرر قضاء قابل تشریف قوله لا فتا مولاء علیست شا هراره حق تو هستی در سلوک کائنات پرورده به دامن خود مصطفا عجب گلی گل کوثر گل حیدر یا قائم آل محمدی چه جمال با صفایی شه عالمی فدایی که به جای مصطفایی که تو بعداز خدایی شده نامت الهی تو جمال مصطفایی که علی مرتضایی شده بت شکن به کعبه که به دوش مصطفا یی که جمال مرتضایی شده نامت طلایی تو طلای ناب مایی صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست مگر نام محمد هم علی نیست ائینه روی محمد علیست اگه کسی با هوش باشه که عمری نمیشه ولی مکه لیاقت فرزندان پیامبررا از دست داد همه به عراق و ایران آمدند شما اگر دینتان را از ایرانیها فرزندان پیامبر گرفته اید خوشا به حالتان قرآن 351 فارسی351 رسول خدا فرمود روزی یاران سلمان فارسی در عین دانایی و حقیقت شما را به اسلام دعوت و شمانمیپذیرید پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم کوثر باشد شیعیان فرزندفاطمه میباشند ما ایرانیان افتخارمان این است که نوهای رسول خدائیم یا از مادری یا پدری فرق نمیکند نسل ایران نسل فاطمه سلامه الله علیه میباشداسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشنداسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشند دوست دارم دوباره بنویسم یک بارم برای مولایم مهدی مینویسم مولاء افتخار کن نوکرای خوبی داری اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشند یک بار هم برای مادرم حضرت حواء و حضرت فاطمه سلام الله علیه اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشندیک بار هم برای شهدای شیعه از حضرت آدم تا حضرت مهدی صلوات الله علیه اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشندیگ بار هم برای سنیها که حق را بپذیرند خودشونو مثل عمر به خریت نزنند بخدا اگر حق را نپذیرید روز قیامت بیچاره اید من نوشتم و شما هم خواندید دیگر جای هیچ بهانه ای نیست اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشند گمراه دین 310 عمر 310 310کفری 310 دلیل نفاقه جهل عرب 310اباجهل در دین 310منکر310نیرنگ310مار زنگی 310کفری310 منکر 310جاهل منافق310 نامردیه 310عمر 310 نیرنگ310نمرودی310 سامری310 گمراه دین310310نمرودی 310جاهل منافق310ابله منافقا310 مکرن310حرامیان 310بی ایمان دین اسلام310 حرامیان 310 نیرنگ310 قاصب مذهب الله 310 مذهب ناحق اهل دین 310گره اهل دینه 310 قفل اهل دین 310 قاصب مذهب الله 310 مخالف اهل دین 310 فاسق دینه 310 نیرنگ310 با اهل منافق310 ملعون و پلید اهل دین 310قاصب بکل دین 310 اهل نابکار 310 بمنافق اول 310 ابله منافقا310 جاهل منافق310 حرامیان 310عمر 310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 نامردیه 310 یا باء دین اسلام 310قاصبان بدین 310عمر 310 جاهل منافق 310 حرامزاده پلید 310 فاسق دینه 310وهابی کودن دین اسلامی 310 رمززناه 310 گمراه دین 310منکر 310نامردیه 310با وهابیه نادان دین حق 310 کفری310 نیرنگ310نمرودی 310سامری310 310دائش وهابی نادان 310 اباجهل در دین 310گمراه دین 310 جاهل منافق 310 کفری 310حرامیان 310 نامردیه 310دزدانه فدک فاطمه 310بمار زنگی 310کفری منکر 310جاهل منافق 310 نامردیه 310عمر 310 سگ مردها310نیرنگ 310نمرودی310سامری310 گمراه دین310 مکرن310 خباثتی1512-1202 سه خلیفه = 310 عمر 310نامردیه 310 منکر310 کفری310نیرنگ 310 عمر310بوگند مردابا 310سگ مرد ها 310 کبر پلید دین 310بقلدره دینه 310نار جهیما310 خاک عالم بر سرت کنم عمر عرعر خر هم بوود لعن عمر این نام 310چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه خر میکندتف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکروعمر عثمان بوود عرعر خر هم بوود لعن عمر به ابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر 231 فاسق 231جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541= 231 احمق ملحد 231 ابوبکر 231 رکب وبا 231ابوبکر231 نفاق 231 عصیان231فاسق231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231به دقل باز کودن 231فقان 231احمق ملحد231با ناحق دینه 231 با دزد گربها231 ادیانی جعلی باطل 231 بابی عقلیها231 یاابوسفیانی231دورویه 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه دزدی231عصیان 231 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر 231 احمق ملحد231 لانه جاسوسیه 231با احمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231
ابوبکر231راه دزدی 231 نفاق 231احمق ملحد231 عصیان231فاسق231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231به دقل باز کودن 231فقان 231احمق ملحد231با ناحق دینه 231 با دزد گربها 231 بابی عقلیها 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه دزدی231عصیان 231 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر 231با احمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231 ابوبکر و عمر 541قاتلی 541 ابوبکر و عمر 541در غدیر خم دین کامل شد اکملتو لکم دینکم بعد از وفات پیامبر دشمنان دین خدا گمراه دین 310مکرن کفری عمر310نیرنگ 310گمراه دین 310 مکرن310کفری دزدان فدکه فاطمه310بمارزنگی310 کفری310منکر 310جاهل منافق منافق ابلها 310نامردیه310 کفری310عمر310نیرنگ 310 نمرودی310 حرامزاده پلید310 سامری310 گمراه دین310مکرن 310 بکج راه 231 ابوبکر231 دزده دینه اسلامی 231دزدا فدک نگونه 231ابوبکر 231رکب وبا 231 ابوبکر+310عمر= 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 عدواهل بیت بوده اند 541 گرگ منافقینی 541
RSS
POWERED BY
LoxBlog.Com |
مذهب اسلام183یگانه مذهب الله183+202محمد علی=385شیعه 385دین ناب محمد علی38اصل اسلام بدین الله385طریق الله385 مذهب اسلام183قلب مذهب183یا اصل مذهب 183با حکم الهی الله183یگانه مذهب الله 183+202محمد علی =385 شیعه 385شهید الله385دین ناب محمد علی385اصل اسلام بدین الله385
مذهب امام اول ثانی ثالث رابع خامس سادس سابع ثامن تاسع عاشرهادی عشر ثانی عشر253+132 اسلام =385 شیعه385 انسان کامل253+132 اسلام = 385 شیعه دین مذهب امام197+188 اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم نهم دهم یازدهم دوازدهم =385 شیعه 385 مذهب اسلام 183یگانه مذهب الله183+202محمد علی=385شیعه شجره نبوت30+شجره امامت30=60+50عیسی محمد=110 امام علی ثمره 124هزارپیامبر است به ابجد الله 66+اسلام 132+ 351 قرآن +202 محمد علی = 651- 541 عمر ابوبکر = 110 دین الهی 110 حامیان 110 دین الهی 110 علی 110 مذهب اسلام 183 یگانه مذهب الله 183+202 محمد علی = 385 شیعه385اصل اسلام بدین الله385 پیامبرفرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385فلسفه دین الله 385انسان کامل بدین الله385اسلام واقعی الله385 مذهب الله یعنی جان دین385اصل مذهب بدین اسلام 385 مذهب اصلی بدین اسلام 385یگانه مذهب الله محمد علی 385 دین مذهب مقدس الله 385 فلسفه دین الله385 اصل اسلام بدین الله 385طریق الله385آل محمد آل علی یا علی 385 مذهب اسلام183 یگانه مذهب الله 183+202 محمد علی = 385 شیعه 385 مذهب اسلام183 یگانه مذهب الله 183+202 محمد علی = 385 شیعه 385 جبهه دین مذهب الله 196 دین اسلام 196 کلید اسلام196 کلید بدین الله196 کلید اسلام 196 یعنی 14 *14 معصوم میشود196 صاحب شریعت مذهب الله 1198 -1202 سه خلیفه قاصب = 14 معصوم خانواده محترم پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) را 14 معصوم می گویند 14 ضربدر 14= 196 دین اسلام196 کلید اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196 کلید بدین الله196 دین اسلام 196یعنی 14 معصوم آنگاه از حضرت سوال شد بعضی عقیده دارند که حواء از قسمت پائین پهلوی چی آدم آفریده شده است ، امام در پاسخ فرمودند : کسی که چنین ادعا می کند در حقیقت منکر قدرت خداوند است و اینکه او نمی تواند همسری حلال را که از پهلوی آدم خلق نگشته باشد برایش خلق نماید . سوال کننده در ادامه گفت : چنانچه حواء از پهلوی آدم آفریده شده باشد باید نتیجه گرفت که ازدواج نسلهای بعد از او تماماً در طبقه ازدواج محرمات با یکدیگر است . امام صادق در پاسخ فرمودند : هنگامیکه خداوند آدم را از گل سرشت و به فرشتگان امر کرد تا بر او سجده نمایند برای مدتی او را به خواب برد آنگاه به هیئت آفرینش او پرداخت و آغاز تشکیل خلقت حواء را در محل گودی کشاله ران آدم قرار داد ، آدم بعد از مدتی در اثر جنبش حواء به وجود او پی برد و هنگامیکه حواء از آدم جدا گشت در برابر او با سیمای بسیار زیبا ظاهر شد و با آدم به گفتگو پرداخت ،داستان واقعی از همین جان شروع شد تو کیستی اگه آدمی پس برگت کو آدم از او پرسید : تو کیستی ؟ حواء پاسخ داد :ماما فرشته همچنانچه که می بینی مخلوق خداوند تعالی هستم ،مولایم فرمود تمام حورالعین ها به زیبایی مادرمان حواء قبطه می خوردند از بس زیبا بود آدم از زیبایی و جلال او مات مبهوت شده بود آدم با تعجب از حضرت باری تعالی پرسید : پروردگارا این بنده تو که من چنین با او مانوس گشته ام کیست خدایی خیلی دوستش دارم ؟ خداوند در پاسخ آدم فرمود : او کنیز من حواء می باشد . آیا مایلی او را همنشین و انیس تو سازم ؟چرا که نه با پذیرش آدم ، حواء به حبالۀ نکاح او در آمد و در همین هنگام نیز خداوند نیروی شهوت را در وی بوجود آورد . آدم از خداوند تعالی پرسید : چگونه رضایت و خشنودی ترا در این مهم فراهم سازم ؟ و خداوند فرمود : خشنودی من در آنست که به حواء نشانه ها و ویژگیهای دین مرا بیاموزی . آنگاه خداوند از آدم خواست تا حواء را به طرف خویش خواند ، آدم از حواء خواست تا بسوی او بیاید اما حواء خواهش او را رد کرده و در عوض از آدم خواست تا ابتدا او بدین امر مبادرت ورزد و به دستور خداوند این آدم بود که ابتدا بطرف حواء حرکت کرد و اگر غیر از این بود جریان آفرینش بگونه ای تغییر می یافت ، که این زنان بودند که می بایست ابتدا برای خواستگاری از مردان اقدام کنند . زن ذلیل زنا برند خواستگاری آخه اونا جزو آدمیزاد نیستند ه قول متداول در بیان اهل سنت اینست که حواء از پهلوی چپ آدم خلق گشته اما حدیث مذکور این نقل رایج را منتفی می سازد و بدین ترتیب می بایست نظرات مغایر با روایت را یا حمل بر تقیه نمود یا اینکه مطابق روایت صدوق علیه الرحمة بگوئیم حواء از زیادت گل آدم (ع) سرشته گشت . ( رازی ) در ( مفاتیح الغیب ) و در ضمن تفسیر آیه ( یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها ) می گوید : منظور از زوج در این آیه حضرت حواء می باشد و در آفرینش او از آدم (ع) دو گونه نقل قول گشته است . اولین نقل که اکثریت نیز بر آن اتفاق نموده اند اینست : آنگاه که خداوند نور خود را بر آدم ساطع فرمود ، در این وقت حواء را از یکی از دنده های چپ او بیافرید ، بعد از مدتی آدم که در خواب فرو رفته بود از جای برخاست و بسوی حواء حرکت نمود چرا که او قسمتی از وجودش بود ، طرفداران این نظریه به روایتی از رسول اکرم (ص) تمسک جسته اند . که ایشان فرمودند : اصل آفرینش زن از میان دنده و پهلوان آدم بوده است و چنانچه بر آن شوی تا در هیئت او تغییری حاصل کنی مسلماً در هم خواهد شکست اما اگر به حالت اعوجاج رهایش سازی خواهی توانست از او بهره مند گردی . اما نقل قول دم که عمدۀ نقطه نظرات ( ابو مسلم اصفهانی ) است می گوید : منظور از آیه ( و خلق منها زوجها ) یعنی جنسی مطابق همان نفس و روان همچنانچه خداوند در جای دیگر می فرماید : ( والله خلق لکم من انفسکم ازواجاً ) و نیز مانند آیه ( اذبعث فیهم رسولاً منهم ) رازی در ادامه می گوید : باید قول اول را ترجیح دهیم چرا که اگر خلقت حواء را نیز ابتدائی فرض نمائیم آنگاه اصل خلقت از دو نفس و روان خواهد بود و این بر خلاف صریح آیه قرآن است یا ممکن است اینگونه پاسخ گوئیم که کلمه ( ِمنْ ) برای ابتدای غایت است و چون ایجاد و کون آفرینش با آدم (ع) آغاز گشته است بنابراین صحیح است که گفته شود ( خلقکم من نفس واحدة ) از طرفی همچنانکه خداوند تعالی توانست با قدرت لایزال خویش آدم را از خاک بیافریند همو قادر خواهد بود تا حواء را نیز اینگونه خلق نماید و اگر اینگونه بیاندیشیم در آن صورت نیازی نخواهد بود تا بگوئیم خلقت حواء از میان پهلوان آدم آغاز گشته است . گروهی از محدثین می گویند : ممکن است آفرینش از نفس واحده را همان پدری واحد و یگانه فرض نمائیم همانطور که می گوئیم قبیله ( بنی تمیم ) از تمیم بوجود آمده اند و منافاتی ندارد تا مادر و جنس اناث را نیز در این نشأت و اصلیت دخالت دهیم و با این وصف می توان گفت که شاید منظور از ( منها ) در آیه ( و جعل منها زوجها ) در حقیقت بیان علت و سبب اصلی آفرینش است و بس . ( زراره ) به نقل از امام صادق (ع) در رد نظر اهل سنت پیرامون ازدواج برادران و خواهران با یکدیگر می گوید وای بر این گروه که نظرات آنها نه موافق نظرات فقهای حجاز است و نه مطابق آراء فقیهان عراق . خداوند دو هزار سال قبل از خلقت آدم امر فرمود تا بر لوح محفوظ نقش بندند که ازدواج برادر و خواهر با یکدیگر از محرمات است پس چگونه است اینگونه نظرات در حالیکه ما هیچ اثری از حلیت این موضوع را در کتب آسمانی مثل تورات و انجیل و زبور و فرقان نمی یابیم تحقیقاً اینگونه برداشتها چیزی نیست مگر تقویت نظریه مجوسیان . آنگاه حضرت پیرامون پیدایش نسل آدم و ذریه او اینگونه فرمودند : آدم (ع) در هفتاد بار زایمان حواء _ع) صاحب یکصد و چهل دختر و پسر شد تا اینکه هابیل بدست برادرش کشته شد . در مرگ او آدم آنقدر بیتابی کرد که تصمیم گرفت پنجاه سال از نزدیکی با حواء دوری گزیند بعد از این مدت طولانی خداوند بر آنها عطیه ای بهشتی مرحمت فرمود ، عصر روز پنج شنبه حوریه ای سیه چشم بنام ( منزلة ) از بهشت فرود آمد و به امر خداوند با ( شیث ) ازدواج نمود و فردای آنروز بهنگام عصر دیگر کنیزکی بهشتی به امر خداوند از بهشت پائین آمده و به ازدواج فرزند دیگر آدم یعنی ( یافث ) در آمد . از همسر شیث پسرکی بدنیا آمد و نیز از همسر یافث دختری و آنهنگام که آندو با یکدیگر ازدواج نمودند سلف صالح و برگزیدگان از پیامبران یکی پس از دیگری پا به عرصه وجود نهادند . همچنین امام صادق ( ع) فرمودند : آدم (ع) سفارش و وصایایی را بر پسرش شیث به ودیعت نهاد و شیث نیز این وصایا را به پسرش شیبان ( مسعودی نام او را ریسان می داند هنگامیکه مرگ شیث فرا رسید خداوند به او امر کرد تا تابوت و اسم اعظم را نزد پسرش ریسان فرزند منزله یعنی همان حوریه بهشتی به ودیعت گذارد . بعضی اسم اصلی ریسان را انوش می دانند . ) منتقل ساخت . شیبان همان پسر ( منزله ) حوریه بهشتی است که آدم (ع) به فرمان خداوند او را به ازدواج فرزندش شیث در آورد ( ابو حمزه ثمالی ) گوید : شنیدم که علی بن الحسین (ع) با مردی از قریش اینگونه سخن می راند : آدم (ع) هنگامی که توبه اش مورد قبول واقع شد در روی زمین به مضاجعت با حواء پرداخت و او محرمات الهی را بسیار پاس می داشت . آدم از حوا صاحب بیست پسر و بیست دختر شد و در هر بار زایمان صاحب 2 فرزند پسر و دختر می شد ، اولین فرزند پسر او (هابیل ) بود که به همراه دختری بنام ( اقلیما ) متولد شد و در زایمان دوم صاحب پسری بنام ( قابیل ) و دختری بنام ( لوذا ) شد ، لوذا زیباترین دختران آدم بود بطوریکه پدرش دائماً در مورد او احساس خطر می کرد و بدین خاطر تصمیم گرفت تا او را به ازدواج هابیل و اقلیما را به ازدواج قابیل در آورد . قابیل از این رأی پدر در آشفت و با اعتراض گفت : چگونه است که مرا به ازدواج اقلیما خواهر زشت چهره هابیل در می آوری و لوذا خواهر زیبای مرا به ازدواج هابیل ، آدم تصمیم گرفت بین آنها قرعه بیاندازد و نتیجه قرعه همان نظریه اول آدم بود بدین ترتیب قرعه هابیل بنام لوذا و قرعه قابیل به نام اقلیما افتاد . بعد از این جریان بود که خداوند ازدواج با محرمات را حرام نمود . در اینجا آن مرد قریشی پرسید پس فرزندان آنها چگونه با یکدیگر ازدواج کردند ؟ و اگر چنین باشد مجوسیان نیز اینگونه رفتار می کنند ! علی بن الحسین (ع) در پاسخ فرمودند : مجوسیان این کار را بعد از تحریم از جانب خداوند انجام دادند و تو نباید منکر خلقت خداوند باشی چرا که حواء نیز از آدم بوجود آمد و بر او حلال شمرده شد و مسأله تحریم با محارم بعد از آن مقرر گشت . البته باید حدیث مذکور را حمل بر تقیه کرد چرا که رای متداول در میان عامه اینگونه است . در روایتی امام صادق (ع) اینگونه می فرمایند : اولین فرزندی که از آدم و حواء بوجود آمد دختری بود بنام ( عتاق ) و او اول کسی بود که بر عرصه زمین به طغیان و فساد پرداخت و خداوند بر او گرگی بسان جثه فیل و کرکسی در هیئت چهارگوش مسلط کرد تا او را از میان ببرند متعاقب قتل عتاق خداوند به آدم و حواء پسری داد بنام قابیل و هنگامی که قابیل به سن بلوغ رسید با دخترکی از جنس جنیان بنام ( جهانه ) ازدواج نمود بعد از آن خداوند هابیل را به آدم (ع) بخشید و او با حوریه ای بهشتی بنام ( نزله ) وصلت نمود ، بفرمان خداوند آدم مامور گشت تا میراث نبوت و گنجینه دانش الهی خود را نزد فرزند کوچکش هابیل به ودیعه نهد . قابیل که از این قضاوت پدر بر آشفته بود لب به اعتراض گشود . به علم ابجد قرآن= اعتراض اهل دین 1572 -1202 ان من المجرمین منتقمون ابجد سه خلیفه قاصب دین = 370 شیطان شروع شد توصیه های آدم پیرامون این امر و مشیت الهی نتوانیت باور قابیل را همراه خویش سازد و بالاخره مقرر گشت تا آندو برای خداوند قربانی نمایند . هر کس که قربانی اش مورد قبول واقع گشت لاجرم همو نزد خداوند از قرب بیشتری برخوردار خواهد شد و نشانه قبول قربانی این بود که آتش ار آسمان آن نذر معهود را می بلعید . قابیل که کشتزارهای فراوانی را در اختیار داشت مقداری گندم نامرغوب را به نشانه نذر در معرض امتحان قرار داد و هابیل که صاحب رمه های فراوان بود قوچی تنومند را به نشانه قربانی هدیه نمود ، آتش از آسمان فرود آمد و قربانی هابیل را بلعید ، ابلیس که نظاره گر جریان بود نزد قابیل آمده و به تحریک او پرداخت و اظهار داشت اگر اوضاع اینگونه پیش رود در آینده نسل برادرن بر تو فخر خواهند فروخت چرا که او نزد پدرت از خصوصیت ارزنده تری نسبت به تو برخوردار است پس بهتر است او را از پیش پای خویش برداری قابیل نیز بر اثر وسوسه شیطان برادر خود را به قتل رسانید .به علم ابجد قرآن اعتراض اهل دین 1572 -1202 = 370 شیطان 370شروع شدشیطان آتش بیار معرکه شد آنگاه به امر ابلیس آتشکده ای بپا داشت و به عبادت و تکریم آن پرداخت تا بهانه ای باشد برای پذیرش قربانی های او و اول کسی که به پرستش آتش روی آورده و آتشکده ها بر پا نمود قابیل است ، آدم (ع) بعد از مرگ فرزندش بر قتلگاه او حاضر گشت و چهل شبانه روز به گریه و زاری پرداخت و بر زمینی که خون فرزندش را در کام خود کشید لعنت فرستاد و آن موضع همان محل فعلی ( مسجد جامع بصره ) است . روزیکه هابیل از دنیا رفت همسرش نزله صاحب فرزندی شد که آدم (ع) او را به پاس قدردانی از پدرش هابیل نام نهاد . خداوند بعد از هابیل فرزند دیگری بنام شیث یا هبة الله را به آدم ارزانی فرمود و بعد از بلوغ ، او با عروسی بهشتی بنام ( ناعمة ) ازدواج نمود حاصل این ازدواج دخترکب بود بنام ( حوریة ) که بعد ها به ازدواج هابیل در آمد و نسل بعد که هم اکنون نیز ادامه دارد دنباله ازدواج مبارک این دو تن می باشد ، زمانیکه دوران نبوت آدم (ع) به سر آمد او از جانب خداوند فرمان یافت تا آثار نبوت و گنجینه دانش رسالت خویش را به فرزندش ( شیث ) منتقل سازد و او را به رازداری و تقیه سفارش نماید چرا که در غیر اینصورت به همان مصیبتی دچار خواهد شد که گریبان هابیل گشت . (علی بن ابراهیم قمی ) از امام سجاد (ع) اینگونه نقل می کند : قابیل بر نحوه کشتن برادرش آگاه نبود تا اینکه با تحریک شیطان و وسوسه نفسش سر او را در میان دو سنگ خرد کرد بعد از قتل برادرش دچار حیرت و پریشانی بود و نمی دانست جنازه او را در کجا قرار دهد تا اینکه دو زاغ در کنار او فرود آمده و بعد از جدال یکی از آنها دیگری را کشته و او را در میان خاکها دفن نمود . قابیل که ضعف خود را مشاهده کرده بود با خود گفت : وای بر من که بسان این کلاغ هم نبودم تا بتوانم جسم برادرم را به خاک سپارم . او سپس گودالی کوچک را حفر نمود و هابیل را در میان آن نهاد . قابیل بعد ار آن به خانه بازگشت و آدم (ع) که هابیل را همراه او ندید از وی پیرامون فرزند کوچکش توضیح خواست قابیل که از جواب صریح به پدرش طفره می رفت ناگزیر او را به محل قتل برادرش آورده و پرده از جنایت خویش برداشت ، آدم (ع) آن زمینی را که خون فرزندش را در خود بلعیده بود به لعنت یاد کرد و بدین خاطر است که بعد از آن هیچ خاکی خون انسان را در خود فرو نمی برد ، آنگاه آدم در فراق فرزندش چهل شبانه روز گریست . امام سجاد (ع) می فرمایند : چهره قابیل در جهت گردش خورشید قرار داده خواهد شد تا پیوسته گداخته گردد و در هنگام سرما بر پیکرش آب سرد ودر گرما آب جوشان خواهند ریخت . در ( عیون اخبار الرضا ) آمده است که فردی از اهل شام از علی بن ابیطالب (ع) پیرامون آیه ( یوم یفرالمرء من اخیه ) سوال کرد آنحضرت در پاسخ فرمودند : منظور اینست که قابیل از برادرش هابیل خواهد گریخت . همچنین از آنحضرت درباره علت شوم بودن روز چهارشنبه سوال شد ، حضرت در پاسخ فرمودند : روزیکه هابیل به دست برادرش کشته شد آخرین چهارشنبه ما قمری و محاق کامل بود . از امام صادق (ع) چنین نقل شده است : شدیدترین شکنجه های قیامت اختصاص به 7 نفر دارد ، 1- قابیل 2- نمرود که با ابراهیم (ع) از در محاجه و جدال بر آمد 3- آن دو نفری که در میان بنی اسرائیل مردم را به یهودی گری و نصرانیت فرا خواندند . 4- فرعون که ادعا می کرد ( انا ربکم الاعلی ) 5- دو نفر از میان این امت امام صادق می فرمایند : فبل از کشته شدن هابیل تمام حیواناتدرنده و پرندگان و وحوش در هیئتی مختلط می زیستند و دسته و نوع خاصی نداشتند و تنها بعد از مرگ هابیل بود که از یکدیگر رمیدند و هر یک به شکلی در آمدند . و باز امام صادق (ع) می فرمایند : خداوند حوریه ای بهشتی را به ازدواج یکی از پسران آدم در آورده و فرزند دیگرش را به ازدواج زنی از اهل جن در آمد . و آنچه زیبائی و کمال و حسن خلق است از نسل همان حوریه بهشتی می باشد و سرچشمه سوء خلق ها نیز از اهل جن است . در جمع بندی بین این روایات و احادیث مطروحه قبل می توان مبنا را بر مجاز و اغماض نهاد یعنی مراد از حوریه بهشتی شبه او در زیبایی و کمال و همچنین است قیاس در مورد زن از اهل جن ، یا مطابق پاره ای از روایات ممکن جمع بین این دو صورت را در مورد یکی از فرزندان آدم متصور شد . امام صادق (ع) در حدیثی دیگر می فرمایند : ابلیس هنگامی که به زمین هبوط کرد صاحب همسری نبود و او اولین کسی بود که به خود ارضایی خویش پرداخت ، وضعیت مار نیز به همین منوال بود و ذریه ابلیس بوسیله تخمگذاری و تکثیر جوجه رشد می نمایند و بعید نیست که خود ارضایی طرح شده در حدیث قبل ، اشاره به این معنا داشته باشد هر چند معنای اصلی نیز خالی از قوت نمی باشد . علی (ع) می فرمایند : اول کسی که در روی زمین به بزهکاری و فساد پرداخت (عتاق ) دختر آدم (ع) می باشد . خداوند او را صاحب بیست انگشت گردانیده بود و در هر انگشتی دو ناخن بسیار بلند مانند داس قرار داشت ، محل ایجاد فساد او سرزمینی بود خشک و سوزان ، بعد از بی حرمتی و بزه او خداوند شیری بسان فیل و گرگی مانند گوسفند و کرکسی مثل الاغ را برانگیخت تا او را از میان بردارند . ( ابو بکر حضرمی ) از امام باقر (ع) اینگونه روایت می کند : هنگامیکه فرزندان ذکور آدم به 4 تن رسیدند خداوند 4 نفر از حوریان بهشتی را برای ازدواج با آنها و توالد نسل به زمین فرستاد سپس این گروه را به آسمانها فراخواند و در نوبت دیگر آنها را به ازدواج گروهی از اهل جن در آورد . در نتیجه آنچه از حلم و بردباری در روی زمین است از قبل آدم و آنچه زیبایی است از جانب حواست همچنین تمام زشتیها و سوءاخلاق از طایفه جن نشأت می گیرد . امام باقر (ع) در روایتی دیگر می فرمایند : قابیل بخاطر کشتن یرادرش با شاخهایش در میان خورشید آویزان است او با سرمای کشنده و گرمای طاقت فرسا همراه است تا در آتش قهر الهی غوطه ور گردد . در ( فروع کافی ) ضمن حدیثی مستند از امام صادق (ع) پیرامون اولین کتابی که نگارش یافت سوال شد آنحضرت در پاسخ فرمودند : خداوند تعالی در (عالم ذر ) یکایک انبیاء و فرشتگان و مومنین و کفار را بر آدم و ذریۀ او عرضه داشت هنگامیکه نوبت معرفی ( داوود (ع) ) رسید آدم پرسید : این کیست که در چنین مرتبه ای از کمال قرار دارد لکن دارای عمری بسیار کوتاه می باشد . خداوند در پاسخ فرمود: این فرزند تو داوود است که بر روال جاری خلقت رزق و روزی او تعیین نموده و برای او چهل بهار بیشتر مقرر نداشتم چرا که من آنچه را بخواهم محو نموده و آنچه را که اراده نمایم ثابت می گردانم و اصل کتاب نزد منست . حال اگر تو بخواهی مقداری از عمرت را به او پیشکش نمایی من نیز لر آن صحه می نهم ، آدم گفت : پروردگارا ! من شصت سال از عمرم را بدو بخشیدم خداوند به جبرئیل و میکائیل و ملک الموت دستور داد تا گفتۀ آدم را رقم زنند زیرا که او بزودی از این بابت دچار فراموشی خواهد شد . آنها نیز نوشته ای فراهم آورده و با گل علّیین آنرا مختوم نمودند . سالها گذشت تا زمانیکه آدم در حالت احتضار قرار گرفت و ملک الموت برای قبض روح به نزد او آمد ، آدم از علت آمدنش پرسید و هنگامیکه دریافت او برای قبض روحش آمده است خطاب به عزرائیل گفت : هنوز شصت سال از عمر من باقی ماندهاست در این هنگام ملک الوت او را از عهدی که بسته بود آگاه ساخت و گفت آنرا به فرزندت داوود بخشیدی و جبرئیل نیز در تایید نظر او نامه امضا شده را در معرض دید او قرار داد . در اینجا امام صادق (ع) فرمودند : به همین خاطر است که هرگاه سند بدهکار بدو نشان داده می شود خوار و ذلیل می گردد . بعد از این مشافهه آدم قبض روح شد . امام باقر (ع) می فرمایند : میان رکن و مقام قبور تعداد بیشماری از پیامبران است و حضرت آدم (ع) در حرم الهی مدفون است . امام صادق (ع) می فرمایند : بعد از مرگ آدم (ع) ابلیس و قابیل به شماتت او پرداختند و به لوده گری و نواختن آهنگ و موسیقی مشغول گشتند و هر گونه نواختن موسیقی و ضرب که بر این منوال باشد نیز از جانب ابلیس است . در کتاب تهذیب بنحو مرسل و مذاکره و بدون ذکر سند آمده است : هنگامیکه آدم از جنة الماوی به زمین فرود آمد احساس تنهایی و دهشت کرد از خداوند خواست تا یکی از درختان بهشتی را قرین او سازد ، پروردگار نیز اصله ای از درخت خرما را برای او فرستاد تا به نگهداری آن بپردازد . آدم (ع) حتی در هنگام وفات به فرزندانش اینگونه سفارش نمود : من در طول زندگانیم با این درخت مانوس بودم و دوست می دارم بعد از مرگم نیز چنین باشد ، در وقت مرگ شاخه ای از درخت خرما را به دو نیم کرده و در کنا پهلوان من قرار دهید . فرزندان آدم به سفارش پدر عمل نمودند و با اینکه این سنت در زمان جاهلیت منسوخ شده بود لکن پیامبر (ص) آنرا مجدداً احیاء و جاری نمودند . امام صادق (ع) می فرمایند : خداوند تعالی به نوح وحی فرستاد تا یک هفته گرداگرد کعبه طواف نماید بعد از این مدت او تا زانویش در آب فرو رفته و تابوت را که حامل استخوانهای آدم (ع) بود به داخل کشتی منتقل ساخت او سپس به باب کوفه رسید و آنجا بود که در میان مسجد جمعیت همراهش متفرق گشتند و او تابوت را در محلی بنام ( غُرَی ) دفن نمود . همچنین امام صادق (ع) می فرمایند : آدم ابوالبشر نهصدو سی سال عمر نمود و بعضی روایات سن او را هزار سال ذکر نموده اند . سید بن طاووس در ( سعدالسعود ) گوید : در ( صحف ادریس ) نبی آمده است که آدم (ع) به مدت ده روز و در پی تبی طولانی رحلت یافت وفات او در روز جمعه یازدهم محرم اتفاق افتاد . مدفن او غاری در میان کوه ابوقبیس است . و صورت او بطرف کعبه قرار دارد . عمر او حدود هزار و سی سال است و حواء یکسال بعد از ارتحال او در پی یک بیماری 15 روزه به دعوت حق لبیک گفته و در جوار آدم مدفون گشت . استمرار نسل انسان و ازدواج فرزندان حضرت آدم(ع) از نگاه روایات امام علی (ع) عليه السلام در پاسخ به پرسش از علت نامگذاري آدم و حوا به اين نام ها میفرماید: «إنّما سُمّيَ آدَمُ آدَمَ لأنّهُ خُلِقَ مِن أديمِ الأرضِ، و ذلكَ أنّ اللّه َ تباركَ و تعالي بَعَثَ جَبرئيلَ عليه السلام و أمرَهُ أن يأتِيَهُ مِن أديمِ الأرضِ بأربَعِ طِيناتٍ: طينَةٍ بَيضاءَ و طينَةٍ حَمراءَ و طينَةٍ غَبراءَ و طينَةٍ سَوداءَ و ذلكَ مِن سَهلِها و حَزنِها. ثُمَّ أمَرَهُ أن يأتيَهُ بأربَعِ مِياهٍ: ماءٍ عَذبٍ و ماءٍ مِلحٍ و ماءٍ مُرٍّ و ماءٍ مُنتِنٍ. ثُمّ أمرَهُ أن يُفرِغَ الماءَ في الطِّينِ و أدَمَهُ اللّه ُ بيَدِهِ فلَم يَفضُلْ شيءٌ مِن الطِّينِ يَحتاجُ إلَي الماءِ، و لا مِن الماءِ شيءٌ يَحتاجُ إلَي الطِّينِ. فجَعَلَ الماءَ العَذبَ في حَلقِهِ و جَعَلَ الماءَ المالِحَ في عينَيهِ و جَعَلَ الماءَ المُرَّ في اُذنَيهِ و جَعَلَ الماءَ المُنتِنَ في أنفِهِ». آدم را آدم ناميده اند، چون از اَديم زمين آفريده شد. بدين سان كه خداوند تبارك و تعالي جبرئيل عليه السلام را فرستاد و به او فرمود از اَديم (لايه بيروني) زمين چهار قسمت خاك بياورد: خاكي سفيد، خاكي سرخ، خاكي قهوه اي و خاكي سياه و آنها را از قسمتهاي نرم و سخت زمين فراهم آورد. آنگاه به او دستور داد چهار قسمت آب بياورد: آبي شيرين، آبي شور، آبي تلخ و آبي گنديده. سپس فرمود: كه آب را روي خاك بريزد و خداوند با دست (قدرت) خويش آن ها را به هم آميخت به طوري كه نه خاكي اضافه آمد كه به آب احتياج داشته باشد و نه آبي كه به خاك نياز داشته باشد. پس، آب شيرين را در قسمت حلق آن قرار داد و آب شور را در چشمانش و آب تلخ را در گوش هايش و آب گنديده را در بيني اش.[۲] امام علی (ع)عليه السلام میفرماید: «إنّ آدَمَ خُلِقَ مِن أديمِ الأرضِ؛ فيهِ الطَّيِّبُ والصّالِحُ والرَّديُّ، وكلّ ذلكَ أنتَ راءٍ في وُلدِهِ؛ آدم از اَديم (پوسته) زمين كه در آن (خاكِ) پاك و خوب و بد وجود دارد، آفريده شد و تو همه اين صفات را در فرزندان آدم مي بيني»در زمانه ما که هر کالا به هرجاء در هم است خوبو بد معیوبو سالم زشتو زیبا در هم است یا علی یاران خوبت مکن از بد جدا جان مولاء خوبو بد زشتو زیبا هم درهم است در ابتدا بايد گفت که اين روايت فقط در کتب اهل سنت آمده است و به همين جهت براي شيعه حجت نمي باشد ؛ اما براي اينکه به خود اهل سنت نيز پاسخ گفته باشيم در مورد اين روايت ومطالبي که به آن مربوط مي شود پاسخي خواهيم نوشت
+ نوشته شده در دوشنبه 23 بهمن 1396ساعت 09:10 توسط alialiali
|
ارسال نظر(0)
برادر23 مهدی 23 رهبر23 نشان الله 23 آئین 23جهان اسلام کلمه 23اصلی 23مذهب اسلام 23 مذهب حق2323 اسب می فهمه نماز یعنی چه ولی تو یابو خرنفهم نماز نمی خوانی یعنی کمتر ازیه شتری دین۶۴ الله محمد علی۶۴جانشین محمدعلی۶۴دین۶۴ الله محمدعلی۶۴تنها برگزیده دین۶۴نماینده غدیری۶۴دین الله م شهادت به باطل همطراز شرک به خداست اجتنبو قول زور از گفتار باطل اجتناب کنید رهبر آسمانی الله 59مهدی 59 آخرین امام دین اسلام 59دین الله 34+25 اصل اسلام=مهدی59دین واقعی اسلام59 علامت های بدن زبان بدن چه تاثیری بر روی اعتماد به نفس شما میگذارد؟ ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوس با دو کلمه و دو عدد قبله و دین و امام و اسلام و کتاب آسمانی و مذهب خود را ثابت نمائید گناه روزه خواری در هر روز 74 ضربه شلاق بروز کابل میباشد 50 تاش الاغم که باشه کارش تمامه جانشین اصلی آخرین پیامبر الهی110علی110برگزیدها الله عدالت محضی110شیعه یعنی ش شما ی یار ع علی ه هستید اصل اسلام آل الله 385 شیعه 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 با آل قرآن 385 |
آذر 1404 <-ArchivePosts->
مرداد 1397 <-ArchivePosts-> تیر 1397 <-ArchivePosts-> خرداد 1397 <-ArchivePosts-> اردیبهشت 1397 <-ArchivePosts-> فروردین 1397 <-ArchivePosts-> اسفند 1396 <-ArchivePosts-> بهمن 1396 <-ArchivePosts-> دی 1396 <-ArchivePosts-> آذر 1396 <-ArchivePosts-> آبان 1396 <-ArchivePosts-> مهر 1396 <-ArchivePosts-> شهریور 1396 <-ArchivePosts-> خرداد 1396 <-ArchivePosts-> اردیبهشت 1396 <-ArchivePosts-> بهمن 1395 <-ArchivePosts-> دی 1395 <-ArchivePosts-> آبان 1395 <-ArchivePosts-> مهر 1395 <-ArchivePosts-> شهریور 1395 <-ArchivePosts-> مرداد 1395 <-ArchivePosts-> تیر 1395 <-ArchivePosts-> خرداد 1395 <-ArchivePosts-> اردیبهشت 1395 <-ArchivePosts-> فروردین 1395 <-ArchivePosts-> اسفند 1394 <-ArchivePosts-> بهمن 1394 <-ArchivePosts-> دی 1394 <-ArchivePosts-> آذر 1394 <-ArchivePosts-> آبان 1394 <-ArchivePosts-> مهر 1394 <-ArchivePosts-> شهریور 1394 <-ArchivePosts-> تیر 1394 <-ArchivePosts-> خرداد 1394 <-ArchivePosts-> اردیبهشت 1394 <-ArchivePosts-> فروردین 1394 <-ArchivePosts-> اسفند 1393 <-ArchivePosts-> بهمن 1393 <-ArchivePosts-> دی 1393 <-ArchivePosts-> آذر 1393 <-ArchivePosts-> آبان 1393 <-ArchivePosts-> مهر 1393 <-ArchivePosts-> شهریور 1393 <-ArchivePosts-> مرداد 1393 <-ArchivePosts-> تیر 1393 <-ArchivePosts-> خرداد 1393 <-ArchivePosts-> اردیبهشت 1393 <-ArchivePosts-> فروردین 1393 <-ArchivePosts-> اسفند 1392 <-ArchivePosts-> |