مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد است {عج} والله ندیدم حق را نپذیرند برادران اهل سنت شریف ترین مردم دنیا هستند و درجا کلام حق رامیپذیرند نام شیعه 12بار در قرآن آمده { وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ} به ابجد وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین وزیر پیامبر 476 - 231= 245علی 110 + 135 فاطمه 245وصی نبیا 169علی مهدی169به ابجدبرترین دین 926-541عمر ابوبکر=385 با آل قرآن 385 فلسفه دین الله 385با قانون الهی دین الله 385یا الله وصی بحق محمد 385با آل قرآن385 شیعه 385راز اهل عالم 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دبن الله 385 به دین الهی الله محمد علی 385به اهله محمد فاطمه علی385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 این عدد نورانی را جلوی آئینه بگیر ابجد 5 تن آل عباء میشود 583 = 385 شیعیان فرزندان اهل بیت میباشند وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ: نام شیعه چندین بار در قرآن آمده شیعه یعنی چه385به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه یعنی اسلامه حق 245+140 با اسلامه= 385 شیعه نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده پس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولی اگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم وهابی اول دوم عمری خیلی ..... شیعه دوازده امامی385 ابجد385بدین واقعی اسلام385اسلام پیامبر385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385 به علم ابجد 385 بدین واقعی اسلام 385 شیعه385 یعنی حق اسلامه385 اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385 بدین اسلام واقعی 385اسلام پیامبر385بدین واقعی اسلام 385اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 دوازده بار در قرآن آمده ولی نام شما و فرقه هایتان یک بار هم نیامده استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ: به علم ابجد بهترین دین ها 737-541 عمر ابوبکر= دین اسلام 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم شیعه میباشد 196 به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 از پیامبر سئوال شد جانشینان شما چند نفرند فرمود 12 نفر پیامبران چند نفر بودند فرمود 124 هزار نفر و فرمود رسولان حق چند نفر بودند ایشان فرمود 313 نفر به ابجد رمز الله 313هر سال 313 روز با 52 جمعه 52+313= 365 روز سال رمز الله 313+72 یاران امام حسین72 +313 یاران امام زمان = 385 شیعه 385با آل قرآن385 شیعه 385 سلام به نام زیبایت یا قائم آل محمد من فقط دانم که مولایم توایی مولاء دیر نشده دیدار مجدد بنظر شما انگار یادت رفته ما را آقا ما شما را میخواهیم آقا هر وقت شما خواستی که نشد بگو ما بیائیم به دیدن شما وقتی روبروی شما قرار میگیرم تمام حاجاتم بر آورده میشود و دلم آرام میگیردشادی واقعی دیدار با شماست افتخار شیعه نام قائم است لطف مولایم بما هم دائم است مولاء منتظرم تا شکایت به مادرم زهرا نکرده ام بیا آقا جمالتو عشق است یا قائم آل محمدی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست سرور کائنات محمد استو جمال قائم آل محمد علیست جانشینه حق مولایم علی خیبر کنی بت شکنی یا قائم آل محمدی تو آقایی تو مولایی جمال محمدی کمال علی جمال خدا با رسول توایی جانه شیعه و جانه رسول مگر نام محمد هم علی نیست جانشینه حق پیغمبر علیست همین بس که نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست وصی خدا بت شکن به کعبه به دوش نبی ست جمالتو عشق است یاقائم آل محمدی تو چقدر خوبو زیبایی روح علی جانه محمدی جمال رسولو کمال علی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست بوود نام تو چون مولاء الهی بوود نام مولاء الهی عزیزه بتولو جانه مصطفایی مرتضایی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی فرق حیدر کعبه ومحراب چیست هر دو باشد یک نشان حق با علیست قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی مگر نام محمدهم علی هم علی نیست آئینه روی محمد علیست نگینه روی مصطفی بوود علی مرتضی صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست همین بس که نام محمد علیست وصی بحق 110 محمد علیست بت شکن در کعبه بر دوش نبی ست بلغ العلی بکمالهی کشف الدجا بجمالهی حسنت جمیع خصالهی صلو علیه و الهی چه جمال با صفایی شده نامت الهی هم ساقی کوثر علی حیدر علی صحر ابن عم وصی مصطفی حله پوش هل اتایو انما وارث گنجینه سرر قضاء قابل تشریف قوله لا فتا مولاء علیست شا هراره حق تو هستی در سلوک کائنات پرورده به دامن خود مصطفا عجب گلی گل کوثر گل حیدر یا قائم آل محمدی چه جمال با صفایی شه عالمی فدایی که به جای مصطفایی که تو بعداز خدایی شده نامت الهی تو جمال مصطفایی که علی مرتضایی شده بت شکن به کعبه که به دوش مصطفا یی که جمال مرتضایی شده نامت طلایی تو طلای ناب مایی صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست مگر نام محمد هم علی نیست ائینه روی محمد علیست اگه کسی با هوش باشه که عمری نمیشه ولی مکه لیاقت فرزندان پیامبررا از دست داد همه به عراق و ایران آمدند شما اگر دینتان را از ایرانیها فرزندان پیامبر گرفته اید خوشا به حالتان قرآن 351 فارسی351 رسول خدا فرمود روزی یاران سلمان فارسی در عین دانایی و حقیقت شما را به اسلام دعوت و شمانمیپذیرید پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم کوثر باشد شیعیان فرزندفاطمه میباشند ما ایرانیان افتخارمان این است که نوهای رسول خدائیم یا از مادری یا پدری فرق نمیکند نسل ایران نسل فاطمه سلامه الله علیه میباشداسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشنداسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشند دوست دارم دوباره بنویسم یک بارم برای مولایم مهدی مینویسم مولاء افتخار کن نوکرای خوبی داری اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشند یک بار هم برای مادرم حضرت حواء و حضرت فاطمه سلام الله علیه اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشندیک بار هم برای شهدای شیعه از حضرت آدم تا حضرت مهدی صلوات الله علیه اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشندیگ بار هم برای سنیها که حق را بپذیرند خودشونو مثل عمر به خریت نزنند بخدا اگر حق را نپذیرید روز قیامت بیچاره اید من نوشتم و شما هم خواندید دیگر جای هیچ بهانه ای نیست اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه =245 اسلامه حق میباشند گمراه دین 310 عمر 310 310کفری 310 دلیل نفاقه جهل عرب 310اباجهل در دین 310منکر310نیرنگ310مار زنگی 310کفری310 منکر 310جاهل منافق310 نامردیه 310عمر 310 نیرنگ310نمرودی310 سامری310 گمراه دین310310نمرودی 310جاهل منافق310ابله منافقا310 مکرن310حرامیان 310بی ایمان دین اسلام310 حرامیان 310 نیرنگ310 قاصب مذهب الله 310 مذهب ناحق اهل دین 310گره اهل دینه 310 قفل اهل دین 310 قاصب مذهب الله 310 مخالف اهل دین 310 فاسق دینه 310 نیرنگ310 با اهل منافق310 ملعون و پلید اهل دین 310قاصب بکل دین 310 اهل نابکار 310 بمنافق اول 310 ابله منافقا310 جاهل منافق310 حرامیان 310عمر 310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 نامردیه 310 یا باء دین اسلام 310قاصبان بدین 310عمر 310 جاهل منافق 310 حرامزاده پلید 310 فاسق دینه 310وهابی کودن دین اسلامی 310 رمززناه 310 گمراه دین 310منکر 310نامردیه 310با وهابیه نادان دین حق 310 کفری310 نیرنگ310نمرودی 310سامری310 310دائش وهابی نادان 310 اباجهل در دین 310گمراه دین 310 جاهل منافق 310 کفری 310حرامیان 310 نامردیه 310دزدانه فدک فاطمه 310بمار زنگی 310کفری منکر 310جاهل منافق 310 نامردیه 310عمر 310 سگ مردها310نیرنگ 310نمرودی310سامری310 گمراه دین310 مکرن310 خباثتی1512-1202 سه خلیفه = 310 عمر 310نامردیه 310 منکر310 کفری310نیرنگ 310 عمر310بوگند مردابا 310سگ مرد ها 310 کبر پلید دین 310بقلدره دینه 310نار جهیما310 خاک عالم بر سرت کنم عمر عرعر خر هم بوود لعن عمر این نام 310چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه خر میکندتف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکروعمر عثمان بوود عرعر خر هم بوود لعن عمر به ابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر 231 فاسق 231جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541= 231 احمق ملحد 231 ابوبکر 231 رکب وبا 231ابوبکر231 نفاق 231 عصیان231فاسق231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231به دقل باز کودن 231فقان 231احمق ملحد231با ناحق دینه 231 با دزد گربها231 ادیانی جعلی باطل 231 بابی عقلیها231 یاابوسفیانی231دورویه 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه دزدی231عصیان 231 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر 231 احمق ملحد231 لانه جاسوسیه 231با احمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231 ابوبکر231راه دزدی 231 نفاق 231احمق ملحد231 عصیان231فاسق231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231به دقل باز کودن 231فقان 231احمق ملحد231با ناحق دینه 231 با دزد گربها 231 بابی عقلیها 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه دزدی231عصیان 231 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر 231با احمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231 ابوبکر و عمر 541قاتلی 541 ابوبکر و عمر 541در غدیر خم دین کامل شد اکملتو لکم دینکم بعد از وفات پیامبر دشمنان دین خدا گمراه دین 310مکرن کفری عمر310نیرنگ 310گمراه دین 310 مکرن310کفری دزدان فدکه فاطمه310بمارزنگی310 کفری310منکر 310جاهل منافق منافق ابلها 310نامردیه310 کفری310عمر310نیرنگ 310 نمرودی310 حرامزاده پلید310 سامری310 گمراه دین310مکرن 310 بکج راه 231 ابوبکر231 دزده دینه اسلامی 231دزدا فدک نگونه 231ابوبکر 231رکب وبا 231 ابوبکر+310عمر= 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 عدواهل بیت بوده اند 541 گرگ منافقینی 541
[Link_Title] [Linkdaily_Clicks]

 بعثت پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلّم) بشارت برانگیخته شدن انسان به مقام آسمانی نبوت و چراغ  امامت روشنی برای راهنمایی همه گمراهان و بت پرستان، که در اوج جاهلیت به سر می برند است.

صفحه انتخاباتی سید ابراهیم رئیسی

صفحه انتخاباتی سید ابراهیم رئیسی  پیامبر فرمود عترتم را به یادگار می گذارم  کسی که حق عترت رسول الله را بجا آورد یعنی رسول خدا را خوشحال خواهد کرد کسی که شیعه واقعی میباشد اول عترت رسو الله را انتخاب می کند آقا سید ابراهیم64 رئیس کل اسلامی 64 دین 64 الله محمد علی64 کسی که شیعه واقعی میباشد پیامبر فرمود کتاب الله و عترتی 1575+12 امام = 1587 -1202 مقصر نفاق فتنه ها = 385 شیعه 385 دین پیامبر385 با آل قرآن 385فقط دین اسلام 385 دین پیامبر385 شیعه385شیعه واقعی اصل اسلام385این عدد را از راست بخوان میشود583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 شبکه نور 583 عاشوراه 583 پیامبر فرمود طرفدار ان اهل بیت من طرفدار من می باشند همیشه اهل خانه آگاهتر به مسائلند تا دشمنان بیرون خانه (مداحان قدر خود را بدانند زیرا در آن لحظه زبان اهل بیت(ع) هستند
لحظه ایی که زمین و زمان با اجرای مدح او میگریند.)

(خیلی ها صدای خوب دارند ولی نمیتوانند در فضائل اهل بیت(ع) مداحی کنند خیلی ها دکترا دارند ولی لیاقت روشن نمودن حقایق اسلام نصیبشان نخواهد شد 

به فکر نمازت باش، مثل شارژ موبایلت!

با صدای اذان بلند شو، مثل صدای موبایلت!

از انگشتانت برای اذکار استفاده کن، مثل صفحه کلید موبایلت!

قرآن را هم همیشه بخوان، مثل پیام‌های موبایلت بازی های کامپیوتری حرام و وقت تلف کردن میباشد بازی کلش حرام است وووو بیهوده وقت تلف کردن حرام است برای اینکه مسلمانان درس نخوانند و عقب بماند این بازی ها را در آورده اند که مغز شما از کار بیفتد و فکر پیشرفت به سرتان نزند و مشغول این بازی ها باشید هر چه زمان می گذرد به ظهور صاحب الزمان نزدیکتر می شویم وقتی ظهور برسد توبه هیچ گنه کاری پذیرفته نیست مومنان مومن و کافران کافر باقی میمانند داماد به عروس گفته به پدرت بگو جهازی خوب و با ارزش می خواهم جای داماد و عروس عوض شده داماد جهازی می خواهد داماد بلند پرواز یاوه گو نود درصد طلاق بخاطر داماد های دندان گرد کل کل انداز گراز صفت و جهازی بگیر زندگی خود را تباه می کنند بسیار زشت است که داماد تقاضای بهترین جهزیه کند پدر عروس گفت تو هم اولاد من محسوب می شوی بهترین را برایت می خرم حالا که تو بدنبال جهاز  با ارزشی اصلا" فکرش را هم نکن خدا بزرگ است بهترین را برایت می خرم که هی جهاز جهاز نکنی دوره ما شرممان می آمد حرف از جهاز بزنیم آنهم به پدر عروس

. روغن نارگیل 24 مورد که باعث لاغری می شود پرهیز از پرخوری روزی یک لواش یا نصف بربری فقط و فقط برنج ممنوع روغن نارگیل - برای لاغری شکم چه بخوریم

 

اگر می‌پرسید که برای لاغری شکم چه بخوریم ، باید گفت مطالعه روی زنان برزیلی نشان داده است که سایز کمر زنانی که طی یک دوره‌ی ۱۲ هفته‌ای از مکمل روغن نارگیل در رژیم غذایی‌ استفاده کرده‌اند، کوچک شده است. روغن نارگیل شامل نوعی اسید چربِ اشباع شده به نام اسید لوریک (Lauric Acid) است که در بدن به سرعت تبدیل به انرژی می‌شود. این یعنی کالری اسید لوریک، پیش از اینکه تبدیل به چربی انباشته شود، می‌سوزد و تبدیل به انرژی می‌شود و باعث لاغری شکم شما می‌شود. لزومی ندارد آن را به شکل قرص مصرف کنید، کافی است روغن نارگیل تصفیه شده را جایگزین روغن‌های دیگر در دستور غذای‌تان کنید. محصولات خوراکی قرمز یا بنفش‌رنگسبزیجات بنفش - برای لاغری شکم چه بخوریم

 

دومین پاسخی که در جواب به سوال برای لاغری شکم چه بخوریم، می‌توان داد این است که بگوییم خوراکی‌های بنفش و قرمز! تحقیقات تازه‌ی مجله‌ی تغذیه‌ی بالینی اروپا (European Journal of Clinical Nutrition) نشان داد زنانی که در یک بازه‌ی زمانی ۳ ساله رژیم غذایی سرشار از محصولات قرمز یا بنفش‌رنگ مانند انگور، گوجه، بادمجان و کلم دارند، نسبت به زنانی که رژیم غذایی‌شان بیشتر شامل سبزیجات و میوه‌های سبز، زرد یا نارنجی بوده است، چربی شکمی کمتری داشته‌اند. برخی پژوهش‌ها ادعا می‌کنند وجود فلاونوئید در برخی از این محصولات مانع جذب چربی می‌شود یا بر فرآیند چربی سوزی تأثیر گذاشته و باعث لاغری شکم می‌شود.. سرکه‌ی انارسرکه‌ی انار شکم را کوچک می‌کند - برای لاغری شکم چه بخوریم

 

بنا بر پژوهش محققین کُره‌ای مصرف ۳۰ میلی‌لیتر سرکه‌ی انار در زنانِ دچار اضافه وزن به مدت ۸ هفته، باعث کاهش ۳.۷ درصدی چربی شکمی و در نهایت باعث لاغری شکم در آنها شده است. به گفته‌ی دکتر کارول جوهانسون (Carol Johnston)، استاد دانشگاه آریزونا، همه‌ی انواع سرکه دارای اسید اَستیک هستند که هم در هضم نشاسته تأثیر دارد و هم آنزیم مؤثر در چربی‌سوزی را تحریک می‌کند.

 

۴. غلات کاملغلات کامل - برای لاغری شکم چه بخوریم

 

بر مبنای مطالعه‌ای در دانشگاه تافتز (Tufts University)، کسانی که روزی ۳ پُرس یا بیشتر غلات کامل مصرف می‌کنند، نسبت به کسانی که کمتر از نیم پُرس غلات کامل می‌خورند، ۱۰ درصد کمتر چربی شکمی دارند. رهبر این گروه تحقیق، دکتر نیکولا مک‌کُون (Nicola McKeown) می‌گوید: این مسئله ممکن است به دلیل اثر غلات کامل بر هورمون‌های کنترل اشتها و بروز احساس سیری باشد؛ یا به دلیل فیبر موجود در غلات کامل که با تحریک برخی هورمون‌ها، ذخیره‌ی چربی شکمی را کاهش می‌دهد. اما نکته‌ی قابل توجه این است که افرادی که غلات تصفیه شده مصرف کرده‌اند (انواع نان و شیرینی‌های سفید)، کاهشی در چربی شکمی‌شان نداشته‌اند. بنا بر توصیه‌ی دکتر مک‌کون بهتر است غلات تصفیه‌شده را با غلات کامل مانند برنج قهوه‌ای یا فارو (غذايي تهيه شده از انواع خاصی از گندم) جایگزین کنید5 . حبوباتحبوبات سرشار از فیبر - برای لاغری شکم چه بخوریم

 

یکی از دوستداران لاغری شکم انواع حبوبات است. آنطور که مطالعات مجله‌ی اُبیسیتی (Obesity) نشان ‌می‌دهد، به ازای مصرف ۱۰ گرم فیبر در هر روز، احتمال بروز چربی شکمی ۴ درصد کاهش می‌یابد. به گفته‌ی محققان، بهترین منبع فیبر انواع حبوبات هستند به ویژه عدس، لوبیای سیاه و لوبیای لیما (لوبیای عروس) که در هر نصف فنجان از آنها، ۷ تا ۸ گرم فیبر وجود دارد. سرپرست محققین اُبیسیتی، دکتر کریستن هیرستون (Kristen G. Hairston) معتقد است، لوبیای چشم‌بلبلی و لوبیا قرمز هم انتخاب‌های خوبی هستند زیرا به ازای هر نصف فنجان، ۴ تا ۵ گرم فیبر دارند.

 

۶. دانه‌ی چیا (Chia)دانه‌های چیا - برای لاغری شکم چه بخوریم

 

به گفته‌ی دکتر لیندسی براون (Lindsay Brown)، استاد دانشگاه کویینزلند، که درباره‌ی اثرات چیا در حذف چربی شکمی مطالعه کرده‌ است، دانه‌ی چیا علاوه بر پروتئين و فیبر حاوی اسید چرب ALA (آلفا لینولنیک اسید) است که مانع احاطه شدن اعضای حیاتی موجود در ناحیه‌ی شکمی توسط چربی می‌شود. دانه‌های چیا را می‌توان با انواع اسموتی مخلوط کرد، همراه با ماست میل نمود یا از ترکیب آن با شیر بادام، کمی دارچین و عسل، نوعی پودینگ تهیه کرد.

 

۷. دارچیندارچین - برای لاغری شکم چه بخوریم

 

یکی دیگر از مدافعان لاغری شکم که در کابینت ادویه‌های‌تان خواهید یافت، دارچین است. دانشمندان ژاپنی در آزمایشی، چندین موش را تحت رژیم غذایی پرچرب و پرقند قرار دادند، به رژیم غذایی گروهی از موش‌ها روغن دارچین، که عطر و طعم گرم دارچین از آن است، اضافه کردند. پس از یک ماه، موش‌هایی که ترکیبات دارچین را مصرف کرده بودند، چربی شکمی کمتری داشتند. کارشناسان معتقدند این ماده در از بین بردن توده‌های چربی مؤثر است. کری گنز (Keri Gans) نویسنده‌ی «یک تغییر غذاییِ کوچک» توصیه می‌کند در غذاهای روزانه‌ی خود برای کمی دارچین، به اندازه‌ی یک قاشق چایخوری، جا باز کنید8 . زردچوبهزردچوبه - برای لاغری شکم چه بخوریم

عروف است ادویه‌ی کاری جادویش را از این ادویه‌ی عجیب و مرموز می‌گیرد. اما از این پس می‌توانید به زردچوبه، به چشم یک «کمربند لاغرکننده» هم نگاه کنید! آنطور که مطالعات مجله‌ی «غذا و گوارش» (Food & Function) می‌گوید، زردچوبه حاوی مولکول‌هایی است که با جدا کردن قند از خون و تبدیل آن به انرژی، مانع ذخیره‌ی آن به شکل چربی در ناحیه‌ی شکم می‌شوند. کارشناس تغذیه، بروک اَلپرت (Brooke Alpert) توصیه می‌کند روزانه یک قاشق غذاخوری زردچوبه مصرف کنیم. به پیشنهاد او می‌توان به سوپ، ماست یونانی، انواع اسموتی‌ سبز، سبزیجات تَف داده شده، تخم مرغ و حتی چای، زردچوبه اضافه کرد. نگران نباشید! مقدار کم زردچوبه طعم خاصی ندارد، مخصوصا اگر در غذایی که می‌پزید طعم‌های مختلف وجود داشته باشد.

 

۹. شکلات تلخ

شکلات تلخ - برای لاغری شکم چه بخوریم

 

مانند بسیاری از دشمنان چربی، شکلات حاوی فلاونوئید است؛ به همین دلیل محققین اسپانیایی در پژوهش اخیر خود روی ۱۴۵۸ نوجوان، دریافتند کسانی که شکلات بیشتری مصرف می‌کنند، کمر باریک‌تری دارند. دگتر گارسیا، یکی از محققین این پژوهش و استاد دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه گرانادای اسپانیا، می‌گوید: نوع شکلات مهم نیست اما شکلات‌های تلخِ ۷۰درصد، حاوی مقادیر زیاد کاتچین (Catechin)، یکی از انواع فلاونوئیدها هستند که بر عملکرد انسولین و تولید کورتیزول (هورمونی که باعث ذخیره‌ی چربی در ناحیه‌ی شکم می‌شود) اثر می‌گذارد. تانیا زوکربرات (Tanya Zuckerbrot)، بنیانگذار رژیم غذاییِ عاملِ F توصیه می‌کند به جای شیرینی‌های معمول در رژیم غذایی، روزانه حدود ۳۰ گرم شکلات تلخِ ۷۰درصد مصرف کنیم. همچنین، شکلات تلخ را می‌توانید علاوه بر خوردنی‌ای برای لاغری شکم، به عنوان ماده‌ی انرژی‌زا در باشگاه و در هنگام ورزش استفاده کنید.

 

۱۰. تخم کتان و لاغریتخم کتان و لاغری

 

تخم کتان برای کاهش وزن بسیار مفید است. این ماده‌ی خوراکی با فیبر فراوانش به شما احساس سیری می‌دهد، سرشار از امگا-۳ و لینان (lignan) است که به از دست دادن وزن کمک می‌کند. وقتی هر قاشق غذاخوری تخم کتان تنها ۳۶ کالری دارد، گنجاندن آن در رژیم غذایی‌تان کار ساده‌ای است.

 

فیبر موجود در تخم کتان به اندازه‌ی است که تنها یک قاشق غذاخوری از آن برای اثرگذاری کافی‌ است. پژوهشی در سال ۲۰۱۲ نشان داد فیبر تخم کتان برای کاهش اشتها مفید است. فیبر محلول در تخم کتان فرایند گوارش را کند و از تبدیل شدن گلوکز به قند جلوگیری می‌کند. تنظیم قند خون به کاهش وزن کمک می‌کند زیرا قند اضافه‌ همیشه تبدیل به چربی می‌شود. افزایش قند همچنین با رهاسازی انسولین پیام توقف سوخت چربی‌های ذخیره‌شده را به بدن می‌دهد. به علاوه فیبر موجود در تخم کتان حاوی نوعی باکتری خوب است که ممکن است باعث کاهش وزن شود.

 

امگا‌-۳ احتمال بروز بیماری‌های قلبی-عروقی را کاهش می‌دهد و بنابر پژوهشی در سال ۲۰۱۳ مصرف به‌اندازه‌ی آن مانع چاقی می‌شود. امگا-۳ با افزایش سطح آدیپونکتین (adiponectin)، هورمونی که توسط سلول‌های چربی ترشح می‌شود و سوخت‌وساز لیپید و گلوکز را تنظیم می‌کند، به کاهش وزن کمک می‌کند.

 

تنها دو ماده‌ی خوراکی حاوی مقادیر فراوان لینان هستند: تخم کتان و کنجد. و میزان لینان موجود در تخم کتان ۷ برابر بیشتر ازکنجد است. لینان با کاهش کلسترول می‌تواند بروز بیماری‌های قلبی-عروقی را کاهش دهید. همچنین خاصیت آنتی‌اکسیدانی آن با رشد تومورهای سرطانی مقابله می‌کند، هرچند نیاز به تحقیق بیشتری در این زمینه است. با اینکه پژوهش‌ها اثر لینان بر کاهش وزن را ثابت نکرده‌اند، ویژگی‌ بالقوه‌ی آن در کاهش سطح گلوکز ممکن است به کاهش وزن کمک کند به‌ این شرط که کالری دریافتی از کالری مصرفی بیشتر نباشد.

 

مصرف تخم کتان معمولا با عوارض خاصی همراه نیست اما به دلیل برخی ترکیبات فعالش باید برخی نکات احتیاطی را در نظر بگیرید. این ماده‌ی خوراکی ممکن است باعث یبوست یا عوارض دیگری مانند اسهال، باد معده و روده و دردهای شکمی شود. زنان باردار نباید تخم کتان مصرف کنند. اگر دچار دیابت، اختلال خونریزی، انسداد روده، سرطان‌های حساس به‌هورمون یا هر بیماری مزمن دیگر هستید، پیش از مصرف تخم کتان با پزشک‌تان مشورت کنید.

 

تخم کتان را در یخچال نگه دارید و تا ۲۴ ساعت پس از آسیاب کردن مصرف کنید زیرا پس از این مدت مواد مفیدش را از دست می‌دهد. می‌توانید در دستور غذاهای مختلف تا ۱۵ درصدِ آرد را با تخم کتان جایگزین کنید اما احتمالا باید مقدار مخمر را افزایش بدهید. با استفاده از تخم کتان به جای تخم‌مرغ و روغن می‌توانید میزان کالری غذایتان را کاهش دهید. می‌توانید هر ۱ قاشق مارگارین را با ۳ قاشق تخم کتان، و هر تخم‌مرغ را با ترکیبی از ۱ قاشق تخم کتان و ۳ قاشق آب جایگزین کنید.

شما در طول روز سیگنال‌هایی را به مردم ارسال می‌کنید، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشید. نحوه‌‌ای که چشمان‌تان را حرکت می‌دهید و نحوه‌ای که با کسی دست می‌دهید نمونه‌های این سیگنال‌ها هستند. ممکن است با استفاده از زبان بدن، سیگنال‌های ناخودآگاهی را ارسال کنید که یا سبب شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند یا حداقل حرف شما را به واسطه‌ی دریافت آن سیگنال‌ها، اجمالا درست فرض کنند. هر زمان که درباره‌ی این مهارت‌ها صحبت می‌کنم، همیشه یک یا دو نفر هستند که از «اثر گذاشتن» بر دیگران به وسیله‌ی زبان بدن (ترفندهای روانی) احساس راحتی نمی‌کنند چند ترفند برای شناخت زبان بدن دیگران فریبندگی، همیشه هم بد نیست

  • «اثر گذاشتن»، تغییر رفتار یا تفکر دیگری است.
  • «فریبندگی»، دانسته اثر گذاشتن است.

شاید وقتی واژه‌ی «فریبندگی» را بشنوید، فورا افکار منفی به سراغ‌تان بیاید، اما دست نگه دارید.

فریبندگی به معنی دستکاری در برداشت و حس دیگران، لزوما بد نیست. آنچه بد است، نیت‌های بد انسان‌ها است.

نمونه‌ی ۱: فرد موذیِ فریبنده

انسان بد، بد است و انسان‌ بدی که فریبکاری می‌کند واقعا مشکل‌ساز است. برای نمونه:

  • دختر بدجنسی که قصد دارد جایگاه اجتماعی همکلاسی دوست‌داشتنی‌اش را پایین بیاورد.
  • او به همکلاسی‌هایش می‌گوید که این دختر دوست‌داشتنی کار بدی کرده است.
  • در نتیجه‌ کل کلاس دختر دوست‌داشتنی را کمتر دوست خواهند داشت.
  • و حالا دختر دوست‌داشتنی غمگین می‌شود.

نمونه‌ی ۲: فریبندگی دوستانه

فریبندگی می‌تواند حال و روز هر کسی را در موقعیت خاصی بهتر کند.

  • آدم خوش‌گذران یک فریبنده‌ی باتجربه است.
  • او تصادفا به شخصی تنه می‌زند.
  • او به نحو آرامش‌بخشی لبخند زده و عذرخواهی می‌کند، حتی اگر خودش مقصر نباشد.
  • به این ترتیب آدم خوش‌گذران با درایت و فریبندگی خود از وقوع یک دعوا جلوگیری می‌کند و شبِ خوشی را می‌گذراند.

همانطور که در این دو نمونه مشاهده کردید، مشکل دختر بدجنس در نمونه‌ی ۱، فریبندگی و دستکاری در موقعیت نبود. مشکل، نیت‌ بد و دروغ او بود.

درخواست من: نیت‌های خوب داشته باشید

فرض را بر این می‌گذارم که شما از این ترفندها با نیت‌های خوب استفاده خواهید کرد و لطفا همین کار را بکنید زبان بدن چه تاثیری بر روی اعتماد بنفس شما میگذارد بخش ۱: نگرش و زبان بدن

ذهن آدمی همواره به دنبال قضاوت کردن است. این ویژگی ما در فرایند تکامل باعث بقای ما شده است. ما در یک چشم به هم زدن قضاوت می‌کنیم:

  • آیا این فرد تهدیدی برای جان من است؟
  • آیا این فرد جذّاب است؟
  • آیا این فرد برای بقای (اجتماعی) من فایده‌ای دارد؟

به این غریزه توجه کنید، اما بدون شناخت بهتر فرد، هرگز تحت تاثیر آن عمل نکنید. ترفندهای زیر به شما کمک خواهند کرد تا به شیوه‌هایی رفتار کنید که دیگران برداشت خوبی از رفتار شما داشته باشند.

این بخش منحصرا درباره‌ی زبان بدن نیست، بلکه این نگرش‌ها به طور ناخودآگاه بر زبان بدن شما تأثیر خواهند گذاشت.

احساس امنیت کنید و از خود اطمینان نشان دهید

این نگرش آنقدر مهم است که باید یک مقاله‌ی کامل را به آن اختصاص داد. شما نمی‌توانید ۱۰۰٪ اوقات از این نگرش برخوردار باشید. به‌علاوه، قطعا مواردی هست که مطمئن به نظر نرسیدن به شما مزیت دوست‌داشتنی بودن را می‌دهد، اما نگرش عنوان شده روی هم رفته درست است.

دو نکته را باید در این خصوص در نظر بگیرید:

– سعی کنید مسائل ناراحت‌کننده را برطرف کنید:

  • برای من پوست بد یک مسئله بود که آن را برطرف کردم.
  • مسئله‌ی دیگر انتخاب لباس بود که آن را با به همراه بردن یکی از دوستانم هنگام خرید، حل کردم.

– به خودتان احساس امنیت را یاد بدهید:

  • من از کتاب‌های صوتی خودآموزی که دانلود کردم چیزهای زیادی آموختم.
  • هیکل متناسب داشتن کمک زیادی به من کرد. کتاب «بدن چهار ساعته» (The 4 Hour Body) یا خلاصه‌اش را بخوانید.

همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود پنج انگشت که یکی نمیشود در آخرالزمان جای عروس و داماد عوض می شود  بجای اینکه عروس از خانه فراری شود داماد فرار می کند بخاطر افکار پوچ و غلط داماد داماد به عروس گفته به پدرت بگو جهازی خوب و با ارزش می خواهم جای داماد و عروس عوض شده داماد جهاز می خواهد داماد بلند پرواز یاوه گو نود درصد طلاق بخاطر داماد های دندان گرد کل کل انداز گراز صفت و جهازی بگیر زندگی خود را تباه می کنند داماد و عروسی بخاطر وام ازدواجشان که به هر کدام ده میلیون وام می دهند داماد فرموده چرا بیست میلیون را بمن نداده اند فقط ده میلیون به داماد و ده میلیون به عروس تعلق می گیرد تازه به حسابهایشان واریز می گردد مقصر اصلی بانگها میباشند که بحساب هر دو می ریزند این وام اگر متعلق به داماد است باید به حساب داماد بجای ده میلیون ده میلیون عروس هم به داماد داده شود تازه پدر عروس ضامن وامشان شده است داماد بجای تشکر گفته بچرخ تا بچرخیم کسی که ازدواج می کند باید ازکل کل کردن و بلند پروازی و قلدری پرهیز کند اگر این جانب رئیس بانک بودم هر دو وام را به یک طرف میدادم که مشگل زیاده طلبی خانم داماد عروس داماد حل شود هر کسی ضامن شود وام از آن اوست یا هر دو طرف هر کسی با ظامن خودش این پولهای کم ارزش دعواء و قر کردن را ندارد وام ازدواج متعلق به عروس است برای خرید جهزیه ولی متاسفانه نود درصد طلاق بخاطر داماد های دندان گرد کل کل انداز گراز صفت و جهازی بگیر زندگی خود را تباه می کنند

چرا پیش از آنکه اصلا پلی ساخته باشید، دست به تخریب آن بزنید؟ اصلا منطقی به نظر نمی‌رسد:

  • شما می‌توانید همه چیز را به دست آورید
  • شما هیچ چیزی برای از دست دادن ندارید

به زودی خواهید فهمید که آیا فرد جدیدی که وارد زندگی‌تان شده، می‌خواهد یا می‌تواند یک دوست خوب باشد یا نه.

همه لایق احترام هستند، مگر غیر از این ثابت شود

در اینجا نیز، با احترام گذاشتن به دیگران یا چیزی به دست می‌آورید یا اصلا چیزی را از دست نمی‌دهید. این به آن معنا نیست که تمام روز باید تملّق کسی را بگویید، بلکه به این معنا است که نباید کسی را از سر باز کنید یا کاری کنید که احساس کم‌اهمیت بودن داشته باشند.

همه را دوست بدارید، مگر ثابت شود لیاقتش را ندارند

غریبه‌ها استحقاق این را دارند که به آنها فرصت اثبات حقانیت‌شان را بدهید. در دنیای ما هر کس می‌تواند چیزی باشد که در ظاهر نیست. من انسان‌های نفرت‌انگیزی را دیده‌ام که در ظاهر، مهربان به نظر می‌رسیدند و میلیاردرهایی که مثل کودکان هیجان‌زده رفتار می‌کردند. به قول یک ضرب‌المثل قدیمی: «به جلد یک کتاب دقت کنید، اما پیش از قضاوت کردن حتما چند ورق از آن را بخوانید.»

فرد نفرت‌انگیز یا میلیاردر هیچ کدام از دیگری «بهتر» نیستند. اما بودن در کنار یکی من را ناراحت و بودن در کنار دیگری به من احساس لذت و اشتیاق می‌دهد چگونه تنفر دیگران را کنار بگذاریم همیشه به این فکر کنید که چه کاری می‌توانید برای دیگران انجام دهید

وقتی با کسی برخورد می‌کنید، فکر نکنید که «او چه کاری می‌تواند برای من انجام دهد؟»، بلکه به این بیندیشید که «من چه کاری می‌توانم برای او انجام دهم؟» کمک کردن به دیگران بهترین راهی است که آنها را به کمک کردن به خود شما ترغیب می‌کند و این وضعیتی است که همه در آن برنده خواهند بود.

توجه کنید که نمی‌گویم نصیحت بیجا کنید تا خودتان را باهوش جلوه دهید. تنها زمانی به مردم کمک کنید که واقعا باور دارید زندگی آنها با آگاهی، کمک یا تماسی که شما به آنها پیشنهاد می‌کنید، بهتر خواهد شد.

پیشنهاد کمک بدهید، اما اصرار نکنید. مختصر و مفید سخن بگویید و اجازه دهید آنها تصمیم بگیرند که پیشنهاد کمک شما را بپذیرند یا نه.

بخش ۲: حالت بدن

حالت بدن - ترفندهای زبان بدن

بدن شما دائما در حال فرستادن سیگنال به افرادی است که با آنها برخورد می‌کنید. حالت بدن بر قضاوت‌های عجولانه‌ی افراد درباره‌ی شما، همینطور بر تصور شما از خودتان اثر می‌گذارد. افزون بر این، حالت درست بدن برای کمر شما هم خوب است، پس چه چیز بهتر از این؟

صاف اما راحت بایستید

برای یافتن یک حالت بدنی مثبت، موارد زیر را دنبال کنید:

۱. پاهایتان را هنگام ایستادن به عرض لگن‌تان باز کنید.

۲. قد خود را تا جای ممکن بالا بکشید، تصور کنید از سر در حال کشیده شدن به بالا هستید.

۳. حالا این حس بلند بودن را حفظ کنید، اما شانه‌هایتان را شل کنید.

۴. گردن‌تان را سفت نگه ندارید و به سرتان طوری زاویه بدهید که برای نگاه‌ کردن در چشمان فردی با قد متوسط مجبور نباشید به بالا یا پایین نگاه کنید.

چند توصیه:

  • هنگام حفظ حالت بدن، تا جای ممکن راحت باشید.
  • باد به سینه‌تان نیاندازید. قفسه سینه باید صاف باشد، درست مانند وقتی که روی زمین دراز کشیده‌اید.
  • شانه‌هایتان را کمی به عقب بکشید.

صاف بنشینید، اما خشک نباشید

وقتی شروع به صاف نشستن کنید، خواهید دید که جثه‌‌ی اغلب افراد، با صاف ننشستن کوچک می‌شود. وقتی با این حالت صاف پشت میز می‌نشینید، فورا احساس بلند بودن خواهید کرد. پشت‌تان را صاف، اما تا جای ممکن راحت نگه دارید همیشه در بخش میانی بدن‌تان کمی کشش داشته باشید

ماهیچه‌های شکم، کمر و ناحیه‌ی مرکزی بدن‌تان هرگز نباید هنگام ایستادن یا نشستن شل باشند. به طور کلی ماهیچه‌های شکم و مرکز بدن‌تان را تحت کمی فشار قرار دهید. این امر نه تنها بر حالت بدن شما اثر خوبی می‌گذارد، بلکه با وقار راه رفتن را برای شما آسان می‌کند.

پاهایتان را به عرض لگن از هم جدا کنید

طرز قرار گرفتن پاها چیزهای زیادی را درباره‌ی شما فاش می‌کند. این یک علم دقیق نیست، اما معمولا نزدیک هم بودن پاها حاکی از ناامنی است، در حالیکه فاصله داشتن آنها از هم نشاندهنده‌ی اعتماد به نفس است.

نزدیک بودن و دور بودن بیش از اندازه‌ی پاها از هم، می‌‌تواند بازتاب بدی روی شما داشته باشد. سعی کنید پاهایتان به اندازه‌ی عرض لگن یا کمی بیشتر از هم فاصله داشته باشند، نه بیشتر.

بخش ۳: وارد شدن به یک اتاق

لحظه‌ای که وارد یک اتاق می‌شوید لحظه‌ای است که خودتان را در معرض قضاوت افرادی که در اتاق هستند قرار می‌دهید. حتما از این فرصت استفاده کنید.

شاید بعضی از افراد، تکنیک‌های افراطی مثل خرامیدن را توصیه کنند، اما این توصیه در همه‌ی موقعیت‌ها نتیجه نمی‌دهد.

طوری لبخند بزنید که خوشحالی‌تان را از بودن در آن جمع نشان دهد

صرف نظر از اینکه واقعا خوشحال هستید یا نه، هنگام ورود به یک اتاق لبخند بزنید. طوری لبخند بزنید که انگار واقعا از آنچه می‌بینید لذت می‌برید. در این کار افراط نکنید. با صدای بلند نخندید. لبخندتان به گونه‌ای باشد که انگار پس از چند روز بارانی به بیرون قدم گذاشته‌اید و متوجه درخشش زیبای آفتاب شده‌اید.

با حاضران سلام و احوالپرسی کنید

منحصرا با یک شخص خاص سلام و احوالپرسی نکنید. با صدای بلند یا به تک‌تک افراد سلام نکنید، مگر اینکه این نوع رفتار مورد پسند آنها باشد. در غیر این صورت، هنگام نگاه کردن به افراد حاضر در اتاق، لحظه‌ای بی‌حرکت بمانید یا به آهستگی قدم بردارید.

در جمع دوستان و آشنایان ارتباط چشمی برقرار کنید بگید سلام آی وای آی آه سلام کنید و قلبوبشان را تسخیر کنید نگاه نافذ شما شخصیت حقیقی و بزرگ شما را به دیگران تفهیم می کند آهسته این کار را بکنید

  • ارتباط چشمی برقرار کنید - ترفندهای زبان بدن

به جماعت حاضر در اتاق چنان سریع نگاه نکنید که انگار به اشیاء نگاه کرده‌اید. در چشم افراد نگاه کنید و اگر کسی چشم در چشم شما دوخت، به او لبخند بزنید. کاری کنید که دیگران احساس کنند یک فرد مثبت وارد اتاق شده است.

  • حوصله به خرج دهید

این کار نه تنها نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس شماست، بلکه حاکی از یک نگرش باز و پذیرا نیز می‌باشد 

برای دوستان (فرضی) دست تکان دهید دست نشان دادن به امام زمان یعنی بی چونو چرا تسلیم و طرفدار شما هستیم آقا از کوچک تا بزرگ ما طرفدار واقعی شما هستیم  آقا ما را دریاب آقا کف دست ما نوشته 18 ذالحجه" غدیر خم آقا ما عهد شکن نیستیم 18 به ابجد الله 18 الله 18 میشود دین اسلام توسط الله در غدیر خم توسط پیامبر علی به عنوان مولاء و سر پرست دین اسلام معرفی شد تمام جانشینان 124 هزار پیامبر از جانب خداوند الله انتخاب کردیده است خداوند در قرآن می فرماید ما امام را انتخاب می کنیم انی جاعلک لناس اماما خداوند میفرماید ما امام را انتخاب میکنیم به ابجد دین ۶۴ دین ۶۴ الله محمد علی ۶۴ +۱۳۲ اسلام = ۱۹۶ دین اسلام ۱۹۶ ضرب ۱۴ معصوم خانواده محترم رسول خدا میشود ۱۹۶ دین اسلام ۱۹۶ به ابجد امام 82 ولی امر مسلمین جهانی 82 امام واقعی الله مهدی 82دین پیامبر دین شیعه82 اصل دین اسلام دین پیامبر82 اصل دین اسلام دین شیعه 82 اصل دین اسلام دین کعبه82 امام واقعی اصل دین اسلام 82 امام واقعی الله مهدی 82جانشین اصلی امام واقعی 82 به ابجد امام 82 قرآن میفرمایدانی جاعلک لناس اماما خداوند میفرماید ما امام را انتخاب میکنیم قال رسوالله  « أنا مدینة العلم وعلی بابها فمن أراد المدینة فلیأت الباب». «  من شهر علم هستم وعلی علیه السلام درب آن کسی که بخواهد وارد شهر گردد از درب آن وارد گردد » .  ‌‌بدیهی است که این دانش و آگاهی عادی و معمولی نیست که مسبوق به خطا و لغزش باشد ؛ بلکه این معرفت و شناخت الهی است که‌ خداوند برای هدایت وزعامت انسان آن راعنایت نموده است .

 لذا نظر دانشوران شیعه بر این است که « من عنده علم الکتاب » از آیات مکی است و منظور  از« الکتاب » در این آیه قرآن کریم بوده و مصداق واقعی این آیه امیرالمومنین علیه السلام می باشد

ما آماده بیعت با شما ئیم بزن قدش یا علی  آقا ما را از یاد نبری آقا من با شما هستم امر بفرما تا اجرا کنم علامت دست پنج انگشت داری به دست این نشانه 5 تن است چهارده بند انگشت داری به دست این نشانه 14 معصوم شیعه است چهارده خط انگشت داری به دست این نشانه 14 معصوم شیعه است برای دوستان فرضی دست تکان دهید - ترفندهای زبان بدن

انسان‌ها به طور ذاتی افرادی را که دوستان زیاد دارند، دوست داشته یا به آنها احترام می‌گذارند. وقتی پا به اتاقی می‌گذارید و روال عادی «سلام و احوالپرسی» را انجام می‌دهید، به دنبال آن برای دوستانتان دست تکان دهید و مثلا بگویید: «الان میام پیشت!»

مسئله این است که نباید برای دست تکان دادن برای دوستان فرضی، استرس داشته باشید. من در مناسبت‌های بزرگ همیشه این کار را می‌کنم. یادتان باشد که آدم پشت سرش را نمی‌بیند. اگر برای فردی که وجود خارجی ندارد و فرضا پشت سر فرد روبه‌روی شما است دست تکان دهید، فرد روبه‌رو نمی‌داند که شما در اصل برای هوا دست تکان داده‌اید.

این کار نتایج جالبی دارد:

  • مردم تصور می‌کنند شما افراد حاضر را می‌شناسید
  • شما زمان بیشتری دارید تا با آرامش به اطراف نگاه کنید
  • شما احساس اعتماد به نفس بیشتری می‌کنید

نکته اینجاست که با ترس دست تکان ندهید. این کار را با اطمینان کامل انجام دهید. جوری دست تکان دهید که انگار بهترین دوستتان آن طرف اتاق است و شما تلاش می‌کنید به او بگویید فورا خود را به او می‌رسانید.

بخش ۴: آداب دست دادندست دادن - ترفندهای زبان بدن

محکم و در عین حال آرام دست دهید

مردها به ویژه به نحوه‌ی دست دادن حساس هستند. دست دادن ضعیف یا مثل «ماهی مرده» فورا درجه‌ی دوست‌داشتنی بودن شما را پایین می‌آورد.

  • فقط شما دست‌تان را جلو نیاورید. دست دادن یک کار گروهی است.
  • فشار دست‌تان طوری باشد که انگار دسته‌ی یک ماهیتابه‌ی سنگین را گرفته‌اید.
  • اگر کسی مثل «ماهی مرده» دستش را به سمت شما آورد، دستش را سخت فشار ندهید.

هنگام دست دادن ارتباط چشمی برقرار کنید

نگاه کردن به اطراف، ناخودآگاه بار منفی به همراه می‌آورد:

  • شما برای فردی که با او دست می دهید احترام قائل نیستید یا حواستان به او نیست.
  • شما چیزی برای مخفی کردن دارید.

به اندازه‌ای به چشمان فرد مقابل نگاه کنید که رنگ چشمان او را بخاطر بسپارید. زل نزنید و فقط لحظه‌ای به چشمان او بنگرید.

طوری لبخند بزنید گویی دیدن آنها روز خوبی را برای شما رقم زده است

هنگام نگاه کردن به چشمان فردی که با او دست می‌دهید طوری لبخند بزنید که گویی چیزی در چشمان او می‌بینید که شما را خوشحال می‌کند.

با صدای بلند نخندید و فقط لبخند بزنید بخش ۵: موضع‌گیری بدنی

اینکه موقعیت و موضع بدن خود را چگونه و کجا تعیین کنید در چگونگی برداشت دیگران از شما اثر می‌گذارد. موضع‌گیری بدنی به همراه حالت بدن ابزارهای قدرتمندی هستند.

موضع گیری باز داشته باشید

وقتی با فردی صحبت می‌کنید، حالت بدن‌تان را طوری نشان دهید که به روی آن فرد باز و پذیرا باشد. به عبارت دیگر، موقعیت بدن‌تان ترجیحا «در معرض» باشد، برای نمونه قفسه سینه‌تان را با دست‌هایتان نپوشانید و قوز نکنید. با رعایت این نکات اعتماد و راحتی خود را به فرد مقابل نشان می‌دهید.

زاویه بدن‌ خود را به سمت فردی که با او صحبت می‌کنید تنظیم کنید

این یک تغییر نامحسوس است، اما اطمینان از اینکه بدن شما به هم‌صحبت شما «اشاره می‌کند»، مهم است. اگر زاویه بدن‌تان دور از فرد مقابل باشد، حاکی از ترس، عدم‌امنیت و بدگمانی است.

به اشیاء تکیه ندهید

تکیه دادن به یک شئ (برای نمونه دیوار) حاکی از بی‌اعتنایی و احتمالا احساس ناامنی است. هر زمان که امکانش را دارید با یک حالت بدن خوب بایستید. با استفاده از نکات بخش حالت بدن سعی کنید یک «حالت بدن خنثی» و البته راحت را به خود بگیرید.

وقتی به چیزی تکیه می‌دهید، حالت بدن را فراموش نکنید

اگر بنا به هر دلیلی مجبور به تکیه دادن به چیزی می‌شوید، حالت بدن خوب‌تان را حفظ کنید. قوز نکنید.

بخش ۶: صورتنقش صورت در زبان بدن

صورت شما ناحیه‌ای با سیگنال‌های بسیار است. در حقیقت، در زمینه‌ی حرکات ریز صورت که افراد به طور ناخودآگاه از خود بروز می‌دهند، تحقیقات بسیاری انجام شده است. انسان‌ها بدون اینکه بدانند اطلاعات زیادی را از این طریق منتقل می‌کنند.مثل حیوانات و سگها دائم پیام میفرستند  شما می‌توانید با استفاده از صورت‌تان، اطلاعات زیادی درباره‌ی خودتان به مردم بدهید.

از صورت خُنثای خود چهره‌ا‌ی شاد را به نمایش بگذارید

تا به حال از «سندروم صورت خونسرد» چیزی شنیده‌اید؟ برخی افراد ادعا می‌کنند که صورت خونسردشان ناراحت یا  عصبانی به نظر می‌رسد و این حالت سبب می‌شود دیگران آنها را به عنوان یک خطر اجتماعی تلقی کنند. شما طبیعتا تمایل نخواهید داشت با فردی که این نوع حالت صورت را دارد، صحبت کنید. گرچه، این حالت اصلا تهدیدی برای دیگران نیست، مگر برای روابط اجتماعی خود فرد.

مرحوم علاّ مه مجلسى به نقل از شيخ الطايفه مرحوم طوسى حكايت كند:

روزى حضرت سجّاد، امام زين العابدين عليه السّلام به عنوان انجام مراسم حجّ خانه خدا، عازم مكّه مكرّمه گرديد. زمان امام حج را مایه سرمایه داری خودشان نکرده بودند مفت و مجانی به سفر می رفتند امام سجاد علی ابن الحسین (ع)
در مسير راه از شهر مدينه به مكّه ، به بيابانى رسيد كه دزدهاى بسيارى جهت غارت و چپاول اموال حاجيان و اذيّت و آزار ايشان ، سر راه ايستاده و كمين كرده بودند.
همين كه امام عليه السّلام نزديك دزدان رسيد، يكى از آن دزدها جلو آمد و راه را بر آن حضرت بست و منع از حركت آن بزرگوار به سوى مكّه معظّمه گرديد.
امام زين العابدين عليه السّلام با متانت و خون سردى به آن دزد خطاب نمود و اظهار داشت : چه مى خواهى ؟ و به دنبال چه چيزى هستى ؟
دزد پاسخ داد: مى خواهم تو را به قتل رسانده و آن گاه وسائل واموال تو را غارت كنم .
حضرت فرمود: من حاضر هستم كه با رضايت خود اموال و آنچه را كه همراه دارم ، با تو تقسيم كنم و با رضايت خويش نصف آن ها را تحويل تو دهم .
دزد راهزن گفت : من نمى پذيرم و بايد برنامه و تصميم خود را، كه گفتم اجراء كنم .
حضرت سجّاد عليه السّلام فرمود: من حاضرم از آنچه كه به همراه دارم ، به مقدار هزينه سفر خويش بردارم و بقيّه آن را هر چه باشد در اختيار تو قرار دهم .
وليكن دزد همچنان بر حرف خود اصرار مى ورزيد و با لجاجت پيشنهاد امام زين العابدين عليه السّلام را نپذيرفت .
پس چون حضرت چنين حالت و برخوردى را از آن دزد مشاهده نمود، از او سؤ ال نمود: پروردگار و ارباب تو كجاست ؟ دزد پاسخ داد: در حال خواب به سر مى برد.
در اين موقع حضرت كلماتى را بر زبان مبارك خود جارى نمود و زمزمه اى كرد كه ناگهان دو شير درّنده پديدار گشتند؛ و به دزد حمله كردند و يكى سر دزد و ديگرى پايش را به دندان گرفت و هر يك او را به سمتى مى كشيد.دزد از وحشت فریاد زدن هم یادش رفته بود مثل زنی که از ترس زبانش بند برود در دهان شیرغش کرده و بی حال شده بود انگار التماس می کرد گروه شیطانی راه دزدی 231 نفاق231 در دهان شیر التماس و فریاد می کشید ولی صدایش بیرون نمی آمد 
سپس امام سجّاد عليه السّلام اظهار داشت : تو گمان كردى كه پروردگارت غافل است و در حال خواب به سر مى برد؟! و بعد از آن ، امام عليه السّلام به سلامت و امنيّت به راه خود ادامه داد و به سوى مكّه معظّمه حركت نمود.(1)

1- امالى شيخ طوسى : ص 605، بحارالا نوار: ج 46، ص 41، ح 36.

حتما سعی کنید صورت عادی شما (برای نمونه وقتی با لپ‌تاپ کار می‌کنید) اگر هم شاد نیست، لااقل راحت به نظر برسد. یک ترفند آسان این است که حالتی به خودتان بگیرید که انگار چیز سرگرم‌کننده‌ای را یافته‌اید.

تماس چشمی را ناگهان قطع نکنید

مردم عادت دارند اگر با کسی چشم در چشم شدند، چشم از آن فرد برداشته و به جای دیگری نگاه کنند. سعی کنید این کار را نکنید. تماس چشمی را حفظ کنید و لبخند بزنید. مردم اغلب خودشان نگاه‌شان را بر می‌گردانند، گرچه برخی هم چشم از شما بر نخواهند داشت.

تماس چشمی فوائد متعددی دارد:

  • مردم شما را فردی بی‌آلایش در نظر می‌گیرند.
  • شما اعتماد به نفس بیشتری احساس خواهید کرد.

لطفا توجه کنید که وقتی به تماس چشمی فردی با تماس چشمی خودتان پاسخ می‌گویید، حتما لبخند بزنید. نگاه بی‌تفاوت می‌تواند بسیار ناخوشایند باشد.

چگونه لبخند بزنیم

یک ترفند آسان برای لبخند زدن وجود دارد: تصور کنید در حال تماشای چیزی هستید که واقعا دوست دارید.

لبخند زدن به معنی حرکت دادن اجزای صورت به یک شیوه‌ی خاص نیست، بلکه به معنی حس کردن شادی و اجازه‌ی ابراز آن توسط صورت استبخش ۷: تکنیک‌ها و عادات

در اینجا به برخی نکات خواهیم پرداخت که انجام دادن آنها مستلزم به کارگیری اطلاعات محاوره‌ای و ارتباطی شما است.

کارهای طرف مقابل را قرینه کنید

یک تکنیک قدرتمند که بسیار درباره آن تحقیق شده، قرینه کردن است، گویی شما آینه فرد مقابل هستید و کارهای او را تقلید می‌کنید. مردم هنگامی در کنار شما احساس راحتی بیشتری می‌کنند و شما را بیشتر دوست خواهند داشت که شبیه آنها رفتار کنید. برای نمونه:

  • آنها دست به سینه هستند؟ شما هم دست به سینه باشید.
  • آنها به پای راست‌شان تکیه دادند؟ شما هم به پای راست‌تان تکیه دهید.
  • آنها یک لیوان آب در دست دارند؟ شما هم یک لیوان آب در دست بگیرید.

نکته اینجا است که نباید لو بروید. لحظه‌ای که فرد مورد نظر متوجه رفتار تقلیدآمیز شما شود، این تکنیک قدرت خود را از دست می‌دهد.

حرکات قرینه‌ای

همانند مورد بالا، در اینجا هم نباید لو بروید. گاهی، نکات ظریف اثرات بزرگی به جا می‌گذارند:

  • با او در حال نوشیدن قهوه هستید. او فنجان را برمی‌دارد که قهوه بنوشد؟ شما هم این کار را انجام دهید.
  • او لبخند می‌زند؟ شما هم لبخند بزنید (این کار آسانی است).
  • او اندکی به شما نزدیک‌تر می‌شود. شما هم این کار را انجام دهید.

بار دیگر تکرار می‌کنم که لو نروید و مصنوعی رفتار نکنید. از این تکنیک باید مرتبا و بدون جلب توجه استفاده کنید.



+ نوشته شده در سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1396ساعت 09:38 توسط alialiali | ارسال نظر(0)

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍنام شیعه 12 بار در قرآن آمده است ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده به قرآن رجوع کنیم و هر فرقه ای نامش در قرآن نبود محکم به دیوار بکوبیم به ابجد کبیراسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 علی و فاطمه میباشد به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین 196 ضرب 14 معصوم میباشد یعنی 4+1= 5 تن آل عباء خانواده پیامبر گرامیضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست 14 معصوم شهادت دادند فدک از آن مادرشان فاطمه است 14 ضربدر 14 = 196 - 737 شهادت کذاب = 541 عمر ابوبکر 541 دروغگو۱۲۱۶ - 14 معصوم =۱۲۰۲ابوبکر و عمر و عثمان دروغ گو بوده اند ابجدکل  ۱۴ معصوم ۱۷۴۳- ۱۲۰۲ سه خلیفه= ۵۴۱ عمرو ابوبکر 541 فلاکتی همچنانكه حكم خدا و رسولش صلى الله عليه و آله و سلم را كه فدك را رسول خدا به فاطمه عليهاالسلام داده اند و او در حال حيات پدرش آن را تصرف كرده است را رد كردى و شهادت يك نفر اعرابى را كه بر پاشنه خود بول مى كند مى پذيرى و فدك را از فاطمه عليهاالسلام گرفتى ... در اين موقع صدا و همهمه از ميان مردم برخاست و همگى سخنان على (عليه السلام ) را تاءييد كردند در اينجا بود كه عمر و ابوبكر توطئه قتل على (عليه السلام ) در سر نماز را توسط خالد بن وليد طراحى كردند.(علل الشرايع ، ج 1.)

علی قرآن=41+41اصل دین اسلام=82 امام82+114سوره قرآن=196دین اسلام196ضرب14 معصوم درخودش میشود 196دین اسلام196با دین الله فاطمه64 همسر لایق علی64به ابجد دین 64 دین 64 الله محمد علی64+64= 128کلید دین128حسین128 کلید دین128

 

 

به ابجد64دین64الله محمدعلی 64جانشین محمد علی64حقیقت دین الله64دست بیعت بارسول خدا وعلی کف دست راستت نوشته18 ذالحجه"غدیر خم18+64 دین=82 امام به ابجد امام82 انتخاب امام درغدیرخم امام82{82زاده محراب شهیدمحراب82 امام82 +114سوره قرآن=196دین اسلام196ضرب14 معصوم درخودش میشود196امام کل دین196دین اسلام196اسلامه مهدی196نماینده الله محمد66 الله 66+66 علی ولی الله=132 اسلام +64 دین = 196دین اسلام196محمد92+18ذالحجه"غدیرخم =110علی 110زاده محراب شهید محراب علیست پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) فرمودند: إن وليتموا علياً و ما أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يهدي بكم السبيل المستقيم.
اگر علي را خليفه خويش قرار دهيد، گرچه مي‌دانم نمي‌كنيد، همه شما را به ساحل نجات و سرمنزل مراد خواهد رساند. مسند احمد بن حنبل، ج1، ص109 ـ الإصابة لإبن حجر، ج4، ص468 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص82 ـ تفسير الآلوسي، ج6، ص170 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص420 ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص31 ـ ميزان الإعتدال الذهبي، ج3، ص363 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص 397

 

 

 

 

سایه پیغمبرندارد هیج میدانی چراآفتابی چون علی درسایه پیغمبر است هلال روی محمد سلام علیون مع الحق تمام همین بس که نام محمد علیست وصی پیمبر فقط این علیست جانشین شیر یزدان شاه مردان این علیست مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست دوش نبی حیدر است وارث پیعبراست قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضا به نامت قسم یا علی تو ایی وارث این نبی قسم به ذات کبریا که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است به ابجد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق میباشند 

 

 همین بس که نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست وصی خدا بت شکن به کعبه به دوش نبی ست جمالتو عشق است یاقائم آل محمدی تو چقدر خوبو آقا محمدی جمال رسولو کمال علی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست بوود نام تو چون مولاء الهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی قال رسول الله بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر231+310 عمر310دزدان فدکه فاطمه310عمر 310دزدا فدک نگو نه 231 ابوبکر=541

ابوبکر231+310 عمر= 541 ابومکر و عمر541  مگرنام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست به زودی همه شیعه گردند عزیز بدانند که حق با علیست به نامت قسم یا علی توایی وارث این نبی قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفا  بوود علی مرتضا جمال خدا با رسول حدیث کسای بتول علی در خانه حق هم که بوده تصاحب قلب کوثر را نموده ثاقی کوثر سلام کننده دره خیبر سلام دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است 

به ابجد اسلام 132 +92 محمد +110 علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال به ابجد بمب اتمی 495 - 541دو قاصب= 46 لا اله الا الله 46 محمد 20+26 علی = 46 الگوی محمد با علی از هزار بمب اتمی موثر تر است بمب اتمی انسانها را نابود میکند ولی علی انسانها را نجات میدهد در هر کاری با وضوء یا علی بگوئید پیروز میدانید به ابجد بمب اتمی 495 - 110 علی = 385 شیعه 385 حرف های حسابی 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 دین = بدین واقعی اسلام385 اسلام واقعی الله385 فلسفه دین الله 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام385 اسلام واقعی الله 385 با نمایندگان دین حق 385یا آرمان های الله 385 با آرمانهای دینی 385 یا آرمانهای الله 385 بسیج حق دین الهی محمد علی 385اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385بدین واقعی اسلام 385یا الله وصی بحق محمد 385موسی به هارون 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 بر حقه دین ها 385 به اسلام حق الهی محمد 385 اوله دینها در جهانی 385 به راه حق دین 385 با راه آسان دین 385 اولین راه بدینی ها 385 اسلامنا محمد علی 385 اصل بدین الله اسلام 385 اسلام واقعی الله385 باروزنه اميد جهان 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385 ده فرمانه 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 با جان دین های الهی محمد علی 385 امام بجهان اهل دین اسلام 385 دین ناب الله محمد علی 385 اهل اسلام ناب الهی حق 385 برترین دین 926- 541 عمر ابوبکر = 385 حکم الهی دین الله 385 حرف های حسابی 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 دین = بدین واقعی اسلام385 اسلام واقعی الله385 فلسفه دین الله 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام385 اسلام واقعی الله 385 با نمایندگان دین حق 385یا آرمان های الله 385 با آرمانهای دینی 385 یا آرمانهای الله 385 بسیج حق دین الهی محمد علی 385اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385بدین واقعی اسلام 385یا الله وصی بحق محمد 385موسی به هارون 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 بر حقه دین ها 385 به اسلام حق الهی محمد 385 اوله دینها در جهانی 385 به راه حق دین 385 با راه آسان دین 385 اولین راه بدینی ها 385 اسلامنا محمد علی 385 اصل بدین الله اسلام 385 اسلام واقعی الله باروزنه اميد جهان 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385 ده فرمانه 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 با جان دین های الهی محمد علی 385 امام بجهان اهل دین اسلام 385 دین ناب الله محمد علی 385 اهل اسلام ناب الهی حق 385 برترین دین 926- 541 عمر ابوبکر = 385 حکم الهی دین الله 385 ابجد385حرف های حسابی 385 فلسفه دین الله 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام385 اسلام واقعی الله 385 با نمایندگان دین حق 385یا آرمان های الله 385 با آرمانهای دینی 385 یا آرمانهای الله 385 بسیج حق دین الهی محمد علی 385اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385بدین واقعی اسلام 385یا الله وصی بحق محمد 385موسی به هارون 385 فلسفه دین الله 385 اسلام اسلام واقعی الله385 ده فرمانه 385 الواح و ده فرمان حضرت موسی چیست ؟385 به قبله عالم اهل دین 385 ملک کعبه بدین اسلام 385 با عقل کل اسلام 385با آل قرآن 385 اسلام پیامبر 385بیداری های اسلامی 385 اهل دین ادرکنی 385فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385با دل آرام اهل دینها385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385سربازانه مهدی 385حق دینه اسلامی 385 گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با گوهر مذاهبه اهله دینی 385دینه حق اسلامی385 اسلام واقعی الله 385385 دینه حقه محمد علی 385 فقط دین اسلام 385 فرقه 385 شیعه 385 شهید الله 385 شهید بدین 385شاه کلیدیه 385 براه دینه حق 385 با چراغه اهل دینها 385 با معجزه های کل دین اسلام 385 سربازانه مهدی 385 به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط دینه اسلام 385 شیعه 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد385معجزه دينه اسلامه 385 باروزنه اميد جهان 385 با راه دين حق 385 با مرد اهل ایمان385جاوید قرآنی با بيداريه اسلاميه 385 تفرقه بدین851 - 541 عمرابوبکر541=310 عمر 310 عمر عامل تفرقه 926 -385 شیعه = 541 عمر و ابوبکر541 +430 مقصر = 971 ظالم ظالم 971ظالم 971 - 430 مقصر = 541 ابوبکر عمرآیه قرآن ان من المجرمین منتقمون سه خلیفه عمر541قال رسول الله 1587 کتابی الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =385شیعه 385 فقط دین اسلام 385فرقه 385شیعه385 فقط دین اسلام 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 شهید بدین 385به ابجد قرآن385 مکتبه قرآن حق 926 -541 عمر ابوبکر541=385 شیعه 385 علی110-495بمب اتمی=385 شیعه 385 با منجی علم اسلامی385 با اسلام ناب محمد علی 385 مذهب اسلام محمدی 385اسلامنا محمد علی 385بطریق دین 385 معجزه دینه اسلامه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق385 با بیداریه اسلامیه 385حرف های حسابی 385 فلسفه دین الله 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام385 اسلام واقعی الله 385 با نمایندگان دین حق 385یا آرمان های الله 385 با آرمانهای دینی 385 یا آرمانهای الله 385 بسیج حق دین الهی محمد علی 385اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385بدین واقعی اسلام 385یا الله وصی بحق محمد 385موسی به هارون 385 فلسفه دین الله 385 اسلام اسلام واقعی الله385 ده فرمانه 385 الواح و ده فرمان حضرت موسی چیست ؟385 به قبله عالم اهل دین 385 ملک کعبه بدین اسلام 385 با عقل کل اسلام 385با آل قرآن 385 اسلام پیامبر 385بیداری های اسلامی 385 اهل دین ادرکنی 385فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385با دل آرام اهل دینها385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385سربازانه مهدی 385حق دینه اسلامی 385 گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با گوهر مذاهبه اهله دینی 385دینه حق اسلامی385 اسلام واقعی الله 385385 دینه حقه محمد علی 385 فقط دین اسلام 385 فرقه 385 شیعه 385 شهید الله 385 شهید بدین 385شاه کلیدیه 385 براه دینه حق 385 با چراغه اهل دینها 385 با معجزه های کل دین اسلام 385 سربازانه مهدی 385 به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط دینه اسلام 385 شیعه 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد385معجزه دينه اسلامه 385 باروزنه اميد جهان 385 با راه دين حق 385 با مرد اهل ایمان385جاوید قرآنی با بيداريه اسلاميه 385 تفرقه بدین851 - 541 عمرابوبکر541=310 عمر 310 عمر عامل تفرقه 926 -385 شیعه = 541 عمر و ابوبکر541 +430 مقصر = 971 ظالم ظالم 971ظالم 971 - 430 مقصر = 541 ابوبکر عمرآیه قرآن ان من المجرمین منتقمون سه خلیفه عمر541قال رسول الله 1587 کتابی الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =385شیعه 385 فقط دین اسلام 385فرقه 385شیعه385 فقط دین اسلام 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 شهید بدین 385به ابجد قرآن385 مکتبه قرآن حق 926 -541 عمر ابوبکر541=385 شیعه 385 علی110-495بمب اتمی=385 شیعه 385 با منجی علم اسلامی385 با اسلام ناب محمد علی 385 مذهب اسلام محمدی 385اسلامنا محمد علی 385بطریق دین 385 معجزه دینه اسلامه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق385 با بیداریه اسلامیه 385 حرف های حسابی 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 دین = بدین واقعی اسلام385 اسلام واقعی الله385 فلسفه دین الله 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام385 اسلام واقعی الله 385 با نمایندگان دین حق 385یا آرمان های الله 385 با آرمانهای دینی 385 یا آرمانهای الله 385 بسیج حق دین الهی محمد علی 385اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385بدین واقعی اسلام 385یا الله وصی بحق محمد 385موسی به هارون 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 بر حقه دین ها 385 به اسلام حق الهی محمد 385 اوله دینها در جهانی 385 به راه حق دین 385 با راه آسان دین 385 اولین راه بدینی ها 385 اسلامنا محمد علی 385 اصل بدین الله اسلام 385 اسلام واقعی الله باروزنه اميد جهان 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385 ده فرمانه 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 با جان دین های الهی محمد علی 385 امام بجهان اهل دین اسلام 385 دین ناب الله محمد علی 385 اهل اسلام ناب الهی حق 385 برترین دین 926- 541 عمر ابوبکر = 385 حکم الهی دین الله 385 ابجد385حرف های حسابی 385 فلسفه دین الله 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام385 اسلام واقعی الله 385 با نمایندگان دین حق 385یا آرمان های الله 385 با آرمانهای دینی 385 یا آرمانهای الله 385 بسیج حق دین الهی محمد علی 385اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385بدین واقعی اسلام 385یا الله وصی بحق محمد 385موسی به هارون 385 فلسفه دین الله 385 اسلام اسلام واقعی الله385 ده فرمانه 385 الواح و ده فرمان حضرت موسی چیست ؟385 به قبله عالم اهل دین 385 ملک کعبه بدین اسلام 385 با عقل کل اسلام 385با آل قرآن 385 اسلام پیامبر 385بیداری های اسلامی 385 اهل دین ادرکنی 385فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله 385 بیداری های اسلامی 385 معجزه دین اسلامی 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385با دل آرام اهل دینها385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385سربازانه مهدی 385حق دینه اسلامی 385 گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با گوهر مذاهبه اهله دینی 385دینه حق اسلامی385 اسلام واقعی الله 385 دینه حقه محمد علی 385 فقط دین اسلام 385 فرقه 385 شیعه 385 شهید الله 385 شهید بدین 385شاه کلیدیه 385 براه دینه حق 385 با چراغه اهل دینها 385 با معجزه های کل دین اسلام 385 سربازانه مهدی 385 به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط دینه اسلام 385 شیعه 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد385معجزه دينه اسلامه 385 باروزنه اميد جهان 385 با راه دين حق 385 با مرد اهل ایمان385جاوید قرآنی با بيداريه اسلاميه 385 تفرقه بدین851 - 541 عمرابوبکر541=310 عمر 310 عمر عامل تفرقه 926 -385 شیعه = 541 عمر و ابوبکر541 +430 مقصر = 971 ظالم ظالم 971ظالم 971 - 430 مقصر = 541 ابوبکر عمرآیه قرآن ان من المجرمین منتقمون سه خلیفه عمر541قال رسول الله 1587 کتابی الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =385شیعه 385 فقط دین اسلام 385فرقه 385شیعه385 فقط دین اسلام 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 شهید بدین 385به ابجد قرآن385 مکتبه قرآن حق 926 -541 عمر ابوبکر541=385 شیعه 385 علی110-495بمب اتمی=385 شیعه 385 با منجی علم اسلامی385 با اسلام ناب محمد علی 385 مذهب اسلام محمدی 385اسلامنا محمد علی 385بطریق دین 385 معجزه دینه اسلامه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق385 با بیداریه اسلامیه دنیا به دنبال شیعه 385 شدن میباشد ان شاء الله پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 دنیا احتیاج به شیعه شدن دارد نه بمب اتمی حدیث نبووی و ابجد به علم ریاضی قرآن به ابجد امامت 482-541 عمر ابوبکر = 59 مهدی امام کل جهان است  اماما آخر دنیا  = 826- 541 عمر ابوبکر=385  دین مداری الله385 آبروی دین محمدی 385فلسفه دین الله385  به ابجد امام 82+114 سوره قرآن = 196 ضرب 14 معصوم میباشد ابجد صغیر و کبیر مهدی82 امام 82 امام واقعی امام مهدی82 میباشد 82 جان نبی الله 82 پیامبر فرمود من و پدرو مادرم به فدایش الهی خاتم پیغمبران هم خود را قابل فدا شدن برای مهدیش میداند یعنی چه مقام تا چه حد است که خاتم پیغمبران لیاقت خود و پدر و مادرش را به فدا شدن برای مهدی میداند 124 هزار پیامبر آمدند خداو و پیامبر قبلی آن را انتخاب نمودند در آیه 124 بقره میفرماید به پیامبر الهی حضرت ابراهیم شما یک درجه بالاتر به مقام امامت رسیدی مقام امامت 622- 559 مقام نبوت = 23 مهدی میباشد در آیه 12 یاسین که 23 کلمه میباشد23وکل شیی احصیناه فی امام مبین این ایه 23 مهد ی23 در این آیه میفرماید امام مبین کسی میباشد که بدون وحی به امر خدا از تمام دنیا با خبر است قطرات باران و موهای سر ما چند تاس ای تاس به تمام علوم الهی واقف میباشد  پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نسناسد به مرگ جاهلیت خواهد مرد حروف  امام زمان ابجد 14 معصوم1743+351قرآن 1994 یعنی 4+9+9+1= 23 وارث 14 معصوم امام زمان وکل شیی احصیناه فی امام مبین این ایه 23 حروف دارد ابجد امام زمان یاسین آیه 12 هم میباشد به ابجد اسلام 12نجاتبخش12 حق 12 ساعت12 قلب12اسلام12جانها 12 رگهای عصب مغز 12 رگ میباشد کعبه 12 ضلع دارد

ابجد 5 تن آل عباء 583  به ابجد یا انسانیت یا583 شبکه نور 583 این عدد شریف و نورانی را از راست بخوان  ابجد 5 تن آل عباء 583 این عدد را جلوی آئینه بگیر میشود 385 شیعه 385 رسول خدا فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 حرفهای حسابی385اسلام پیامبر385فقط دین اسلام 385 فرزندان اهل بیت شیعیان هستند 583یا انسانیت 583از راست بخوان ابجد 5 تن  385 براستی شیعیان قائم آل محمد بحق میباشند { قال رسوالله} کتابی الله و عترتی 1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = 385شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385

شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه

 

 

 

 

 

 

 

72 ان الله یحب المتقین 72 یاران مهدی 313+72 یاران امام حسین = 385 شیعه به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196دین اسلام 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی196 دین اسلام 196+114سوره قرآن + 103 با اهل دین +82 امام82مهدی = 385 شیعه=با اسلامی دین الله  275 +110 دین الهی = 385 شیعه385 با اسلامی دین الله دین الهی 385 مداره 250+135 دین الله فاطمه = 385 شیعه مادره مداره250 + 135 دین الله = 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد دین اسلام196+ 166لا اله الا الله=362+23مهدی= 385شیعه 385یا طبیب قرآن 385یاران مهدی313+72یاران امام حسین= 385شیعه شیعه385 شیداء 385 شهید الله 385شیعه 385

 

 

 

مهدی 82+114سوره قرآن = 196 قلب دین196+166لا اله الا الله+ 23مهدی= 385شیعه 385یاران مهدی313+72یاران امام حسین=385شیعه385شیداء385شهید الله 385این عدد385شیعه راازراست بخوان میشه583 ابجد 5 تن آل عباء 583 برعکس میشه 385براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد

 

خداوند از کدام دین راضی میباشد به ابجد رضایت دین الهی الله 1587 - 1202 ابوبکرعمرعثمان = 385 شیعه 385 قال رسوالله فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلامه بحق محمد20+26 علی =385با گنجینه ناب دینه اسلامی 385 { قال رسوالله} کتابی الله و عترتی 1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = 385شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله = شیعه385  اسلام پیامبر 385با اسلا ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 اهل دین اسلام ناب محمد علی 385گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385فلسفه دین الله385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385 شیعه 385 اسلام پیامبر

 به ابجد شهید 319  اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385 دین ناب الله محمد علی 385به ابجدشهید الله 385 فلسفه دین الله 385 شهید  319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 با قانون الهی دین الله 385 قانون اساسی الهی 385 فلسفه دین الله 385 زنده با د دین بحق حسینی  385 شهید الله 385

پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 زنده باد دین بحق حسین 385 قانون الهی بدین الله 385 قانون اساسی الهی 385 شیعه 385 قانون بدین الهی الله 385  سربازه  الهی دین 385 با راه دین الهی الله 385  با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام385قانون الله بدین الهی 385 قانون الهی بدین الله 385 اسلام پیامبر 385 سربازانه مهدی 385 فلسفه دین الله 385  قانون الهی بدین الله 385 دین ناب الله محمد علی 385به راه الهی حسین 385 قانون الهی دین الله 385 محورا دین الله385    خداوند به پیامبر وحی فرستاد و پیامبر به علی فرمود743  ان الله لا یهدی القوم الکافرون 743-202 محمد علی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541   پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385

خداوند به پیامبر وحی فرستاد و پیامبر به علی فرمود743  ان الله لا یهدی القوم الکافرون 743-202 محمد علی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541   پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 سربازانه مهدی 385 فلسفه دین الله 385 با قانون الهی دین الله 385 دین ناب الله محمد علی 385

اهل وهابی بار علمی که ندارند روز قیامت متوجه میشوند که غرق در گمراهی بوده اند قیافه هایشان دیدنیست چه حالی به آنها دست می دهد وقتی واقعیت دین  651 -541 عمر ابوبکر= 0 11 دین الهی 110 علی 110 دین الهی 110 علی بوده و پشیمانی هیچ سودی ندارد  
به لطف الله هر روز هزاران وهابی شیعه میشوند شیعیان کوفی صفت هم توبه کرده و شیعه واقعی میشوند 

 

 به ابجد ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 آفتین 541 عداوتین541 قاتلی 541 مرگ کافر 541 عمر ابوبکر541 دشمنه اسلامی 541 به ابجد  فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر541 فتنه ها 541+430 مقصر = 971 ظالم971 - 310 عمر =661 عثمان 661  - 231 ابوبکر= 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541شیطان لعینه ها  541 لکه های ننگ شیطان 541 فتنه ها 541 به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 حرام لغمها ملحد دین541 عامل تفرقه  926 -385شیعه = 541  پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 با مذاهبه انحرافی اسلام 541 به ابجد ریاضی قرآن به ابجد مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان   661+310 عمر = 971 ظالم +231 ابوبکر=1202 سه خلیفه کفر اینم آیه قرآن به ابجد شان 1202 ان من المجرمین منتقمون1202 ابجد ابوبکر عمر عثمان 1202بکافران محض 1202 ارتش کفار1202  به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی541 اهله شر 541 به ابجد ستمکارترین انسان 1743- 1202 عمر ابوبکرعثمان=541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 آفتین 541مرگ کافر541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها  فتنه ها 541 اهله شر 541 عمر ابوبکراولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541منافقان پلیده دین 541 با ناکس های اهله قرآن 541مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541بنامردان قاصب 541 مردان گمراه541 فاجران دین اسلامی 541 مجرمین بدین اسلام 541  مردان گمراه 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 مقصرا دین الهی 541 بنامردان قاصب 541 مردان گمراه 541 بنامردان قاصب 541 نامردان اصلی دین 541 به اولین قاصبان احمق پلید 541 نامردان اصلی دین 541 به ابجد آفتین 541 کافر پلید دین اسلام 541آفتین 541فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 میباشند541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزندبه ابجد فتنه ها541عمرابوبکر541دشمنه اسلامی541آفتین 541 عداوتین 541 قاتلی 541عمر ابوبکر امام صادق فرمود مردم هر چه بیشتر برای ظهور قائم آل محمد (عج) دعا کنند خداوند امر فرج را زودتر محقق خواهد نمود انشاء الله385 در دل آئینه ها  385 روی تو پیداست ولی سروری سالاری شاه عالمی مهدی(عج) 313 رمز الله 313به شاه  313 ما میخواهیم در سال 1444 هجری قمری رسما" زیبا ترین تاج شاهی را که در موزه امام رضا ساخته خواهد شد را بسازیم و رسما" سلطان عالم را معرفی کنیم سال 1444 هجری قمری سال تاج گذاری به شاه عالم مهدی تبریک بگوئیم  این شاه شاه واقعی حقیقی میباشد امید وارم خداوند در همین سال امر خروج ایشان را در مشهد الرضا محقق گرداند چه کسانی  امام مهدی را خیلی دوست دارندپیامبر فرمود جانشینان من 12 نفر ازخانواده اهل بیت من میباشند چه کسانی حضرت مهدی را بیشتر از همه دوست دارنداول مادر بزرگوار مولایم مهدی 313 نرجس 313 رمز الله 313 ره حق 313 به شاه 313 رمز الله 313 هر سال 313 روزداریم با 52 جمعه 313+52= 365 روز سال مثل روز روشن حقانیت یاران شیعه مولاء مشخص است  چه کسانی حضرت مهدی را بیشتر از همه دوست دارندیارن مهدی (عج)نفر  313+72 یاران حسین(ع) = 385 شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 فلسفه دین الله 385 بدین واقعی اسلام 385 دین ناب الله محمد علی 385بمومنان دین اسلام 385 شیعه 385  شیعه 385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 با رنگ اسلام385 در دل آئینه ها 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 سربازانه مهدی  385گوهر بحق دین385براه دین حق385 باعقل کل اسلام385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385موسی به هارون 385فلسفه دین الله 385آبروی دین محمدی 385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385  هر سال 52 جمعه 52 +313 روز = 365 روز سال 5+6+3= 14معصوم 313+72 = 385 شیعه385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 شیعه385 را ازراست بخوان میشه583 ابجد5 تن آل عباء به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دین الهی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 مردانی طلایی 365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 فلسفه دین الله 385 بدین واقعی اسلام 385 دین ناب الله محمد علی 385بمومنان دین اسلام 385 شیعه 385  شیعه 385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 با رنگ اسلام385 در دل آئینه ها 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 سربازانه مهدی  385گوهر بحق دین385براه دین حق385 باعقل کل اسلام385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385موسی به هارون 385فلسفه دین الله 385آبروی دین محمدی 385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385دین حق اسلامی385دین ناب الله محمد علی 385 دین مداری الله 385  اسلام الهیه محمد علی 385شیعه میباشد لطفا از حضرت مهدی تشکر کنید  پیامبر فرمود جانشینان من 12 نفر از خانواده اهل بیت من میباشند چه کسانی حضرت مهدی را بیشتر از همه دوست دارند اول مادر بزرگوار مولایم مهدی 313 نرجس 313 رمز الله 313 هر سال 313 روز داریم مثل روز روشن حقانیت یاران شیعه مولاء مشخص است 313+72 یاران حسین (ع) = 385 شیعه385 دین مداری الله 385 آبروی دین محمدی 385  هر سال 52 جمعه 52 +313 روز = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم 313+72 = 385 شیعه385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 شیعه385 را از راست بخوان میشه583 ابجد5 تن آل عباء
 به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دین الهی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 مردانی طلایی 365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم  به ابجد 351 فارسی 351  قرآن 351 +14 معصوم خانواده پیامبر = 365 روز سال امام صادق فرمود مردم هر چه بیشتر برای ظهور قائم آل محمد (عج) دعا کنند خداوند امر فرج را زودتر محقق خواهد نمود انشاء الله385 در دل آئینه ها  385 روی تو پیداست ولی سروری سالاری شاه عالمی مهدی(عج) 313 رمز الله 313به شاه  313 ما میخواهیم در سال 1444 هجری قمری رسما" زیبا ترین تاج شاهی را که در موزه امام رضا ساخته خواهد شد را بسازیم و رسما" سلطان عالم را معرفی کنیم سال 1444 هجری قمری سال تاج گذاری به شاه عالم مهدی تبریک بگوئیم  این شاه شاه حقیقی میباشد امید وارم خداوند در همین سال امر خروج ایشان را در مشهد الرضا محقق گرداند چه کسانی  امام مهدی را خیلی دوست دارندپیامبر فرمود جانشینان من 12 نفر ازخانواده اهل بیت من میباشند چه کسانی حضرت مهدی را بیشتر از همه دوست دارنداول مادر بزرگوار مولایم مهدی 313 نرجس 313 رمز الله 313 ره حق 313 به شاه 313 رمز الله 313 هر سال 313 روزداریم با 52 جمعه 313+52= 365 روز سال مثل روز روشن حقانیت یاران شیعه مولاء مشخص است  چه کسانی حضرت مهدی را بیشتر از همه دوست دارندیارن مهدی (عج)نفر  313+72 یاران حسین(ع) = 385 شیعه385   هر سال 52 جمعه 52 +313 روز = 365 روز سال 5+6+3= 14معصوم 313+72 = 385 شیعه385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 شیعه385 را ازراست بخوان میشه583 ابجد5 تن آل عباء به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دین الهی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 مردانی طلایی 365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 فلسفه دین الله 385 بدین واقعی اسلام 385 دین ناب الله محمد علی 385بمومنان دین اسلام 385 شیعه 385  شیعه 385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 با رنگ اسلام385 در دل آئینه ها 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 سربازانه مهدی  385گوهر بحق دین385براه دین حق385 باعقل کل اسلام385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385موسی به هارون 385فلسفه دین الله 385آبروی دین محمدی 385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385دین حق اسلامی385دین ناب الله محمد علی 385 اسلام الهیه محمد علی 385شیعه میباشد لطفا از حضرت مهدی تشکر کنید  پیامبر فرمود جانشینان من 12 نفر از خانواده اهل بیت من میباشند چه کسانی حضرت مهدی را بیشتر از همه دوست دارند اول مادر بزرگوار مولایم مهدی 313 نرجس 313 رمز الله 313 هر سال 313 روز داریم مثل روز روشن حقانیت یاران شیعه مولاء مشخص است 313+72 یاران حسین (ع) = 385 شیعه385   هر سال 52 جمعه 52 +313 روز = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم 313+72 = 385 شیعه385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی 385 شیعه385 را از راست بخوان میشه583 ابجد5 تن آل عباء

 

ابجد 5 تن آل عباء 583  به ابجد یا انسانیت یا583 شبکه نور 583 این عدد شریف و نورانی را از راست بخوان  ابجد 5 تن آل عباء 583 این عدد را جلوی آئینه بگیر میشود 385 شیعه 385 رسول خدا فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 حرفهای حسابی385اسلام پیامبر385فقط دین اسلام 385 فرزندان اهل بیت شیعیان هستند 583یا انسانیت 583از راست بخوان ابجد 5 تن  385 براستی شیعیان قائم آل محمد بحق میباشند { قال رسوالله} کتابی الله و عترتی 1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = 385شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385

خداوند از کدام دین راضی میباشد به ابجد رضایت دین الهی الله 1587 - 1202 ابوبکرعمرعثمان = 385 شیعه 385 قال رسوالله فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلامه بحق محمد20+26 علی =385با گنجینه ناب دینه اسلامی 385 { قال رسوالله} کتابی الله و عترتی 1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = 385شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله = شیعه385  اسلام پیامبر 385با اسلا ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 اهل دین اسلام ناب محمد علی 385گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385فلسفه دین الله385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385 شیعه 385 اسلام پیامبر

 به ابجد شهید 319  اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385 دین ناب الله محمد علی 385به ابجدشهید الله 385 فلسفه دین الله 385 شهید  319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 با قانون الهی دین الله 385 قانون اساسی الهی 385 فلسفه دین الله 385 زنده با د دین بحق حسینی  385 شهید الله 385

پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 زنده باد دین بحق حسین 385 قانون الهی بدین الله 385 قانون اساسی الهی 385 شیعه 385 قانون بدین الهی الله 385  سربازه  الهی دین 385 با راه دین الهی الله 385  با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام385قانون الله بدین الهی 385 قانون الهی بدین الله 385 اسلام پیامبر 385 سربازانه مهدی 385 فلسفه دین الله 385  قانون الهی بدین الله 385 دین ناب الله محمد علی 385به راه الهی حسین 385 قانون الهی دین الله 385 محورا دین الله385    خداوند به پیامبر وحی فرستاد و پیامبر به علی فرمود743  ان الله لا یهدی القوم الکافرون 743-202 محمد علی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541   پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385

 

 

خداوند به پیامبر وحی فرستاد و پیامبر به علی فرمود743  ان الله لا یهدی القوم الکافرون 743-202 محمد علی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541   پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 سربازانه مهدی 385 فلسفه دین الله 385 با قانون الهی دین الله 385 دین ناب الله محمد علی 385

= قرآن الهی 397 -541 عمر ابوبکر=144 ضرب 12 امام در خودش144 یعنی114سوره قرآن +30 جزء آن= 144ضرب 12 امام 144 میباشد یعنی 4ضربدر4+1= 17 رکعت نماز در5 وقت بنام 5 تن آل عباء خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار دادضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 امام در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز سال معجزه قال رسوالله (ص) فتنه گران دشمن اسلامه حق میباشند به ابجد فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم عمر ابوبکر رکب وبا قال رسول الله(ص) بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541 دزده دینه اسلامی541دشمنه اسلامی 541 به باتلاق541 دشمنا ملحد دین 541به دشمن اسلام حق541 ابوبکر231+310عمر 541 دزدان فدکه فاطمه310+231 ابوبکر= 541 عمر 310+231 ابوبکر= 541قاتلی 541 دشمنه اسلامی541عمر ابوبکر541 پیامبر فرمود بعداز من فتنه ها بپا خیزند به ابجد قرآن فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 کهیعص 190 ابوبکر و عمر هم به قرآن هم به فارسی خیانت میکنند حمله عمر و ابوبکر به ایران و آتش زدن قرآن 190+351= 541 عمر و ابوبکر خائنین و قصب خلافت علی نمودند  خائنینه 786 -اسلامه حق 245= 541 عمر و ابوبکر قال رسوالله} کتابی الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =فرقه 385شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 شهید بدین 385 با منجی علم اسلامی385 با اسلام ناب محمد علی 385 مذهب اسلام محمدی 385 اسلامنا محمد علی 385بطریق دین 385 شهید بدین 385 معجزه دینه اسلامه 385 با روزنه امید جهان 385با راه دین حق 385 با بیداریه اسلامیه 385 یعنی ۵ضربدر ۸ ضربدر ۳= ۱۲۰ علیی ۱۲۰ابجد خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 با فاجعه جهانی 231 به لعین دین 231 ابوبکر231لعین بدین231 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم - 310 عمر =661 عثمان -231 ابوبکر =430 مقصر به ابجد (ریاست کفر )971 ظالم971 میباشد ظالم 971-661 عثمان = 310 عمر ریاست کفر971 + 231 ابوبکر=1202 سه خلیفه 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 -971= ریاست کفر231 ابوبکر این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر سه خلیفه میباشد قال رسوالله خائنینه اسلامه حق245 را بشناسید به ابجد خائنینه 786- 245 اسلامه حق = 541 عمرابوبکر 541            کودتا 431+110علی= 541 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم حدیث نبوی و ابجد قرآن الهی 397 -541 =144 ضرب 12 امام در خودش144 یعنی114سوره قرآن +30 جزء آن= 144 برادرم ناراحت نشو دین اسلام 74 فرقه میباشد همه هم صددرصدخود را بحق 110 بحق میدانند بدون دلیل و برهان بابا مرد باشید و ثابت کنید ما علمی صحبت میکنیم تا بی سوادها هم بفهمند حساب حساب کاکا برادر علم ابجد قرآن تقدیم میکند اگر واقعا شما بحق میباشی بسم الله دلیلت کجاست بشک لشک دلیل بیاور و ثابت کن مرد باش حاتفی گفت دیدم من آن کتف نبی دوره خاتم تابه شانه بود علیا"یا علیا"یاعلی بلغ العلی بکمالهی کشف الدوجا بجمالهی حسنت جمیع خصالهی صلو علیه والهی چه جمال باصفایی شده نامت الهی هم ساقی کوثر علی حیدرعلی همسبط پیغمبرعلی سایه پیغمبرندارد هیج میدانی چراآفتابی چون علی درسایه پیغمبر است هلال روی محمد سلام علیون مع الحق تمام همین بس که نام محمد علیست وصی پیمبر فقط این علیست جانشین شیر یزدان شاه مردان این علیست مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست دوش نبی حیدر است وارث پیعبراست قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضا به نامت قسم یا علی تو ایی وارث این نبی قسم به ذات کبریا که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است به ابجد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمهسلام بر افسر بسیجی سلام بر بسیج ارتشی این روزها به کلمات زیبا و امام زمان پسند زیاد بر میخورم به ابجد راه حق 26 علی 26 میباشد و به ابجد کبیر اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 علی و فاطمه میباشد به ابجد بمب اتمی 495 - 541دو قاصب= 46 لا اله الا الله 46 محمد 20+26 علی = 46 الگوی محمد با علی از هزار بمب اتم موثر تر است خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار دادضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 امام در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز سال معجزه قال رسوالله (ص) فتنه گران دشمن اسلامندبه ابجد فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم عمر و ابوبکر رکب وبا می باشند قال رسول الله(ص) بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541 دزده دینه اسلامی541به باتلاق541 دشمنا ملحد دین 541به دشمن اسلام حق541 ابوبکر231+310عمر 541 دزدان فدکه فاطمه310+231 ابوبکر= 541 عمر 310+231 ابوبکر= 541قاتلی 541 دشمنه اسلامی541عمر ابوبکر541قال رسوالله} کتابی الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان =فرقه 385شیعه385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات استپیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 شهید بدین 385 با منجی علم اسلامی385 با اسلام ناب محمد علی 385 مذهب اسلام محمدی 385 اسلامنا محمد علی 385بطریق دین 385 شهید بدین 385 معجزه دینه اسلامه 385 با روزنه امید جهان 385 با راه دین حق 385 با بیداریه اسلامیه 385 یعنی ۵ضربدر ۸ ضربدر ۳= ۱۲۰ علیی ۱۲۰ابجد خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 با فاجعه جهانی 231 به لعین دین 231 ابوبکر231لعین بدین231 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم - 310 عمر =661 عثمان -231 ابوبکر =430 مقصر به ابجد (ریاست کفر )971 ظالم971 میباشد ظالم 971-661 عثمان = 310 عمر ریاست کفر971 + 231 ابوبکر=1202 سه خلیفه 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 -971= ریاست کفر231 ابوبکر این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر سه خلیفه میباشد قال علی (ع) علم ابجد هزار باب دارد باب حدیث و کلمه در علم ابجد قرآن ظالم 971-430 مقصر = 541عمرابوبکر541 قال رسوالله خائنینه اسلام را بشناسید به ابجد خائنینه 786- 245 اسلامه حق = 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110علی= 541 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالمحدیث نبوی و ابجد قرآن الهی 397 -541 =144 ضرب 12 امام در خودش144 یعنی114سوره قرآن +30 جزء آن= 144 برادرم ناراحت نشو دین اسلام 74 فرقه میباشد همه هم صددرصدخود را بحق 110 بحق میدانند بدون دلیل و برهان بابا مرد باشید و ثابت کنید ما علمی صحبت میکنیم تا بی سوادها هم بفهمند حساب حساب کاکا برادر علم ابجد قرآن تقدیم میکند اگر واقعا شما بحق میباشی بسم الله دلیلت کجاست بشک لشک دلیل بیاور و ثابت کن مرد باش حاتفی گفت دیدم من آن کتف نبی دوره خاتم تابه شانه بود علیا"یا علیا"یاعلی بلغ العلی بکمالهی کشف الدوجا بجمالهی حسنت جمیع خصالهی صلو علیه والهی چه جمال باصفایی شده نامت الهی هم ساقی کوثر علی حیدرعلی همسبط پیغمبرعلی سایه پیغمبرندارد هیج میدانی چراآفتابی چون علی درسایه پیغمبر است هلال روی محمد سلام علیون مع الحق تمام همین بس که نام محمد علیست وصی پیمبر فقط این علیست جانشین شیر یزدان شاه مردان این علیست مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست دوش نبی حیدر است وارث پیعبراست قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضا به نامت قسم یا علی تو ایی وارث این نبی قسم به ذات کبریا که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است به ابجد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق میباشند همین بس که نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست وصی خدا بت شکن به کعبه به دوش نبی ست جمالتو عشق است یاقائم آل محمدی تو چقدر خوبو آقا محمدی جمال رسولو کمال علی مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست بوود نام تو چون مولاء الهی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضاییقال رسول الله بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر231+310 عمر310دزدان فدکه فاطمه310عمر 310دزدا فدک نگو نه 231 ابوبکر=541 ابوبکر231+310 عمر= 541 ابومکر و عمر541 مگرنام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست به زودی همه شیعه گردند عزیز بدانند که حق با علیست به نامت قسم یا علی توایی وارث این نبی قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفا بوود علی مرتضا جمال خدا با رسول حدیث کسای بتول علی در خانه حق هم که بوده تصاحب قلب کوثر را نموده ثاقی کوثر سلام کننده دره خیبر سلام دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است دلی که نیست حب علی سنگ است چرا که نور وی و نور حق هماهنگ است مگرنام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست وصی بحق محمدسلام علیون مع الحق تمام رعد 24 ساعت به عالم نام توست اشهد ان علیا" ولی الله دوازده ساعت روز 12 ساعت شب حق 12اسلام 12 حق 12خود پیامبر فرمود دانشینان من 12 نفر از اهل بیت من هستندسَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ سلام بر جمال حیدر کرار جانشین مصطفا این مرتضاست در غدیر خم دین کامل شد اکملتو لکم دینکم بعد از وفات پیامبر دشمنان دین خداعمر 310 ابله منافقا310 جاهل منافق 310عمر 310حرامیان310 گمراه دین310 فاسقین310 310مکرن 310 کفری310 گمراه دین 310 عمر310نیرنگ 310 گمراه دین 310 ابله منافقا 310مکرن 310 کفری310دزدان فدکه فاطمه310ابله منافقا310 فاسیقینی 310با دروغگوا310 نیرنگ 310عمر310مکاره پلید 310بمارزنگی310دزده فدکه فاطمه 310کفری 310 منکر 310جاهل منافق310 منافق ابلها 310منافق پلید310 مکاره پلید310 سگ مردها نامردیه310ماری پلیدیه310بمار زنگی 310مکاره پلید310باسیاه کاری 310کفری310عمر 310نیرنگ310 نمرودی310مرسی 310 حرامزاده پلید310 سامری310 گمراه دین 310 مکرن310 بکج راه 231 ابوبکر231به لعین دین 231 دزده دینه اسلامی 231دزدا فدک نگونه 231 ابوبکر 231به لعین دین231 فاسدی بدینی231به لعین دین231رکب وبا 231بی آبروی231 231با فاجعه جهانی 231آدمیا ملحدی لجن 231کوره 231به دزد سر گردنه 231 دزده دینه اسلامی 231نفاق 231ابوبکر231احمق ملحد 231 عصیان231 ابوبکر231+310عمر = 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند قصب دین مقصرن 737 -196 = 541 دشمن مکتب قرآن 1207-5 تن خانواده پیامبر = 1202 ابجد ابوبکرو عمر و عثمان 1202 آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون1202 1202 شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 اگرکسی به خانه شماحمله کند ومادرتان را بکشد خانه تان را به آتش بکشد کلید کارخانه پدرتان را هم بگیرد و یاران پدرت را هم بکشد فامیلهایتان و خودتان را از شهر بیرون کندفقط یک حرامزاده پلید 310 میتواند باغ فدک را قصب کند آنهم از دختر پیامبر در 18 سالگی با فرزند درون شکمش به شهادت برسد ابوبکر دوسال بیشتر خلافت نکرد به دعای فاطمه ذلیل از دنیا رفت بارها ابومکر فرمود ای کاش به فاطمه ظلم نمیکردم و فدکش را قصب نمیکردم پیامبر فرمود هر کسی فاطمه را بیازارد دوزخی میباشد خلافتی که جانشین و فرزند پیامبر فاطمه بیعت نکرد و شهید شد یک سوره در قرآن کوثر بنامش آمده ولی نام ابومکر رکب وبا در قرآن نیامده پس قصب خلافت باطل است 541قلدردین اسلامیا541 ابوبکرعمر 541به دشمن اسلام حق541 دشمنا ملحد دین 541 به باتلاق541 دشمنیا لعنتی 541 به ابجد با سر خر شیطان 1433-1202 سه خلیفه = 231 ابوبکر ظالم 971- 430مقصر= 541 عمر وابوبکر 541 علمی صحبت کنیم به علم ابجد ظالم 971- 430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر 541خجالتم خوب چیزیه زدی وهابی سنی را ترکوندی که میگی دشمنان شیعه یک مرد پیدا نمیشه جواب بده اهل سنت که سر از خط علی میتابند اند شیطان به خدا گمراهند ده ساله منتظرم بخدا یک سال دیگه صبر میکنم حکم برایتان صادر میکنم یامباهله هر کی دوست داره بامن وارد مباهله بشه و بترکه یک الله اکبر بگه ببینه میترکه یا نه یاشیعه قائم آل محمدبشوید یا جواب علمی بدهیدهر موقع یک عمری با غیرت پیدا شد و توانست با نام ابوبکر رکب وبا مگه نمیگید بعد از پیامبره نامشم باید مثل پیغمبر باشه عمر رمع گوسفند ابوبکر =رکب وبا دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت ناحقها دوسال نشده خدا به زمین میزندشان اگر این غاصب ها جانشین پیامبر بودند چرا نامشان مثل پیامبر نیست ولی علی در غدیر خم از جانب خدا امام همه پیامبران الهی شدو همه دست بیعت دادند در صحیح مسلم بخاری هم آمده ببینیم یک مرد دراهل سنت پیدا میشه نام عمر و ابوبکر را مثل نام محمد ثابت کنه یا بازم دروغ گو هستندهر وقت تونستیدمن سنی میشم باتمام شیعها ولی اگر نتوانستید نامرد نباشید شیعه علی بشوید واقعا مولای عالم کیست 1092 دلیل اگر کسی صد دلیل آورد نپذیرید ولی اگر کسی به هزار نام خدا و ابجد محمد1092 دلیل آورد او قرآن ناطق بحق دین میباشدبه هزار نام خدا قسم1000 به ابجد محمد 92 قسم 1092-1202 سه خلیفه= 110 بحق مولاء و مقتدای عالم علیست زاده محراب زاده کعبه شهید محراب علیست عکس نام محمد علیست کسی که نامش معجزه ایست شاه مردان این علیست ای معجزه جمال عرشه خدابسم الله علییون مع الحق والحقو مع العلی مولاءآیه قرآن بوود نام علی ولسان صدق" علیا جمال محمد سلام علی یون" مع الحق تمام تو اسر ارهویی سلام علی یون مع الحق سلام جمال محمد علی شدی بت شکن هم به دوش نبی به ابجد ظالم 971- 430 مقصر = 541 عمر و ابوبکر541فتنه ای546- 5 تن ال نبی= 541 خیانت به نبی 1129-1202 سه خلیفه = 73 فرقه فتنهای546 -5تن خانواده پیامبر= 541 عمر ابوبکر=خیانتی جنجالیا1128-1202=74 فرقه 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 فرقه شدن دین اسلام به ابجد فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه ابجد سه خلیفه فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم اسلام 132-541 عمر ابوبکر= 71- تبری ٦١٢ = ٥٤١ ابوبکر و عمر تبری بجوئید از ٥٤١ ابوبکرعمر فلاکتی 541 اهل شرا 541 شیطان لعینا 541 قاتلی 541 شیطان نادانی پلیدیا 541کمراه دین بکج راه 541 ابوبکر 231رکب وبا 231 ابوبکر+310 عمر= 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند فتنه ها 541 دشمن اسلامیه 541 فتنه ها 541 هفت گناه 541مرد کافر 545-4 خلیفه = 541 عمر و ابوبکر کافر بودند به ابجد خلیفه خدا 1330-1202سه خلیفه = 128 حسین= 8ضربدر 2+1= 17 شهید نماز 128 =8+2+1= 11 امام شهید میشوند خلیفه خداوند 1390-1202= 198 علیست8+9+1= 18 ذالحجه غدیرخم علی از جانب خداوند انتخاب گردیدبه ابجد قرآن امام الهی 128 امام حسین 128 مادری الهی داشت که یک سوره در قرآن بنامش کوثر آمده سوره کوثر آیا کسی که در قرآن یک سوره به نامش آمده را فرزندش را در کربلاء تشنه سر میبرند آنهم فرزند پیامبر را جواب پیامبر چه خواهند داد اگر دوستان شما فرزندتان را بکشد بی تفاوت بی خیال مثل اهل سنت میباشد شما رسول خدا را دوست دارید و از کشته شدن سید جوانان اهل بهشت که در بخاری و صحیح مسلم آمده بی خیالید بنظر شما خداوند نیاز نبود 124 هزار پیامبر بیاورد ابومکر و عمر کافی بوده کسانی که حب این دو کافر در قلبشان باشد به ذات خدا دوزخی میباشند کدام مسلمان دوست دارد به دوزخ برود قسم دروغ نمیخورد به ذات پروردگار قسم ابومکررکب وبا دوسال بییشتر خلافت نکرد از دنیا رفت هر کسی ناحق باشد دوسال نشده میمیردبجای اینکه دینتان را از فرزندان پیامبر بگیرید از دشمنان پیامبر گرفته و عمری شده ایدخدایااگر سنی وهابی نتوانست حقانیت خود را ثابت کند یک نفر سنی را در بهشت نبر همه را ببر جهنم با عمر و ابومکر رکب وبا

خائنینه 786- 245 اسلامه حق = 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110= 541 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفداراین یابو بوود عرعر خر هم بوود لعن عمر به ابجد خر 800 -430 مقصر =شیطان370 منهای 60پلیدیها = 310 عمر از شیطان پلیدتر و خرتر بوده است پاره گین را کی قرین با چشمه کوثر کنم به خانواده پیامبر 5 تن آل عباء میگویند آیه مباهله حدیث کثاء 5 تن آل عباء ابجد کل 14 معصوم خانواده رسول خدا میشود 1743 منهای 1202 سه خلیفه کن = قاصب خلافت الله 541 ابوبکر و عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر= 1202 لعنت الله 1202 ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد ابوبکرو عمر عثمان 1202 این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر ابجد قاصبان ولایت علی و 5 تن آل عباء میباشد تمام معادلات عنایت خداست ابجد 14 معصوم1743+351قرآن 1994 یعنی 4+9+9+1= 23 وارث 14 معصوم امام زمان وکل شیی احصیناه فی امام مبین این ایه 23 حروف دارد ابجد امام زمان یاسین آیه 12 هم میباشد به ابجد اسلام 12نجاتبخش12 حق 12 ساعت12 قلب12اسلام12جانها 12 رگهای عصب مغز 12 رگ میباشد کعبه 12 ضلع دارد امام +14 معصوم = 26 راه حق 26 علی 26به ابجد اسلامه حق245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق فاطمه و علی میباشد علمی صحبت کنیم علم ابجد قرآن تقدیم میکندابجداسلام132+علی110+92محمد+5تن+12+14معصوم =365روز سال365+20محمد =385 شیعه 385پیامبر فرمود فقط یکفرقه اهل نجات است تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفداراین یابو بوود به مال خر گفته زکی عرعر خر هم بوود لعن عمر به ابجد خر 800 -370شیطان=430مقصر منهای 60پلیدیها = 310 عمر از شیطان خرتر بوده است اینجا مسجد امام علیست حی علی الصلاه"نیایش یک فیلسوف درودبرشما سلام همه هم علیه سلام حتما قــرار شاه و گـــدا هسـت یادتان آقــــــا دلــــم عجیـبــــ گــــرفته هر جا برایتان آقا نشدکه بیایم دوباره به دیدارتان دست شماست لطفی کنید ارباب به این غلامتان الهی که من هم شوم فدات یا مهدی یا مولاء یا صاحب الزمان آقـــا مـــــنم ،چـــــه بــــگویم برایتان آری مــــنم همــان غــلام رو سیاهتان عــادتـــ کرده ام که شوم من گدایتان پرپر دائم میزنم من برایتان الهی من به فدایتان فدای هیبت و قد سروتان منم گــــم گشته ی ســـرا و دیـــار مرامتانبدون فاصله حس ميكنم حضورتان خورشید جلوه دهد انعكاس نورجمالتان حس میكنم رشته هاي پرتو کلامتان دلم دوباره خبر ميدهد حضورتان آقا من به قربانه وجودتان لمس میکنم بوسه ای که زدم به روی ماهتان تمام دار وندارم فدایتان جانه منو تمام این شیعها بفدایتان جانم تقدیمتان مشــهد ،حـرم ، ورودی بابــــ الجوادتان نشسته این دل بی قرارهمیشه سر راهتان چه کردی با دلم مجنون صفت شدم دیوانه قرارتان مولاء انتظار دگر بس است و جدایی مرامتان ببین چه بیکس و تنها نشسته ام عاشق ترین منم به هوایتان گل زهرا به دردهایم دوایتان شاها بهر کجا میروی ولی پس چرا بی غلامتان شبو روز میفرستم آقا سلامتان وقتی دهی دل دیوانه قرارتان زودتر آیم من سر قرارو مدارتان آقا دلم همیشه میکند یادتان شرمنده ام که نبوسیدم من پایتان وقتی علی میکند بمن سفارشتان من میشم قنبرو هم غلامتان سگ دره پاسبانتان چه میکنی با دله مجنون که شده دیوانه مرامتان لبیک یا مولاء یا مهدی یا مولاء یا غایب ز مومنان لبیک یا مولاء یا صاحب الزمان عجل علاء ظهورک یا صاحب الزمان وصی بحق محمد سلام که گفتی اشد را تو اول کلام نماز رسول خدا را که خواندی و غسلش که دادی توایی صاحب حوض کوثر وصی بحق پیمبرسلام بر جمالت محمد علی چه زیبا جدا نور واحد شدید بر جمال روی ماهت میکنم هر دم سلام معجزه نامت بوود زیبا تمام امیرالمومنین فرمود خدا ناحق را زود بر زمین میزند ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت یک مثال در مصر محمد مرسی ووو به زور سر کار آمدند همه همدیگر را کشتند و حزب الله هم میباشد در زمان علی (ع) هم بدین شکل بوده که عده ای ابله پلید کودن گمراه دین 310شیطان دردین وظیفه اش آشوبا 310و روی کار آمدن عمر310 گمراه دین 310 منکر310 جاهل منافق310است برای امتحان امت خدا هر کاری میکند 1400سال مسلمانان نافهم 74 فرقه شدند و برای گمراهان همدیگر را میکشند آنان که میکشند قابیلی و آنان که کشته میشوند هابیلند حضرت نوح هم به 5 تن متوسل شد و حضرت آدم هم بخاطر 5 تن بخشیده شد ابجد رمزا وحدت125 الله محمد علی کوثرحسن حسین125 دوره کعبه 5 تن در زمینو آسمان نام الله با محمد ناودانه طلای کوثری روبروی شکاف کعبه بر روی علی درب کعبه هم حسینو روبرویش بوود جانم حسن به 12 ظلع کعبه قسم به 5 تنو 12امامو 14معصوم رسم 5 انگشت داری به دست این نشان 5 تن است 14 بند انگشت داری به دست این نشانه 14 معصوم شیعه است 7 دوره کعبه بزن 7 بار صفا مروه برو 7 سنگ به سه شیطان بزن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 میباشت 7+7= 14 معصوم خانواده پیامبربه ابجد نظر الله 1216-1202 سه خلیفه = 14 معصوم میباشد اسلامه حق245-231 ابوبکر=14 معصوم جنگ هفتاد و سه ملت همه راعذربنهچو ندیدند حقیقت ره افسانه زدندفتنه ای546- 5 تن ال نبی= 541 خیانت به نبی 1129-1202= 73 فرقه فتنهای546 -5تن خانواده پیامبر= 541 عمر ابوبکر= فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه ابجد سه خلیفه فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم پیامبر فرمود بعد از من امتم 73 فرقه باطل ویک فرقه بحق خواهد بود به علم ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است و آن شیعه میباشد 73فرقه+1فرقه شیعه = 74 ابجد سه خلیفه کفر و تباهی 74میباشد که باعث شدند دین اسلام 74 فرقه شود به ابجد شیطان گمراه 616- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر 74 آیه22سجده 74ان من المجرمین منتقمون74ماازمجرمان انتقامی سخت خواهیم گرفت پدر مجرما را در خواهیم آورد به ابجد صغیر هم باز ابجد سه خلیفه کفر میباشد 74 دین اسلام 74 فرقه شد 74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین اسلام ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 قصب خلافت موجب شهادت 11 فرزند معصوم پیامبر شد74= 4+7=11 خیانت به نبی 1129-1202 سه خلیفه = 73 فرقه فتنهای546 -5تن خانواده پیامبر= 541 عمر ابوبکر= فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه 74 فرقه ابجد سه خلیفه میباشد  (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین اسلام توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74فلسفه دین اسلام محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی اشرار دینها 772 خائنان 772-110علی = 661 عثمان فلسفه دین اسلام محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی ای معجزه جمال عرشه خدا بسم الله علی یون مع الحق والحقومع العلی مولاء آیه قرآن بوود نام علی ولسان صدق" علیا غریب غدیر سلام بی یاوری مثل حسن حسین 12 امام مگرنام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صدکتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست جمال محمد سلام علی یون مع الحق تمام لشگری دارم برایت هم تمام بیا یا مولاء یا مهدی یا صاحب العصرو زمان لشگری دارم برایت بی شمار چون در آرم من زهر شیطان دمار لشگر اعداد بسم الله الرحمن رحیم قدرتی دارد به والله بی نظیر رمز باء بسم الله الرحمن رحیم رمز اسم اعظمی مولاء علی اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیسو حیل دیو مسلمان نشود شیعه یعنی قول هو الله احد فرقه های دین همه باطل بوود

جمال محمد سلام علی یون" مع الحق تمام تو اسرارهویی سلام علی یون مع الحق سلام جمال محمد علی شدی بت شکن هم به دوش نبی مقامت به دوش نبی شدی ثاقی کوثرش یا علی گرفتی ز پیغمبر یکی دخترش که شیعه شود هم فدات فدای توبا مادرش أَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم سلام یا صاحب الامریامهدی یا صاحب الزمان یدالله فوق ایدیهم بیا أَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ سلام علیکم عشق کوثروجانه رسول کجایی سلیمان کجایی غریب یدالله فوق ایدیهم علی اطیعوالله و اطیعو رسول اولی الامر منکم شمایی که هستی محمد علی فدای شما هم سلام جلی جمال خدا جمال محمد جمال علی بیا شهسوار همه عالمی همه شیعه گردند به زودی عزیزجمال جمیل محمد سلام علی یون" مع الحق تمام تو اسرارهویی ان الحق علی شدی بت شکن هم بدوش نبی شیعه یعنی قول هوالله احد فرقه های دین همه باطل بوودبه ثنای اسم اعظم شده چون علی محمد بدرید کعبه از هم شده بت شکن به کعبه اسدالله اعظم اینجانب با مسئولین ایران هیچ نسبتی ندارم و از دشمنانشان جیره خورهای آمریکا و انگلیس هم بیزارم برای انتخاب قالب هم چون تا بحال مرد تر از ایشان ندیده ام ایشان را بعنوان ولی امر مسلمین و شیعیان جهان میشناسم وتا بحال ماهیچ کمکی هم از ایشان نخواسته و نگرفته ایم کمک ما گسترش حق و حقیقت دین برتر و محیا نمودن زمینه ظهور مولاء میباشد درخت انبیاء کاشته شد تا خاتم الانبیاء 14 معصوم ثمر دهد ولی کافران 13گل را پرپر نمودند و منجی عالم مانده که ظهور بفرماید چشم تو روشن یا مولاءعلی گل نرگس داری یا گل جان محمدی ( دوست دارم ) اسم اعظم نام خاتم عشق کوثر این علیست صدکتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست باسلام با وضوء وارد شوید برای ظهور مولآی عالم دعا بفرمائید این نام محمد است علی میبینی آئینه روی محمدعلیست همین بس که نام محمدعلیست کپی گرفتن سخت نیست موسرا بقل نام اعظم راست کلیک کنید و کپی را بزنید داخل وبتان پیس کنید اگر خطها ریز میباشد کنترل را بگیرید و قلتک موسرا به جلوبچرخانید بزرگ نمایی میشود لینک اتوماتیک پائین همین صفحه میباشد جمالتو عشق است یا علی متحریم چه نامم شه ملک لا فتی را نه بشر توانمش خواند نه خدا توانمش گفت شه ملک لا فتا را بخدا قسم تو ماهی تو وصی مصطفایی جمالتو عشق است یا مولاء مددی

به ابجد بن غارت گر 1853 -1312چهار خلیفه =541 کافری حربیی541 عمر و ابوبکر541+430 مقصر= 971 ظالم به دست میآید معادله ظالم و مقصر سی مرحله دیگر هم دارد هر طور کلمه ظالم و مقصر را در نام ابوبکر و عمرو عثمان کم و زیاد کنی نام یکی دیگر از آنان در میآید مثال عمر310+231ابوبکر+430مقصر = 971 ظالم بدست میآید ظالم 971-310عمر= 661 عثمان در میآید همینطور خودتان حساب کنید مقاله نجس میشه من زیاد بنویسم این هم از شگفتیهای جهان است آیا میدانید تمام زبانهای دنیا را خدا خلق نموده کلمه به کلمه را حسابکرده ابجد نام عمر شیطان بوود تف به این ابجد که بی ایمان بوود در تاریکی ها 851- 541 عمرو ابوبکر= 310 عمر با خباثتها 1512-1202 سه خلیفه = 310عمر متخلف کافرانی 1512-1202 سه خلیفه = 310 عمر ابجد سه خلیفه ظالم به ابجدکبیر ابوبکر عمر عثمان 1202- 971 ظالم = 231 ابوبکرابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 ابوبکر

بعد از غدیر این سه خلیفه کافر شدند کسیکه عهد خودرابشکند کافر میشودبه ابجد مقصرا431 +110 علی =541 ابوبکر و عمر 541 +430 مقصر = 971 ظالم منهای 310 عمر = 661 عثمانابجد اسلام ١٣٢ - ٦١٢تبری = ٥٤١ ابجد ابوبکر و عمر غفلتی 1512- 1202 ابجد سه خلیفه = 310 عمر در بغفلت تمام بوده است منافقن320عمری 320کوردلن 310 فاسق دینه 310به ابجد به خباثتا خبیثت 1512بغفلت- 1202= 310 عمر خیلی خبیث بوده     آل الله 98+12 امام=110بحق110علی 110 به ابجد به غفلتا 1512-1202= 310 عمری320 منافقن 320 عمری 320 خبیثت 1512- 1202 سه خلیفه = 310 عمر از همه خبیث تر بوده به ابجد خدا 605 منهای 541 ابجد ابوبکر و عمر = 144 ضرب 12 امام در 12 باید از این دو ملحد تبری بجوئید تا مسلمان واقعی باشید به ابجد افتخار دین 1346-1202 سه خلیفه=144 یعنی 114 سوره قرآن +30 جزء آن = 144 ضرب 12 امام در خودش ضرب 5 تن در خودش ضرب 14 معصوم در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم علیه سلام اهلبیت به ابجد خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 لعین بدین 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند با خباثتها 1512-1202 سه خلیفه = 310عمر ابجدبه ابجدبن غارتگر1853 -1312 چهار خلیفه =541 کافری حربیی541 ابوبکر و عمر 541قاتلی541قلدردین اسلام 541 ابوبکره دزدانه فدکه فاطمه 541خائنان 772-541 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 ابوبکر عمربا خباثتها 1512-1202 سه خلیفه = 310هفت گنه کبیر 772-541= 231 ابوبکر 231+430مقصر = 661 عثمان 661+310عمر= 971 ظالم -430 مقصر = 541 ابوبکر عمر 541به قلدر دین اسلام 541 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم به دست میآیدبه ابجد 1128-1202سه خلیفه = 74با مردان رجس پلیدی615-541=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد به ابجد شیطان 370 +245 اسلامه حق = 615 - 541= 74 ابجد صغیر سه خلیفه ۷۴ ان من المجرمین منتقمون 74 ابجد صغیرسه خلیفه باعث ۷۴ فرقه شدن دین اسلام شدند به ابجد نقض اسلامی۱۰۹۲+ ۱۱۰ علی = ۱۲۰۲ ابجد ابوبکر و عمر و عثمان ۱۲۰۲حکم اسلام را نقض نمودندو عهد شکن شدندبعد از غدیر این سه خلیفه کافر شدند کسیکه عهد خود را بشکند کافر میشود 74 ان من المجرمین منتقمون74 ابجد ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان =74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن بعد از غدیر این سه خلیفه کافر شدند کسیکه عهد خودرابشکند کافر کافر دینه اسلام 502 - 541 = 49 عمر22+27 ابوبکر= 49 میشود خاری ذلتها 1251 - 1202 سه خلیفه =49 عمرابوبکر سرکش ترینیا 1251 -1202 سه خلیفه = 49 عمرابوبکر49با مردی جاکش ترینی1251-1202 سه خلیفه کفر= 49 مردان نامرد ترینا1251-1202 سه خلیفه کفر= 49شهادت میدهم والله به قرآن وصی این پیامبر یاور آن در عرش نوشته با خط جلی وارث خاتم بوود مولاء علی قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی تقدیم به روی ماهت یا قائم آل محمدی روح پیمبر یا علی والله جمال خاتمی هم نور پاک احمدی هم ثاقی کوثر علی هم عکس نام خاتمی آئینه روی نبی اول خلبانه آسمانها علیست سیمرغ به آسمان لاحوت علیست او بود نبی به آسمانها میبردجمع خلبانانه خدا میدانند سرحلقه اسرار خداوند علیست به ابجد اسرارخدا 1067 -1202سه خلیفه=135 فاطمه و علی110 اسلامه حق245 میباشند 135+110=245 اسلامه حق معجزه دانی که مولایم علیست به همین قرآن قسم هر وهابی حاضر با اینجانب وارد مباهله شود تا یک هفته بمیرد یک الله اکبر بگوید هر کسی دروغگو بود بمیرد ان شا ألله بروح پاک محمد قسم جانشین پیمبر علیست جمال حضرت خاتم علیست ثاقی کوثر هم علیست کننده در خیبر هم علیست یک جانشین فقط میخوابد جای پیغمبر علیست این شکاف کعبه را منظور چیست عصمت احمد با مولاء علیست علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست سایه پیغمبر ندارد هیچ میدانی چرا آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است بنازم نام زیبای علی را که دارد هم خدا صد قول هو والله شیعه یعنی قول هوالله احد در دله هر زره باشد نور حق راه حق هم ابجد اگر بغیر علی کسی دیگر در کعبه به دوش پیامبر میرفت و بتهای کعبه را میشکست والله لغب بالا تر از پیامبربه او میدادند ولی علی بتهای کعبه را به دوش نبی شکست این افضل است یا غار غار غرغرعمر یا جای پیمبر خوابیدن همین بس که نام محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست وصی خدا بت شکن به کعبه به دوش نبیست همه شیعه گردند به زودی عزیز هرکه باشدنوکر تو زود آقا میشود خود بخود با یک نگاه تو مسیحا میشود به ابجد امام 82 مهدی هم به دو ابجد 82 فقط مهدی امام است 59=9+5= 14 گل معصوم و آیه مهدی 59 سوره نساء آیه59زنها بر عهد خود استوار بودند ولی مردها عهد خود را شکستند ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوااللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏) اولین کسی که به پیامبر ایمان آورد علی بود و آخرین کسی که بر جسم رسول خدا نمازخواند علی بود هم ثاقی کوثر علی هم جان پیغمبر علی امامانی که در غدیر خم کلمه آخر این آیه منکم به ابجد منکم 18 ذالججه در غدیر خم از سوی 31خدا و رسول31 نصب گردیده اند 31 کلام حق31 نور قرآن 31 قران ناطق31 یعنی 5 تن +12 امام +14 معصوم = 31 کلام حق در کتب گذشتگان منظور اهل بیت پیامبر اهل بیت اسلام 40 اهل بیت اسلام 40 اسلامه حق245 یعنی5ضربدر4ضربدر2= 40 اسلامه حق245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق علی و فاطمه کوثر قرآن میباشد وَ وَهَبْنَا لَهْم مِّن رَّحْمَتِنَا وَ جَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاً ابوبکر رکب وبا دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت (سوره مریم : آية 50 ) ابوبصیر از امام صادق علی زبان صدق و راستی غدیر میباشد خجالت بکشید بیش از 500 آیه در شان مولای دو عالم علی نازل شده کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست ...مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست همین بس که نام محمد علیست وصی خداوند به دوش نبی ست عکس نام محمدعلیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد (ص)علیست لا اله الا الله 46 محمد20+26 علی 46 نور واحد بودند خدا این نور را به دو قسمت نمود 124 هزارپبامبر آیه124 بقره خداپیامبرو امام را انتخاب مینماید آیه 124 هزار پیامبر و جانشینانشانرا فقط خدا انتخاب میکند نه مردم بت پرست و نادان عمر310جاهل منافق310نامردیه 310حرامزاده پلید 310 عمر 310 منکر 310 نیرنگ 310 کفری 310 مار زنگی 310 نمرودی 310 دزدان فدکه فاطمه310 حرامیان 310بی ایمانه دین اسلام 310گبر پلیددین310عمر 310جاهل منافق310 حرامزاده پلید310عمر310منکر310نیرنگ 310کفری 310 مارزنگی310 جانوره پلیدا310نمرودی310دزدان فدکه فاطمه310 دزدان فدکه فاطمه310حرامیان310بی ایمان دین اسلام310کبرپلیددین 310دقل باز ملحد310بقلدره دینه310نارجهیما 310بملحدی بی پدر سم ری310 لعین بدینه 231سامری قوم محمدعمرابن خطاء310گمراه دین310جهل مرکبی310با کافرها310 بانادانه دین اسلام310 بمردک پلید310ابوبکر 231رکب وبا231ابوبکر 231نفاق231 عصیان231 دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی 231دزدا فدک نگو نه 231به دقل باز کودن 231فقان 231احمق ملحد 231با ناحق دینه 231 بی پدریه 231بکودن احمق231 با دزد گربها 231 وقتی چلپاسه پیدا نمیکرد برای عمر گربه سر میبریده و میگفت چلپاسه بوده خالی بند فقط سریع پوست سر و پای گربه را ناپدید میکرد تا عمر نفهمد دوسال نشده در خلافت از دنیا رفت ریغ ریاست و قصب خلافت را سر کشید به مرض سارس و ایدز22شیطان 22 عمر 22 ابابکر 22 هذیان 22 بمکر22 ملحد22 تکبر22 کید22 دروغ 22 نیرنگ 22 منکر22 بدبختی 22 عمر 22 ابابکر22 شیطان 22خودبه ابحد کن حساب تف به روی آن جناب ابجد شیطان صفت به ابجد غارتگرانا 1853-1312چهار خلیفه = 541 عمر و ابوبکر541+430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید 971-310 عمر = 661 عثمان 661+310عمر=971 ظالم به دست میآید با خباثتها 1512-1202 سه خلیفه = 310عمر ابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 ابوبکر جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 ابوبکر پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385به کلام اسلام ناب محمدی 385 خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 امام در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز سال هر فرقه نتواند 40 آیه قرآن در باره مولایش در قرآن بیاورد شک نکند صدرصد بر باطل 310 گمراه دین 310 کفری 310 منکر 310 عمر 310نیرنگ 310 میباشد جلوه گر ماه به خوشید علیست جلوه گر نور به عالم همه خورشید علیست بهترین راه به معبود علیست دین حق شد در غدیر خم درست کاملو اعلاء این مولاء علیست چونکه حق گیردخدا دست علی در غدیر خم یدالله فوق ایدیهم علیست رمز خاتم رمز کعبه رمز سره انبیاء خالق افلاک گوید یا علیست بت شکن بودی چو ابراهیم وارهم خدا آورد برایت ذالفقار دوش احمد گفت حیدر با خدالا فتی الا علی لا سیف الا ذالفقار زاده محراب کعبه شهید محراب سلام علی"مع الحق و الحق مع العلی مولاء ناگهان فرمود لولاک لما خلقت الافلاک من کنت مولاء فهذا علی مولاء یا علی سالار کل انبیاء بت شکن دوش نبی صد مرحبا جلوه خورشید وماه در کعبه این مولاء علیست بهترین راه به الله علیست چلچراغ بینشو هم بندگیست بهترین راه خداوند علیست جلوه گر نور به عالم همه خورشید علیست خالق هر دو جهان گفت که این نور خداوند علیست جز خداوند نداند که علیست سرور هر دو جهانست علیست جمالتو عشق است یا علی معجزه با نام خود هم میکنی متحریم چه نامم شه ملک لا فتی را نه بشر توانمش خواند نه خدا توانمش گفت که به کعبه زد نهیبی شده کعبه ز هم باز شه ملک لا فتا را بخدا قسم تو ماهی تو وصی مصطفایی جمال جمیل محمد سلام علی یون" مع الحق تمام تو اسرارهویی ان الحق علی شدی بت شکن هم کعبه دوش نبی

به ابجد فارسی 351 قرآن 351 شما برای اثبات مذهب خود چند آیه میتوانید بیاورید و مستقیما" و واضع و روشن در باره امام و نام خلیفه شما باشد اینجا کفر 73 فرقه را اعلام مینمایم پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا میرود امام زمان امام 12 دوازدهم میباشد حضرت عیسی 12 حواریون داشت حضرت محمد هم فرمود جانشینان من اثنی عشر 12 نفر از فرزندان فاطمه و نوادگان حسین کربلاست در کتب اهل سنت میباشد چراماه های سال 12 ماه چرا 12 ماه میباشد چرا ساعت12 چرا 12 اسلام 12نجاتبخش12 حق 12 قلب 12 هیچ فکر کرده اید در آیه 12 سوره یاسین و کل شی احصیناه فی امام مبین این آیه23 حروف دارد مهدی هم به ابحد 23 میباشد امام به ابجد کبیر و صغیر82 مهدی هم 82 میباشد امام واقعی مهدی میباشدو محمد و علی یک نور واحد بوده اند ماه به ابجد 46از وسط به دو نیم شد ماه 46یعنی محمد 20+26 علی=46 لا اله الا الله 46ماه 46 محمد +علی= 46 به ابجد شیعه علی 495-541 عمر ابوبکر= 46 شیعه علی 46 هم اکنون همه خود را مار زنگی میدانند عمر 310 مارزنگی310+661عثمان = 971 ظالم 971 -430مقصر= 541 عمر و ابوبکر541-231 ابوبکر= 310 عمر 310کفری310 منکر310 نیرنگ 310لدروغ 310 جاهل منافق 310 برای بزرگ شدن صفحه وبلاگ کنترل را بگیریدو قلتک موس را به جلو بچرخانید بزرگ نمایی میشود به ابجد ظالم 971-430 مقصر=541 عمر و ابوبکر 541 + 430 مقصر= 971 ظالم -310 عمر=661عثمان این معادله ظالم و مقصر سی مرحله میباشد خودتان حساب کنید=365 بیداریه جهانی دین 365 به ابجد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 - 786 سر درد شدید =541 عمر و ابوبکر ویروس دین اسلام468-541= 73 فرقه بیمار میباشندخدایی 73 فرقه در مقابل تشیع خجالت نمیکشید بدون دلیل و برهان خود را بحق میدانید بحق 110 علی میباشد بیچاره بدبخت خدا شما و پدران گمراهتان را ببخشد ان شاء الله به ابجد امام الهی 128 حسین= دین خدا 669-541= 128 حسین 128 برای نماز شهید شد علی برای نماز شهید شد 128حسین 128 یعنی 8ضربدر2+1= 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباءاهل سنت که سر از خط علی میتابند عنده شیطان به خدا گمراهند این نام عمر چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه خر میکند توف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود ابحدشیطان صفت به ابجدشیطان22عمر22ابابکر22هذیان22دروغ22 بدبختی22 کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست ...مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست همین بس که نام محمد علیست وصی خداوند به دوش نبی ست عکس نام محمدعلیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد (ص)علیست لا اله الا الله 46 محمد20+26 علی = 46 شیعه علی 495-541=46 همین بسکه نام محمدعلیست همه شیعه گردندبه زودی عزیزسلام خدا بر امیر غدیرهرکه باشدنوکر تو زود آقا میشود خود بخود با یک نگاه تو مسیحا میشودبه ابجد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 میباشد به ابجد اسلام 132 +92 محمد +110 علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال ب



+ نوشته شده در دوشنبه 09 اسفند 1395ساعت 18:20 توسط alialiali | ارسال نظر(0)

 هفته وحدت بر ولایت مداران آزاد مردان حق طلب مبارک بادعلی قرآن=41+41اصل دین اسلام=82 امام82+114سوره قرآن=196دین اسلام196ضرب14معصوم درخودش میشود 196دین اسلام196با دین الله فاطمه64 همسر لایق علی64به ابجد دین 64 دین 64 الله محمد علی64+64= 128کلید دین128حسین128 کلید دین128

 

 

به ابجد64دین64الله محمدعلی 64جانشین محمد علی64حقیقت دین الله64دست بیعت بارسول خدا وعلی کف دست راستت نوشته18 ذالحجه"غدیر خم18+64 دین=82 امام به ابجد امام82 انتخاب امام درغدیرخم امام82{82زاده محراب شهیدمحراب82 امام82 +114سوره قرآن=196دین اسلام196ضرب14 معصوم درخودش میشود196امام کل دین196دین اسلام196اسلامه مهدی196نماینده الله محمد66 الله 66+66 علی ولی الله=132 اسلام +64 دین = 196دین اسلام196محمد92+18ذالحجه"غدیرخم =110علی 110زاده محراب شهید محراب علیست پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) فرمودند: إن وليتموا علياً و ما أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يهدي بكم السبيل المستقيم.
اگر علي را خليفه خويش قرار دهيد، گرچه مي‌دانم نمي‌كنيد، همه شما را به ساحل نجات و سرمنزل مراد خواهد رساند. مسند احمد بن حنبل، ج1، ص109 ـ الإصابة لإبن حجر، ج4، ص468 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص82 ـ تفسير الآلوسي، ج6، ص170 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص420 ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص31 ـ ميزان الإعتدال الذهبي، ج3، ص363 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص 397

 


 

 

گر گداء کاهل بوود تقصیر صاحب خانه چیست جنگ 73 ملت همه را عذر بنه چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند به دهر هر خبری هست به  زیر پرچم توست اگر کسی دره دیگری بزند ز بی خبریست والله اهل وهابی و اهل سنت اگر ده خط حرف حق بزنند من از همه وبلاگهای علمی ابجد قرآن دست بر میدارم یک غیر روحانی بنام آقای شریفی کمرشان را شکسته  هر فرقه ای از اهل بیت دور بماند محکوم به فناست آل سعود وهابی باید از بین برود هر حکومتی وقتی دارد تاریخ انقضای آل سعود چند سالیست که گذشته یمن 10 هزار رزمنده دارد هنوز آل سعود هیچ غلطی نتوانسته بکند  وزیر دفاع عربستان حرفهای یا مفت زیادی میزند شما از پس 5 هزار کمتر رزمنده یمنی بر نمیآئید خاک عالم بر سرتان ناحق محکوم به فناست

به ابجد علم ریاضی قرآن ابجد 5 تن آل عباء  583اهل بیت فاطمه 583 شبکه نور 583 ابجد پنج تن آل عباء 583 این عدد نورانی را از راست بخوان 583 میشود 385 براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385 به ابجد خانواده محترم پیامبر583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583 به قرارداد الله 583 اهل بیت فاطمه 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583 لا اله الا الله 167+ 132 اسلام +202 محمد علی +59 مهدی 23 = 583 اهل بیت فاطمه 583 به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت محمد علی فاطمه حسن حسین 583 میشود 385 شیعه 385با اسلامی دین الله  275 +110 دین الهی = 385 شیعه385 با اسلامی دین الله دین الهی 385 اهل دینی بقانون الله 385 فلسفه دین الله 385
5تن +12 امام+14 معصوم = 31 +354 با قرآن =  385 با آل قرآن 385 شیعه385 چرا به امام علی قرآن ناطق میگویند علی 110+110 دین الهی +131 دین الله131= 351 قرآن

با سلام دلی که شد خالص بسم الله نور حق میکند دلش زیبا بسم الله وقتی که نور میتابد به قلب تو  نورون علی نور میشوی بسم الله جمال یوسف زهراء بسم الله شبیح پیامبر علی ولی الله

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:

 نام شیعه چندین بار در قرآن آمده  شیعه یعنی چه385به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه  یعنی اسلامه حق 245+140 با اسلامه= 385 شیعه نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده پس همه فرقه های باطل را محکم به دیوار بزنیم هر چیزی در قرآن بود قبول ولی اگر نبود محکم به دیوار توالت تاریخ بکوبید محکم وهابی اول دوم عمری خیلی ..... شیعه دوازده امامی385 ابجد385بدین واقعی اسلام385اسلام پیامبر385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین الله 385  به علم ابجد 385 بدین واقعی اسلام 385 شیعه385 یعنی حق اسلامه385 اسلام پیامبر 385فقط دین اسلام 385 بدین اسلام واقعی 385اسلام پیامبر385بدین واقعی اسلام 385اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 دوازده بار در قرآن آمده ولی نام شما و فرقه هایتان یک بار هم نیامده استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:

 

  به علم ابجد بهترین دین ها 737-541 عمر ابوبکر= دین اسلام 196 کلید اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196 حامی بدین الله 196 کلیداسلام196 اسلام مهدی 196ضرب 14 معصوم شیعه میباشد  196 به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 از پیامبر سئوال  شد جانشینان شما چند نفرند فرمود 12 نفر پیامبران چند نفر بودند فرمود 124 هزار نفر و فرمود رسولان حق چند نفر بودند ایشان فرمود 313 نفر به ابجد رمز الله 313هر سال 313 روز با 52 جمعه 52+313= 365 روز سال رمز الله 313+72 یاران امام حسین72 +313 یاران امام زمان = 385 شیعه 385با آل قرآن385 شیعه 385 امام باقر (ع) فرمود هر کسی فرزند فاطمه باشد شیر وحشی و گرسنه او را نمیدرد

شیری 520+اسد65 = 385 شیداء385 شیعه385 شهید الله بزودی با گله شیرهایم که دویست شیر می باشد عربستان را فتح خواهم کرد

 

آیا میدانید کسانی که توسط حیوات کشته میشوند 11 برابر بیشتر از سقوط هواپیاست

 

 این برادر صاحب وبلاگ میباشد علی شیر کش

 

 

نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل مثل شما یک بار هم نیامده ولی نام فرشته خدا شیطان آمده پستر از شیطان نیامده پست تر از شیطان سگ بی نماز است اسم سگ و خوک آمده ولی اسم فرقه شما نیامده اسم یهود و مسیحیان آمده ولی اسم شما نیامده خداوند از آنها انتظار ندارد ولی از شما که اسم اسلام را به یدک میکشید ولی ولایت ندارید و به فرموده رسول خدا محمد (ص) هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا میرود ولایت علی و قائم آل محمد (عج) نداشته باشی از سگ کمتری سگی که صاحبش را نشناسد وهابی بهایی عمریست

 

به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دین الهی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال

خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 امام در خودش ضرب 14 معصوم در خودش جمع سه ضرب میشود365 روز سال5+6+3= 14 معصوم نام شیعه چندین بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های باطل یک بار هم در قرآن نیامده است خجالت بکشید تکلیف خودتان را روشن کنید ما فرزندان آدم و حواء یک پدر و مادر داریم و دینمان خدایمان هم باید یکی باشد با مولایتان مهدی(عج) عهد ببندید تا رستگار شوید

علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن علم ابجد پرتوی از انوار ولایت 14 معصوم قائم آل محمد(عج) است

 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده  ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی از دائشی ها گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها22 نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد  آقا وقتی قرآن چاپ میکنید روی جلد آن به علم ریاضی قرآن علم ابجد بنویسید قرآن شیعها 737-541 عمر ابوبکر = 196 ضرب 14 معصوم 196 به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین196 کلید اسلام 196 اساس دین 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد دین اسلام 196 گذشته از 700 آیه برای امام علی(ع) طبق روایت اهل سنت درباره امام مهدی 255 آیه میباشد مهدی به ابجد کبیر مهدی 59 میباشد این آیه هم 59 حرف دارد بشمار59 و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین59 مهدی 59 حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 مهدی امام 12 دوازدهم شیعیان میباشد

 وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین 128  ابجد امام الهی 128 کلید دین 128 حسین 128 دین 64+64 = 128 دین دین حسین 128 به ابجد دین 64+64= 128 دین دین حسین128است به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین 128 امام الهی 128 کلید دین 128 نبی الله128 اهل محمد 128  کلید دین 128 امام الهی 128 حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128سبب دین 128 کلید دین 128  اهل محمد128

 به ابجد دین 64+64= 128 دین دین 128حسین 128است امام الهی 128 حسین 128

خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین

دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین

وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین

قال رسوالله = انا مدینةت لعلم و علیٌ بابها"   854-541  عمر ابوبکر = 313 رمز الله 313 ره حق 313 مثل روز روشن است حقانیت مولاء قائم آل محمد و یاران مهدی 313  نفر میباشند هر سال52 جمعه به 313 روز 313+52 = 365 روز سال ابجد  راه حق 26+26 علی =52  هر سال 52  جمعه داریم با 313 روز = 365 روز سال رمز الله 313 بنور امیدی 313 به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 جمکران 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سال

 بقرآن اگر یهودی ها میدانستند شیعه هزار برابر بالاتر و شریف تر از دین یهود ماقبل تاریخ خجالت بکشید یهودی ها 600 پیامبر خود را سر بریدند یعنی احمق تر از امت یهود در تاریخ نخواهد آمد آدم اینقدر کودن بیشعور باشه که بجای پرستش خدا مجسمه و گوساله باشد دروغ میگویند حضرت موسی را هم قبول ندارند مسیح را نپذیرد و محمد(ص) قائم آل محمد (عج) را نشناسد

 

 صاحب سخنی که بر سخن آگاه است اول سخنش بنام بسم الله است به ابجد بسم الله الرحمان الرحیم 786-541 عمر ابوبکر= 245 علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق 245 فاطمه و علی میباشندیاران مهدی 313 رمز الله  313 +52 هر سال 52 جمعه با 313 روز داریم52+313 = 365 روز سال  313 رمز الله 313 +72 شهید کربلاء = 385 شیعه نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام هیچ فرقه ای در قرآن نیامده که نیامده همه باطل و تو در آوردی میباشندو فقط شیعه12 امامیه بحق میباشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ریاضی قرآن علم ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه میباشد پیامبر فرمود جانشینان من 12 نفر از خانواده من میباشند
128حسین 128 نبی الله128 بهای اهل دینی128  اهل محمد 128 کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی 128سبب دین 128 اهل محمد 128  حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128 اهل محمد 128 کلید دین 128 با جانه الله 128 با کله دینها 128 کلید دین  128 جان دینی128 با جانه الله 128 بدینهای الهی  128 حسین128 بهای اهل دینی 128 به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسینبه ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 کلید  دین 128 اهل محمد 128=حسین 128 گنجینهی 128 کلید دین 128 اهل محمد 128 12 امام پدر برادر و فرزندان حسین میباشند رسول خدا (ص) فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسین میباشند

به ابجدفاتح دین اسلام 685 منهای 541 ابوبکروعمر = 144 ضرب 12 امام در 12 = 144  آیه وعتصموبحبل الله جمیعا" ولاتفرقو 144 ریسمانی الهی 12 امامن12 گل گل 12ساعت اهل12 اسلام12بماه12اسلام 12 واجب 12 اخلاق12 12بماه12 بچشمها 12 زبان اهل12 اسلام12بماه12اسلام 12 واجب 12 اخلاق12اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید به ابجد12اسلام 12حق12 اخلاق 12 واجب12 حق 12 اسلام 12 ساعت 12ماهها12 قلب 12 نجاتبخش12 هوا 12 اخلاق 12 واجب12 اهل 12 حم12 آیه 12 سوره 12 در12 باجنت 12 جانها 12زبان12 بچشمها 12 چشمه های جاری در قرآن 12 رگهای عصب مغز انسان 12 رگ میباشد ماهای سال12 برادران یوسف 12 مغز انسان 12 رگ عصب دارد  12 امام +5 تن = 17بانماز 17 فهم17مظهر17 اسلام ناب17واجبه 17باباطن 17قبله 17 کسی که در نماز صبح سپید به شهادت میرسد 12 امام بودند12+ 17= 31   یعنی 5 تن +12 امام +14 معصوم = 31 باطن قبله 31 نور قرآن 31 کلام حق31 قر آن ناطق 31 باطن قبله 31 یعنی 5 تن +12 امام +14 معصوم = 31 باطن قبله 31 اسلام به ابجد صغیر و کبیر 144 اسلام 144 ضرب 12 امام میباشد یعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144 ابجد آیه وعتصمو بحبل الله جمیعا" ولا تفرقو 144 دوازده امام مثل ریسمان نجات بخش میباشند 72+72=144 یعنی4ضربدر4+1  =17 نماز 4ضربدره 4= 16+1= 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء اسلام به ابجد صغیر 12 امام میباشد حق 12 اسلام 12 واجب 12 اخلاق 12 نجاتبخش 12 جانها 12 در این پرده یک رشته بیکار نیست  ولیکن سر رشته بر ما پدیدار نیست مپندار چرخ گردون بازیگریست سرا پرده ای اینچنین سرسریست به ابجد کبیر و صغیرالله86 +110دین الهی196   196دین اسلام 196بدین های الهی الله196 امام بدین الهی به ابجد196 امام کل دین 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196دین اسلام 196 بدین های الهی الله 196دين اسلام 196 اصول دينه 196کلید اسلام 196امام کل دین 196 امام بدین الهی 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام196  کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 امام کل دین 196 يعني 14 معصوم چه كسي حقوناحق كردبه ابجدحق 12+ناحق15 = 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196  امام کل دین 196 امام بدین الهی 196با اماما دین الهی 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش  = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم به ابجد 196 امام کل دین196 امام بدین الهی 196 دين اسلام 196 اصول دينه 196 کلید اسلام 196بدین های الهی الله 196 با اماما دین الهی 196 به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی 196 بااماما دین الهی 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام 196 يعني 14 معصوم چه كسي حقوناحق كرد به ابجدحق 12+ناحق15= 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 به ابجد دین اسلام196 اصول دینه 196جهان اسلامه 196دین اسلام196 ادیان دین الله 196 با مذهب اسلامی 196 جهان اسلامه 196مومنین 196 کلید اسلام 196 فقیها 196یا گنج اسلام196مومنین 196دین اسلام 196 الله بجهان196 + 110 دین الهی +59 مهدی = 365 روز سال کسانی که واقعا" امام زمان حضرت مهدی را از صمیم قلب دوست دارند به ابجد نرجس 313 +72 شهید کربلاء = 385 شیعه به ابجد 313رمز الله 313در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار هفت بار آمده 3+1+3 = 7 هفت دوره کعبه 7 سنگ به سه شیطان در مکه ابوبکر عمر عثمان فقط یاران مهدی میتوانند انتقام دین خدا را از قاصبان بدین را بگیرند 313 رمز الله 313 بنور امیدی 313 به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 جمکران 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سال پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 این عدد نورانی را از راست بخوان 385 براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند 583 ابجد 5 تن آل عباء 583 از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دختر فاطمه باشد به ابجد لا اله الا الله 166 +92 محمد +110 علی +17 نماز = 385 فقط وضوء و نماز شیعیان پذیرفته میشود پیامبر فرمود یا علی انت و شیعتک هم الفائزون فقط علی و شیعیانش اهل نجات هستند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 باروزنه اميد جهان 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385 به ارباب حق دین 385  شیعه 385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 به ابجد امام 82 بکسی میگویند که به ابجد صغیر و کبیر 82 مهدی 82 امام واقعی میباشد شیعه 385 شهیدبدین 385 شیداء 385 شیعه 385  محمد 92+110 علی +135 فاطمه = 337 +48 به اهله =385 به اهله محمد علی فاطمه 385 اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 دین الله ناب محمد علی به ارباب حق دین 385  شیعه 385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 باروزنه اميد جهان 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385برترین دین 926 - 541 عمر ابوبکر = 385 شبعه385 اصل دین نابه اسلامی 385 حکم الهی دین الله 385  حم حامیان مهدی 313+ 72 = 385 شیعه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 شیعه 385 اهل محمدی با اصحاب اسلامی  385با اسلام ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385  با جان دین های محمد علی  385 دین ناب الله محمد علی 385 شیعه 385 اهل محمدی با اصحاب اسلامی385 اسلام واقعی الله 385فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 ضرب 14 معصوم ضربدر 14معصوم میباشد196 دین اسلام196 کلید اسلام ۱۹۶ مومنین 196 فقیها 196 جهان اسلامه 196یا گنج اسلام196 میشودیعنی۶ضربدر ۹=54 ۵۴+۱=۵۵ + ۱۷ نماز+۱۰ اصول دین= ۸۲ مهدی گل سر سبد۱۴معصوم ۸۲ مهدی ۵۵+۱۷=۷۲ شهید کربلاء+۱۷نمازدر ۵ وقت بنام ۵ تن آل عباء = ۸۲ به ابجد امام 82 میشود مهدی هم به ابجد صغیر و کبیر 82 میباشد مهدی گل سر سبد پیامبران الهی ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش144 +25 ضرب 5 تن درخودش  = 365 روز سال روزی رسول خدا در نماز به سجده رفت کودکی 3 ساله وارد مسجد شد و رفت روی دوش مبارک رسول خدا ایشان را در آغوش گرفت و میبوسید و نشست جانم حسین روحم حسین عشقم حسین فقط یک جانشین پیامبر میتواند به دوش خاتم پا بگذارد پطروس ملک پرهای خود را به قنداقه امام حسین کشید و از بند زمین رهایی یافت او خود را از شیعیان حسین میداند جبرئیل نازل و فرمود پروردگار میفرماید اگر از سجد برخیزی سر بلندکنی  تو را از نبوت خلع میکنم رسول خدا همچنان در سجده ماند تا نوه اش حسین پائین آمد مردم سبب سجده طولانی را از رسول خدا را پرسیدند پیامبر فرمود اصل ماجرا را که حسین و فرزندان او جانشین بحق من هستند و هر کسی او را بیازارد مرا آزرده و هر کسی او را دشمنی کند  دشمن من است حسن و حسین سید جوانان اهل بهشتند حسین سفینه" النجات به ابجد  حسین 128 به ابجدهمیشه حسینی باشید به ابجد 128 امام الهی 128کلید دین 128 حسین 128 سبب دین 128امام الهی 128 جان دینی 128 حسین 128کلید دین 128 امام الهی128کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم میباشد

دین خدا 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین 128 خلیفه خدا 1330 -1202 عمر ابوبکر عثمان = 128 حسین 128 خلیفه واقعی الله  978-971 = 7 نام 12 امام در قرآن بدون تکرار 7 بار آمده ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده میباشد ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش  = 365 روز سال
اگر مردی یک معادله 365 روز سال بیاور و دینت را ثابت کن اینجانب دینت را میپذیرم
اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید جوانان با غیرت تمام فرقه ها یکی پس از دیگری شیعه قائم آل محمد 12 امامی میشوند بنازم من جوانان وطن راه  که شیعه میشوند هر دم به والله

به ابجداسلام 132+92 محمد +110 دين الهي +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال
اگر مردی یک معادله 365 روز سال بیاور و دینت را ثابت کن اینجانب دینت را میپذیرم  به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دين الهي +17 ركعت نماز +14 معصوم = 365 روز سال بنازم من جوانان وطن را  که شیعه میشوندهر دم به والله

دین اسلام 196 کلید اسلام 196 دین اسلام196 اصول دینه 196کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد به ابجد196 امام کل دین 196 بدین های الهی الله196دين اسلام 196 اصول دينه 196 امام کل دین 196 امام بدین الهی 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام196   امام کل دین 196 يعني ضرب 14 معصوم چه كسي حقوناحق كردبه ابجدحق 12+ناحق15 = 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی همه خاک سیه بر کله قاصب هم اکنون عمرو ابوبکرها در شهر داریها و ادارات مشغول خدمت به خلق خدایند برو اگه تونستی جایشان را بگیر تا با لدر بندازنت بیرون هه هه هه هه هندونه

به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196  امام کل دین 196 امام بدین الهی 196با اماما دین الهی 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش  = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم به ابجد دستور الله 737-541 عمر ابوبکر= 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 دین الهی الله 196 امام کل دین 196 بااماما دین الهی196  امام کل دین 196
به ابجد 196 امام کل دین196 امام بدین الهی 196 دين اسلام 196 اصول دينه 196بدین های الهی الله 196 با اماما دین الهی 196 به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 بدین های الهی الله196 امام بدین الهی 196 بااماما دین الهی 196 ضرب 14 معصوم در 14 خودش ميشود 196 دين اسلام 196 يعني 14 معصوم چه كسي حقوناحق كرد به ابجدحق 12+ناحق15= 27ابوبكر 27 كسيكه حق راناحق كرد ابوبكر بود به ابجد کبیر و صغیر الله86+110 دین الهی = 196 کلید بدین الله 196 کلید اسلام 196 دین اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 +144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن درخودش  = 365 روز سال
اگر مردی یک معادله 365 روز سال بیاور و دینت را ثابت کن اینجانب دینت را میپذیرم
اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید

 

به ابجد دستور الله 737-541 عمر ابوبکر= 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 دین الهی الله 196 امام کل دین 196 به ابجد جانشین الله 431-541 عمر ابوبکر= 110 دین الهی110 علی 110 پلیسی 110 نگین 110 دین الهی110 علی 110 پلیسی 110 نامت 110 یاعلی حقا پلیس عالمی 110 پلیس 110 با رهبر کل جهان اسلام 651-541 عمر ابوبکر= 110 علی 110 دین الهی 110 نان جو  110 نمک 110 به نانو نمک مرتضی علی قسم همه فرقه های جوانمرد دین بزودی حق را پذیرفته و شیعه خواهند شد ان شاءالله آقادعا بفرمائید ما چشممان به دعای شما ست  اعتقاد ناب شیعه پرتوی از انوار ولایت اهل بیت قائم آل محمد (عج) میباشد علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن

بی اذن علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیست سلطان سریر ولایت علی قل انما ولی یکم الله علیست سلطان عالم زاده محراب کعبه شهید محراب علیست مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد وقائم آل محمدیست  اسم اعظم نام خاتم قائم آل محمد هم علیست آئینه جمال بی مثال قائم آل محمدیست 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 شیعه 385 فلسفه دین الله 385 شیعه میباشد   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385به ابجد شهید 319 اسلام واقعی 319 فلسفه دین 319  دین ناب محمد علی 319 +66 بدین= الله66 = 385 دین ناب الله محمد علی 385شیعه 385 شهیدبدین 385 شیداء 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 حرفهای حسابی 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 شیعه385به ابجد اسلام دین ناب محمدی351 فارسی 351 دین واقعی اهل دین 351 فارسی 351 قرآن 351+14 معصوم خانواده محترم پیامبر = 365 روز سال 365+20 محمد =385 شیعه فلسفه دین الله 385شیعه 385فرقه 385فرقه 385 شیعه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر385 اسلام پیامبر 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 باروزنه اميد جهان 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385 به ارباب حق دین 385  شیعه 385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 به ابجد امام 82 بکسی میگویند که به ابجد صغیر و کبیر 82 مهدی 82 امام واقعی میباشد شیعه 385 شهیدبدین 385 شیداء 385 شیعه 385  محمد 92+110 علی +135 فاطمه = 337 +48 به اهله =385 به اهله محمد علی فاطمه 385 اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 دین الله ناب محمد علی به ارباب حق دین 385  شیعه 385 مهدی امام حق دین ها 385با عقل کل اسلام 385یا جمال الهی امام مهدی 385 بقبله عالم اهل دین 385 دین ناب الله محمد علی 385 با آل قرآن 385 اسلام پیامبر385 باروزنه اميد جهان 385 فلسفه دین الله 385 اسلام واقعی الله385برترین دین 926 - 541 عمر ابوبکر = 385 شبعه385 اصل دین نابه اسلامی 385 حکم الهی دین الله 385  حم حامیان مهدی 313+ 72 = 385 شیعه پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 شیعه 385 اهل محمدی با اصحاب اسلامی  385با اسلام ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385  با جان دین های محمد علی  385 دین ناب الله محمد علی 385 شیعه 385 اهل محمدی با اصحاب اسلامی385 اسلام واقعی الله 385فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 385به ابجد اهل دین جانشین محمد مصطفی337نمایندها الهی اهل دین 337 بااصل دینه اسلامی337راه حسین 337یاران دینی 337ره اسلام 337 کلمه اسلامی اهل دین 337 محمد 92+135 فاطمه +110 دین الهی = 337 علی محمدفاطمه 337 با راه حسین 337 + 48 به اهل = 385 شیعه 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام  385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 حرفهای حسابی 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 شیعه385به ابجد اسلام دین ناب محمدی351 فارسی 351 دین واقعی اهل دین 351 فارسی 351 قرآن 351+14 معصوم خانواده محترم پیامبر = 365 روز سال 365+20 محمد =385 شیعه فلسفه دین الله 385شیعه 385فرقه 385 شیعه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385به ابجد اهل دین جانشین محمد مصطفی337نمایندها الهی اهل دین 337 بااصل دینه اسلامی 337دینه بحق الله محمد 337محمد علی فاطمه 337راه حسین 337یاران دینی 337ره اسلام 337 کلمه اسلامی اهل دین 337 دینه بحق محمد علی 337 محمد 92+135 فاطمه +110 دین الهی = 337 علی محمدفاطمه 337 با راه حسین 337 + 48 به اهل = 385 شیعه 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین الله 385= شیعه385  اسلام پیامبر 385با اسلا ناب محمد علی 385دین ناب الله محمد علی 385 صاحب دین  ها بحق محمد علی 385  با آل قرآن 385 بدین واقعی اسلام385 دینه حق اسلامی 385 اهل دین اسلام ناب محمد علی 385گوهر بحق دین 385 براه دین حق 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 بدین واقعی اسلام 385با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385فلسفه دین الله385 اسلام واقعی الله385بدین واقعی اسلام 385با آل قرآن385 معجزه دین اسلامی 385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه 385 اسلام پیامبر385 سربازانه مهدی 385 موسی به هارون385 با وصی دین محمد علی385با جان دین های الهی محمد علی 385شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 این عدد را از راست بخوان 385 ابجد 5 تن آل عباء 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند 385 با اهله اسلام ناب ناب محمدیا 385 خداوند از کدام دین راضی میباشد به ابجد رضایت دین الهی الله 1587 - 1202 ابوبکرعمرعثمان = 385 شیعه 385 قال رسوالله  فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385فلسفه دین الله 385شیعه 385 حرفهای حسابی 385راز اهل عالم 385 براه حق دینه 385با اهله اسلام ناب ناب محمدیا 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام385شیعه 385فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 پیامبر فرمود من و علی قبل از خلقت یک نور واحد بودیم به ابجد نور واحد اهل دین 385 خداوند در قرآن مدام از کلمه شیعه نام برده 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 با روش دینی385 حرفهای حسابی 385 با دین رسمی 385 به قبله عالم اهل دین 385شیعه 385 شیداء385 شهید بدین385  بیداری های اسلامی 385 اسلام پیامبر385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه  385 385فلسفه دین الله 385شیعه385 فرقه 385فرقه385شیعه 385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام پیامبر385راز اهل عالم 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دین الله به قبله عالم اهل دین 385شیعه 385 شیداء385 شهید بدین 385 ابجد اسلام حق245دینه بحق الله 245با اسلام بحق علی110+135 فاطمه = 245 اهل علمه دین245 دین الهی فاطمه245مدار245دینه بحق الله245افق دین245 اسلامه حق245 بسیجیان علی 245 مقام جانباز 245بااسلام بحق245با اسلام علی 245 علی 110+135فاطمه=245دین الهی فاطمه 245 با اسلام بحق245 بدینه حق الله 245 با دین انسان 245مقام دین 245اهل منطقی 245انقلابیان 245بسیجیان علی 245 مقام جانباز 245دعا کنید مهدی بیاید 245 جمال حق علی مدد علی مدد جمال حق نگینه روی مصطفی بوود علی مرتضی قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی245 وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین وزیر پیامبر 476 - 231= 245علی فاطمه 245وصی نبیا 169علی مهدی169 " سوره حجر آیه71 قال هذا صراط علی مستقیم آقای عرفانیان اگه والیبالیست های شما از طعام حلال استفاده میکنند و کفر خرو خوک خور هنوز این را نمیدانددرود بر قهرمانان ایران زدند شرق و غرب را در هم کوبیدند کالیکاتوریست های ایرانی عکس یک قهرمان را بکشید که با توپ به سر آمریکا و شوروی میکوبد عکس دو تا بدبخت که دست به سر گرفته تا توپ به سرش نخوره را بکشید خیلی زیبا میشود ابجد دروغگو 1216 -14 معصوم خانواده پیامبر = 1202 عمر ابوبکر عثمان دروغگو بوده اند دروغگو کل اسلام 1398-196 ضرب 14 معصوم = 1202 دروغگو عمر ابوبکر عثمان بوده انداین آیه قرآن هم به ابجد ابوبکرعمر عثمان میباشد 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 به ابجد دروغگو 1216 -14معصوم = 1202 سه خلیفه به ابجد دروغگو کل اسلام 1398-196 ضرب 14 معصوم = 1202 سه خلیفه قاصب دین اسلام 392- 82 ملحد= 310 عمر به ابجد بدین دروغ 1276- 74 فرقه پلید = 1202 سه خلیفه عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 آفت کل دین اسلام 737-196 ضرب 14 معصوم = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها541 اهله شر 541عمر ابوبکر541 پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت خواهد مرد ده ساله به تمام 74 فرقه اسلام و مسیحیت محلت داده ایم حقانیت خودشان را با ریاضی ابجد اسلام و قرآن و تمام ادیان الهی ثابت کنند از سنگ صدا در آمد ولی از این 310گمراه دین 310کفری 310 نمرودی310 منکر310 عمر310 صدا در نیامد که نیامد خیلی خجالت داره ادعای حقانیت کنی و بی سواد باشی و ریاضی قرآن ندانی ابجد قرآن تمام کتب آسمانی بر اساس علم ابجد ریاضی قرآن نوشته شده و در آیات قرآن هزاران معادله زیبای قرآنی و اسلامی نحفته میباشد به ابجد بهترین دینها737-541 عمرابوبکر= 196 ضرب 14 معصوم 196 میباشد به ابجد خدای کلمات 1106-1202 سه خلیفه= 196 اصول دین 196 دین اسلام 196 اساس دینی 196حامی بدین الله196 با ضرب 14 معصوم 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 ضرب 14 معصوم در 14 =196 میباشد به ابجد براستی دین 737-541 عمر ابوبکر= 196 به ابجد دین برحق اسلام 506- 310 عمر= 196 معجزه ادیانه 196 ندای سلام 196 اساس دینی 196 قلب دین 196 وحی دین حق 196 با فقه حق 196 به معجزه دین 196 دلیل انسانی 196 اصله دینی ها 196 معجزه ادیانه 196 به ابجد 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 اصله دین ها 196 امام اهله دینی 196 ضرب 14 معصوم در خودش 196به ابجد دروغگوبه ابجد دروغگو 1216 -14 معصوم = 1202 عمر ابوبکر عثمان دروغگو بوده اند دروغگو کل اسلام 1398-196 ضرب 14 معصوم = 1202 دروغگو عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 به ابجد دین الهی 110 نگین 110 دین الهی 110 علی 110 به ابجد بغدیر خم 926-541 عمر ابوبکر = 385 شیعه برنده میدان شد من کنت مولاء فهذا مولاء علی در روز غدیر خم نور حق پیدا شد وز جهاز اشتران منبری بر پا شد بگرفت محمد چو علی را سر دست سوگند به ذات حق که حق پیدا شدخداوند به ابجد خدای کلمات 1106-1202 سه خلیفه= 196 اصول دین 196 دین اسلام 196 حامی بدینه الله 196 کلید بدین الله 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 با ضرب 14 معصوم 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 با کلید راه نجاتی 537-541 عمر ابوبکر= 196 ضرب 14 معصوم در 14 = 196 میباشدبه ابجد کلید بدین الله 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196+144 ضرب 12 امام در خودش +25 ضرب 5 تن آل عباء جمع سه ضرب میشود 365 روز سال به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال اگر وهابی ها توانستند یک معادله 365 روز سال بیاورند من دینشان را میپذیرم خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب این سه عدد هر کدام در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال یک معادله دیگر به ابجد اسلام 132+92 محمد +110علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال 5+6+3=14 معصوم به ابجد 196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 اصله دین ها 196 امام اهله دینی 196 ضرب 14 معصوم در خودش 196 مگه نمیگی دین شما بحق میباشد ثابت کن فقط یک معادله بیاور که 365 روز سال باشد من شما را بحق میپذیرم شما ثابت کن ما می پذیریم نامرد نباش حق را بپذیر هر وقت توانستی ثابت کنی ما هم شما را قبول میکنیم مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضی مولاء منم فداییت من سنه قربان فدایت بگردم عزیز ارباب از دوریت چکنم بکجاروم غلامت را دریاب ای عزیزاینم آیه قرآن بقیه" الله خیرا" لکم  یا بقیه" یارانت را دریاب دلشان برایت تنگ شده مولاء چه میشود اگر بما نظر کنی قلب  سنگی ما را هم طلاء کنی شنیده ایم که از سنگ هم طلاء درست میکنی به امر خدا مرده را هم زنده میکنی با هر کسی با زبان خودش صحبت میکنی محمدی علی واری سایه هم که نداری عشقی جانی خودخود خود مولای مایی ماهی جانی عشقی صفایی دیر هم شده دریاب یاران را همین است بهتر از این میخواهی  تقدیم به روی ماهت یا قائم آل محمدی (عج) و جنگجو ها و بکسورها دست به سینه نماز میخوانند مثل عمر از ترسش همیشه میگفت آماده نبرد با خدا باشید خیلی 231احمق ملحد 231  بود عمر در جهان از عمر خر تر ندیدم به ابجد خر 800-430 مقصر = 370 شیطان 370-60 پلیدیها = 310 عمر از خر هم خر تر بوده است خر مقصر لگد زن درب خانه امیرالمومنین را به آتش کشید و با لگد به درب سوخته کوبید و از قصد دختر عزیز رسول خدا را به شهادت رسانید در کتب خود اهل وهابی موجود میباشد سرچ کنید شهادت فاطمه آتش به دره خانه مولاء بهانه بود منظور خسم کشتن بانوی خانه بود در نشستی که با احباء بود صحبت از ارزش تولی بود گفته شد ارزش ولای علی بی کمو کاست جان حضرت زهراء بود کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست ان اکرمکم عندالله اتقاکم 1124 -541 عمر ابوبکر = 583 ابجد 5 تن آل عباء خانواده محترم پیامبر 583از همه با تقواء ترندابجد 5 تن را از راست بخوانی میشود 583 میشود 385شیعه براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند  پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است و هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد385شیعه385فرقه فقط 385فقط یک فرقه اهل نجات است شیعه385اهل البیت و یطهر کم تطهیرا 385 اعتقادناب شیعه وپرتوی از انوار ولایت اهل البیت علیهم السلام میباشد کمی پائین این مقاله خانه عرفانیان کسانی دم از اسلام میزنند که بویی از انسانیت هم نبرده اند سمون بکمن عمیون فهم لا یعقلون و لا اکراه فی الدین را نمیدانند و براحتی امت اسلام را می میکشند اینها یهودی نیستند مجوسی نیستند هر چند اسلام یهودی را هم یگانه پرست می داند و جان و مالش را محترم میشمرد این وهابی ها از حیوان هم پست ترند دین اسلام 74 فرقه باطل که همه هم بدون دلیل بدروغ ادعای حق میکنند دیوانه ها کجای کارید  به ابجد قرآن حق 12 میباشد مثل ساعت مثل ماه های سال به ابجد12 اسلام 12 حق 12هوا 12 اسلام 12 بماه 12نجاتبخش 12 قلب 12 حم 12 اسلام 12 نجاتبخش 12در 12 دره علم خدا غیر از علی نیست جانشینه حق پیغمبر علیست فقط دوازده امامی هابحق میباشندبه ابجد صغیر تباهی 22مقصر 22 عمر 22 گنده لات 22 شرور22نابکار22قلدر22ابابکر22 شیطان 22 مجرمان 22نابکا 22 ابابکر22مجرمان22نابکار22 احمقه 22شرابیا22 مکارا 22شرمسارا22  بدزده 22 اسلامی22با خودسرا 22شرمسارا22 گمرهه 22دینها 22 منافقان 22 دروغ 22 کلک22کید22 22نیرنگ22روبا22بنامردا 22با خودسرا 22سرکشها 22با خائنها 22 خارترا 22 حمارا 22 سرکشها 22 پارگینا حراما 22  شیطان 22 عمر 22 ابابکر 22دشمن اسلام 22بپلید 22شرور  22خیانته 22 بدرک 22دری 22 به آتشه 22 دشمنی 22 شرابیا 22 لاشخورا 22 سرخرها 22 با خودسرا سکشها 22 بدجنسیا 22 یا بدجنس 22 گمرهه 22روباه 22 نامردان 22 مجرمان 22 گمرهه 22 دینها به ابجدشیطان 22شرمی22شرمسارا 22 بناحقه 22خیانته 22 پایمال 22مفصد 22 نکبتها 22 مکارا 22 عمر22مقصر22گمرهه22با فتنه22با خدعه 22بظلمت 22نیرنگ 22 دشمن اسلام 22ابابکر22بناحقه22 دروغ 22نیرنگ 22 کید 22 کلک 22 بدیها 22لاشخورا 22خیانته 22بناحقه22عمر22 گمرهه22روباه 22 خارترا22سره خرا22 هذیان 22سرکشها22 مفصد22 22ملحد 22نکبتها 22 بمکر 22گمرهه22 مکارا22روباه 22 22سرکشها 22بدزده 22 اسلامی 22مفصد 22 نکبتها22لاشخورا22 هذیان 22دروغ 22کلک22کید22با اشرارا22عمر 22 ابابکر22 مقصر22 سرخرها 22مکارا 22 روباه 22 لاشخورا 22 لعنت 22ملحد 22 بمکر سرکشها  22مفصد 22سرکشها22 نکبتها22بمنافقا22شرابیا 22ملحد 22سرکشها 22 نکبتها 22بدزده 22اسلامی 22عمر22ابابکر 22مقصر 22شیطان 22لاشخورا 22گورخر22نکبتها 22 بدیها 22بدرک 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22 روباه 22 مکارا 22 ابابکر 22 عمر 22 مقصر 22شیطان 22 لعنت 22 ملحد 22 عمر 22ابابکر22خارترا 22 لعنت 22 ملحد 22مقصر22 عمر22شیطان 22 ابابکر22  من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی نظر شمارا به معادله ظالم 971- 430 مقصر = 541 ابجد ابوبکر و عمر 541 به ابجد به ابجد  فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر541 فتنه ها 541+430 مقصر = 971 ظالم971 - 310 عمر =661 عثمان 661  - 231 ابوبکر = 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان 661-231 ابوبکر = 430 مقصر +541 عمر ابوبکر = 971 ظالم 971+231 ابوبکر= 1202 ابجد ابوبکر عمر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 -971 ظالم = 231 ابوبکر +430مقصر= 661 عثمان -430مقصر = 231 ابوبکر مقصر قصب دین اهل دین 786-254 اسلامه حق = 541 مقصر قصب دین اهل دین  میباشد    به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541نفرته 735-661 عثمان = 74 ابجد سه خلیفه 74 میباشد74 ان من المجرمین منتقمون74 سوره سجده آیه 22 ما از مجرمان انتقام میگیریم این آیه ابجد ابوبکر عمر عثمان میباشد 74 والشجرتها ملعونه 74 ان من المجرمین منتقمون74شیطان گمره 615- 541 عمر و ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه کفر74 میباشد نمیشه که دین اسلام 74 فرقه باشه همه هم گمراه قرآن فرموده لا اکراه فی الدین پیامبر فرمود کسی که بگوید خدا یکیست و جز او خدایی نیست لا اله الا الله بگوید او مسلمان است و ریختن خونش حرام استبه روح رسول خدا و به ذات الهی قسم اگر اسلامه حق 245 علی و فاطمه نمیشد  و عمر و ابوبکر میشد پاره گین را کی قرین با چشمه کوثر کنم میپذیرفتم اسلامه حق 245 یعنی علی 110+135 فاطمه= 245 اسلامه حق علی و فاطمه میباشد بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 در غدیرخم محمد علی را جانشین خود قرار داد = غدیر 1214 -1202 سه خلیفه= 12 امام کلمه الله محمد علی 12 حرف محمد علی فاطمه 12 حروف خانواده محترم پیامبر  در عالم میباشد  هر کلمه ای عددی دارد و هر عددی کلمه ای محاسبه با ابجد صغیر از یک تا ده میباشد و ابجد کبیر ازیک تا هزاره و ابجد صغیر از یک تا ده میباشد خداوند آیات قرآن را بر اساس علم ابجد بنا نهاده و ما هم معادلات حقانیت امام علی و 14 معصوم را ازآیات و کلمات هم ردیف عدد آن استخراج میکنیم مثال اسلامه حق 245یعنی علی 110+135 فاطمه = 245 پس اسلامه حق 245 منظور علی با فاطمه است بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر=245 اسلامه حق 245 فاطمه 135+110 علی =245کلامه وحی الهیه دینیی245    به ابجد202دینه الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد = 202 محمد و علی میباشد در غدیر جانشینه محمد علی انتخاب شد اینطوری ابجد110 دین الهی 110دین الهی 110علی 110 تنها جانشینه پیامبر محمد علیست 110 بو الله جانشینانه پیغمبر  علیست110 اگه دیگر فرقه ادیان مسلمان هم با چهار یا 5 کلمه  کلمه به ابجد رهبرشان توانستند بگویند  من بر باطل میباشم ابجد امام علی 110منتخب غدیر علی محمد 110با پنج کلمه مثل این به ابجد صغیر تا ابجد کبیرمولایتان در آید اینطوری با پنج کلمه110 به والله جانشینه بپیغمبر علیست  110تنها جانشینه پیامبر محمد علیست 110 وصی پیامبر نبی اله یا علی 110 بوصی حقیقی محمد علیست110علی بوصی حقیقی محمد 110 الله1 قرآن2 محمد3 علی4 فاطمه5 حسن6 حسین7 دوره کعبه نام = ابجدشان میشود  1000 به هزار نام خدا قسم یاران آیات مباهله چند کلمه میباشد 7 کلمه 7 دوره کعبه 7 7سنگ به سه شیطان در مکه میزنیم  سوره توحید چند آیه دارد7 آیه ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 میباشد به ابجد راه حق محمد علی فاطمه 651-541 عمر ابوبکر= 110 مولاء و مقتدای عالم علیست  دنیا اگر از یزید لبریز شود ما پشت به سالار شهیدان نکنیم اولین انقلاب پیروزی که بعد از رسول خدا اسلام واقعی صورت گرفت انقلاب سلمان فارسی بود پیامبر فرمود به عربها در آخرالزمان یاران سلمان اسلامرا بشما عرضه داشته ولی شما نمی پذیرید در گمراهی  میباشید به هزار نام خدا قسم 1000به ابجد محمد مصطفا قسم 1092-1202= 110 مولاء و مقتدای عالم علیست لعنت خدا بر کسانی که در فکر تفرقه در 74 فرقه دین اسلام میباشند ما در پی وحدت امت واحده اسلام میباشیم  به ابجد شیطان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کید 22 کلک 22 هذیان 22 مقصر 22 لا مذهب 22 عمر 22 ابابکر 22 بدبختی 22 بدیها 22 نابحقه 22 ناخلفه 22 درآتشه 22 دوزخه 22و ابجد سه خلیفه وهابی عمر 22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 فرقه گمراه باید از امام عصر قائم آل محمد خجالت بکشند پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت خواهد مرد اهل وهابی امام زمان شما کیست با آیه قرآن لطف کنید بگوئید خداوند ساعت را 12 قرار داد ماه های سال را هم 12 قرار داد به ابجد اسلام 12 حق 12 قلب 12 نجاتبخش 12 هوا 12 جانها 12 رگهای عصب مغز انسان 12 رگ میباشد و خداوند کره زمین را به 12 ستون نامرعی استوار ساخت مهدی هم امام 12 دوازدهم شیعیان علی میباشد خلفای بنی اسرائیل هم 12 نفر بودند برادران یوسف هم 12 نفر بودند ده انگشت داری با دو شصت بر دهان دشمن نادان نشست عمری بی پدری  تف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکرو عمر عثمان بوود ابجد شیطان صفت این نام عمر چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه خر میکند عرعر خر هم بوود لعن عمر  در آیه 12 یاسین که 23 کلمه میباشد میفرماید امام مبین کسیست که بدون وحی به امر خدا از تمام امور دنیا با خبر میباشد این آیه 23 کلمه دارد23 و کل شیی احصیناه فی امام مبین 23 مهدی به ابجد 23ابجدصغیر مولایم مهدی 23و مولایم علی 26ضربدره23 = 598 قطعنامه 598 با تائید این دو مولایم و پیامبر اعظم امضاء گردید به ابجد      حرف حق 396+110علی+92محمد= 598قطعنامه598   این آیه قرآن ابجدکبیر مولایم مهدی 59 میباشد و این آیه هم 59 کلمه میباشد و در باره حضرت مهدی هم میباشد59 و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین59 مهدی 59 حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 مهدی امام 12 دوازدهم شیعیان میباشد خداوند دوازده ماه سال را هم بخاطر مهدی 12 قرار دارد ساعت هم 12 ساعت روز است مثل روز روشن است حق با مهدی میباشد اگردعای من امشب به آسمان برسد گمان کنم که خدا هم به دادمان برسد رمق نمانده به جسمم غمم ز دوری یار است، یار گمشده‌ام  چه می‌شود خبر از یار بی نشان برسد؟  چه می‌شود که بیاید سوار مشرقی‌ام  و بر پای پیادهی خسته، توان و جان برسدپر از لطافت گل می‌شود نسیم چمن اگر به فصل خزان یار مهربان برسد گلاب و عطربپاشید در مسیر ظهور گمان کنم که هر آن لحظه میهمان برسد! بشوق به شوق ظهورش سر راه نشسته ام که ببینم مولاء را  این امام کل گل زمان برسد اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی  زیر :فاطمة 5    علي 3 حسن 3 حسين 4   علي 3    محمد 4     جعفر 4    موسى4    علي3 محمد 4    علي 3  حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله  إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ ای یوسف زهرادوازدهمین سوره قرآن بیا ای جانه دله 26 علی و زهرا  بیا تا همه در برابرت خشوع و خضوع  کنند ای 12 دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهراجانها به فدایت دكتر مصري که سنی بوده و ازطریق قرآن به اثبات تعداد امامان شیعه پرداخته است .علم ابجد علم محاسبات ریاضی خدا در قرآن است اساس علم عدد بر این است که عدد مفروض ذهنیت انسان نیست. بلکه عدداز عالم سرّ الهی به اراده و مشیت پروردگار عالم ظهور و بروز پیدا کرده است.الله اکبر و عالم عدد روح گنج و کنز الهی است چنانچه پروردگار عالم اوّلین ظهور عدد را خود آغاز کرد پروردگار عالم اوّلین ظهور عدد را خود آغاز کرد و فرمودقُل هوالله احد)۵۲ هر سال ۵۲ جمعه داریم ۵۲حق با دوازده امام ۵۲یامقلب القلوب ۵۲ جمعه با ۳۱۳ روز ۳۱۳+۵۲= ۳۶۵ روز سال اعتقاد ناب شیعه وپرتوی از انوار ولایت اهل البیت علیهم السلام میباشددر قرآن احد عشر به ابجد 583 ابجد 5 تن آل عباء میباشد این عدد شریف را جلوی آئینه بگیر میشود 385 شیعه بحق میباشد فرزندان اهل بیت شیعیان میباشند و ما با خدا و ولایمان مهدی عهد بستیم تا مثل زمان پیامبر فقط یک فرقه باشد نه 74 فرقه شیطانی خداوندچه قدرت نمایی نموده در آیات قرآن و معادله ظالم و مقصر مخصوصا به ابجدظالم971-430 مقصر=541عمر ابوبکر541مقصر430+231 ابوبکر=661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم971-430 مقصر= 541 عمر ابوبکر541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر 541 مرگ کافر 541 اهله شر541بدشمن فاسد541قاتلی 541 بدشمن فاسد 541دشمنه اسلامی541  عداوتین 541 ابوبکر عمر 541 بدشمنا پلید اهل دین 541 اهله شر 541  ابوبکر دو سال خلافت نکرده از دنیا رفت به درک اسفل سافلین شخصی به امام صادق فرمود میتوانی یک آیه هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر ابجد ابوبکر و عمر و عثمان فقط در یک آیه به دو ابجدبیاوری امامتت را قبول میکنم ایشان فرمود این ایه1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 با فاسد ترین دشمن 1202مرگ به خائنان اهله اسلامی 1202خداوند میفرماید ما مجرمان را سخت انتقام میگیریم 1202ابجد سه خلیفه کفر 1202 میباشد 1202 با کافران پلیده ملحده ستمگری 1202به ابجد ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 به ابجد  فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر541 فتنه ها 541+430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر = 1202 ابجد سه خلیفه کفر 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ظالم 971 - 310 عمر =661 عثمان 661  - 231 ابوبکر = 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان661-231 ابوبکر= 430 مقصر  ابوبکر و عمر طبق معادله ظالم و مقصر از شیطان پست تر بوده اند به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 اولین قاصب اهل بیتی 541 دروغگوهای پلید عالمند 541    به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541اهله شر541عمر ابوبکر541دشمنه اسلامی 541به ابجد59 جهان 59 از آن 59مهدی 59 جانه 59جهان59 = 9+5= 14 معصوم گل سر سبد انبیاء مهدی مولاء ابجد آيه «محمد رسول الله59 خانواده رسوله خدای 59 مهدی 59 شیعه ها برحقند  ۵۹ ولایته فقیه۵۹ شیعه ها برحقند ۵۹ اصول مذهب شیعه ۵۹ فدایی علی ۵۹ شیعه ها برحقند ۵۹ قدرتمند ترینه ۵۹ بعلم ریاضی ۵۹ به ابجدوصی پیامبراسلام59 چه کسی 82 حضرت مهدی به ابجد قلب تپنده اسلام و قرآن کیست82 حضرت مهدی 59امید بقلب های تپند59محمد رسوالله۵۹ به ابجد ۵۹جانشین بر حق محمد و علی در آخر الزمان ۵۹ ابجدش ۵۹میباشد5+9= 14 معصوم ۵۹ محمد رسوالله۵۹ ضلال احکامی ها ۵۹پر افتخار ترینه ۵۹ جانشین بر حق خاتمی۵۹ محمد رسوالله۵۹ کسیست که ابجد کبیر نامش ۵۹ دلاور بنام داری ۵۹ مهدی ۵۹ میباشد ۵۹باامام مظلوم شیعها۵۹ مهدی ۵۹ گنجینه معارفها ۵۹معیارحقیه۵۹ فقیه آل محمده ۵۹ اشهد ان لا اله الا الله به ابجد 59+59= 118 مهدي هم 59 گنج ولایت نوری ها۵۹مهدی مولاي شيعيان آنقدر زيبا ميباشد هر کسي چهره ماهش را ببيند بلند ميگويد اشهد ان لا اله الا الله 59نماینده واقعی59 بخداوند متعالیه59 میشود۵۹ باشهید محراب نماز۵۹ مهدی ۵۹ آشنا شوید ۵۹بامظهر ایمان و تقوا۵۹ مهدی ۵۹ گوهر حق ادیانی59 فروع دینیا ۵۹محمد رسول الله59مهدی 59 شیعه ها برحقند 59 حرف این آیه قرآن به اندازه ابحد نام شریفتان مهدی 59 حرف قرار داد 59وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ 59این آیه 59 کلمه بنام نامی حضرت عشق قائم آل محمد ونصب بلا مناضه 14 معصوم ابجد حضرت حجه ابن الحسن المهدی 59میباشد به ابجد23 وارث 23زمین 23 مهدی 23 با محمد 23 جانشینه23 مکتبه 23 حق یا 23 مهدی وارث 23زمین مهدی23اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است اسلامه حق 245 اسلامه حق 245 شیعه علی 110+135 فاطمه میباشدپیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 فقط یک فرقه اهل نجات است شیعه 385 با راه دین اسلام 385آشنا شوید385مردعالم 385 شیعه 385 گوهر بحق دین 385 فقط یک فرقه اهل نجات است 385 شیعه385 بزمرد الماس 385 بطلا ئی نابی 385 کلمه «امام» و جمع آن «ائمّه» مجموعاً دوازده بار در قرآن به كار رفته كه هفت بار آن به صورت مفرد (امام) و پنج بار به شكل جمع (ائمه) می‌باشد. سلام بر دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهرا ء سلام بر 12 ساعت روز سلام بر 12 ماه سال سلام بر 12 رگ عصب مغز انسانها سلام بر 12 ضلع کعبه سلام بر12 حواریون حضرت عیسی سلام بر 12 چشمه جوشان در قرآن سلام بر 12 جانشین رسول خدا مهدی سلام برحروف الله محمد علی 12 محمد علی فاطمه 12 به ابجد صغیر مهدی 23 میباشد آیه 12 یاسین هم 23 حروف دارد بشمار این آیه (وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ).‌«آیه هم 23 حرف دارد مهدی به ابجد صغیر 23 حضرت مهدی میباشد هرکس امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا میرود  امام مبین از همه چیز آگاه میباشد خداوند متعال در قرآن کریم فرمود که اعمال همه انسان‌ها و نیز آثار اعمال آنها تا روز قیامت را نزد «امام مبین» جمع و ثبت می‌کند: به ابجد23 وارث 23زمین 23 مهدی 23 با محمد 23 جانشینه23 مکتبه 23 حق یا 23 مهدی وارث 23زمین مهدی23اکنون حروف این آیه 59 به اندازه ابجد امام زمان مهدی 59 میباشد «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» به ابجد مسیر حق 418-541 عمر و ابوبکر = 23 مهدی مسیر حق میباشد (یس، ۱۲)حروف این آیه 59 به اندازه ابجد امام زمان مهدی 59 میباشددر خطبه غدیر آیات را یکی پس از دیگر تلاوت نموده و می‌فرمود که مصداقش من و علی (ع) و ۱۱ امام بعد از اولاد او هستیم، 59وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ 59این آیه 59 کلمه بنام نامی حضرت عشق قائم آل محمد ونصب بلا مناضه 14 معصوم ابجد حضرت حجه ابن الحسن المهدی 59میباشدحروف این آیه 59 حرف مهدی 59 میباشد 59«وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»59 مي توان به عنوان دال بر وجود و ظهور حضرت مهدي (عج) اسلامه حق 245 دعا کنید مهدی بیاید 245 اسلامه حق245 یعنی علی 110+135 فاطمه = 245 اسلام حق میباشند  بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر=245 اسلامه حق 245 فاطمه 135+110 علی =245کلامه وحی الهیه دینیی245 به ابجد202دینه الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد = 202 محمد و علی میباشد علی110+135فاطمه =245 دین الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد = 202محمدعلی 202پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه ۳۸۵ شیعه ۳۸۵مرد عالم 385 مقام پدر 385 به هنر جان دین 385با برنده های دین الهی 385 شهید بدین 385

قال رسوالله  کتابی الله وعترتی1587-1202 عمر ابوبکرعثمان = فرقه 385شیعه385 فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند علی و فاطمه باشد شرایع دینها 651-541 عمر و ابوبکر=110 علی بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 در غدیرخم محمد علی را جانشین خود فرمودخداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار دادضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب 12 امام در خودش ضرب 14 معصوم ضربدر خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال = 196+144+25= 365 روز سال5+6+3=14 معصوم 4+1= 5 تن خانواده رسول خدا قال رسوالله خائنینه اسلام را بشناسید به ابجد خائنینه 786- 245 اسلامه حق = 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110علی= 541 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم قال رسوالله (ص) فتنه گران دشمن اسلامه حق به ابجد فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم. عمروابوبکرظالم و مقصر دین میباشد قال رسول الله(ص) بعد ازمن فتنه ها 541 بپاخیزند عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 قاتلی 541 چرا ظالم 971-430 مقصر میکنی =541 ابجد ابوبکر و عمر در میآید دین اسلام 74 فرقه شد (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین اسلام توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین اسلامبا مردان رجس پلیدی615-541عمر ابوبکر=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون74 فتنه های دین 615-541=74 فرقه ابجدصغیرسه خلیفه 74 میباشد دین اسلام 74 فرقه شد  اگر بخواهی با کسی تماس بگیری باید خط داشته باشی خط علی متصل به الله است به ابجد خط عصمت چهارده معصوم 1670+73 فرقه = 1743 ابجد کل چهارده معصوم 1743 هفتادوسه73 فرقه باید به 14 معصوم اقتداء کنند به ابجد غدیر خم1854-1743ابجد 14 معصوم = 111 علیا و لسان صدق علیا 111 غدیر خم 1854-1202 سه خلیفه =652-541 عمرابوبکر =  111 علیا بازم نام امام علی فقط علی مولاء و مقتدای عالم است عامل فتنه 676= فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر و ابوبکر 541 عمر و ابوبکر541+430 مقصر= 971 ظالم به دست میآید دشمن مکتب قرآن 1207- 5 تن خانواده پیامبر= 1202 ابجد سه خلیفه وهابی ابجد آیه قرآن ان من المجرمین منتقمون1202مااز مجرمان انتقام خواهیم گرفت ابجدظالم971-430مقصر=541 ابجد ابوبکر و عمر541دشمنه اسلامی 541 قاتلی 541 گمراه دین دزده دینه اسلامی 541 عمر310+231 ابوبکر =541 به امر خدا معادله ظالم و مقصر سی مرحله میباشد که هر طورکلمه مقصر430و ظالم971 را در نام سه خلیفه کم و زیاد میکنی نام یکی از این سه تن در میآید این آیه قرآن هم به ابجد کبیر هم به ابجد صغیر سه خلیفه میباشد (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین اسلام توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن دین اسلامبا مردان رجس پلیدی615-541عمر ابوبکر=74 ابجد صغیر سه خلیفه 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون 74 طرفداران احمدی نژ|د گوش کنند طرفداران روحانی هم گوش کنند ما رهبری بنام سید علی داریم عمر بازی هم در نیارید مردم کییس خوب میدانند بچه کافر نبوده اند بچه مسلمونند خوب میفهمند نفاق 231 ابوبکر 231عصیان231نفاق وعصیان مملکت را مثل سوریه نابود میکند هم شیعه هم سنی اینو خوب میدانند در زمانرسول خدا مردم بت پرست و نادان بودندوگمراه دین310 عمر310 منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر310 حرامیان 310گمراه دین310فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310 جاهل منافق 310بفریبیها310مکرن310 کفری 310گمراه دین310عمر 310نیرنگ 310 گمراه دین310ابله منافقا 310مکرن 310کفری310دزدان فدکه فاطمه 310ابله منافقا310 حرامیان310هر غلطی میخواستند میکردند و مولاء علی دست تنها بود ولی الان علی 72 میلیون طرفدار رزمنده دارد ابجد قرآن در سراسر دنیا هزار لشگر نیرو دارد با لشگر ابابیل 1001 لشگر میشود همه تحت امر حضرت بقیه "اللهاعظم صاحب الامر میباشند همه در قرآن موجود میباشد آیه بقیه الله خیرا" لکم یاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولِی الاْمْرِ مِنْکُمْ فَاِنْ تَنـازَعْتُمْ فِی شَیء فَرُدُّوهُ إِلَى اللهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الاْخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلا

اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را; و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوا الامر ] = اوصیاى پیامبر[ را. و هر گاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. (سوره نساء، آیه ۵۹) مهدی به ابجد 59 آیه 59 مهدی59این آیه قرآن هم 59 کلمه میباشد وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ این آیه هم ابجد امام مهدی59میباشدجیگر طلا مهدی 59درود بر ایراندخت سربلند و پیروز باشید نظر خود را در باره علم ریاضی ابجد قرآن بیان بفرمائید با عنایت منجی عالم و خدای یکتا خدا در جهان نماینده ای دارد شما برای اینکه وقت ملاقات بگیری باید با نماینده خدا در ارتباط باشی برای همین خداوند 124 هزار پیامبر و 12 امام فرستاد در آیه 124 بقره میفرماید مقام امامت بالاتر از نبوت است به نبی وحی میشود ولی امام بدون واسطه و وحی از تمامی امور عالم آگاه میباشد یاسین آیه 12 وکل شیی احصیناه فی امام مبین هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت میمیرد این آیه 23 کلمه دارد مهدی هم به ابحد 23 میباشد آیه بقیه" الله خیرا" لکم در باره حضرت بقیت الله مهدی میباشد      اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوا الامر ] = اوصیاى پیامبر[ را. و هر گاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید (و از آنها داورى بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این (کار) براى شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. (سوره نساء، آیه ۵۹) مهدی به ابجد 59 آیه 59 مهدی59این آیه قرآن هم 59 کلمه میباشد وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ این آیه هم ابجد امام مهدی59میباشدجیگر طلا مهدی 59 به ابجد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245  اسلامه حق245 میباشند  به ابجد اسلامه حق 245 منظور علی 110+135 فاطمه = 245 اسلامه حق245 میباشندباکعبه دلیا 245به علی حسین245بااسلام بحق245به دین حق الله245بادین انسان245بادین الهی 110 علی110 دین الهی110 بوودنام مولاء الهی جمالت خدایی بحق هم که وصی مصطفایی مرتضایی جمالتوعشق است یا علی دشمن مولاء بوود خارو ذلیل این ابومکرو عمر عثمان علیل اوضاع هم اکنون سوریه ترکیه همه همدیگر را برای ریاست میکشند اگر هزار مرد خدا مثل علی هم باشد این= گرگهای خبیث سه خلیفه ابوبکروامثال او میگذاشتند مردان خدا سر کار بیاینداگر ده پیامبر الهی هم بیاید او را نبش قبر هم خواهند کرد چرا دین اسلام 74فرقه گمراه شدابجدگمراه دین310عمر310 گمراه دین 310 نامردیه310 منکر310 نمرودی310 حرامیان310سامری 310 نیرنگ 310کفری310 عمر310  74 فرقه ابجد سه خلیفه میباشد  (ان من المجرمین منتقمون 74) فرقه شدن دین اسلام توسط عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74=74والشجرتها الملعونه 74 منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541عمر وابوبکر = 74 ابجد صغیر سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467- عمر و ابوبکر 541= 74فلسفه دین اسلام محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی اشرار دینها 772 خائنان 772-110علی = 661 عثمان فلسفه دین اسلام محمد علی 651 -541 عمر و ابوبکر = 110 علی علی پلاک ماشین را برداشتم  خوشم نیامد ریاء شود و محله ما در شمال شلوغ شود آخه همه دوستان میآیند و عکس یادگاری میگیرند و من اینجا باید رستوران بزنم یا زوار خانه راه بیندازم و این امکانات را ندارم چه شوری چه حالی فدایت شوم من الهی  حماقت نکن خانه ویران به یک ضربه  ویران حماقت کنی کلهم اولین آخرین اشتباهی تو اشک تو گاوی فدایم شوی هم الهی در نظامی این عمل 7 سال بدون حقوق جریمه دارد 

دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74 ابجد سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74 عمر22 ابوبکر27+25 عثمان = 74

 

قال رسوالله خائنینه اسلامه حق را بشناسید به ابجد خائنینه 786- 245 اسلامه حق = 541  فتنه ها 541 عمرابوبکر 541 کودتا 431+110= 541  فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم =فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم-661 عثمان = 310 عمر  قال رسوالله (ص) فتنه گران دشمن اسلامه حق به ابجد فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم. عمروابوبکرظالم و مقصر دین میباشددزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541=74 دین اسلام 74 فرقه شد ابجد صغیر ابوبکر عمرعثمان 74 میباشد

 

دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74 ابجد سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74 عمر22 ابوبکر27+25 عثمان = 74

 

واژه « اهل ‏سنّت و سنّی » در قرآن و سنّت

 

در قرآن و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ، حتّی در کلمات اصحاب نیز یافت نمى‏ شود .اهل سنت وهابی یا حنبلی خرس تبلی شافعی حنفی نخ کنفی  قرن دوم  من در آوردی و از فرقه های شیطانی در قرآن از الاغ و خوک نام برده شده ولی از عمری خیلی....... یاد نشده بجای  از کلمات ظالم و مقصر و در زبور و تورات قدیم شیطان سگ خوک یاد شده خدایی از سگ و خوک یاد شده ولی از دیگر فرقه ها  که از سگ و خوک نجس ترند یاد نشده سگی که صاحبش را نشناسد گرگ هم نیست الاغم نیست چلپاسه خور است بی معرفت است ابله منافقا310گمراه دین 310عمر310 جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 عمر310 میباشدپیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت خواهد مرد انسان بی ولایت انسان نیست ازحیوان پست تر است به ابجد جمع  حیون 74 ابجد ابوبکر 27+22 عمر +25 عثمان = 74 اینم آیه قرآن 74 ان من المجرمین منتقمون 74 ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد 74  ابجد عمر ابوبکر عثمان 74 دین اسلام را از هم پاشیدند و 74 فرقه نمودند74 با عهد شکنهای دین74 دشمنان اصلی دین اسلامی 74منافقان لعین و پست دین اسلام  74به مجرمان منافق نادان دین74دشمن پلید امت بدینه اسلام 74دزد دین اسلام و قرآنی74دیوانه پلید دینی 74 کافران مست دین اسلامی 74ناکسین مارقین اسلامی74 به ابجد اختلاف دین 1276-1202 ابوبکر و عمر و عثمان = 74 کسانی که باعث شدند در دین اسلام اختلاف بیفتد و دین اسلام را به 74 فرقه از هم متلاشی نمودندعمر ابوبکر عثمان 74 بودند

 

دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541=74 دین اسلام 74 فرقه شد ابجد صغیر ابوبکر عمرعثمان 74 میباشد

 

 

 

 

 

دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74 ابجد سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74 عمر22 ابوبکر27+25 عثمان =74

 

 

 

با بت پرستان دین اسلام 1312 -110 دین الهی = 1202  ابوبکر و عمر و عثمان1202  واقعا بت پرست بوده اند منافق دین اسلام 467-541= 74 فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه 74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن«نوالي وليکم و نعادي اعدائکم». به ابجد فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر عثمان = 74 فرقه نه 74  ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان باعث 74 فرقه شدن دین شدن به ابجد تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 بازم ابجد سه صغیر سه خلیفه که موجب 74 فرقه شدن دین اسلام شدند 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 والشجرتها الملعونه 74  اینم آیه قرآن 74 ان من المجرمین منتقمون 74 ما مجرمان را انتقام خواهیم گرفت 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان74 میباشدبه ابجد بزرگترین گنا هان کبیره دین 1276 -1202 سه خلیفه عمر ابوبکر عثمان = 74 تروریست 1276-1202= 74 چرا دین اسلام 74 فرقه شد 74دوزخیان پلید دین ها 74 دوستان پلیده شیطانی 74 قاصبان ملحد بدین اسلام   74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74
چرا دین اسلام 74 فرقه شد ابجد صغیر ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 اینم آیه قرآن به ابجد سه خلیفه قاصب 74 ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد 74
ان من المجرمین منتقمون 74 دین اسلام مثل دین مسیح 74 فرقه شد ابجدصغیر  ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان=74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74فرقه میگویم74 باشیطان دین های اسلامه 74 شیطان ها  مکار پلیده 74  مکار پلیده شیطان ها 74بنامردان پلید روزگار 74بپلید به نامردان74 نامرده پلید روزگار 74 عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها الملعونه 74 منافق پلید بدین اسلامه 74میباشند 74با عهد شکنهای دین 74با نامردان عهدشکن پلید 74=74دشمنان اصلی دین اسلامی74عمرابوبکرعثمان74 قاصبان ملحد بدین اسلام   74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74

 

به ابجد تروریست 1276-1202= 74 بزرگترین گناهان کبیره دین 1276-1202 سه خلیفه لامذهب قاصب = 74 کافرا پلیدبی دین 74بی دینها کافران اسلام  74 تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 کسانی که باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندابوبکر 27+22 عمر+25 عثمان = 74 قیامت دین 615 -541 عمر ابوبکر541 مجرمان دین ها اسلامه= 74 بمنافقان پلید بدین اسلام74 قیامت دین 615-541 = 74

 

به ابجد کبیر لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه 385پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط شیعیان قائم آل محمد علی اهل نجات دین555-541 عمر ابوبکر= 14 معصوم  خانواده پیامبر اعظم محمد (ص)

 

خیانتی جنجالیا1128-1202=74  فرقه 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 فرقه شدن دین اسلام به ابجد  فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه ابجد سه خلیفه

 

 پیامبر فرمود بعداز من فتنه ها بپا خیزند به ابجد قرآن فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 عامل تفرقه 926 -385 شیعه = 541 عمر ابوبکر541 خبیث 1512بغفلت 1512- 1202 ابجد سه خلیفه =310  عمر 1202ابوبکرعمر عثمان 1202با خبیث ملحده 1202 با خبیث ملحده 1202 مکتب حق قرآن 926- 541 عمر ابوبکر= 385 شیعه 385 فرقه 385 قال رسوالله فقط یک فرقه اهل نجات است  به ابجد گرگهای کفتار صفت اهل دین 1587-385 شیعه = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 میباشند1202 گرگهای کفتار صفت اهل دین 1202 سه خلیفه 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد عمر ابوبکر عثمان 1202 عمر ابوبکر٥٤١ فتنه ها 541 541ابوبکرعمر541 فلاکتی 541 عداوتین 541فتنه ها 541 مرگ کافر 541 ناکسین قرآن541با مارقین اسلام 541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 ناکسین قرآن 541 با مارقین اسلام 541 عمر ابوبکر541 قاتلی 541 مرگ کافر541 فتنه ها 541 عمر ابوبکر541

 

خیانتی جنجالیا1128-1202=74  فرقه 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 فرقه شدن دین اسلام به ابجد  فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه ابجد سه خلیفه

 

 این ماشین  500 میلیون قیمتش  تف به رانندش زده به یه آدم با سرعت

 


اگر با ماشین 500میلیونی  به هر الاغی بزنید 400 میلون از دست میدهد 150 میلیون هم دیه برو به امید خدا اینطرفا پیدات نشه دیگه که چشم دیدن راننده های کودن را ندارم که با سرعت رانندگی میکنند انگار میخواند به عروسی ننشون برسند خدا یا ماشینه خوبو به چه احمقهای کلاه برداری میدی باش آدم هم بکشند باد هوا دود شد رفت رو هوا 

 تورا خدا هنر شکم را ببین انسان و هنر شکم 20 ولی برای خدا نماز دو دقیقه حجاب یوخ کفتار پیر خجالت بکش دیگه داری میمیری نماز بخوان  حجابت بخور توی سرت بی نمازیت را به خدا چی جواب میدی هر گناهی کبیره را هم خدا میبخشه ولی بی نمازی را هرگز نمی بخشه وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون ما جن و انس را برای نماز خلق کردیم 

 

همش یه بیل آب از رودخانه برداشتم اگه غسل به گردنم نبود این کار را نمیکردم حمام ابتکاری مش سیف الله بیل چی حمام صحرایی بیل در آتش مواد شوینده تاید به عقل جنم نمیرسه که با بیل حمام درست کرد  آقا بیام کیسه برات بکشم قدیما رسم بود برای هم کیسه میکشیدند با معرفتا حضرت آأم وقتی به زمین تبعید شد چند تا دونه برگ به خودش بست  این منو یاد حضرت آدم میندازه که توی رودخانه حمام میکرد و مادر عزیزمان حضرت حواء به دنبالش می گشت پرسید تو کی هستی گفت منم آدم گفت اگه آدمی پس برگت گو  گفت برگ تموم شده .......................

عکس منتخب روز / 28 اردیبهشتاگر 

 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده  ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشید اینها دارنداز مظلومیت شیعه سوء استفاده میکنند یکی از دائشی ها گفت خجالت بکش نام ما هم در قرآن آمده پرسیدم بفرما ما قبول میکنیم فرمود ما پیروان شیطان میباشیم و نام شیطان 22 میباشد به ابجد شیطان 22 عمر هم 22 ابابکر 22 شیطان 22 مقصر 22 دشمن اسلام 22 هذیان 22 دروغ 22 نیرنگ 22 کلک 22 کید 22مکارا 22 روباه 22بدبختی 22 بدیها22 نام ما بیشتر از نام شماست گفتم درست میفرمائید جمالتو عشق است شما خود شیطان میباشی فرمود نه من الاغ شیطانم گفتم تا شیطان الاغهایی مثل شما دارد هیچ غمی ندارد  آقا وقتی قرآن چاپ میکنید روی جلد آن به علم ریاضی قرآن علم ابجد بنویسید قرآن شیعها 737-541 عمر ابوبکر = 196 ضرب 14 معصوم 196 به ابجد دین اسلام 196 اصوله دین196 کلید اسلام 196 اساس دین 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد دین اسلام 196 گذشته از 700 آیه برای امام علی(ع) طبق روایت اهل سنت درباره امام مهدی 255 آیه میباشد مهدی به ابجد کبیر مهدی 59 میباشد این آیه هم 59 حرف دارد بشمار59 و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین59 مهدی 59 حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 مهدی امام 12 دوازدهم شیعیان میباشد

 

عکسهای جالب,تصاویر جالبتصاویر طنز , مطالب خنده دار , کاریکاتور و تصاویر طنز

 من شبیه همه این زنها رفیق مرد دارم از بسکی به این جکو جونورا نگاه میکنند بچه هایشان زشت میشه خر مگس

خرمگس معرکه  نبا ش  رانندگی خانمها در عربستان آزاد شد 

 

 آیا میدانستیدمورچه تا دو روز زیر آب زنده میماند مورچه حیوان ضعیفیست انسان قویست یک دقیقه زپرت

آیا میدانستید که طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است ؟ خوش بحال دامادمیتونه زیرش قایم بشه

آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است ؟ نه بابا من فکر کردم خدا فقط منو آفریده

آیا میدانستید که جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند ؟ معلومه کسی که چاپگر اختراع کنه میتونه بچه هم بدنیا بیاره 

آیا میدانستید که تمامی خرس‌های قطبی چپ ‌دست هستند ؟

آیا میدانستید که فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند ؟

آیا میدانستید که بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها میترسند که نمیتوانند آنها را بکشند ؟

آیا میدانستید که مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط میکند ؟

آیا میدانستید که صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد ؟

آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت باکتریهای موجود در گوش را تا ۷۰۰ برابر افزایش میدهد ؟

آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک می‌زنند ؟

آیا میدانستید که انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟

آیا میدانستید که لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد ؟

آیا میدانستید که هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود ؟

آیا میدانستید که مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند ؟

آیا میدانستید که هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب می‌خورد ؟

آیا میدانستید که گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد ؟

آیا میدانستید که کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوخت فقط ۱۵ متر حرکت می‌کند ؟

آیا میدانستید که بهترین سایت تفریحی و سرگرمی راد اس ام اس دات کام است ؟

آیا میدانستید که هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد ؟

آیا میدانستید که حشراتی مانند مورچه و زنیور هم دیکتاتوری دارند ؟

آیا میدانستید که اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد ؟

آیا میدانستید که سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد ؟

آیا میدانستید که دروان حاملگی کرگدن به ۴۹۰ روز است ؟

بقیه مطالب در ادامه مطلب .

آیا میدانستید که پستانداران بغیر از انسان و میمون، رنگها را بدرستی تشخیص نمیدهند ؟

آیا میدانستید که مونالیزا فاقد ابرو میباشد زیرا در دوران رنسانس تراشیدن ابرو مد بوده است ؟

آیا میدانستید که تقریبا نیمی از کل نشریات جهان در دو کشور آمریکا و کانادا منتشر میگردند ؟

آیا میدانستید که نوشابه های زرد رنگ زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند ؟

آیا میدانستید که شش چپ اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید ؟

آیا میدانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی میباشد ؟

آیا میدانستید که مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر میباشد ؟

آیا میدانستید که جمعیت میمون های هند بالغ بر ۵۰ میلیون می باشد ؟

آیا میدانستید که تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد میرسد ؟

آیا میدانستید که اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و کافئین است ؟

آیا میدانستید که فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که اغلب ماتیکها حاوی فلسهای ماهی میباشند ؟

آیا میدانستید که دارچین بسیار کشنده است و اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود باعث مرگ میشود ؟

آیا میدانستید که فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر می‌کند ؟

آیا میدانستید که عمومی ترین نام در دنیا محمد است ؟

آیا میدانستید که بلندترین زن دنیا ۲۳۶ سانتی متر قد دارد ؟

آیا میدانستید که در دنیا از هر ۵ نفر ۴ نفر موهایش تیره میباشد ؟

آیا میدانستید که خرس کوالا هرگز آب نمی‌نوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین می‌کند ؟

آیا میدانستید که دریاچه بایکال کهنسالترین دریاچه دنیا است، قدمت آن به ۷۰ میلیون سال میرسد ؟

آیا میدانستید که اسکیمو‌ها هم از یخچال استفاده می‌کنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن ؟

آیا میدانستید که در تایوان بشقاب‌های گندمی درست می‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم می‌خورند ؟

آیا میدانستید که دلفین‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند ؟

آیا میدانستید که حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار می‌رود در حالیکه حرف Q کمترین کاربرد را دارد ؟

آیا میدانستید که یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند ؟

آیا میدانستید که داغ ترین نقطه کره زمین در “دالول” اتیوپی است. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به ۹۴ درجه فارنهایت می رسد ؟

آیا میدانستید که نظیر اثر انگشت اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که حس بویای مورچه برابر با حس بویای سگ است ؟

آیا میدانستید که اعصابی که در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصه زمین تا ماه است ؟

آیا میدانستید که در انگلیس قدیم قانون بود که شما نباید همسرتان رابا چیزی ضخیمتر از شصتتان بزنید ؟منظور بچه دار شدن است 

آیا میدانستید که کتاب رکودهای گینس، رکورددار دزدیده شدن از کتابخانه های عمومی می باشد ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید ؟

آیا میدانستید که دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند ؟

آیا میدانستید که هر بار که یک تمبر را میلیسید ۱۰٫۱ کالری انرژی مصرف می‌کنید ؟

آیا میدانستید که زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است ؟

خوشحال میشم که بهم انتقاد یا پیشنهاد داشته باشین.



+ نوشته شده در دوشنبه 09 اسفند 1395ساعت 18:13 توسط alialiali | ارسال نظر(0)

 به ابجد علی قرآن=41+41اصل دین اسلام=82 امام82+114 سوره قرآن=196دین اسلام196ضرب14معصوم درخودش میشود 196دین اسلام196با دین الله فاطمه64 همسر لایق علی64به ابجد دین 64 دین 64 الله محمد علی64+64= 128کلید دین128حسین128 کلید دین128

 

به ابجد64دین64الله محمدعلی 64جانشین محمد علی64حقیقت دین الله64دست بیعت بارسول خدا وعلی کف دست راستت نوشته18 ذالحجه"غدیر خم18+64 دین=82 امام به ابجد امام82 انتخاب امام درغدیرخم امام82{82زاده محراب شهیدمحراب82 امام82 +114سوره قرآن=196دین اسلام196ضرب14 معصوم درخودش میشود196امام کل دین196دین اسلام196اسلامه مهدی196نماینده الله محمد66 الله 66+66 علی ولی الله=132 اسلام +64 دین = 196دین اسلام196محمد92+18ذالحجه"غدیرخم =110علی 110زاده محراب شهید محراب علیست پيامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) فرمودند: إن وليتموا علياً و ما أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يهدي بكم السبيل المستقيم.
اگر علي را خليفه خويش قرار دهيد، گرچه مي‌دانم نمي‌كنيد، همه شما را به ساحل نجات و سرمنزل مراد خواهد رساند. مسند احمد بن حنبل، ج1، ص109 ـ الإصابة لإبن حجر، ج4، ص468 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص82 ـ تفسير الآلوسي، ج6، ص170 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص420 ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص31 ـ ميزان الإعتدال الذهبي، ج3، ص363 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص 397

 

 

جنگ بدر 

جنگ احد

جنگ بدر

جنگ بدر، دشوارترين و شکوهمندترين نبرد پيامبر خداست. شرايط زماني، چگونگي ترکيب نيروها، ساز و برگ مسلمانان، هدف آغازين حرکت - که دستيابي به کاروان مشرکان و کالاهاي آنان بود - و نبرد غير منتظره و نابرابر و... نشان‏دهنده اهمّيت اين نبرد و نقش سرنوشت ساز آن است.

از اين رو، «بدريان» در هماره تاريخ، جايگاه ويژه‏اي داشته‏اند ودر حوادث‏تاريخ اسلام، بويژه پس از پيامبر خدا، حضور بدريان در همه جا اهمّيتي خاص داشت. اين نبرد در رمضان سال دوم هجري در منطقه بدر، در نزديکي مدينه واقع شد.

علي ‏عليه السلام در اين نبرد - که آغازين جنگ پيامبر خدا و نيز نخستين چهره نمايي قهرمانانه علي‏ عليه السلام است -، جلوه‏اي ديدني، ستودني و شگفت دارد، بدين سان که:

1. پرچم پيروزمند سپاه اسلام در دست‏هاي پر توان علي عليه السلام بود

2. پيش از رويارويي و در مرحله حسّاس کسب اطّلاعات، براي دست يافتن به چند و چون نيروي دشمن، همراه برخي از صحابيان به مأموريت رفت که موفّقيتي کارآمد داشت.

3. در دلِ سياهي تاريک و هولناک شب نبرد، پيامبر خدا فرمود: «چه کسي براي ما آب مي‏آورد ؟». مولا به پا خاست و ثابت و استوار به «بدر» گام نهاد و از چاهي بس ژرف و تاريک، آب برگرفت و پيامبر خدا را سيراب کرد.

4. مولا در اوّلين نبرد تن به تن، وليد بن عُتبه را به خاک هلاکت افکند  و سپس در کشتن عتبه، پدر وليد، هماوردِ او را ياري رسانْد.  علي‏ عليه السلام، اين حماسه شکوهمند را در نامه‏اي به معاويه يادآوري کرده است:

من پدر حسنم! کشنده جدّ و برادر و دايي‏ات که در نبرد بدر، سرشان را شکافتم؛ و آن شمشير را با خود دارم و با همان دل با دشمنم رويارو مي‏شوم.

5. مولاعليه السلام همچنين عاص بن سعيد، رزم‏آور نيرومند قريش و نوفل بن خُوَيلِد، دشمن شرور و کينه‏ توز پيامبرصلي الله عليه وآله را به خاک افکند .

6. چون فرمان حمله عمومي صادر شد و نيروها در هم آميختند و آتش نبرد، شعله‏ور گشت، اين مولا بود که چونان شيري خشمگين بر دشمن مي‏تاخت و آرايشِ نظامي آنان را در هم مي‏ريخت و از کشته، پشته مي‏ساخت، بدان‏سان که آورده‏اند 35 نفر از هفتاد تن کشته‏هاي مشرکان، با ضربت شمشير مولا بر خاک افتادند.

7. او که در آن هنگام در عنفوان جواني بود، با اين شهامت‏ها، شجاعت‏ها و رزم‏آوري‏ها، مدال افتخار جاودانه «لا سيفَ إلّا ذوالفقارِ ولا فَتي إلّا عليٌّ» را به دست آورد.

المستدرک علي الصحيحين - به نقل از ابن عبّاس -: پيامبر خدا، در جنگ بدر، پرچم را به علي‏عليه السلام سپرد و او در آن هنگام، بيست سال داشت.

الطبقات الکبري - به نقل از قتاده -: علي بن ابي طالب‏عليه السلام، پرچمدار پيامبر خدا در جنگ بدر و هر جنگ ديگر بود.

تاريخ الطبري - به نقل از ابن عباس در ذکر جنگ بدر -: پرچمدار پيامبر خدا، علي بن ابي طالب‏عليه السلام و پرچمدار انصار، سعد بن عباده بود

المستدرک علي الصحيحين - به نقل از عبد اللَّه -: ما در جنگ بدر، هر سه نفر بر يک شتر بوديم و علي‏عليه السلام و ابو لبابه، دو همراه پيامبرصلي الله عليه وآله بودند.

آنها گفتند که چون نوبت پياده شدن پيامبرصلي الله عليه وآله مي‏شد، مي‏گفتيم: شما سوار شو و ما پياده مي‏رويم. و حضرت مي‏فرمود: «نه شما از من نيرومندتريد و نه من از شما به پاداش، بي‏نيازترم».

 السيرة النبوية - به نقل از ابن اسحاق در ذکر جنگ بدر -: شتران اصحاب پيامبر خدا در آن روز، هفتاد نفر بود. پس به نوبت، سوار مي‏شدند و پيامبر خدا و علي بن ابي طالب‏عليه السلام و مرثد بن ابي مرثد غنوي، يک شتر را به نوبت، سوار مي‏شدند.

 فضائل الصحابة - به نقل از حارث، درباره امام علي‏عليه السلام -: چون شب بدر شد، پيامبر خدا فرمود: «چه کسي براي ما آب مي‏آورد؟». پس مردم، پا پس کشيدند؛ ولي علي‏عليه السلام برخاست و مشکي به زير بغل گرفت، به چاه ژرف و تاريکي درآمد و از آن، پايين رفت.

پس خداي عز و جل به جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل، وحي کرد که براي ياري محمّدصلي الله عليه وآله و گروهش آماده شويد. پس، از آسمان، فرود آمدند و همهمه‏اي داشتند که شنونده را مي‏ترسانْد. پس چون روبه‏روي چاه رسيدند، همگي و از روي بزرگداشت و احترام بر او سلام دادند.

مناقب آل أبي طالب - به نقل از محمّد بن حنفيّه -: پيامبر خدا در غزوه بدر، هنگامي که اصحابش از تهيه آب وا ماندند، علي‏عليه السلام را براي آب آوردن فرستاد. پس علي‏عليه السلام به چاه متروک درآمد و مشکش را پُر از آب کرد و بيرون که آورد، بادي آمد و آن را ريخت. پس به چاه بازگشت و مشک را پُر کرد و بيرون که آورد، بادي آمد و آن را ريخت و همين‏گونه تا سه بار.

پس بار چهارم،آن را پُر کرد و به نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آورد و قصّه را باز گفت. پس پيامبر خدا فرمود: « باد نخست، جبرئيل بود که با هزار فرشته همراهش بر تو سلام دادند و باد دوم، ميکائيل بود که با هزار فرشته همراهش بر تو سلام دادند و باد سوم، اسرافيل بود که با هزار فرشته همراهش بر تو سلام دادند».

 امام علي‏عليه السلام: من در جنگ بدر، از چاه متروکي آب مي‏کشيدم که باد شديدي وزيد و سپس باد بسيار شديدي آمد که مانند آن را نديده بودم، مگر باد پيشين. سپس [دوباره] باد شديدي وزيد. پس نخستين باد، ميکائيل بود با هزار فرشته در سمت راست پيامبرصلي الله عليه وآله و [باد] دوم، اسرافيل بود با هزار فرشته در سمت چپ پيامبرصلي الله عليه وآله و [باد] سوم، جبرئيل بود با هزار فرشته.

و ابو بکر در سمت راست و من در سمت چپ پيامبر خدا بوديم. پس چون خدا، کافران را به هزيمت کشاند، پيامبر خدا مرا بر اسبش سوار کرد و چون بر آن نشستم، مرا چنان به شتاب برد که بر گردنش قرار گرفتم. پس، از خدا خواستم که مرا بر آن استوار دارد، و آن قدر نيزه زدم که تا زير بغلم خونين شد.

 امام زين العابدين‏عليه السلام: چون مسلمانان در جنگ بدر تشنه شدند، علي‏عليه السلام براي آب آوردن با مشک به سوي چاه متروک آمد که باد شديدي وزيد و گذشت. پس اندکي درنگ کرد. سپس باد ديگري آمد و گذشت و سپس باد ديگري آمد که نزديک بود او را از کارش باز دارد و او بر سر چاه بود. پس نشست تا [باد] گذشت و چون به نزد پيامبر خدا بازگشت، از ماجرا خبر داد.

پس پيامبر خدا فرمود: «اما باد نخست، جبرئيل با هزار فرشته و باد دوم، ميکائيل با هزار فرشته و باد سوم، اسرافيل با هزار فرشته بودند و بر تو سلام دادند و آنان ياور ما هستند و همان کساني‏اند که ابليس، آنها را ديد و پا پس کشيد و عقب عقب رفت تا آن که گفت: "إِنِّي أَرَي مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ؛من بي‏ترديد، چيزي را مي‏بينم که شما نمي‏بينيد. من از خداوند مي‏ترسم و خدا سخت کيفر است"».

 السيرة النبوية - به نقل از ابن اسحاق، در ذکر وقايع جنگ بدر -: پس از او (اسود بن عبد الأسد مخزومي که حمزه او را کشت)، عتبة بن ربيعه در ميان برادرش شيبة بن ربيعه و پسرش وليد بن عتبه بيرون آمد و چون از صف جدا شد، هماورد طلبيد.

پس سه جوان از انصار، بيرون آمدند: عوف و معوّذ، پسران حارث - که نام مادرشان عفراء بود -، و مردي ديگر که گفته مي‏شود عبد اللَّه بن رواحه بود. پس گفتند: شما کيستيد؟ گفتند: ما گروهي از انصار هستيم. گفتند: ما به شما کاري نداريم. سپس مناديِ آنان ندا در داد: اي محمّد! همتايانمان از قوم خودمان را به سوي ما گسيل دار.

پس پيامبر خدا فرمود: «اي عبيدة بن حارث، برخيز ! اي حمزه، برخيز ! اي علي، برخيز!». پس چون برخاستند و به آنان نزديک شدند، گفتند: شما کيستيد؟ عبيده گفت: عبيده. و حمزه گفت: حمزه. و علي‏عليه السلام گفت: علي. گفتند: آري، همتاياني بزرگ هستيد. پس عبيده - که مسن‏ترين فرد گروه بود - با عتبة بن ربيعه، و حمزه با شيبة بن ربيعه، و علي‏عليه السلام با وليد بن عُتبه رويارو شدند.

پس حمزه در کشتن شيبه به وي مهلت نداد، و علي‏عليه السلام نيز در کشتن وليد، و دو ضربه ميان عبيده و عتبه ردّ و بدل شد؛ ولي هر دو در برابر هم ايستادگي مي‏کردند و حمزه و علي‏عليه السلام با شمشيرهايشان به سوي عتبه بازگشتند و کارش را تمام کردند و عبيده را برداشتند و به همراهانش رساندند.

 مناقب آل أبي طالب: اختلافي نيست که نخستين مبارزان اسلام، علي‏عليه السلام و حمزه و ابو عبيدة بن حارث در جنگ بدرند. شعبي مي‏گويد: سپس علي‏عليه السلام، تنها و استوار، به گروه دشمنْ حمله بُرد.

 امام علي‏عليه السلام: من در جنگ بدر از جرئت مکّيان تعجّب کردم. با اين که من، وليد بن عتبه را کشته بودم و حمزه عتبه را و هر دو در کشتن شيبه شرکت کرده بوديم، حنظلة بن ابي سفيان به من رو آورد و چون به من نزديک شد، با شمشير، ضربه‏اي به او زدم که چشمانش از کاسه سر بيرون زد و بي‏جان به زمين افتاد

الإرشاد: امير مؤمنان، پس از آن که کسي براي مبارزه با عاص پسر سعيد بن عاص پا پيش نگذاشت، به رويارويي‏اش رفت و بي‏درنگ، او را کشت و نيز حنظلة بن ابي سفيان را که به مبارزه‏اش آمده بود، کشت، و همچنين طعيمة بن عُدي را که در برابرش ايستاد، و پس از او، نوفل بن خويلد را که از شيطان‏هاي قريش بود و بدين سان، يکي پس از ديگري از آنان مي‏کشت تا اين‏که نيمي از هفتاد کشته قريش را کشت.

 الإرشاد - به نقل از صالح بن کيسان -: عثمان بن عفّان بر سعيد بن عاص گذشت و گفت: بيا به نزد فرمانرواي مؤمنان، عمر بن خطّاب برويم و به گفتگو بپردازيم. پس رفتند.

[سعيد بن عاص] مي‏گويد: امّا عثمان در جايي نشست که دوست داشت؛ ولي من به کناره جمعيت خزيدم. پس عمر به من نگريست و گفت: چه شده است ؟ گويي در دلت با من مسئله‏اي داري؟ آيا مي‏پنداري که من پدرت را کشتم ؟ به خدا سوگند، دوست داشتم که من کشنده‏اش بودم و اگر او را کشته بودم، از کشتن کافر، پوزش نمي‏خواستم؛ امّا من در جنگ بدر بر او گذشتم و ديدم که همچون گاوي که با شاخش زمين را شخم مي‏زند، در پي درگيري است و دهانش چون قورباغه کف کرده است. چون چنين ديدم، از او ترسيدم و کناره گرفتم. پس به من گفت: به کجا اي پسر خطّاب؟ و علي آهنگ او کرد و به وي دست يافت و به خدا سوگند، از جايم دور نشده بودم که علي او را کشت.

[سعيد بن عاص] مي‏گويد: علي در مجلس، حاضر بود و فرمود: خدايا، ببخش! شرک با آنچه در آن بود، رفت و اسلام، گذشته را محو کرد. پس تو را چه شده که مردم را تهييج مي‏کني؟ پس عمر، دست کشيد. سعيد گفت: آگاه باش که من خشنود نمي‏شدم که قاتل پدرم جز پسر عموي او (پيامبرصلي الله عليه وآله)، علي بن ابي طالب باشد.

 الإرشاد - به نقل از زُهْري -: چون پيامبر خدا دانست که نوفل بن خُوَيلِد در بدر حاضر شده است، فرمود: «خدايا! مرا از نوفل، کفايت کن».

پس چون قريشْ شکافته و در هم شکسته شد، علي بن ابي طالب‏عليه السلام، او را ديد که حيران است و نمي‏داند چه کند. پس به سوي او رفت و با شمشير، ضربه‏اي به او زد که در سپر چرمي‏اش گير کرد. پس علي‏عليه السلام آن را بيرون کشيد و ضربه‏اي بر ساق پايش - که زرهش آن را نمي‏پوشاند -، وارد ساخت و آن را قطع کرد و سپس کارش را تمام کرد و او را کشت.

چون به نزد پيامبرصلي الله عليه وآله بازگشت، شنيد که مي‏گويد: «چه کسي از نوفل خبر دارد؟». پس به ايشان گفت: اي پيامبر خدا! من او را کشتم. پيامبرصلي الله عليه وآله تکبير گفت و فرمود: «سپاس، خدايي را که دعايم را درباره او اجابت کرد!».

 حلية الأولياء - به نقل از محمد بن ادريس شافعي -: مردي از بني کنانه بر معاوية بن ابي سفيان وارد شد. معاويه به او گفت: آيا در بدر حضور داشتي؟ گفت: آري. گفت: مانند که بودي؟ گفت: جواني قوي، همچون صخره‏هاي ويرانگر. گفت: آنچه ديده‏اي و شاهد بوده‏اي، برايمان بگو. گفت: ما جز شاهداني مانند غايبان نبوديم و پيروزي‏اي سريع‏تر از آن نديده‏ايم. گفت: آنچه ديده‏اي برايم توصيف کن.

گفت: پيش‏تر از همه، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را ديدم؛ جواني نو رسيده و شيري هوشيار. مي‏شکافت و جلو مي‏رفت و کسي در برابرش نمي‏ايستاد، مگر آن که او را مي‏کشت، و بر هيچ چيز ضربه نمي‏زد، مگر اين‏که آن را مي‏دَريد. هيچ‏کس را از او شکافنده‏تر در صف دشمن نديدم. حمله مي‏برد و چپ و راست را هم به دقّت مي‏پاييد و گويي دو چشم در پشت داشت و جهيدنش چون آهوان صحرا بود.

 الفائق - به نقل از سعد بن ابي وقّاص -: در جنگ بدر، علي را ديدم که مي‏گويد:

با اين که جوانم، کاملم

همچون جنّيان، شب نخوابم.

مادرم مرا براي امروز بزاد

کارزار، هر چند سخت، رسوايم نکند.

 مناقب آل أبي طالب - درباره علي‏عليه السلام -:کافران، علي‏عليه السلام را «مرگ سرخ» مي‏ناميدند. اين نام را در جنگ بدر به او دادند، به دليل بزرگي ضربه‏ها و جراحاتي که بر آنان وارد ساخت.

 تفسير القمّي: کشتگان بدر، هفتاد نفر بودند و اسيران نيز هفتاد نفر. از آنان (کشتگان)، 27 نفر را اميرمؤمنان کشت و کسي را به اسارت نگرفت.

الإرشاد: راويان شيعه و سنّي، هر دو، نام‏هاي مشرکاني را که امير مؤمنان در بدر کُشت، ثبت کرده‏اند و نقل هر دو گروه با هم موافق و همخوان است و از جمله آنها که نام برده‏اند، اينان‏اند:

وليد بن عتبه - که چنان که پيش‏تر گفتيم -، شجاع و پُر دل و گستاخ و بي‏شرم بود و مردان از او مي‏ترسيدند؛

و عاص بن سعيد که وحشتناک و بزرگ بود و قهرمانان از او وحشت داشتند و او همان کسي است که عمر از مقابلش گريخت... ؛

وطعيمة بن عدي، پسر نوفل که از سرانِ گمراهان بود؛

و نوفل بن خويلد که در ميان مشرکان، از سخت‏ترين دشمنان پيامبر خدا بود و قريش، او را پيش مي‏انداخت و بزرگش مي‏داشت و اطاعتش مي‏کرد، و او کسي است که ابو بکر و طلحه را پيش از هجرت، در مکّه با طنابي بست و يک روز تا شب، شکنجه‏شان کرد تا آن که آزادي آن دو از وي خواسته شد؛ و [هموست که] پيامبر خدا چون حضور او را در بدر دانست، از خداي عز و جل خواست که ايشان را از شرّ او باز دارد و چنين گفت: «خدايا، مرا از نوفل بن خويلد، کفايت کن!». پس امير مؤمنان او را کُشت ؛

و زمعة بن اسود و حارث بن زمعه و نضر بن حارث بن عبد الدار و عمير بن عثمان بن کعب بن تيم، عموي طلحة بن عبيد اللَّه، و عثمان و مالک، دو پسر عبيد اللَّه و برادران طلحة بن عبيد اللَّه، و مسعود بن ابي اميّة بن مغيره و قيس بن فاکه بن مغيره و حذيفة بن ابي حذيفة بن مغيره و ابو قيس بن وليد بن مغيره و حنظلة بن ابي سفيان و عمرو بن مخزوم و ابو منذر بن ابي رفاعه و منبّه بن حَجّاج سهمي و عاص بن منبّه و علقمة بن کلده و ابو العاص بن قيس بن عدي و معاوية بن مغيرة بن ابي العاص و لوذان بن ربيعه و عبد اللَّه بن منذر بن ابي رفاعه و مسعود بن امية بن مغيره و حاجب بن سائب بن عُوَيمِر و اوس بن مغيرة بن لوذان و زيد بن مليص و عاصم بن ابي عوف و سعيد بن وهب، هم‏پيمان بني عامر، و معاوية بن عامر بن عبد القيس و عبد اللَّه بن جميل بن زُهَير بن حارث بن اسد و سائب بن مالک و ابو الحکم بن اخنس و هشام بن ابي امية بن مغيره.

پس اينها 35 مردي هستند که علي‏عليه السلام به تنهايي آنها را هلاک کرده است، بجز کساني که در مورد کشته شدنشان به دست علي‏عليه السلام اختلاف است و يا علي‏عليه السلام در کشتن آنها با افراد ديگري شرکت داشته است که بنا به آنچه پيش‏تر آورديم، بيشتر از نصف کشتگان بدرند.

المناقب - به نقل از امام باقرعليه السلام از جابر بن عبد اللَّه -: پيامبر خدا در جنگ بدر فرمود: «اين، رضوان، فرشته‏اي از فرشتگان خداست که ندا مي‏دهد: "شمشيري جز ذوالفقار، و جوان مردي جز علي نيست"».

 امام باقرعليه السلام: در جنگ بدر، منادي‏اي به نام «رضوان»، در آسمان، ندا داد: «شمشيري جز ذوالفقار، و جوان مردي جز علي نيست».

 

جنگ احد

 

شکست مشرکان در بدر و کشته شدن چهره‏هاي مشهور شرک و سران مشرک قريش در نبرد بدر، خشم قريشيان (مشرکان مکّه) را برافروخته بود و اکنون، آنان مارهاي زخم خورده را مي‏ماندند که آرام و قرار نداشتند و از سوي ديگر، شهامت مؤمنان، شهادت طلبي مسلمانان و رزم آوري آنان را در بدر، ديده بودند.

بايد چاره‏اي مي‏انديشيدند. از اين رو، به قبيله‏هاي هم پيمان خويش روي آوردند تا رزم آوران و دليران آنان را با خود در نبرد با محمّدصلي الله عليه وآله همسو کنند. قريش، هزينه جنگ، ابزار و ساير لوازم سفر را به عهده گرفته بود. آنان با لشکري انبوه، متشکل از سه هزار جنگجو، دويست اسب ، المغازي: 203:1 و 204، الکامل في التاريخ: 549:1.@ و سه هزار شتر  به مدينه روي آوردند.

پيامبرصلي الله عليه وآله پس از مشورت با ياران، تصميم به نبرد در بيرون مدينه گرفت و پس از نماز جمعه با حدود هزار نفر، به قصد اُحُد که نيروي دشمن در آن‏جا اردو زده بود، حرکت کرد.

بامداد هفتم شوّال سال سوم هجري نبرد آغاز شد. در آغاز، مسلمانان پيروز شدند؛ امّا پس از آن، ديده‏بانان و تيراندازان، به طمع غنايم، مأموريت را رها کردند و بدين سان با يورش غافلگيرانه دشمن روبه‏رو شدند و در هنگامه درهم ريختگي نظام لشکر، از دشمن کين توزِ زخم خورده از جان گذشته، ضرباتي را متحمّل شدند که تفصيل آن را بايد در تاريخ ديد.

سپاه اسلام به شدّتْ آسيب ديد و در هم شکست  و همه، بجز مولاعليه السلام - که پروانه‏وار، شمع وجود پيامبر خدا را در ميان داشت - و تني چند، فرار را بر قرار ترجيح دادند و پيامبر خدا را در ميدان نبرد، تنها گذاشتند.

اُحد، يکي از درس آموزترين وتنبّه آفرين‏ترين نبردهاي‏پيامبرصلي الله عليه وآله است. علي‏عليه السلام در اين جنگ، قهرماني بي‏بديل است و نقش او بسي برجسته، بدين سان که:

1. او پرچم اصلي جنگ را به دست داشت  پرچم مهاجران در دست علي‏عليه السلام بود.

2. پرچمدار مغرور مشرکان، طلحة بن ابي طلحه، با شمشير مولا به خاک هلاکت افتاد.

3. هشت نفر ديگر، يکي پس از ديگري پرچم مشرکان را به دست گرفتند و با ضربه‏هاي پي در پي علي‏عليه السلام کشته شدند و ديگر پرچم شرک، برافراشته نشد.

4. متأسفانه پس از گسستن نظام سپاه اسلام و بعد از حمله غافلگيرانه دشمن، بسياري از مسلمانان پا به فرار نهادند و علي‏عليه السلام بود که در آن هنگامه شگفت و در تنگناي حمله‏هاي دشمن، از جان پيامبر خدا محافظت کرد.

5. بر اساس گزارش ابن اسحاق، در اين نبرد، 22 تن از مشرکان کشته شدند که دوازده نفر از آنان را مولا به خاک هلاکت افکند.

6. در اين نبرد، جبرئيل، شهامت و پيکار علي‏عليه السلام را ستود و نداي ملکوتي «لا سيفَ إلّا ذوالفقارِ ولا فتي إلّا عليٌّ» در فضا پيچيد.

7. زخم‏هاي آن تنديس قهرماني و شجاعت، بيش از نود بود ( و دست مظلوم‏گيرِ ظالم ستيزش در اين نبرد، شکست.

8. با اين همه زخم و پاره پارگي پيکر و ناتواني جسم از بسياريِ خوني که از بدنش رفته بود، چون سپاه کفر صحنه را ترک کرد، پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را از نهانگاه فرستاد تا چگونگي سپاه دشمن را گزارش کند که صحنه را کاملاً ترک کرده‏اند يا نه.

 تاريخ الطبري - به نقل از سُدّي، در ذکر جنگ اُحد -:طلحة بن عثمان، پرچمدار مشرکان، برخاست و گفت: اي گروه اصحاب محمّد! شما مي‏پنداريد که خداوند، ما را با شمشيرهاي شما به آتش مي‏رانَد و شما را با شمشيرهاي ما به بهشت مي‏بَرد. اکنون آيا از ميان شما کسي هست که خداوند او را با شمشير من به بهشت ببرد يا مرا با شمشير او روانه دوزخ کند؟

پس علي بن ابي طالب‏عليه السلام به سويش برخاست و گفت: «سوگند به آن که جانم در دست اوست، از تو جدا نمي‏شوم تا تو را با شمشيرم روانه دوزخ کنم يا تو مرا با شمشيرت به بهشت بفرستي». پس علي‏عليه السلام ضربه‏اي بر او وارد کرد و پايش را قطع کرد. وي افتاد و عورتش پيدا شد. و گفت: اي پسر عمو! تو را به خدا سوگند مي‏دهم که خويشاوندي را رعايت کني.

پس علي‏عليه السلام رهايش کرد و رسول خدا تکبير گفت و از علي‏عليه السلام پرسيد: «چه چيزي تو را از تمام کردن کارش باز داشت؟». گفت: «پسرعمويم چون عورتش پيدا شد، مرا سوگند داد. پس، از او خجالت کشيدم».

 الإرشاد - به نقل از ابن اسحاق -: پرچمدار قريش در جنگ اُحد، طلحة بن طلحة بن عبد العُزّي بن عثمان بن عبد الدار بود که علي بن ابي طالب‏عليه السلام وي را کشت و پسرش ابو سعيد بن طلحه و برادرش کلدة بن ابي طلحه را نيز کشت.

و عبد اللَّه بن حميد بن زهرة بن حارث بن اسد بن عبد العزّي و ابو الحَکم بن اخنس بن شريق ثقفي و وليد بن ابي حذيفة بن مغيره و برادرش امية بن ابي حذيفة بن مغيره و ارطات بن شرحبيل و هشام بن اميّه و عمرو بن عبد اللَّه جمحي و بشر بن مالک و صُواب، وابسته بني عبد الدار را نيز کشت.

پس پيروزي با او بود و بازگشت مردم به نزد پيامبرصلي الله عليه وآله پس از فرارشان، به سبب ايستادگي و دفاع علي‏عليه السلام به تنهايي از پيامبرصلي الله عليه وآله بود.

و در آن روز، سرزنش خداي متعال، متوجّه همه مسلمانان فراري شد، جز او و مرداني از انصار که در کنار وي استوار ماندند که هشت نفر بودند و چهار يا پنج نفر هم گفته شده است و حجّاج بن علاط سلمي درباره کساني که علي‏عليه السلام در اُحد کشت و توانايي او در جنگ و امتحان نيکويي که داد، سروده است:

خدا چه مدافعي از حزب خود دارد!

مقصودم پور فاطمه است؛ همو که خويشاني کريم دارد.

دست مريزاد با آن ضربه برق آسايت

که طليحه را به رو به زمين افکند!

و چون شير شرزه بر آنان سخت گرفتي و تار و مارشان کردي

در دامنه کوه، آن‏گاه که سرازير شدند.

و شمشيرت را از خون سيراب کردي و نگذاشتي

تا سيراب نشده، تشنه باز گردد.

 السيرة النبوية - به نقل از مسلمة بن علقمه مازني -: در جنگ اُحد، چون درگيري شديد شد، پيامبر خدا زير پرچم انصار نشست و به علي بن ابي طالب - رضوان اللَّه عليه - پيغام داد که: «پرچم را پيش ببر!».

پس علي‏عليه السلام پيش رفت و گفت: «من ابو الفُصَم [و گفته مي‏شود: ابو القُصَم  [هستم». پس ابو سعد بن ابي طلحه - که پرچمدار مشرکان بود -، ندايش داد که: اي ابو القُصَم! آيا اهل نبرد تن به تن هستي؟ گفت: «آري».

پس در ميان دو لشکر به مبارزه در آمدند و دو ضربه ردّ و بدل کردند. علي‏عليه السلام ضربه‏اي بر او زد و به خاکش افکند. سپس از او روگرداند و کارش را تمام نکرد. يارانش به او گفتند: پس چرا کارش را نساختي؟ گفت: «با عورتش با من روبه‏رو شد وخويشاوندي موجب‏شد که از او رو گردانم ودانستم که خداي عز و جل او را کشته‏است».

 المناقب - به نقل از زيد بن علي از پدرانش -: دست علي‏عليه السلام در جنگ اُحد، شکست، در حالي که در دستش پرچم پيامبر خدا بود. پس پرچم از دستش افتاد و مسلمانان به حمايتش برخاستند تا پرچم را بگيرند. پس پيامبر خدا فرمود: «آن را در دست چپش بِنهيد که او پرچمدار من در دنيا و آخرت است».

و در نقل غير اوست: پس مقداد، پرچم را برداشت و به علي‏عليه السلام داد و پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «تو پرچمدار من در دنيا و آخرتي».

 المعجم الکبير - به نقل از ابو رافع -:چون علي‏عليه السلام در جنگ اُحد، پرچمداران [قريش] را کشت، جبرئيل گفت: اي پيامبر خدا! اين، فداکاري است. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «او از من است و من از اويم». جبرئيل گفت: و من هم از شمايم، اي پيامبر خدا!

 تاريخ الطبري - به نقل از ابو رافع -: چون علي بن ابي طالب‏عليه السلام، پرچمداران [قريش] را کشت، پيامبر خدا گروهي از مشرکان قريش را ديد و به علي‏عليه السلام فرمود: «بر آنها يورش ببر!». او يورش برد و جمعشان را پراکنده کرد و عمرو بن عبد اللَّه جمحي را کشت.

سپس پيامبر خدا گروهي [ديگر] از مشرکان قريش را ديد و به علي‏عليه السلام فرمود: «بر آنها يورش ببر!». پس يورش بُرد و جمعشان را پراکنده کرد و شيبة بن مالک، يکي از بني‏عامر بن لُؤَي را کشت. پس جبرئيل گفت: اي پيامبر خدا! اين، فداکاري است. پيامبر خدا فرمود: «او از من است و من از اويم». جبرئيل گفت: و من هم از شمايم.

[راوي مي‏گويد:] پس صدايي شنيدند [که مي‏گفت]:

شمشيري جز ذوالفقار نيست

و جوان مردي جز علي‏عليه السلام نيست.

 الإرشاد - به نقل از عبد اللَّه بن مسعود، در ذکر جنگ اُحد -: پرچم مشرکان با طلحة بن ابي طلحه بود که قوچ (مِهتَر) گروه خوانده مي‏شد؛ و پيامبر خدا، پرچم مهاجران را به علي بن ابي طالب‏عليه السلام داد و آمد تا زير پرچم انصار ايستاد.

پس ابو سفيان، نزد پرچمداران آمد و گفت: اي گروه پرچمدار ! نيک مي‏دانيد که لشکر از ناحيه پرچمدارانش ضربه مي‏خورَد و در جنگ بدر هم از ناحيه پرچمدارانتان ضربه خورديد. پس اگر مي‏بينيد که توانايي آن را نداريد، پرچم را به ما بسپاريد که ما شما را از آن، کفايت مي‏کنيم.

پس طلحة بن ابي طلحه، خشمناک شد و گفت: آيا به ما چنين مي‏گويي؟ به خدا سوگند، امروز شما را با آن تا به کنار حوض‏هاي مرگ مي‏برم. طلحه، قوچ (مِهتَر) گروه ناميده مي‏شد. پس جلو آمد و علي بن ابي طالب‏عليه السلام هم پيش آمد.

پس علي‏عليه السلام فرمود: «تو کيستي؟». گفت: من طلحه، پسر ابو طلحه هستم. من مِهتر گروهم. تو کيستي؟ گفت: «من علي، پسر ابو طالب بن عبد المطّلب هستم». سپس به هم نزديک شدند و دو ضربه ميانشان رد و بدل شد. پس علي بن ابي طالب‏عليه السلام، ضربه‏اي بر جلوي سر او زد که چشمانش درآمد و چنان صيحه‏اي زد که مانندش شنيده نشده بود و پرچم از دستش افتاد.

پس برادرش که مصعب خوانده مي‏شد، پرچم را گرفت و او را هم عاصم بن ثابت با تير کشت. سپس برادر ديگرش به نام عثمان، آن را گرفت که او را هم عاصم با تير زد و کشت.

پس يکي از بندگان آنها به نام صُواب - که از قوي‏ترينِ مردمان بود -، پرچم راگرفت و علي بن ابي طالب‏عليه السلام با ضربه‏اي دستش را قطع کرد و چون پرچم را با دست چپ گرفت، علي‏عليه السلام آن را هم با ضربه‏اي قطع کرد. پس پرچم را بر سينه‏اش نهاد و دستان بريده‏اش را بر آن گِرد آورد. پس علي‏عليه السلام بر کاسه سرش ضربه‏اي زد که به خاک افتاد.

و مشرکان در هم شکستند و مسلمانان به غنيمت‏ها رو کردند و چون گُماردگان بر تنگه، مردم را در حال جمع آوري غنيمت ديدند، گفتند: اينان غنيمت را مي‏برند و ما اين‏جا مي‏مانيم. پس به عبد اللَّه بن عمرو بن حزم که فرمانده آنها بود، گفتند: مي‏خواهيم غنيمتْ جمع کنيم، همان گونه که مردم کردند. او گفت: پيامبر خدا به من فرمان داده که از موضعم در اين‏جا تکان نخورم.

پس به او گفتند: او به تو فرمان داد و نمي‏دانست که کار به اين‏جا مي‏رسد که مي‏بيني! و به سوي غنايم رفتند و او را وا نهادند و او در موضعش ايستاد تا خالد بن وليد بر او يورش بُرد و وي را کشت و از پشت پيامبر خدا آمد و قصد [جان] او را کرده بود.

پس به پيامبر خدا که اصحاب گِردش را گرفته بودند، نگريست و به همراهانش گفت: «اين، همان کسي است که مي‏جُستيد. پس به دنبالش رويد». پس به يکباره و دسته جمعي، با شمشير و تير و نيزه و سنگ به ايشان يورش آوردند و اصحاب پيامبرصلي الله عليه وآله از ايشان دفاع کردند تا آن که هفتاد تن از آنان کشته شدند.

و امير مؤمنان و ابو دجانه انصاري و سهل بن حنيف در برابر آنان ايستادگي کردند و از پيامبرصلي الله عليه وآله دفاع کردند و انبوه مشرکان، آنان را در ميان گرفتند و پيامبر خدا چشمانش را باز کرد و به امير مؤمنان نگريست... و فرمود: «اي علي ! مردم چه کردند؟». گفت: پيمان شکستند و پشت کردند. به او فرمود: «اينان را که قصد من کرده‏اند، از من بِران و مرا از آنان، آسوده گردان».

پس امير مؤمنان بر آنان يورش برد و آنان را تار و مار کرد. سپس نزد پيامبرصلي الله عليه وآله بازگشت که [مشرکان] از سوي ديگر به ايشان حمله کرده بودند، و دوباره به آنان يورش برد و آنان را در هم شکست و ابو دجانه و سهل بن حنيف بر بالاي سر پيامبرصلي الله عليه وآله ايستاده بودند و به دست هر يک، شمشيري بود تا از پيامبرصلي الله عليه وآله دفاع کنند.

 امام صادق‏عليه السلام - به نقل از پدرانش -: پرچمداران در جنگ اُحد، نُه نفر بودند و علي‏عليه السلام تا آخرين نفرشان را کشت، و مشرکان در هم شکستند و مخزوم (قبيله پرچمداران)، از آن روز که علي بن ابي طالب‏عليه السلام رسوايش کرد، از چشم‏ها افتاد و علي‏عليه السلام با حَکَم بن اَخنس مبارزه کرد و با ضربه‏اي پايش را از ميانه ران قطع کرد که در نتيجه آن، کشته شد.

 المغازي: پيامبرخدا در جنگ اُحد پرسيد: «چه کسي از ذکوان بن عبد قيس خبر دارد؟». علي‏عليه السلام گفت: اي پيامبر خدا ! من سواري را ديدم که به دنبال او تاخت تا به وي رسيد و گفت: نجات نيابم، اگر نجات يابي! پس آن سوار به ذکوان که پياده بود، يورش برد و بر او ضربه‏اي وارد کرد و مي‏گفت: بگير که من ابن علاج هستم!

پس به سوي او رفتم و چون سواره بود، با شمشير به پايش نواختم و آن را از ميانه رانش قطع کردم. سپس از اسب به زيرش افکندم و کارش را تمام کردم و متوجّه شدم که او ابو الحکم، پسر اخنس بن شريق بن علاج بن عمرو بن وهب ثقفي است.

 امام صادق‏عليه السلام: چون در جنگ اُحُد، مردم از گِرد پيامبرصلي الله عليه وآله پراکنده شدند، حضرت، رو به آنان مي‏فرمود: «من، محمّد هستم. من پيامبر خدايم. کشته نشده و نمرده‏ام» ...

و مردم (مشرکان)، از سمت راست به پيامبرصلي الله عليه وآله حمله کردند. پس علي‏عليه السلام آنان را پراکنده مي‏کرد و چون پراکنده مي‏ساخت، از سمت چپ به پيامبرصلي الله عليه وآله يورش مي‏بردند و پيوسته در اين حال بود تا آن که شمشيرش شکست و سه قطعه شد.

پس نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آمد و آن را پيش ايشان افکند و گفت: اين شمشير من شکسته است. پس آن روز، پيامبرصلي الله عليه وآله، ذوالفقار را به او داد و چون پيامبرصلي الله عليه وآله، لرزش پاهاي علي‏عليه السلام را از فراواني کارزار ديد، سرش را به آسمان بلند کرد و در حالي که مي‏گريست، گفت: «اي پروردگار ! به من وعده داده‏اي که از دينت پشتيباني کني، و اگر بخواهي، مي‏تواني».

پس علي‏عليه السلام به پيامبرصلي الله عليه وآله رو آورد و گفت: اي پيامبر خدا ! همهمه شديدي مي‏شنوم و مي‏شنوم که مي‏گويد: حَيزوم،  به پيش! و قصد ضربه زدن به کسي را نمي‏کنم، جز آن که پيش از ضربت من، بي‏جان فرو مي‏افتد.

پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «اين، جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل، با فرشتگان‏اند». سپس جبرئيل آمد و کنار پيامبر خدا ايستاد و گفت: «اي محمّد ! بي گمان اين، [جانفشاني علي، معناي] مواسات است». [پيامبرصلي الله عليه وآله] فرمود: «علي از من است و من از علي‏ام». جبرئيل گفت: «و من از شمايم». سپس مشرکان در هم شکسته شدند.

 امام کاظم‏عليه السلام: جبرئيل در جنگ اُحد گفت: اي محمّد ! بي‏گمان، اين يعني فداکاري علي. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «چون او از من است و من از اويم». جبرئيل گفت: و من از شما هستم، اي پيامبر خدا! سپس گفت: «شمشيري جز ذوالفقار، و جوان‏مردي جز علي‏عليه السلام نيست».

پس همچون ستايش خداي متعال از خليلش شد، در آن‏جا که مي‏گويد: «فَتًي يَذْکُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ‏و إِبْرَ هِيمُ؛

جواني که به او ابراهيم گفته مي‏شود، از آنان سخن مي‏گويد».

 الکافي - به نقل از نعمان رازي از امام صادق‏عليه السلام -: مردم در جنگ اُحد از گِرد پيامبر خدا پراکنده شدند. پس ايشان به شدّت خشمگين شد، و چون خشمگين مي‏شد، عَرَق از پيشاني او چون مرواريد مي‏چکيد.

پس نگريست و علي‏عليه السلام را در کنارش ديد و به او فرمود: «به خويشانت ملحق شو، آنان که از گِرد پيامبر خدا پراکنده شدند». علي‏عليه السلام گفت: «اي پيامبر خدا ! سرمشق من، شما هستي». پيامبر خدا فرمود: «پس مرا از اينان، آسوده کن !».

علي‏عليه السلام يورش برد و نخستين کسي را که از آنان ديد، زد. جبرئيل گفت: «اي محمّد ! بي‏گمان، اين همان فداکاري است ». [پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:] «بي گمان، او از من است و من از اويم». جبرئيل هم گفت: اي محمّد ! و من هم از شمايم.

پس پيامبر خدا به جبرئيل نگريست که بر تختي از طلا، ميان آسمان و زمين نشسته و مي‏گويد: «شمشيري جز ذوالفقار، و جوان مردي جز علي نيست».

 السيرة النبوية - به نقل از ابن ابي نجيح -: در جنگ اُحُد، منادي ندا داد: «شمشيري جز ذوالفقار، و جوان مردي جز علي نيست».

 المناقب - به نقل از ابوذر از امام علي‏عليه السلام، خطاب به مهاجران و انصار، پس از بيعت گرفتن براي عثمان -: «شما را به خداي متعال قسم مي‏دهم، آيا مي‏دانيد - اي گروه مهاجر و انصار - که جبرئيل، نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آمد و گفت: "اي محمّد ! شمشيري جز ذوالفقار، و جوان مردي جز علي نيست" ؟ آيا مي‏دانيد که چنين بود؟». گفتند: آري، چنين بود.

 تاريخ الطبري: مصعب بن عمير در پيش روي پيامبر خدا، پرچم به دست، جنگيد تا کشته شد و آن که وي را کشت، ابن قميئه ليثي بود که پنداشت وي پيامبر خداست. پس به سوي قريش بازگشت و گفت: محمّد را کشتم؛ و چون مصعب بن عمير کشته شد، پيامبر خدا، پرچم را به علي بن ابي طالب‏عليه السلام سپرد.

 الإرشاد: چون مردم در جنگ اُحد از گِرد پيامبرصلي الله عليه وآله پراکنده شدند و امير مؤمنان ايستادگي کرد، [پيامبرصلي الله عليه وآله] به او فرمود: «تو چرا با مردم نرفتي؟». امير مؤمنان گفت: «بروم و تو را وا نهم، اي پيامبر خدا؟! به خدا سوگند که نمي‏روم تا کشته شوم و يا خداوند، وعده ياري به تو را تحقّق بخشد !». پس پيامبرصلي الله عليه وآله به او فرمود: «اي علي ! مژده باد که خداوند، وعده‏اش را تحقّق مي‏بخشد و مشرکان، ديگر هيچ‏گاه مانند امروز بر ما دست نمي‏يابند!».

سپس به گروهي که به او رو آورده بودند، نگريست و به علي‏عليه السلام فرمود: «اي علي ! کاش به اينان حمله مي‏بردي». امير مؤمنان، حمله برد و هشام بن اميّه مخزومي را از آنان کشت و گروه، در هم شکست.

پس گروه ديگري رو آوردند و پيامبرصلي الله عليه وآله به علي‏عليه السلام فرمود: «به اينان حمله کن!» که بر آنان حمله کرد و عمرو بن عبد اللَّه جمحي را از آنان کُشت و آنان نيز پراکنده شدند.

سپس گروه ديگري رو آوردند و پيامبرصلي الله عليه وآله به علي‏عليه السلام فرمود: «به اين گروه، حمله کن !» که بر آنان حمله بُرد و بشر بن مالک عامري را از آنان کشت و گروه، در هم شکست و پس از آن، ديگر هيچ يک از آنان بازنگشت.

و مسلمانانِ فراري به نزد پيامبرصلي الله عليه وآله باز آمدند و مشرکان، به مکّه بازگشتند. پيامبرصلي الله عليه وآله نيز به مدينه بازگشت. پس فاطمه‏عليها السلام به استقبال او آمد و با ظرف آبي که همراه داشت، صورت پيامبر خدا را شست و در پي ايشان، علي‏عليه السلام آمد که دستش تا شانه خونين بود و «ذوالفقار» را همراه داشت. آن را به فاطمه‏عليها السلام داد و فرمود: «اين شمشير را بگير که امروزْ مرا همگامي استوار بود» و اين شعر را سرود:

اي فاطمه! شمشير را بگير که نکوهش شده نيست

و من نيز نه ترسو و نه مستحقّ ملامتم.

به جانم سوگند، در ياري محمّد، کوتاهي نکردم

و نيز در اطاعت از پروردگاري که به بندگانش داناست.

خون مشرکان را از آن بزداي که آن

کاسه آب جوشان به خاندان عبد الدار نوشانْد.

و پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «اي فاطمه ! آن را بگير که همسرت، حقّ آن را ادا کرد و خدا با شمشير او، دلاوران قريش را کشت».

 امام علي‏عليه السلام - هنگامي که از جنگ اُحد بازگشت و شمشيرش را به فاطمه‏عليها السلام داد - :

اي فاطمه ! اين شمشير را بگير که نکوهش شده نيست

و من نيز نه ترسو و نه مستحقّ ملامتم.

به جانم سوگند، به خاطر دوستي احمد جنگيدم

و در اطاعت پروردگاري که به بندگانش مهربان است.

و شمشير را در کفم، چون شهاب مي‏جنباندم

با آن، گردن و ستون بدن را در هم مي‏شکستم.

هماره چنين بودم تا که پروردگارم جمعشان را پراکنده کرد

و تا آن که جانِ هر بردبار را شفا بخشيديم.

 المغازي - به نقل از امام علي‏عليه السلام -:چون جنگ اُحد شد و مردمْ حمله کردند، اميّة بن ابي حذيفة بن مغيره رو آورد، در حالي که زره به تن داشت و غرق در آهن و فولاد بود و جز چشمانش ديده نمي‏شد و مي‏گفت: امروز در برابر بدر.

يکي از مسلمانان راه بر او بست؛ امّا اميّه وي را کشت. من آهنگ او کردم و با شمشير، بر کاسه سرش که زير زره و کلاهخود بود، زدم؛ امّا ضربه‏ام کارگر نيفتاد. من کوتاه قد بودم و او با شمشيرش به من ضربه مي‏زد و من با سپر چرمي از خود محافظت مي‏کردم.

پس شمشيرش در سپرم فرو رفت و چون زرهش را بالا زده بود، به او ضربه زدم و پاهايش را قطع کردم و افتاد. به درآوردن شمشيرش از سپرم پرداخت تا آن را درآورد و در حالي که روي زانوانش ايستاده بود، با من مي‏جنگيد تا آن‏که در زير بغلش شکافي ديدم. شمشيرم را در آن فرو کردم. پس کج شد و [افتاد و] مُرد و من از او رو گرداندم.

 الإرشاد - به نقل از سعيد بن مسيّب -:اگر جايگاه علي‏عليه السلام را در جنگ اُحد مي‏ديدي، او را در سمت راست پيامبر خدا مي‏يافتي که با شمشير، از او دفاع مي‏کند و جز او همه پشت کرده بودند

 امام باقرعليه السلام: علي‏عليه السلام در روز اُحُد، شصت زخم برداشت.

 تفسير القمّي - به نقل از ابو واثله شقيق بن سلمه -:صورت و سر و سينه و شکم و دستان و پاهاي علي‏عليه السلام، نود زخم برداشت.

 اُسد الغابة - به نقل از سعيد بن مسيّب -: بي‏گمان در جنگ اُحُد، شانزده ضربه به علي‏عليه السلام رسيد که هر يک، او را به خاک انداخت و جز جبرئيل، او را بلند نمي‏کرد.

 السيرة النبويّة - به نقل از ابن اسحاق -: چون ابو سفيان و همراهانش بازگشتند، ندا داد: وعده ديدار، سال آينده در بدر. پس پيامبر خدا به مردي از اصحابش گفت، بگو: «آري، وعده‏گاه ما و شما باشد».

سپس پيامبر خدا، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را فرستاد و فرمود: «در پيِ [اين] گروه، بيرون رو و بنگر که چه تصميمي دارند. اگر اسب‏ها را از خود دور کرده‏اند و بر شترها سوار شده‏اند، قصد مکّه دارند، و اگر بر اسب‏ها سوار شده‏اند و شترها را رانده‏اند، قصد مدينه دارند، و سوگند به آن که جانم در دست اوست، اگر قصد مدينه داشته باشند، به سوي آنها مي‏روم و با آنان مي‏جنگم».

علي‏عليه السلام مي‏گويد: در پيِ آنان بيرون رفتم تا بنگرم که چه مي‏کنند. پس اسب‏ها را از خود دور کردند و بر شتران سوار شدند و به مکّه رو نمودند

 امام علي‏عليه السلام: چون خداي سبحان، آيه «الم - أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَکُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ الف، لام، ميم - آيا مردم گمان کردند همين که گفتند ايمان آورديم، وانهاده مي‏شوند و امتحان نمي‏شوند؟» را نازل کرد، دانستم که تا پيامبر خدا در ميان ماست، فتنه بر ما در نمي‏آيد.

پس گفتم: اي پيامبر خدا ! اين فتنه‏اي که خداوندْ تو را از آن خبر داده چيست؟ فرمود: «اي علي ! امّت من پس از من، دچار فتنه مي‏شوند».

گفتم: اي پيامبر خدا ! آيا در جنگ اُحد، آن‏جا که برخي از مسلمانانْ شهيد شدند و من نشدم و اين بر من گران آمد، به من نفرمودي: «مژده ده که شهادت در پي توست!»؟ به من فرمود: «آن، همين گونه است. پس آن هنگام، صبرت چگونه است؟». گفتم: اي پيامبر خدا ! اين از جايگاه‏هاي صبر نيست؛ بلکه از جايگاه‏هاي بشارت و شکر است.

به تسليم کشاندن دشمن در دو جنگ

 

>جنگ بني نضير

>جنگ بني قريظه

جنگ بني نضير

بني نضير که با مسلمانان پيمان بسته بودند، آهنگ کشتن پيامبرصلي الله عليه وآله کردند. پيامبر خدا که از خيزش‏هاي پنهان آنان پس از جريان اُحد آگاه شده بود، براي بررسي حقيقت، به سوي دژ آنان حرکت کرد و عنوان ظاهري اين حرکت را پرداختِ خون بهاي دو نفر از قبيله بني عامر قرار داد.

آنان در آستان دژ، به ظاهر از پيامبرصلي الله عليه وآله استقبال کردند و چون پيامبر خدا با يارانش در سايه دژ آرميدند، نقشه قتل پيامبرصلي الله عليه وآله را ترسيم کردند و هنوز در مقدمات اجراي آن بودند که پيامبر خدا آگاه شد و بي آن که آنان بفهمند، راه مدينه را پيش گرفت

اکنون آنان پيمان را شکسته بودند. پيامبرصلي الله عليه وآله پيشنهاد کرد که خانه‏هاي خويش را وا نهند و از آن ديار بروند؛ اما آنان خيره‏سري کردند و پيامبرصلي الله عليه وآله هم در ربيع الأوّل سال چهارم هجري آنان را محاصره کرد  و بنا به برخي گزارش‏ها پس از آن‏که ده نفر کشته دادند، با ذلّت از آن ديار رفتند.

 الإرشاد: چون پيامبر خدا به بني نضير رو آورد، آنان را محاصره کرد و خيمه فرماندهي‏اش را در دورترين نقطه دشت متعلّق به بني حُطَمه بر پا کرد و چون شب در رسيد، مردي از بني نضير، تيري به سوي آن [خيمه] پرتاب نمود که به خيمه اصابت کرد. پس پيامبرصلي الله عليه وآله فرمان داد که خيمه‏اش را به دامنه کوه، منتقل کنند و مهاجران و انصار، گِردش را گرفتند.

پس چون تاريکي همه جا را فرا گرفت، امير مؤمنان علي بن ابي طالب‏عليه السلام را نيافتند. مردم گفتند: اي پيامبر خدا ! علي را نمي‏بينيم ؟ فرمود: «گمان دارم که در پيِ اصلاح کار شماست».

طولي نکشيد که علي‏عليه السلام، سر يهودي تيرانداز را که عزورا ناميده مي‏شد، نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آورد و آن را پيش حضرت افکند. پيامبرصلي الله عليه وآله به او فرمود: «چگونه اين کار را کردي؟».

گفت: من ديدم که اين خبيث، گستاخ و نترس است. پس به کمينش نشستم و [با خود] گفتم: نکند که جرئت کند و در تاريکي شب، در پيِ غافلگير کردن ما باشد که ديدم با شمشيرِ کشيده و همراه با نُه نفر از ياران يهودي‏اش پيش مي‏آيد. به او حمله کردم و سخت گرفتم تا وي را کشتم و يارانش گريختند و خيلي دور نشده‏اند، و اگر چند نفر با من بفرستي، اميد دارم به آنان دست يابم.

پيامبر خدا ده نفر را با او روانه کرد که در ميان آنان، ابو دجانه سِماک بن خرشه و سهل بن حنيف هم بودند که پيش از آن که [آنان] به دژ پناه برند، به آنان رسيدند و همه آنها را کشتند و سرهايشان را نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آوردند. ايشان هم فرمان داد که آنها را در يکي از چاه‏هاي بني حُطَمه بيندازند و آن [اقدامات]، سبب فتح دژهاي بني نضير شد.

 

جنگ بني قريظه

 

در نبرد خندق (احزاب)، توطئه بزرگ مشرکان و يهوديان در هم شکست. در آن نبرد، بني قريظه، پيمان عدم تعرّض به مسلمانان را شکسته و با مشرکان، عليه پيامبرصلي الله عليه وآله همدستي کرده بود

پيامبر خدا فرداي روز فرار مشرکان، عازم در هم شکستن دژ بني قريظه، آخرين لانه فساد يهوديان در کنار مدينه شد.  پيامبر خدا، نماز ظهر را خواند و فرمان بسيج داد و فرمود: «نماز عصر را در منطقه بني قريظه به جا مي‏آوريم».

جلوه شخصيت مولاعليه السلام در اين حرکت نيز چشمگير است، بدين سان که:

1. پرچم بلند اسلام در دستان پرتوان علي‏عليه السلام بود.

2. پيشروان سپاه را علي‏عليه السلام فرماندهي مي‏کرد .

3. بني قريظه، آوازه علي‏عليه السلام را شنيده بودند و چون مولاعليه السلام را ديدند، فرياد مي‏زدند: «قاتلِ عمرو بن عبدِ وُد آمد». ابن هشام مي‏گويد:

سبب تسليم شدن بني قريظه به حکميت سعد بن معاذ، اين بود که علي‏عليه السلام فرياد کشيد: «به خدا سوگند، يا شربتي که حمزه نوشيد مي‏نوشم، و يا دژ آنان را مي‏گشايم!» .

يهوديان به لحاظ پيوستگي و دوستي ديريني که با سعد بن معاذ داشتند، به داوري او - که مي‏پنداشتند به نفع آنان خواهد بود -، گردن نهادند و سعد بن معاذ، حکم کرد که مردان آنها کشته شوند، اموالشان مصادره شود و فرزندانشان اسير گردند.

 الإرشاد: چون احزاب و گروه‏هاي مشرکان پراکنده شدند و از برابر مسلمانان عقب نشيني کردند، پيامبر خدا به قصد بني قريظه، دست به کار شد و امير مؤمنان علي بن ابي طالب‏عليه السلام را با سي نفر از خزرجيان به سوي آنان فرستاد و به او فرمود: «بنگر که آيا بني قريظه دژهاي خود را ترک کرده‏اند؟».

علي‏عليه السلام، چون به نزديک ديوارهايشان رسيد، از آنان دشنام شنيد. پس به سوي پيامبرصلي الله عليه وآله بازگشت و حضرت را باخبر کرد. پيامبر خدا فرمود: «رهايشان کن که خداوند، [ما را] بر آنها چيره مي‏کند. کسي که تو را بر عمرو بن عبد وُد چيره کرد، تنهايت نمي‏گذارد. پس بِايست تا مردم به گِرد تو جمع شوند و تو را مژده باد به ياري الهي که خداوند، مرا از يک ماه پيش‏تر با افکندن ترسي [در دل آنان] ياري داده است».

علي‏عليه السلام مي‏گويد: مردم به گِرد من جمع شدند و حرکت کردم تا به ديوارهايشان نزديک شدم. يهوديان از بالا نگريستند و چون مرا ديدند، يکي از آنان فرياد کشيد: قاتل عمرو به سوي شما آمد. و ديگري گفت: بي‏گمان، قاتل عمرو به شما رو آورد. و برخي از آنها اين را به فرياد به يکديگر مي‏گفتند و خداوند در دل‏هايشان ترس انداخت و شنيدم که رجزخواني چنين مي‏خواند:

علي، عمرو را کشت

علي، پرنده شکاري را شکار کرد.

علي پشت را شکست

علي، کار را استوار ساخت.

علي پرده را دريد.

پس گفتم: سپاس، خداي را که اسلام را چيره ساخت و شرک را در هم کوبيد. آن‏گاه که قصد بني‏قريظه کردم، پيامبرصلي الله عليه وآله به من فرمود: «با برکت خدا حرکت کن که خداوند، سرزمين و خانه‏هايشان را به تو وعده داده است ». پس با يقين به نصرت خداي عز و جل حرکت کردم تا آن‏که پرچم را در ميان دژ فرود آوردم.

السيرة النبويّة - در ذکر گردن نهادن بني قريظه به حکم سعد بن معاذ -:علي بن ابي طالب‏عليه السلام، در حالي که [با گروهش] بني قريظه را محاصره کرده بود، فرياد برآورد: «اي لشکريان ايمان!» و با زبير بن عوّام، پيش آمد و فرمود: «به خدا سوگند، يا آنچه را حمزه نوشيد، مي‏نوشم و يا دژ آنان را مي‏گشايم !».

پس گفتند: اي محمّد ! ما به حکم سعد بن معاذ، گردن مي‏نهيم.

 

ضربه سرنوشت ساز در جنگ خندق

 

هنگامي که بني نضير از اطراف مدينه رفتند (گروهي به خيبر و گروهي به شام)، سران آنها به تحريک مشرکان پرداختند و آنان را به هم‏پيماني با يهود و فراهم آوردن سپاه از تمام قبايل و حمله به مدينه با ياري يهوديان ترغيب کردند  وچنين شد که سپاهي بزرگ، متشکّل از ده هزار نفر از تمام مخالفان حکومت نوبنياد پيامبرصلي الله عليه وآله گِرد آمد و راهي مدينه شد  و از اين رو، اين نبرد، عنوان «احزاب» به خود گرفت.

پيامبرصلي الله عليه وآله در چگونگي رويارويي با دشمن، با يارانش به رايزني پرداخت. سلمان پيشنهاد کرد که در ورودي مدينه، «خندق» کَنده شود تا دشمن، زمينگير شود. چنين بود که پيامبرصلي الله عليه وآله به يارانش فرمان کَندن خندق را داد و خود نيز در اين کار، مشارکت نمود.

سپاه دشمن که با غرور و نخوت تمام به سوي مدينه مي‏تاخت، پشت خندق، زمينگير شد و حدود يک ماه ماند و به لحاظ تدارکاتي، سخت در تنگنا قرار گرفت.

روزي عمرو بن عبد ود با تني چند از پيکارجويان و شجاعان پُرآوازه دشمن، از خندق گذشتند  و در مقابل سپاه اسلام قرار گرفته، هماورد طلبيدند. اين درخواست، بارها تکرار شد. آوازه عمرو، همه را ترسانده بود. نَفَس‏ها در سينه حبس بود و کسي فريادهاي مستانه عمرو را پاسخ نمي‏داد. پيامبر خدا فرمود: «فردي به پا خيزد و شرّ او را کم کند».

جز از علي‏عليه السلام، پاسخي بر نمي‏آمد  و چون مولاعليه السلام در برابر عمرو قرار گرفت، پيامبر خدا آن جمله جاودانه را فرمود که:

همه ايمان در برابر همه شرک، ايستاده است .

علي‏عليه السلام، با حمله‏اي برق آسا و پس از نبردي سخت، عمرو را از پاي درآورد و فرياد «اللَّه اکبر» در صحنه نبرد پيچيد و همراهان عمرو پا به فرار نهادند  و سپاه احزاب، با همه هيمنه و شکوهِ خيالي از هم پاشيد.

حضور مولا و نقش والاي وي را در اين نبرد، مي‏توان بدين‏گونه بر شمرد:

1. چون عمرو بن عبد ود و همراهانش از محلّ باريک خندق گذشتند، علي‏عليه السلام با گروهي در آن‏جا مستقر شدند تا مشرکان ديگر نگذرَند .

2. حادثه قتل عمرو بن عبدِ وُد، چنان مهم و سرنوشت ساز بود که

پيامبر خدا فرمود:

مبارزه علي بن ابي طالب با عمرو بن عبدِ وُد در جنگ خندق، از همه اعمال امّتم تا روز قيامت، برتر است.(1)

و در روايت ديگري فرمود:

بي‏گمان، ضربت علي به عمرو در جنگ خندق با عبادت اِنس و جن، برابري مي‏کند.(2)

قهرمان بزرگ عرب، به هنگام کشته شدن با نااميدي، آب دهان به صورت علي‏عليه السلام انداخت و مولا، مخلصانه ايستاد و در کشتن او درنگ کرد تا عملش ذرّه‏اي شائبه غضب نداشته باشد .

3. امام‏عليه السلام پس از کشتن عمرو و فرار همراهانش آنان را تعقيب کرد  و نوفل بن عبد اللَّه را به قتل رساند.

4. علي‏عليه السلام، چون پاي عمرو را قطع کرد و او را از پاي درآورد، خاک خواري و هراس بر لشکر شرک پاشيد و آنان را در فروپاشي و شکست نشاند.

5. علي‏عليه السلام، عمرو بن عبد ود را کشت؛ امّا کريمانه از زره گران‏قيمت او گذشت، که علي‏عليه السلام «شمشير در پي حق مي‏زد» و نه...! اين همه والايي و بزرگي و کرامت از ديده‏ها پنهان نمانْد و حتي خواهر عمرو، آن را ستود.

 تاريخ اليعقوبي: جنگ خندق در سال ششم هجري و پنجاه و پنج ماه پس از ورود پيامبر خدا به مدينه اتّفاق افتاد، پس از آن که قريش به يهود و ديگر قبيله‏ها نماينده مي‏فرستاد تا آنان را به پيکار با پيامبر خدا تحريک کند.

پس گروهي از قريش در جايي به نام سَلْع  گِرد آمدند و سلمان فارسي [به پيامبرصلي الله عليه وآله] پيشنهاد کرد که خندق بکند. [پيامبرصلي الله عليه وآله] کَندن خندق را آغاز کرد و براي هر قبيله، مقدار کندن را معيّن کرد و خود نيز با آنان به کار پرداخت تا از حفر خندق، فارغ شد و براي آن، درهايي قرار داد و بر آنها از هر قبيله يک نفر به عنوان نگهبان گمارد و زبير بن عوّام را بر آنان گمارد و به او فرمان داد که اگر جنگي در گرفت، درگير شود. تعداد مسلمانان، هفتصد نفر بود.

مشرکان رسيدند و خندق برايشان ناشناخته بود و گفتند: عرب، اين را نمي‏شناسد! و پنج روز ماندند. روز پنجم، عمرو بن عبد ود و چهار تن از مشرکان به نام‏هاي: نَوفَل بن عبد اللَّه بن مغيره مخزومي و عِکرمة بن ابي جهل و ضرار بن خطّاب فهري و هُبَيرة بن ابي وهب مخزومي بيرون آمدند.

علي بن ابي طالب‏عليه السلام نيز به سوي عمرو بن عبد ود بيرون آمد و با او مبارزه کرد و وي را کشت و بقيه پراکنده شدند و اسب نوفل بن عبد اللَّه بن مغيره [در خندق افتاد و] او را به زمين زد. پس علي‏عليه السلام خود را به او رساند و وي را کشت .

 السنن الکبري - به نقل از ابن اسحاق -: عمرو بن عبد ود، در جنگ خندق، بيرون آمد و فرياد برآورد: چه کسي به مبارزه درمي‏آيد؟ علي‏عليه السلام در حالي که غرق در آهن و فولاد بود، برخاست و گفت: اي پيامبر خدا، من هماورد اويم. پس پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «او عمرو است. بنشين!».

عمرو ندا داد: آيا مردي نيست؟ و به سرزنش آنان پرداخت و گفت: کجاست آن بهشتي که مي‏پنداريد کشتگان شما به آن وارد مي‏شوند؟ آيا مردي به پيکار من در نمي‏آيد؟ پس علي‏عليه السلام برخاست و گفت: اي پيامبر خدا، من! فرمود: «بنشين!».

سپس عمرو، بار سوم ندا داد و شعري خواند. علي‏عليه السلام برخاست و گفت: اي پيامبر خدا، من ! فرمود: «او عمرو است». علي‏عليه السلام گفت: حتي اگر عمرو باشد.

پس پيامبر خدا به او اجازه داد و علي‏عليه السلام به سوي او رفت و به نزديکش رسيد و شعري خواند. عمرو به او گفت: تو کيستي؟ فرمود: «من علي هستم». گفت: پسر عبد مناف؟ فرمود: «من علي پسر ابو طالبم». گفت: جز تو، اي برادر زاده! کسي از عموهايت به ميدان بيايد که از تو بزرگ‏تر باشد؛ چرا که من خوش ندارم خون تو را بريزم. علي‏عليه السلام فرمود: «اما به خدا سوگند، من بدم نمي‏آيد که خون تو را بريزم».

عمرو، خشمناک شد و [از اسب] فرود آمد و شمشيرش را چون شعله آتش بيرون کشيد و خشمگينانه به علي‏عليه السلام رو آورد و علي‏عليه السلام هم با سپرش از او استقبال کرد. عمرو با شمشير، ضربه‏اي بر او وارد کرد که سپر را دريد و شمشير در آن فرو رفت و به سر علي‏عليه السلام رسيد و آن را زخمي کرد و علي‏عليه السلام هم ضربه‏اي به رگ گردن او زد. پس، افتاد و گرد و غبار برخاست و پيامبر خدا تکبير شنيد. پس دانست که علي‏عليه السلام او را کشته است.

 الإرشاد - به نقل از زهري -: در جنگ احزاب، عمرو بن عبدِ وُد و عِکرَمة بن ابي جهل و هُبَيرة بن ابي وَهْب و نَوفَل بن عبد اللَّه بن مُغَيره و ضرار بن خطّاب، به سوي خندق آمدند و گِرد آن گشتند تا جاي باريکي بيابند و از آن بگذرند تا آن که به جايي رسيدند و اسب‏هايشان را وادار کردند که از آن بجهند.

پس، از خندق عبور کردند و با اسب‏هايشان در ميان خندق و [ناحيه] سَلع، جولان دادند و مسلمانان ايستاده بودند و هيچ کس به سوي آنان نمي‏رفت و عمرو بن عبد ود، هماورد مي‏طلبيد و به مسلمانانْ طعنه مي‏زد و مي‏گفت:

و بي‏گمان، صدايم از اين ندا گرفت:

آيا در ميان شما مبارزي هست؟

و بارها، علي بن ابي طالب‏عليه السلام از ميان مسلمانان برخاست تا با او بجنگد و هر بار، پيامبر خدا فرمان مي‏داد که بنشيند، به انتظار آن که کس ديگري تحرّکي کند، و مسلمانان به خاطر عمرو بن عبد ود و ترس از او و کساني که پشت او بودند، هيچ حرکتي نمي‏نمودند، چنان که گويي پرنده بر سرشان نشسته بود!

پس چون نداي مبارزطلبي عمرو بالا گرفت و امير مؤمنان، مکرّر برخاست، پيامبر خدا به او فرمود: «اي علي ! نزديکم بيا» و او نزديک آمد. پيامبرصلي الله عليه وآله، دستارش را از سر برداشت و بر سر علي‏عليه السلام گذاشت و شمشير خود را به او داد و گفت: «کارت را انجام ده !». سپس فرمود: «خدايا ! او را ياري کن».

علي‏عليه السلام به سوي عمرو روان شد و جابر بن عبد اللَّه انصاري هم با او بود تا ببيند علي‏عليه السلام و عمرو چه مي‏کنند. پس چون امير مؤمنان به عمرو رسيد، به او فرمود: «اي عمرو! تو در جاهليت مي‏گفتي: هيچ کس مرا به سه چيز فرا نمي‏خوانَد، مگر آن که همه يا يکي از آنها را مي‏پذيرم». عمرو گفت: آري.

[امير مؤمنان] فرمود: «پس من تو را به گواهي دادن بر يگانگي خداوند و رسالت محمّدصلي الله عليه وآله و تسليم در برابر پروردگار جهانيان فرا مي‏خوانم». عمرو گفت: اي برادر زاده ! اين را از من مخواه.

امير مؤمنان به او فرمود: «بدان که اگر آن را مي‏پذيرفتي، برايت بهتر بود». سپس فرمود: «پيشنهاد ديگري هم هست». گفت: چيست؟ فرمود: «از همان‏جا که آمده‏اي، بازگرد». گفت: زنان قريش، هيچ‏گاه از اين، سخن نخواهند گفت.

فرمود: «کار ديگري هم هست». گفت: چيست ؟ فرمود: «پياده شوي و با من بجنگي». عمرو خنديد و گفت: اين قبول است و گمان نمي‏بردم که احدي از عرب، آن را از من بخواهد و بي گمان، من خوش ندارم که مرد بزرگواري چون تو را بکشم، در حالي که پدرت مونس من بود. علي‏عليه السلام فرمود: «اما من دوست دارم تو را بکشم. اگر مي‏خواهي، فرود آي».

عمرو، با تأسف از اسب پياده شد و بر صورت آن زد و اسب بازگشت.

جابر مي‏گويد: و ميان آن دو گَرد و غبار برخاست و ديگر آن دو را نديدم و از زير گَرد و غبار، صداي تکبير شنيدم. پس دانستم که علي‏عليه السلام، عمرو را کشته است، و يارانش پراکنده شدند تا آن که با اسب‏هايشان از روي خندق جهيدند.

و مسلمانان، چون تکبير را شنيدند، فوري آمدند تا بنگرند که آن گروه چه مي‏کنند و ديدند که نوفل بن عبد اللَّه در داخل خندق افتاده و اسبش نتوانسته او را به در بَرد. پس شروع به سنگ پراندن به او کردند. نوفل گفت: کشتني زيباتر از اين! يکي از شما پايين آيد تا با او بجنگم.

پس امير مؤمنان پايين آمد و نوفَل او را [با شمشير] زد تا او را کشت و در پي هبيره رفت؛ اما به او نرسيد و [با شمشير] بر کوهه زين اسبش زد و زرهي که بر آن بود، افتاد و عکرمه فرار کرد و ضرار بن خطّاب [نيز] گريخت.

جابر گفت: ماجراي کشته شدن عمرو به دست علي‏عليه السلام، مانند داستان داوود و جالوت است که خداي متعال نقل کرده، آن‏جا که مي‏فرمايد: «فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ ؛  پس با اذن خداوند، آنان را پراکنده کردند و داوود، جالوت را کشت».

 المستدرک علي الصحيحين - به نقل از ابن اسحاق -: سپس علي‏عليه السلام [بعد از آن که عمرو را کشت]، به سوي پيامبر خدا آمد، در حالي که چهره‏اش مي‏درخشيد. پس عمر بن خطّاب گفت: چرا زرهش را بر نداشتي؟ عرب، زرهي بهتر از آن ندارد.

علي‏عليه السلام فرمود: «او را زدم. پس با عورتش خود را از من حفظ کرد و از پسر عمويم خجالت کشيدم که وي را [با گرفتن زرهش] بي پوشش کنم».

 مناقب آل أبي طالب: چون علي‏عليه السلام بر عمرو بن عبد ود دست يافت، او را نکشت. پس بر علي‏عليه السلام خرده گرفتند و حذيفه از علي‏عليه السلام دفاع کرد. پيامبر فرمود: «اي حذيفه ! دست نگه‏دار که علي، سبب توقّفش را مي‏گويد».

سپس علي‏عليه السلام او را زد [و کارش را تمام کرد] و چون آمد، پيامبرصلي الله عليه وآله علّت را جويا شد. علي‏عليه السلام فرمود: «به مادرم دشنام داد و به صورتم آب دهان انداخت. پس ترسيدم مبادا با انگيزه نفساني او را بکشم. رهايش کردم تا خشمم فرو نشست. سپس به خاطر خدا او را کشتم».

 الإرشاد - به نقل از ابو الحسن مدائني -: چون علي بن ابي طالب‏عليه السلام عمرو بن عبد ود را کشت، خبر مرگش را براي خواهرش بردند. پس گفت: چه کسي بر او جرئت کرده است؟ گفتند: پسر ابو طالب. گفت: روزگارش را جز به دست همتايي بزرگوار به پايان نبُرد. اشکم خشک مباد اگر بر او بگريم! قهرمانان را کشت و با دلاوران جنگيد و مرگش به دست همتايي بود که بزرگ قومش است. اي بني عامر، من افتخاري برتر از اين نشنيده‏ام!

سپس اين شعر را سرود:

اگر قاتل عمرو غير از قاتل فعلي‏اش بود

تا انتهاي ابديت بر او مي‏گريستم.

امّا قاتل عمرو را عيبي نيست

آن که از قديم، بزرگ شهر خوانده مي‏شده است.

 امام علي‏عليه السلام: من عمرو بن عبد ود را که برابر هزار مرد شمرده مي‏شد، کشتم.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله - هنگام رويارويي امام علي‏عليه السلام و عمرو -:همه ايمان با همه شرک، روياروي گشته است.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: بي گمان، رويارويي علي بن ابي طالب با عمرو بن عبد ود در جنگ خندق، برتر از همه اعمال امّتم تا روز قيامت است.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: ضربه علي به عمرو در جنگ خندق، برابر عبادت اِنس و جِن است.

 المستدرک علي الصحيحين: برخي از احاديث مُسند را از عروة بن زبير و موسي بن عقبه و محمّد بن اسحاق بن يسار در کشته شدن عمرو بن عبد ود نقل کردم تا نزد عالمان با انصاف، ثابت شود که عمرو بن عبد ود را جز امير مؤمنان علي بن ابي طالب‏عليه السلام نکُشت و کسي هم با او شريک نبود، و آنچه مرا به اين جستجوي کامل وا داشت، آن است که برخي خوارج مي‏گويند: محمّد بن مسلمه نيز يک ضربه زد و مقداري از جامه و سلاح عمرو را برگرفت.

به خدا سوگند، اين مطلب از هيچ يک از صحابيان و تابعيان  به ما نرسيده، و چگونه چنين چيزي ممکن است، حال آن که به ما چنين رسيده که علي‏عليه السلام در حضور پيامبر خدا و در پاسخ به خليفه دوم، عمر بن خطّاب، مي‏گويد: «نخواستم پسر عمويم را برهنه کنم. پس جامه و سلاحش را وا نهادم».

 شرح نهج البلاغة - به نقل از ابو بکر بن عيّاش -: علي بن ابي طالب‏عليه السلام، ضربه‏اي زد که در اسلام، ضربه‏اي مبارک‏تر از آن نبود: ضربه‏اش بر عمرو در روز خندق.(3)

.....................................................

1-     المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 34 حدیث 4327

2-     عوالی اللالی ج 4 ص 86 , 102

3-     المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 36 حدیث 4331

شجاعت و ادب در حديبيه

 

پيامبر خدا در سال ششم هجرت به قصد عمره، عزم مکّه کرد و تا حُدَيبيّه آمد، و چون قريش از حرکت پيامبرصلي الله عليه وآله آگاه شدند، از مکّه بيرون آمدند و به پيامبر خدا خبر رسيد که قريش، در صدد جلوگيري از ورود ايشان به مکّه هستند.

قريش و پيامبر خدا، هر دو، نمايندگاني براي مذاکره فرستادند و قرار گذاشتند که پيامبرصلي الله عليه وآله آن سال، بازگردد و به مکّه وارد نشود  و صلح‏نامه‏اي بر اين اساس، منعقد کردند و متن صلح‏نامه را علي‏عليه السلام به دست خود نوشت.

 الإرشاد - به نقل از فايد، بنده آزاد شده عبد اللَّه بن سالم -: چون پيامبرخدا براي عمره حديبيه بيرون آمد، در جُحفه فرود آمد؛ ولي آبي در آن نيافت. پس سعد بن مالک را با مشک‏هاي آب فرستاد؛ اما او اندکي دور نشده بود که با مشک‏هاي خالي بازگشت و گفت: اي پيامبر خدا، نمي‏توانم بروم! پاهايم از ترس قوم (مشرکان)، خشک شده است. پيامبرصلي الله عليه وآله به او فرمود: «بنشين!».

سپس مرد ديگري را فرستاد. او نيز با مشک‏ها بيرون آمد و از همان‏جا که شخص اوّل بازگشته بود، بازگشت. پس پيامبرصلي الله عليه وآله به او فرمود: «تو چرا بازگشتي؟». گفت: سوگند به کسي که تو را به حق برانگيخت، از ترس نمي‏توانم بروم!

پس پيامبر خدا امير مؤمنان علي بن ابي طالب را - که درودهاي خدا بر هر دو باد -، فرا خوانْد و سقّايان با او بيرون آمدند؛ ولي ترديد نداشتند که او نيز مانند قبلي‏ها باز مي‏گردد؛ امّا علي‏عليه السلام با مشک‏ها بيرون آمد تا وارد سنگلاخ شد و آب برداشت و شادمان و هلهله کنان به سوي پيامبرصلي الله عليه وآله آمد. پس پيامبرصلي الله عليه وآله تکبير گفت و براي او دعاي خير کرد.

 صحيح البخاري - به نقل از براء بن عازب -: چون پيامبر خدا با اهل حديبيه صلح کرد، علي‏عليه السلام صلح‏نامه‏اي ميان آن دو نوشت و چنين نوشت: «محمّد، پيامبر خدا». مشرکان گفتند: منويس: «محمّد، پيامبر خدا». اگر پيامبر بود که با او نمي‏جنگيديم! پيامبرصلي الله عليه وآله به علي‏عليه السلام فرمود: «آن را محو کن!». علي‏عليه السلام گفت: مرا ياراي محو آن نيست. پس پيامبر خدا آن را با دست خود، محو کرد.

 امام علي‏عليه السلام: من در ماجراي حديبيه، کاتب پيامبر خدا بودم و نوشتم: «اين چيزي است که محمّد، پيامبر خدا و سهيل بن عمرو بر آن مصالحه کردند». سهيل گفت: اگر او را پيامبر خدا مي‏دانستيم که با وي نمي‏جنگيديم. آن را محو کن! گفتم: به خدا سوگند، او پيامبر خداست، اگرچه تو را خوش نيايد! به خدا سوگند، آن را محو نمي‏کنم!». پس پيامبر خدا به من فرمود: «آن را به من نشان بده». نشان دادم و آن را محو کرد.

ر.ک: ج 9، ص 177 (خداوند، دل او را به ايمان آزمود).

جلد 6، ص 240 (سند داوري).

تلاش سرنوشت‏ساز در جنگ خيبر

 در ميان نبردهاي پيامبر خدا، نبرد «خيبر» از اهمّيت ويژه‏اي برخوردار است. در اين نبرد، پيامبر خدا يهوديان خيبر را در هم شکست و مرکز اصلي توطئه عليه آيين و حکومت نوبنياد اسلام را متلاشي کرد.

دژهاي يهوديان، در منطقه‏اي حاصلخيز در دويست کيلومتري شمال غربي مدينه - که خيبر نام داشت - قرار گرفته بودند. يهوديان ساکن اين دژها که از آغازين روزهاي گسترش رسالت پيامبر خدا کينه پيامبرصلي الله عليه وآله و مؤمنان به آيين او را به دل گرفته بودند، از هيچ کوششي عليه ايشان باز نمي‏ايستادند و حتي جنگ بزرگ احزاب با پشتيباني نظامي و مالي آنان عليه اسلام شکل گرفت.

بدين سان، آنان دشمنان آشتي ناپذير و توطئه گران بد سرشت اين آيين الهي و پيامبر خدا بودند. پس از صلح حديبيه که پيامبر خدا بر اساس پيمانِ بسته شده در آن، از قريش مطمئن گشت، براي گشودن اين دژها و در هم شکستن مرکز توطئه، راهي خيبر شد. وجود ده هزار رزمجو، دژهاي استوار و ناگشودني، امکانات بسيار درون دژها، کين‏ورزي يهوديان - که آنان را در جنگ عليه پيامبرصلي الله عليه وآله استوارتر مي‏ساخت - و... نشان‏دهنده اهمّيت ويژه اين نبرد است.

مولاعليه السلام در اين نبرد، جلوه‏اي شگفت دارد و نقش آن بزرگوار در اين فتح عظيم، بي‏بديل است:

1. مانند ديگر نبردها، پرچم اسلام در دست‏هاي پُرتوان علي‏عليه السلام است.

2. پس از گشوده شدن بسياري از دژها، دو دژ «وطيح» و «سلالم» که از استوارترين دژها بودند و دو يورش مسلمانان را به فرماندهي ابو بکر و عمر، ناکام گذارده بودند، با فرماندهي علي‏عليه السلام - که تا آن زمان، بيمار بود و توان نبرد نداشت و در آن هنگامه، با دعاي معجزه‏آساي پيامبر خدا به پا خاسته بود -، گشوده شدند و سپاه سرافراز اسلام، آن دژها را که فتحشان به خيال کسي نمي‏آمد، گشودند.

3. حارث، رزم‏آور مغرور يهودي که نعره‏هايش به هنگام نبرد، لرزه بر اندام‏ها مي‏افکند، با ضربت سهمگين علي‏عليه السلام بر خاک افتاد و مرحَب، که کسي توان رويارويي با او را نداشت، با شمشير مولا دو نيم گشت.

4. چون مسلمانان در گشودن دژهاي ياد شده ناکام ماندند و اندک اندک، رعب بر جان‏هاي آنان نشست، پيامبر خدا جمله شکوهمندِ « فردا پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند  و حمله کننده‏اي پي در پي است، نه گريزنده»  را درباره مولا فرمود و بدين سان، بر دل‏ها اميد پيروزي نشاند.

5. امام‏عليه السلام درِ دژ «قَموص» را از جا کَند که تکان دادنش تنها از عهده چهل مرد بر مي‏آمد.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله - در روز فتح خيبر -:فردا پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند. حمله کننده‏اي پي در پي است، و نه هيچ گاه گريزنده. باز نمي‏گردد تا خداوند به دست او فتح کند.

 امام علي‏عليه السلام - در فتح خيبر -:پيامبر خدا، ابو بکر را فرستاد و او مردم را حرکت داد؛ امّا شکست خورد و به سوي پيامبرصلي الله عليه وآله بازگشت. عمر را فرستاد و او هم با افرادي در هم شکست و به سوي پيامبرصلي الله عليه وآله باز آمد.

پس پيامبر خدا فرمود: «فردا پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند. خداوند برايش پيروزي مي‏آورَد و گريزنده نيست». پس به سويم فرستاد و مرا فرا خوانْد.

نزدش رفتم، در حالي که از چشمْ درد، چيزي را نمي‏ديدم. پس آب دهان مبارکش را بر چشمم نهاد و فرمود: «خدايا ! او را از گرما و سرما حفظ کن». پس از آن، گرما و سرما آزارم نداد.

 مجمع الزوائد - به نقل از ابن عبّاس -: پيامبر خدا، ابو بکر را به خيبر فرستاد. پس با همراهانش شکست خورده بازگشت و چون فردا شد، عمر را فرستاد و او هم در هم شکسته بازگشت، در حالي که او يارانش را بُزدل مي‏خوانْد و يارانش او را.

پس پيامبر خدا فرمود: «فردا پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند. باز نمي‏گردد تا خداوند پيروزش کند».

مردم به جنب و جوش در آمدند و پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «علي کجاست؟». پس ديد که چشمانش ناراحت است. آب دهان مبارک را بر چشمانش نهاد و پرچم را به او سپرد. علي‏عليه السلام پرچم را به اهتزاز در آورد و خداوند، پيروزش کرد.

 مسند ابن حنبل - به نقل از ابو سعيد خُدْري -: پيامبر خدا پرچم را گرفت و آن را تکان داد و فرمود: «چه کسي حقّ آن را ادا مي‏کند؟». پس فلاني آمد و گفت: من. فرمود: «کنار برو !». سپس مردي [ديگر] آمد و پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «کنار برو !».

سپس پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «سوگند به آن که آبروي محمّد را نگاه داشته است، آن را به مردي مي‏سپارم که نمي‏گريزد. اي علي! آن را بگير». پس علي‏عليه السلام رفت و پروردگار، خيبر و فدک را بر او گشود و [او] خرما و گوشت آن دو را آورد.

 الطبقات الکبري: در شعبان سال ششم پس از هجرت پيامبر خدا، علي بن ابي طالب‏عليه السلام در «فَدَک»  به بني سعد بن بکر حمله کرد.

[راويان] مي‏گويند: به پيامبر خدا خبر رسيد که گروهي از آنان (بني سعد)، قصد کمک به يهوديان خيبر را دارند. پس علي بن ابي طالب‏عليه السلام را با صد مرد به سوي آنان فرستاد. علي‏عليه السلام شب‏ها راه مي‏رفت و روزها پنهان مي‏شد تا به آبي ميان خيبر و فدک به نام «هَمَج» رسيد، و ميان فدک و مدينه، شش شبْ راه بود.

آنان مردي را در هَمَج يافتند و درباره بني سعد از او پرسيدند. گفت: به شما خبر مي‏دهم، به شرط آن که امانم دهيد. پس امانش دادند و او هم راهنمايي‏شان کرد. پس بر آنان تاختند و پانصد شتر و دو هزار گوسفند را به غنيمت گرفتند و بني سعد، با زنانشان و به رهبري وَبَر بن عُلَيم گريختند.

پس علي‏عليه السلام، شتر بسيار شيردهي به نام «حفذه» را به عنوان سهم پيامبرصلي الله عليه وآله کنار گذاشت و سپس خمس غنيمت را جدا و بقيّه غنيمت‏ها را ميان سپاهيانش قسمت کرد و به مدينه باز آمد، بي آن‏که با کسي درگير شود.

 المغازي - به نقل از يعقوب بن عُتبه -: پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را با صد مرد به عشيره سعد در فدک فرستاد؛ چون به پيامبر خدا خبر رسيده بود که گروهي از آنان، قصد کمک به يهوديان خيبر را دارند.

علي‏عليه السلام شب‏ها راه مي‏رفت و روزها پنهان مي‏شد تا به هَمَج رسيد. پس به جاسوسي برخورد و از او پرسيد: «تو کيستي؟ آيا از گروه بني سعد که پشت سرِ تو هستند، اطّلاعي داري؟». گفت: اطّلاعي ندارم. بر او سخت گرفتند تا اقرار کرد که جاسوس آنهاست و وي را به سوي يهوديان خيبر فرستاده‏اند تا به آنان بگويد که بني سعد، آماده کمک کردن به شما هستند، به شرط آن که مقداري خرما که به ديگران هم داده‏اند، به آنان بدهند.

پس از او پرسيدند: اين گروه، کجا هستند؟ گفت: من آنان را ترک کردم، در حالي که دويست مرد از آنان به رهبري وَبَر بن عُلَيم، گِرد آمده بودند. گفتند: پس ما را به آن‏جا ببر. گفت: به شرط آن که امانم دهيد. گفتند: اگر ما را به آنان و دام‏هايشان راهنمايي کني، تو را امان مي‏دهيم؛ وگرنه، امان نداري. گفت: قبول است. پس آنان را راهنمايي کرد و آن قدر راه برد که به او بدگمان شدند و آنان را از زمين‏هاي بلند و ناهموار، عبور داد و سپس آنان را به دشت همواري رسانْد که با شتران و گوسفندان زيادي مواجه شدند. گفت: اين، شتران و گوسفندان آنهاست.

بر آنها تاختند و شتران و گوسفندان را غنيمت گرفتند. آن جاسوس گفت: رهايم کنيد. گفتند: نه تا آن که از تعقيب، در امان باشيم. و[آن جاسوس]، چوپان‏هاي شتران و گوسفندان را از آنان ترساند و آنان به سوي بني سعد گريختند و آنان را هشدار دادند. پس آنان نيز پراکنده شدند و گريختند.

آن راهنما گفت: براي چه مرا نگه داشته‏ايد ؟ اعراب، پراکنده شده‏اند و چوپان‏ها، آنها را ترسانده‏اند. علي‏عليه السلام فرمود: «ما به اردوگاهشان نرسيده‏ايم». پس [جاسوس]، آنان را به آن‏جا رساند. علي‏عليه السلام کسي را نديد. رهايش کردند و شتران و گوسفندان را [به سوي مدينه] راندند. پانصد شتر و دو هزار گوسفند بود.

 المستدرک علي الصحيحين - به نقل از جابر بن عبد اللَّه -: چون جنگ خيبر شد، پيامبر خدا مردي را فرستاد. پس بُزدلي کرد و محمّد بن مسلمه آمد و گفت: اي پيامبر خدا، مانند امروز، نديده بودم! پيامبر خدا فرمود: «فردا مردي را مي‏فرستم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و آنان نيز دوستش دارند، و پشت [به جبهه] نمي‏کند، و خداوند با دستان او فتح مي‏کند».

مردم، سَرَک مي‏کشيدند وعلي‏عليه السلام آن روز، چشمْ درد داشت. پس پيامبر خدا به او فرمود: «حرکت‏کن!». گفت: اي پيامبر خدا! من جايي‏را نمي‏بينم. حضرت ازآب‏دهان مبارکش بر چشمان وي نهاد وفرماندهي را به وي داد و پرچم را به وي سپرد.

 السيرة النبويّة - به نقل از سفيان بن فَروه اسلمي، از سلمة بن عمرو بن اَکوع -:پيامبر خدا، ابو بکر صديق را با پرچم سفيدش به سوي برخي دژهاي خيبر فرستاد. او جنگيد و کوشيد و بدون پيروزي بازگشت. فرداي آن روز، عمر بن خطّاب را فرستاد. او هم جنگيد و کوشيد و بدون پيروزي بازگشت. پس پيامبر خدا فرمود: «فردا، پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خداوند با دست او فتح مي‏کند و گريزان نيست».

پس پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را فرا خواند و چون چشمْ درد داشت، آب دهان مبارکش را بر چشمان او نهاد و سپس فرمود: «اين پرچم را بگير و پيش ببر تا خداوند، پيروزي را نصيب تو کند».

به خدا سوگند، [علي‏عليه السلام] نفس زنان، هَروَله کنان و پرچم به دست، بيرون آمد و ما از پشت سر، دنبالش مي‏کرديم تا آن که پرچم را بر سنگچين پايه قلعه فرود آورد. پس مردي يهودي از بالاي دژ، سر برآورد و پرسيد: تو کيستي؟ فرمود: «من، علي بن ابي طالبم».

يهودي [به قومش] گفت: سوگند به آنچه بر موسي نازل شد، مغلوب شديد! يا جمله‏اي شبيه اين گفت. و علي‏عليه السلام بازنگشت تا آن که خداوند، پيروزي را نصيبش کرد.

 الکامل في التاريخ - به نقل از بريده اَسلَمي -: گاه، پيامبر خدا سردرد مي‏گرفت و يکي دو روز بيرون نمي‏آمد، و چون به خيبر فرود آمد، سردرد گرفت و نزد مردم نيامد.

ابو بکر، پرچم را از پيامبر خدا گرفت و آماده شد و به جنگ سختي پرداخت. سپس بازگشت و عمر، آن را گرفت و جنگ سختي کرد که از پيکار قبلي، سخت‏تر بود. سپس بازگشت و خبر [شکست] را به پيامبر خدا داد. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «آگاه باشيد ! به خدا سوگند، فردا پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند و آن‏جا را با قدرت، فتح مي‏کند» و علي‏عليه السلام آن‏جا نبود و به علّت چشمْ درد در مدينه مانده بود.

چون پيامبر خدا چنين فرمود، قريش براي آن، گردن کشيدند. صبحگاهان، علي‏عليه السلام با همان چشمان بسته از درد، بر پشت شترش تا نزديک چادر پيامبر خدا آمد و آن را خوابانْد. پيامبر خدا فرمود: «در چه حالي؟». گفت: پس از شما چشمْ درد گرفتم. فرمود: «نزديک بيا !». نزديک شد و پيامبر خدا آب دهان مبارکش را بر چشمان وي نهاد و علي‏عليه السلام تا پايان زندگي‏اش از دردِ چشم نناليد.

سپس پيامبر خدا پرچم را به او سپرد و علي‏عليه السلام آن را بلند کرد و در حالي که رداي قرمزي بر دوش خود انداخته بود، به سوي خيبر آمد. پس مردي يهودي سر برآورد و پرسيد: تو کيستي؟ فرمود: «من، علي بن ابي طالبم». پس يهودي گفت: اي گروه يهود ! مغلوب شديد.

و مَرحَب، فرمانده قلعه، با کلاهخود يماني بر سر - که چون تخم مرغ، آن را سوراخ کرده بود -، بيرون آمد و مي‏گفت:

خيبر مي‏داند که من مَرحبم

غرق در سلاح و پهلوان و کارآزموده‏ام.

پس علي‏عليه السلام فرمود:

من آنم که مادرم مرا حيدر (شير) ناميد

شما را به سرعت از دم تيغ مي‏گذرانم.

شير بيشه‏ها و سخت نيرومندم.

پس دو ضربه به هم زدند. سپس علي‏عليه السلام پيش‏دستي کرد و چنان ضربه‏اي به او زد که سپر و کلاهخود و سرش را شکافت و به زمين  رسيد و قلعه را فتح کرد.

 صحيح البخاري - به نقل از سهل بن سعد -: پيامبر خدا در جنگ خيبر فرمود: «فردا اين پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا با دستان او فتح مي‏کند. خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش هم او را دوست دارند».

مردم، شب را در اين گفتگو به سر بردند که پرچم به چه کسي داده مي‏شود و چون صبح شد، نزد پيامبر خدا آمدند و هر کدام اميد داشتند که به او داده شود. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «علي بن ابي طالب کجاست؟». گفته شد: اي پيامبر خدا ! او از چشمْ درد مي‏نالد. فرمود: «کسي را بفرستيد تا او را بياورد».

[چون علي‏عليه السلام را آوردند،] پيامبرصلي الله عليه وآله آب دهان مبارکش را بر چشمانش نهاد و برايش دعا کرد. چنان بهبود يافت که گويي دردي نداشته است.

پيامبرصلي الله عليه وآله پرچم را به او سپرد. علي‏عليه السلام گفت: اي پيامبر خدا ! آيا با آنان بجنگم تا مانند ما [مسلمان] شوند؟ فرمود: «به نرمي و تأنّي برو تا به جايگاه آنان برسي. سپس آنان را به اسلام، دعوت کن و آنان را از حقّ خدا در آن آگاه کن که به خدا سوگند، اگر خداوندْ يک نفر را به دست تو هدايت کند، برايت از شتران سرخ مو بهتر است».

 صحيح مسلم - به نقل از ابو هُرَيره -:پيامبر خدا در جنگ خيبر فرمود: «اين پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد. خداوند با دستان او پيروزي مي‏آورَد». عمر بن خطّاب گفت: من فرماندهي را جز در آن روز، دوست نداشتم و گردن مي‏کشيدم، به اميد آن که خوانده شوم.

پيامبر خدا، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را فرا خواند و پرچم را به او سپرد و گفت: «برو و باز مگرد تا خداوند، پيروزت کند». علي‏عليه السلام اندکي رفت و ايستاد و بي آن‏که رويش را برگردانَد، صدا زد: اي پيامبر خدا ! بر سر چه با مردم بجنگم؟ پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «با آنان بجنگ تا آن که گواهي دهند که خداوند، يکتاست و محمّد، پيامبر خداست. و چون اين گواهي را دادند، جان و مال خود را - جز آن که حقّي در آن باشد - حفظ کرده‏اند و حسابشان با خداست».

 صحيح البخاري - به نقل از سلمه -: علي بن ابي طالب‏عليه السلام در جنگ خيبر به جهت چشمْ درد، از همراهي پيامبرصلي الله عليه وآله بازمانْد. پس [به خود] گفت: من جا بمانم؟! پس [با همان درد] خود را به پيامبرصلي الله عليه وآله رساند.

چون شب فتح در رسيد، پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «فردا اين پرچم را به دست کسي مي‏سپارم (يا اين پرچم را کسي مي‏گيرد) که خدا و پيامبرش او را دوست دارند و خداوند، پيروزش مي‏کند ». پس ما اميد آن را داشتيم؛ ولي گفته شد که اين [شخص]، علي‏عليه السلام است. پرچم را به او سپرد و با دست او فتح شد.

 صحيح مسلم - به نقل از سلمه -:[پيامبرصلي الله عليه وآله] مرا به سوي علي‏عليه السلام که چشمْ درد داشت، فرستاد و فرمود: «پرچم را به مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد (يا  خدا و پيامبرش او را دوست دارند)».

نزد علي‏عليه السلام آمدم و چون چشمْ درد داشت، [دست] او را گرفتم و به نزد پيامبر خدا آوردم. حضرت از آب دهان مبارکش بر چشمان او نهاد که بهبود يافت. پرچم را به او سپرد.

مرحب، بيرون آمد و گفت:

خيبر مي‏داند که من مرحبم

غرق در سلاح و پهلوان و کارآزموده‏ام.

پيکارها چون پيش آيند، زبانه مي‏کشند.

پس علي‏عليه السلام فرمود:

من آنم که مادرم مرا حيدر (شير) ناميد

چونان شير بيشه‏ها، دهشتناکم.

آنان را به سرعت از دم تيغ مي‏گذرانم.

پس به سرِ مرحب، ضربه‏اي زد و او را کشت. سپس پيروزي به دست او حاصل شد.

 الاستيعاب: سعد بن ابي وقّاص و سهل بن سعد و ابو هريره و بريده اسلمي و ابو سعيد خُدْري و عبد اللَّه بن عمر و عمران بن حصين و سلمة بن اکوع، همگي يک مضمون را از پيامبرصلي الله عليه وآله نقل کرده‏اند که در جنگ خيبر فرمود: «فردا اين پرچم را به دست مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و هم او پيامبرش را دوست دارند. گريزنده نيست و خداوند با دستان او فتح مي‏کند». سپس علي‏عليه السلام را فرا خواند و او چشمْ درد داشت. پس، از آب دهان مبارکش بر چشمان او نهاد و پرچم را به او سپرد و خداوند، پيروزش کرد.

و اينها همه روايت‏هايي استوارند.

 الإرشاد - به نقل از عبد الملک بن هشام و محمّد بن اسحاق و ديگر راويان تاريخ -: پيامبر خدا، خيبر را بيست و اندي شب در محاصره داشت و در اين روزها پرچم به دست امير مؤمنان بود. پس چشمْ دردي گرفت که از جنگيدن، ناتوانش کرد.

مسلمانان در جلوي در و کناره‏هاي دژهاي يهوديان با آنها مي‏جنگيدند تا اين‏که يکي از روزها درِ دژ را باز کردند و مرحب، پياده براي جنگ، بيرون آمد و از خندقِ گرداگرد دژ که خود کَنده بودند، گذشت. پس پيامبر خدا، ابو بکر را فراخواند و به او فرمود: «پرچم را بگير !». آن را گرفت و با گروهي از مهاجران کوشيد و کاري از پيش نبرد و بازگشت، در حالي که [او] همراهانش را سرزنش مي‏کرد و همراهانش او را.

فرداي آن روز، عمر پيش آمد و اندکي پيش نرفته، بازگشت و يارانش را بُزدل خواند و يارانش او را بزدل خواندند. پس پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «اين پرچم، به دست آن که بايست مي‏بود، نبود. علي بن ابي طالب را نزدم آوريد». گفته شد: او چشمْ درد دارد. فرمود: «او را به من بنماييد تا مردي را ببينيد که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش او را دوست دارند. حقّ پرچم را ادا مي‏کند و نمي‏گريزد».

پس دست علي بن ابي طالب‏عليه السلام را گرفتند و پيش ايشان آوردند. پيامبرصلي الله عليه وآله به او فرمود: «از چه ناراحتي، اي علي؟». گفت: چشمْ دردي که با آن، جايي را نمي‏بينم و سردرد نيز دارم. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «بنشين و سرت را بر دامان من بگذار!». علي‏عليه السلام چنان کرد و پيامبرصلي الله عليه وآله برايش دعا کرد و با دستش از آب دهان مبارکش برگرفت و بر چشمان و سر او ماليد.

چشمان علي‏عليه السلام گشوده شد و سرش آرام گرفت. و پيامبرصلي الله عليه وآله در دعايش چنين گفت: «خدايا! او را از گرما و سرما حفظ کن» و پرچم را که سفيد رنگ بود، به او سپرد و فرمود: «پرچم را بگير و آن را پيش ببر که جبرئيل، همراه توست و ياري الهي در پيش رويت، و هراس در دل دشمنان افتاده است، و بدان - اي علي - که آنان در کتابشان ديده‏اند که نام نابو د کننده‏شان "آلِيا"ست. پس هنگامي که آنان را ديدي، بگو: "من علي هستم" و آنان به خذلان دچار مي‏شوند، اگر خدا بخواهد...!».

و در حديث آمده است که چون امير مؤمنان گفت: «من علي بن ابي طالبم»، يکي از عالمان يهود گفت: سوگند به آنچه بر موسي نازل شد که شکست خورديد ! پس چنان ترسي در دلشان افتاد که ديگر نتوانستند دوام بياورند.

 المغازي: نخستين کسي که به سوي مسلمانان بيرون آمد، حارث برادر مرحب بود که با همراهانش هجوم آورد و مسلمانان از هم گسيختند و علي‏عليه السلام استوار مانْد. پس با هم درگير شدند و ميانشان ضربه هايي رد و بدل شد و علي‏عليه السلام او را کشت و ياران حارث به دژ بازگشتند و داخل آن شدند و در را به روي مسلمانان بستند و آنان نيز به موضع خود بازگشتند.

 المغازي: عامر، نمايان شد و به قدري بلند بالا و تنومند بود که پيامبر خدا پرسيد: «آيا پنج ذراع هست؟» و عامر، هماورد مي‏طلبيد و شمشيرش را تکان مي‏داد و دو زره به تن داشت و غرق در آهن و پولاد بود و فرياد مي‏کشيد: چه کسي به مبارزه مي‏آيد؟ امّا مردم از برابر او پا پس کشيدند. پس علي‏عليه السلام به مبارزه‏اش درآمد و چند ضربه بر او زد که هيچ يک کاري نبود تا آن که دو ساق او را زد که به زانو افتاد. پس کارش را تمام کرد و سلاحش را برداشت.

 الإرشاد: چون امير مؤمنان، مرحب را کشت، همراهانش بازگشتند و درِ دژ را به روي علي‏عليه السلام بستند. امير مؤمنان به سوي آن آمد و بدان پرداخت تا آن را گشود و مردم فراواني در کنار خندق مانده و از آن، عبور نکرده بودند. پس امير مؤمنان درِ دژ را برداشت و بر خندق نهاد و آن را پلي ساخت تا مسلمانان از آن گذشتند و بر دژ، مسلّط شدند و به غنيمت‏ها دست يافتند.

پس چون از دژها بازگشتند، امير مؤمنان، آن [در] را با دست راست برگرفت و چندين ذراع پرتاب کرد، درحالي‏که آن در را بيست‏يهودي [با کمک‏هم] مي‏بستند.

 المصنّف - به نقل از جابر بن عبد اللَّه -: علي‏عليه السلام در جنگ خيبر، در را [روي خندق] برد تا مسلمانان بالا رفتند و [دژهاي] خيبر را فتح کردند و در را آزمودند و تا چهل تن نشدند، نتوانستند آن را حرکت دهند.

 مسند ابن حنبل - به نقل از ابو رافع، آزاد شده پيامبر خدا، درباره درگيري خيبر -: چون پيامبر خدا علي‏عليه السلام را با پرچم فرستاد، با وي بيرون آمديم. پس چون به دژْ نزديک شد، ساکنان آن بيرون آمدند و با او به نبرد پرداختند و مردي يهودي، ضربه‏اي به علي‏عليه السلام زد که سپرش را از دستش انداخت. علي‏عليه السلام هم دست بُرد و دري را که در نزديکي دژ بود، برداشت و سپر خود کرد و در دستش بود و مي‏جنگيد تا آن که خدا پيروزش کرد و چون فارغ شد، آن را افکند.

و من، بي‏ترديد، شاهد بودم که با هفت نفر ديگر کوشيديم که در را برگردانيم و نتوانستيم.

 الأمالي - به نقل از عبد اللَّه بن عمرو بن عاص -: چون علي‏عليه السلام به دژ قموص  نزديک شد، يهوديانِ دشمن خدا پيش آمدند و تير و سنگ به او پرتاب کردند. علي‏عليه السلام به آنان يورش بُرد تا آن که به در، نزديک شد. پس پايش را خم کرد و سپس خشمگينانه به [کنار] کنده در نشست و آن را از جا کند و به چهل ذراع پشت سرش پرتاب کرد.

و ما از اين که خداوندْ خيبر را به دست علي‏عليه السلام گشود، تعجّب نکرديم؛ بلکه از کَندن در و پرتاب کردن آن به چهل ذراع پشت سر تعجّب کرديم و چهل مرد کوشيدند آن را حرکت دهند؛ اما نتوانستند. پس، آن را به پيامبرصلي الله عليه وآله اطّلاع دادند. فرمود: «سوگند به کسي که جانم در دست اوست، چهل فرشته، او را در اين کار ياري کردند» .

 الإرشاد - به نقل از ابو عبد اللَّه جدلي -: شنيدم امير مؤمنان مي‏گويد: «چون درِ خيبر را کَندم، آن را سپرم کردم و با يهوديان جنگيدم و چون خدا خوارشان کرد، در را پُلي به سوي دژشان قرار دادم و سپس آن را در خندق افکندم».

شخصي به او گفت: آيا احساس سنگيني هم کردي؟ فرمود: «سنگيني‏اش چون سنگيني سپري بود که در جنگ‏هاي ديگر به دست مي‏گرفتم».

 امام علي‏عليه السلام: به خدا سوگند، کندن درِ خيبر و ويران‏سازي دژ يهود را با توان انساني انجام ندادم؛ بلکه با قدرت الهي بود.

 امام علي‏عليه السلام - در نامه‏اش به سهل بن حنيف -:به خدا سوگند، با نيروي بدني و توان جسمي، درِ خيبر را نکَندم و آن را چهل ذراع پشت سرم نيفکندم؛ بلکه با قدرت ملکوتي و جاني برافروخته از نور الهي، تأييد و تقويت شدم.

 مشارق أنوار اليقين: در آن روز، چون عمر از وي پرسيد: اي ابو الحسن ! دري چنين استوار را از جا کَندي، حال آن‏که سه روز بود که چيزي نخورده بودي. آيا با نيروي بشري آن را از جا کَندي؟ گفت: آن را با نيروي بشري از جا نکندم؛ بلکه با قدرت الهي و جاني که به ديدار پروردگارش مطمئن و خشنود است، کَندم.

 تفسير الفخر الرازي: هرکس که از عالم غيب، آگاهي بيشتري داشته باشد، دلِ نيرومندتر و ناتوانيِ کم‏تري دارد و از اين رو، علي بن ابي طالب - که خدا عزتش را افزون گردانَد - فرمود: «به خدا سوگند، نه با قدرت جسماني، بلکه با قوّت الهي درِ خيبر را از جا کَندم».

علي‏عليه السلام در آن وقت، نظر از عالم اجسام برگرفت و فرشتگان با پرتوهايي از عالم کبريا نورافشاني کردند و روحش قوّت گرفت و به جواهر ارواح ملکوتي همانند شد و انوار عالم قدس و عظمت در او درخشيد. پس ناگزير، چنان قدرتي براي او حاصل آمد و بر کارهايي قادر شد که کسي جز او قدرت آن را نداشت.

و هر بنده‏اي چون بر طاعاتْ مواظبت ورزد، به مقامي مي‏رسد که خداوند مي‏گويد: «من گوش و چشم او هستم». پس چون نور جلال الهي گوش او شود، نزديک و دور را مي‏شنود، و چون آن [نور]، نورِ چشم او گردد، نزديک و دور را مي‏بيند، و چون آن نور، دست او شود، قادر به تصرّف در سخت و آسان و دور و نزديک مي‏شود.

 الإرشاد: چون امير مؤمنان دژ را فتح کرد و مَرحَب را کشت و خداوند، اموال آنان را غنيمت مسلمانان کرد، حسّان بن ثابت، از پيامبر خدا اجازه خواست که شعري بسرايد. پيامبرصلي الله عليه وآله به او فرمود: «بگو» و او چنين سرود:

و علي، چشمْ درد داشت و در پيِ

دوايي براي آن بود و چون درمانگري نجست،

پيامبر خدا با آب دهان مبارکش شفايش داد

پس مبارک باد بهبود يافته و خجسته باد بهبود دهنده!

و فرمود: «امروز، پرچم را به دست دلاوري مي‏سپارم

شجاع و دوستدار و ياريگر پيامبر.

خدايم را دوست دارد و خدا هم او را دوست دارد

با او خداوند، دژهاي ناگشوده را مي‏گشايد».

و به جاي ديگران براي پرچمداري برگزيد

علي را، همو که دست‏يار و برادرش خوانْد.

 تذکرة الخواص: احمد [بن حنبل] در کتاب فضائل الصحابة گفته است که آنان در آن روز، تکبيري از آسمان شنيدند و گوينده‏اي که مي‏سرود:

شمشيري جز ذوالفقار

و جوان‏مردي جز علي نيست.

پس حسّان بن ثابت از پيامبر خدا اجازه خواست که شعري بسرايد. اجازه فرمود، و او سرود:

جبرئيل به آواز بلند، ندا داد

و آوايش واضح نبود

و مسلمانان، حلقه زده بودند

به گِرد پيامبرِ فرستاده:

شمشيري جز ذوالفقار

و جوان‏مردي جز علي نيست.

پس اگر گفته شود: حديث «شمشيري جز ذوالفقار نيست» را ضعيف دانسته‏اند، مي‏گوييم: آنچه ذکر کرده‏اند، مربوط به واقعه‏اي است که در جنگ اُحد اتّفاق افتاده است و ما مي‏گوييم که اين، در جنگ خيبر بوده و احمد بن حنبل هم در فضائل الصحابة اين‏گونه نقل کرده است و سخني در جنگ اُحد نيست، که ابن عبّاس گفت: هنگامي که علي‏عليه السلام طلحة بن ابي طلحه، پرچمدار مشرکان را کُشت، فريادي از آسمان برخاست: «شمشيري جز ذوالفقار نيست».

و گفته‏اند که در سند اين روايت، عيسي بن مهران است که در او خدشه دارند و گفته‏اند شيعه است؛ امّا آنچه مربوط به جنگ خيبر است، هيچ يک از عالمان در آن خدشه نکرده‏اند. همچنين گفته شده که آن، مربوط به جنگ بدر است؛ ولي نظر نخست، صحيح است.

ر. ک: ص 270 (خدايا! گرما و سرما را از او دور کن).

ج 8، ص 131 (خدا و پيامبرش و جبرئيل، از او راضي‏اند).

ج 8، ص 177 (اگر از غلو نمي‏هراسيدم).

ج 8، ص 313 (سعد بن ابي وقّاص).

ج 11، ص 259 (محبوبيّت امام علي نزد خداوند، پيامبر و فرشتگان).

 

کوشش در فتح مکه

 

بر اساس «پيمان حديبيّه»، مسلمانان و کفّار نبايد عليه يکديگر تحرّکات نظامي مي‏کردند و يا هم‏پيمانان خود را ضد هم‏پيمانان طرف مقابل به نبرد وامي‏داشتند و يا آنان را در نبرد، ياري مي‏رساندند. قريش با تجهيز «بنو بکر» - که با آنان هم‏پيمان بودند - عليه قبيله «خزاعه» که با مسلمانان هم‏پيمان بودند، و حتي با شرکت شبانه در نبرد عليه آنان، عملاً قرارداد حديبيه را نقض کردند.

پيامبرصلي الله عليه وآله از شهادت مسلماناني که مظلومانه به خاک و خون افتاده بودند و نيز اشعار تأثّرانگيز رئيس قبيله خزاعه، عمرو بن سالم، آگاه شد و ياريخواهي وي را پاسخ گفت و بدين سان، براي فتح مکّه و زدودن آثار شرک از مرکز توحيد - که اکنون ديگر مانعي براي حمله به آن در کار نبود -، راهي مکّه شد.

پيامبر خدا با بيش از ده هزار رزم‏آور، با تدبير نظامي شگفتي، بدون خونريزي بر مکّه چيره گشت. حضور مولاعليه السلام در اين‏پيروزي نيز از چند جهت، چشمگير است:

1. حاطب بن ابي بلتعه، تصميم پيامبرصلي الله عليه وآله (براي فتح مکّه) را در نامه‏اي نگاشت و همراه زني براي قريش فرستاد. پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را فرا خواند و او را با دو تن ديگر براي دستگيري آن زن، گسيل داشت. زن با شدّت تمام، همراه داشتن نامه را تکذيب مي‏کرد و وارسي‏هاي چندين باره آنان نيز گواهي مي‏داد که آن زن، درست مي‏گويد.

امام علي‏عليه السلام به زن فرمود: «پيامبر خدا - که درودهاي خداوند بر او باد - هرگز خلاف نمي‏گويد. نامه را بده، وگرنه به هر قيمتي شده، آن را از تو باز پس مي‏گيرم». زن، تسليم شد و از لابه‏لاي گيسوانش نامه را بيرون آورد و به مولاعليه السلام داد.

2. سعد بن عباده، پرچم اسلام را به دست داشت و فرياد مي‏زد: امروز، روز رزم است.... پيامبر خدا، نداي رحمت و رأفت در داد و فرمود: «امروز روز رحم است ...».  آن‏گاه علي‏عليه السلام را فراخواند تا پرچم را از او بگيرد.

3. پيامبرصلي الله عليه وآله پس از فتح مکّه به همگان امان داد، جز تني چند تيره دل و خيره‏سر که خونشان را مباح شمرد، از جمله، حُوَيرِث، که پيامبرصلي الله عليه وآله را - هنگامي که در مکّه بود -، بسيار اذيت کرده بود و نيز زن آوازه خواني که پيامبر خدا را هجو مي‏کرد. اين دو را علي‏عليه السلام گردن زد.

 تاريخ الطبري - به نقل از عروة بن زبير و ديگران -: چون پيامبر خدا تصميم گرفت به سوي مکّه حرکت کند، حاطب بن ابي بلتعه، نامه‏اي به قريش نوشت و آنان را از تصميم پيامبر خدا براي حرکت به سوي آنان، با خبر کرد و آن را به زني داد ... و مالي برايش معين کرد که در برابر رساندن نامه به او بدهد.

پس آن زن، نامه را در سرش نهاد و کاکل‏هايش را روي آن بافت و سپس بيرون آمد. از آسمان به پيامبر خدا خبر رسيد که حاطب، چه کرده است. پيامبرصلي الله عليه وآله علي بن ابي طالب‏عليه السلام و زبير بن عوّام را فرستاد و فرمود: «زني را که حاطب به وسيله او نامه فرستاده و به قريش از قصد ما هشدار داده است، بيابيد».

آن دو بيرون آمدند تا آن که او را در بوستان ابن ابي احمد يافتند. او را پياده کردند و بارهايش را گشتند؛ ولي چيزي نيافتند. پس علي بن ابي طالب‏عليه السلام به او فرمود: «من سوگند مي‏خورم که نه پيامبر خدا دروغ مي‏گويد و نه ما. يا اين نامه را بيرون آوَر و يا پوششت را مي‏گشاييم».

آن زن، چون جديّت وي را ديد، گفت: کنار برو! چون کنار رفت، موهاي سرش را باز کرد و نامه را بيرون کشيد و به علي‏عليه السلام داد و او هم آن را نزد پيامبر خدا آورد.

 صحيح البخاري - به نقل از عبيداللَّه بن ابي رافع -: شنيدم که علي‏عليه السلام مي‏گويد: پيامبر خدا، من و زبير و مقداد را فرستاد و فرمود: «برويد تا به بوستان خاخ برسيد. در آن‏جا زني در کجاوه شتر نشسته است و نامه‏اي همراه دارد. آن را از وي بگيريد».

 ما به تاخت رفتيم تا به بوستان رسيديم. آن زن را در کجاوه ديديم و به او گفتيم: نامه را بيرون آور! گفت: نامه‏اي همراه من نيست! گفتيم: يا نامه را بيرون آور يا لباس‏هايت را مي‏کَنيم. پس نامه را از لاي گيسوان به هم بافته‏اش بيرون آورد و ما آن را نزد پيامبر خدا آورديم.

 تاريخ الطبري - به نقل از عبد اللَّه بن ابي نجيح -: چون پيامبرصلي الله عليه وآله سپاه خود را از ذي طُوي دسته دسته کرد، به زبير، فرمانده جناح چپ لشکر، فرمان داد که با نفراتش از کُدَي وارد شوند و به سعد بن عباده فرمان داد که با گروه ديگري از کِداء   وارد شوند.

برخي از آگاهان مي‏گويند: سعد، هنگامي که رو به مکّه داشت، گفت: امروز، روز جنگ است. امروز، حرمت، شکسته مي‏شود. يکي از مهاجران، آن را شنيد و گفت: اي پيامبر خدا! آنچه را سعد بن عباده مي‏گويد، بشنو؛ و ما مطمئن نيستيم که حمله‏اي به قريش نداشته باشد! پس پيامبر خدا به علي بن ابي طالب‏عليه السلام فرمود: «به او برس و پرچم را بگير و تو با پرچم، وارد مکّه شو».

 أنساب الأشراف: حُوَيرِث بن نقيذ [از کساني بود که پيامبر خدا در جريان فتح مکّه به کشتن آنها فرمان داد. او]، سخناني بس ناپسند درباره پيامبر خدا مي‏گفت و پيامبرصلي الله عليه وآله را - زماني که حضرت در مکّه بود -، در شعرهايش هجو مي‏کرد و آزار فراوان مي‏داد. او در مکّه مي‏زيست و چون هنگام فتح مکّه از خانه‏اش گريخت، علي بن ابي طالب‏عليه السلام وي را ديد و کشت.

ر. ک: جلد نهم:بخش دهم:فصل يکم:خداوند، دل او را به ايمان آزمود.

پايداري شگفت‏انگيز در جنگ حنين

 

فتح مکّه دل‏ها را لرزاند و هول و هراس را در جان‏هاي مشرکان افکند. دو قبيله مهم طائف: «هَوازِن» و «ثقيف»، پس از گفتگو و رايزني با برخي قبيله‏هاي ديگر، به اين نتيجه رسيدند که پيش از آن‏که سپاه اسلام به سوي آنان روي آورد، آنان [براي نبرد] به استقبال ارتش اسلام بروند. بدين سبب، سپاهي گران گرد آوردند و به فرماندهي جواني سلحشور و بي‏پروا به نام مالک بن عوف نصري، به سوي سپاه اسلام حرکت کردند.

پيامبرصلي الله عليه وآله با لشکر عظيم دوازده هزار نفري متشکّل از ده هزار تن از يثرب و دو هزار نفر از تازه مسلمانان قريش، به رويارويي با آنان شتافت. عظمت سپاه اسلام، برخي را به غروري کاذب، دچار ساخت و از اين رو، گفتند: «ما هرگز از کمي تعداد، شکست نخواهيم خورد.

مالک، دستور داد که سپاهش در انتهاي دره‏اي که گذرگاهي به سوي منطقه «حنين» بود، در پشت سنگ‏ها و صخره‏ها و در شکاف کوه‏ها و نقاط مرتفع، پنهان شوند و چون سپاه اسلام بدان‏جا رسيد، آن را تيرباران و سنگ‏باران کنند و سپاه اسلام را به هزيمت و شکست بکشانند.

چنين شد و بسياري از سپاه اسلام، پا به فرار نهادند  تا آن‏جا که ابو سفيان از سَرِ استهزا گفت: «مسلمانان تا لب دريا خواهند دويد!».

در اين هنگامه دشوار، تعدادي اندک (حدود ده نفر) در کنار پيامبر خدا ماندند و دفاع از آن بزرگوار را به جان خريدند که علي‏عليه السلام از آنان بود و پروانه وار بر گِرد شمع وجود پيامبر خدا مي‏گشت و کساني را که قصد جان پيامبر خدا را کرده بودند، فراري مي‏داد.

پيامبرصلي الله عليه وآله با ندايي بلند در اوج دشواري‏ها و شکست‏ها فرياد زد:

اي ياران خدا و ياران پيامبرش! من بنده خدا و پيامبر او هستم.

و آن‏گاه، استرش را به سوي دشمن راند. يارانِ همراه آن بزرگوار نيز در کنار وي حرکت کردند و عباس، عموي پيامبر خدا، به فرمان وي با فريادي بلند، مسلمانان را به ياري فراخواند و بدين‏سان، لشکر اسلام، دوباره سامان يافت .

استوارْ گامي و نبرد بي‏امان علي‏عليه السلام در اين جنگ نيز چشمگير است. آن بزرگوار، چهل نفر از هوازن را کشت  که يکي از آنان، ابو جرول، از دلاوران هوازن بود و مرگ او مقدمه فروپاشي سپاه هوازن شد.

پيامبرصلي الله عليه وآله، فراريان را تعقيب کرد و دژ آنان را در طائف، محاصره کرد. در اين محاصره، علي‏عليه السلام با نافع بن غيلان جنگيد و او را از پاي درآورد. چون نافع کشته شد، گروهي از مشرکان فرار کردند و برخي اسلام آوردند.

افزون بر اين، مولاعليه السلام در هنگام محاصره دژ، مأموريت يافت تا بت‏هاي اطراف طائف را نابود کند که اين مأموريت را نيز به گونه‏اي شايسته انجام داد.  شيخ مفيدرحمه الله، درباره حضور مؤثّر مولا در اين نبرد، نوشته است:

به فضيلت‏هاي امير مؤمنان در اين پيکار بنگر و در حقيقت آن، تأمّل و انديشه کن. مي‏يابي که در اين [پيکار]، به همه فضيلت‏ها دست يافت و هيچ کس از امّت در آنها با وي شريک نيست.

اکنون بر اساس وقايع تاريخي و آنچه آورديم، جلوه‏هاي والاي مولا علي‏عليه السلام را در اين نبرد، بدين‏گونه برمي‏شمريم:

1. پرچمداري مهاجران؛

2. حضور شکوهمند در اوج نبرد و در هنگامه هجوم بي‏امان دشمن، و دفع خطر از جان پيامبر خدا در لحظاتي که بسياري گريخته بودند؛

3. کشتن «ابو جرول»، که موجب فروپاشي سپاه هوازن شد؛

4. کشتن چهل نفر از رزم‏آوران هوازن؛

5. فرماندهي گروهي که براي از بين بردن بت‏هاي منطقه بسيج شده بودند؛

6. هماوردي با «شهاب» از قبيله «خَثعَم» که هيچ کس از مسلمانان، هماورد جويي او را در ميدان نبرد، پاسخ نگفت و علي‏عليه السلام او را از پاي درآورد ؛

7. کشتن «نافع» که تسليم شدن بسياري را در پي داشت.

 تاريخ اليعقوبي: در مکّه به پيامبر خدا خبر رسيد که [قبيله] هوازن، گروه‏هاي فراواني را در حُنين، گِرد آورده و سرکرده آنان، مالک بن عوف نصري است و دُرَيد بن صمّه (پيرمردي از بني جشم) هم با اوست که از فکر و نظرش استفاده مي‏کنند و مالک، هوازن را با دارايي‏ها و زنانشان آورده است.

پس پيامبر خدا با سپاه بزرگي که دوازده هزار نفر بودند، به سوي آنان، به راه افتاد. ده هزار تن از آنها ياراني بودند که با آنان مکّه را فتح کرده بود و دو هزار نفر [نيز] از مکّيان بودند که از سرِ رغبت يا به اکراه، مسلمان شده بودند و پيامبر خدا صد زره از صفوان بن اميّه به عنوان عاريه ضمانت شده گرفت. فراواني نفرات، مسلمانان را دچار عُجب کرد و يکي از آنان گفت: «ما به جهت کمي افراد، شکست نمي‏خوريم» و اين گفته، بر پيامبرصلي الله عليه وآله ناپسند آمد.

قبيله هوازن در دره کمين کردند و بر مسلمانان حمله بردند. روزي بس سخت بود و مسلمانان از گِرد پيامبر خدا پراکنده شدند تا آن‏جا که تنها با ده تن - و گفته شده نُه تن - از بني‏هاشم، تنها ماند و آنان علي بن ابي طالب‏عليه السلام، عبّاس بن عبد المطّلب، ابو سفيان بن حارث، نوفل بن حارث، ربيعة بن حارث، عتبه و معتّب (دو پسر ابو لهب)، فضل بن عبّاس و عبد اللَّه بن زبير بن عبد المطّلب بودند، و گفته شده ايمن بن امّ ايمن هم بود.

خداوند عز و جل نازل کرد: «وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنکُمْ شَيًْا وَضَاقَتْ عَلَيْکُمُ الأَْرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ - ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَکِينَتَهُ‏و عَلَي رَسُولِهِ‏ي وَعَلَي الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا  [خداوند در بسياري دشواري‏ها شما را ياري داد] و از جمله در جنگ حنين، هنگامي که فراواني نيرويتان شما را دچار عُجْب کرد، ولي هيچ سودي براي شما نداشت و زمين با همه گستردگي‏اش بر شما تنگ آمد. سپس [به دشمن] پشت کرديد. پس از آن، خداوند، آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهياني را که شما نديديد، فرو فرستاد».

 تاريخ الإسلام - به نقل از واقدي -: پيامبر خدا در ششم شوّال با دوازده هزار نفر از مکّه حرکت کرد. ابو بکر گفت: امروز به جهت کميِ افراد، مغلوب نمي‏شويم.

روز دهم شوّال به حنين رسيدند و پيامبرصلي الله عليه وآله يارانش را آماده کرد و درفش‏ها و پرچم‏ها را به شايستگانش سپرد و بر استر خويش سوار شد و دو زره و نقاب و کلاهخود به تن کرد.

پس با لشکري از هَوازِن روبه‏رو شدند که نظيرش را در تعداد و نفرات، نديده بودند و آن، در تاريک و روشنِ صبح بود و گروه‏ها از تنگه و از شکاف‏هاي دره بيرون آمدند و به يکباره حمله کردند. پس سواران بني سليم از هم گسيختند و پشت کرده، گريختند و مکّيان و سپس ديگر مردمان، از پي آنان رفتند.

 السيرة النبويّة - به نقل از جابر بن عبد اللَّه -: چون به دره حُنين درآمديم، از يکي از دره‏هاي عميق و صعب العبور تَهامه سرازير شديم و در تاريک و روشن صبح، به سختي پايين رفتيم و دشمن، پيش از ما به دره رسيده بود و در شکاف‏ها و اطراف و اکناف و تنگه‏هايش کمين کرده بود و گِرد آمده، تدارک ديده و آماده بود. به خدا سوگند، در حال سرازير شدن، چيزي جز حمله يکباره گروه‏هاي دشمن، ما را نترساند.

سپاه، باشتابْ عقب نشست، بي آن‏که به يکديگر توجّه کنند. پيامبر خدا به سمت راست رفت و سپس فرمود: «به کجا [مي‏رويد] ؟! اي مردم! به سوي من بياييد. من پيامبر خدايم. من محمّد بن عبد اللَّه‏ام»؛ امّا کسي نيامد و شترها در هم آويختند. مردم گريختند و جز تني چند از مهاجران و انصار و خاندان پيامبرصلي الله عليه وآله، کسي با او نماند و علي بن ابي طالب‏عليه السلام در ميان کساني از خاندانش بود که استوار ماندند

 مسند أبي يعلي - به نقل از جابر -: در روزهاي پيکار هوازن، مرد تنومندي بر شتري سرخ مو سوار بود و در دستش پرچمي سياه‏رنگ داشت و به هرکس مي‏رسيد، او را با آن، زخمي مي‏زد و چون نمي‏رسيد [و کسي از جلويش مي‏گريخت، پرچم را] به پشت سرش مي‏بُرد و با آن، [شخص را] دور مي‏کرد.

پس علي بن ابي طالب‏عليه السلام و مردي از انصار، هر دو آهنگ او کردند. علي‏عليه السلام پاهاي شتر او را قطع کرد و شتر به زمين افتاد و مرد انصاري بر ساق او زد و پايش را از ميان ساقش قطع کرد. پس آن مرد، افتاد و جنگ، مغلوبه شد.

 الإرشاد: مردي از هوازن، سوار بر شتر سرخ مويش پيش آمد. در دستش پرچم سياهي آويخته بر سر نيزه بلندي داشت و پيشاپيش دشمن مي‏آمد و چون به مسلمانان دست مي‏يافت، کار آنها را مي‏ساخت و چون از جلويش مي‏گريختند، پرچم را براي مشرکاني که پشت سرش بودند، مي‏افراشت و آنان به دنبالش مي‏آمدند، و رَجَز مي‏خواند و مي‏گفت:

من ابو جرولم! استوار ايستاده‏ام

تا اين قوم را شکست دهيم يا شکست بخوريم.

پس امير مؤمنان، آهنگ او کرد و ضربتي بر پشت شترش زد و او را به خاک افکند و سپس خودِ او را زد و سخت به زمين انداخت و فرمود:

مردم به هنگام صبح دانستند

که من در جنگ، شکارچي‏ام.

پس مشرکان با کشته شدن ابو جرول - که خداوندْ لعنتش‏کند -، پراکنده شدند.

 الإرشاد: چون امير مؤمنان ابو جرول را کُشت و دشمن با کشته شدن او بي‏ياور شد، مسلمانان، تيغ در ميان آنان نهادند و امير مؤمنان، پيشاپيش آنان مي‏رفت تا آن که چهل تن از آنان را کُشت و پس از آن بود که فرار کردن و به اسارت درآمدن دشمن، آغاز شد.

 مسند أبي يعلي - به نقل از انس -: علي بن ابي طالب‏عليه السلام در جنگ حنين، جنگاورترين مبارز ميدان در پيشاپيش پيامبرصلي الله عليه وآله بود.

 امام صادق‏عليه السلام: علي بن ابي طالب‏عليه السلام با دست خود، چهل نفر را در جنگ حنين کُشت.

 الإرشاد - در ذکر وقايع پس از جنگ حنين -: سپس [پيامبرصلي الله عليه وآله]، خود به سوي طائف حرکت کرد و آنان را چندين روز محاصره کرد... سپس نافع بن غيلان بن معتب با گروهي از قبيله ثقيف، از دژ طائف، بيرون آمدند. امير مؤمنان، او را در دامنه «وَجّ»  ديد و او را کشت و مشرکان همراهش پراکنده شدند و به دل دشمن، هراس افتاد. پس گروهي از آنان بر پيامبرصلي الله عليه وآله درآمدند و مسلمان شدند. و محاصره طائف، ده روز و اندي بود.

جانشيني پيامبر در جنگ تبوک

تبوک، دورترين نقطه‏اي بود که پيامبرصلي الله عليه وآله در نبردهايش راهي آن شد. تحرّک‏هاي منافقان در آستانه حرکت به سوي تبوک و حوادثي که رخ داده بود، به روشني نشان مي‏داد که منافقان براي ضربه زدن به حکومت نوبنياد پيامبر خدا، در جستجوي فرصت‏اند و اين غيبت طولاني، موقعيت مناسبي براي آنان است.

از اين رو، با آن‏که پيامبرصلي الله عليه وآله، محمّد بن مسلمه را جانشين خود در مدينه قرار داده بود، علي‏عليه السلام را در مدينه گذارد و به او فرمود:

چاره‏اي نيست، جز آن که يا من بمانم يا تو.

و فرمود:

مدينه جز با من يا تو سامان نمي‏يابد.

بدين سان، توطئه منافقان، نقش بر آب شد و حضور علي‏عليه السلام، لرزه بر اندام منافقان و توطئه‏گران افکند و آنان را از اين‏که بتوانند در مدينه حرکتي کنند، مأيوس ساخت. از اين رو، آهنگ ديگري ساز کردند.

تبوک، تنها جنگي بود که علي‏عليه السلام بر اساس تصميم پيامبر خدا و به دليلي که ذکر شد، در آن، شرکت نمي‏جست.  منافقان، شايعه ساختند که علي‏عليه السلام با همه اشتياقِ پيامبر خدا به شرکت او در نبرد، از جنگ و همراهي پيامبرصلي الله عليه وآله تَن زده است.

علي‏عليه السلام به محضر پيامبر خدا شتافت و جريان را با ايشان در ميان گذاشت و پيامبرصلي الله عليه وآله، جمله جاودانه و شکوهمندِ «آيا خشنود نمي‏شوي از اين‏که براي من همچون هارون براي موسي باشي، جز آن که پيامبري پس از من نيست؟» را به علي‏عليه السلام فرمود.

بدين سان، هم توطئه منافقان در نطفه خفه شد و هم يکي از درخشان‏ترين مناقب مولاعليه السلام در پيش‏ديد مردمان رقم خورد.

 الطبقات الکبري - به نقل از براء بن عازب و زيد بن ارقم -: چون جنگ «جَيشُ العُسرة» يا همان «تبوک» پيش آمد، پيامبر خدا به علي بن ابي طالب‏عليه السلام فرمود: «چاره‏اي نيست، جز آن که يا من بمانم يا تو». پس علي را به جاي خود نهاد و چون براي جنگ از مدينه بيرون رفت، برخي مردم گفتند: علي را بر جا ننهاد، مگر به خاطر چيزي که از او ناپسند داشت!

اين گفته به علي‏عليه السلام رسيد. پس در پي پيامبر خدا رفت تا به ايشان رسيد. پيامبرصلي الله عليه وآله به وي فرمود: «چه چيزْ تو را به اين‏جا آورده است؟». علي‏عليه السلام گفت: هيچ چيز، جز آن که شنيدم برخي مي‏گويند از آن رو مرا بر جا نهادي که چيزي را از من ناپسند داشتي.

پيامبر خدا خنديد و فرمود: «اي علي! آيا خشنود نمي‏شوي از اين‏که براي من همچون هارون براي موسي باشي، جز آن که پيامبر نيستي؟». گفت: چرا، اي پيامبر خدا! فرمود: «همانا اين چنين است».

 تاريخ الطبري - به نقل از ابن اسحاق، در بيرون آمدن پيامبرصلي الله عليه وآله براي جنگ تبوک -:پيامبر خدا، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را به جاي خود بر خاندانش گمارد و به او فرمان داد که در ميان آنان بمانَد و سباع بن عرفطه از قبيله بني غِفار را به جاي خود بر مدينه گذاشت.

پس منافقان، شايعه ساختند و گفتند: علي را جز از روي سرسنگيني و خوارشمردنش بر جاي ننهاد! چون منافقان اين را گفتند، علي‏عليه السلام سلاحش را برگرفت و بيرون آمد تا در «جرف» به پيامبر خدا رسيد و گفت: اي پيامبر خدا! منافقان پنداشته‏اند که تو با من سرسنگين شده‏اي و مرا به چيزي نگرفته‏اي !

پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «دروغ گفته‏اند؛ بلکه من به خاطر مسائل پشت سرم تو را بر جاي خود نهادم. پس بازگرد و جانشين من در خاندان من و خاندان خودت باش.  اي علي! آيا خشنود نمي‏شوي که تو براي من همچون هارون براي موسي باشي، جز آن که پيامبري پس از من نيست؟».

پس علي‏عليه السلام به مدينه بازگشت و پيامبر خدا به سفرش ادامه داد.

 الإرشاد - در جنگ تبوک -: خداوند - که نامش مبارک و بلند باد -، به پيامبرش وحي کرد که خود او به اين جنگ برود و مردم را براي کوچ به همراهي برانگيزد و او را آگاه ساخت که در آن سفر، نيازي به جنگ ندارد و دچار پيکار با دشمن نمي‏شود و کارها بي‏شمشير، رام او خواهد شد و فرمان خروج، تنها براي آزمودن اصحاب اوست تا فرمانبردار و سرپيچي کننده، از هم جدا شوند و آنچه در نهان دارند، آشکار شود.

پس پيامبرصلي الله عليه وآله از آنان خواست که به سوي سرزمين روم حرکت کنند، در حالي که ميوه‏هايشان رسيده بود و گرما بر آنان سخت گشته بود. از اين رو، بيشتر آنان به جهت سود نقد محصولات، و آزمندي در تأمين و اصلاح زندگي و دلهره از شدّت گرما و دوري راه و برخورد با دشمن، از فرمان حضرت، سر باز زدند.

سپس گروهي از آنان با گران جاني و دشواري به پا خاستند و گروهي هم تخلّف کردند.

چون پيامبر خدا اراده رفتن کرد، امير مؤمنان را به جاي خود در ميان خاندان و فرزندان و همسران و هجرتگاهش (مدينه) گمارد و بدو فرمود: «اي علي! مدينه جز با من يا تو سامان نمي‏يابد»؛ زيرا آن حضرت‏صلي الله عليه وآله از نيّت‏هاي ناپاک اعراب و بسياري از مردم مکّه و اطراف آن - که با آنان جنگيده و خونشان را ريخته بود -، آگاه بود و بيم آن داشت که چون از مدينه دور شود و به سرزمين روم برسد، آنان مدينه را بگيرند و يا حادثه ديگري بيافرينند و تا کسي در مدينه نمي‏بود که جاي او را بگيرد، از جنايت آنان و تباهکاري در هجرتگاهش و وقوع پيشامد ناگوار براي خاندانش و ساکنان مدينه ايمن نبود و مي‏دانست که جز امير مؤمنان، کس ديگري در ترساندن دشمن و حراست از هجرتگاه و پاسداري از ساکنان آن، جاي او را نمي‏گيرد. پس آشکارا او را به جاي خود نهاد و به امامت او پس از خود، تصريح کرد.

و اين در روايات بسياري آمده است که چون منافقان دانستند پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را به جاي خود بر مدينه گمارده است، بر او حسد بردند و ماندن او پس از بيرون رفتن پيامبرصلي الله عليه وآله بر آنان گران آمد و دانستند که شهر با وجود او نگاهباني مي‏شود و دشمن نمي‏تواند در آن طمع کند.

پس اين ناراحتشان کرد؛ چون انتظار داشتند که علي‏عليه السلام با پيامبرصلي الله عليه وآله بيرون برود تا به آرزويشان برسند؛ يعني تباهکاري و به هم زدن اوضاع به هنگام دوري پيامبرصلي الله عليه وآله از مدينه و نبودن نگهباني که از او بترسند و بهراسند. آنان بر راحتي و آسايش او و غنودنش در برِ زن و فرزند، در برابر سختي و مشقت‏هاي سفر و خطر براي کساني که بيرون رفتند، رشک بردند.

پس برايش شايعه ساختند و گفتند: پيامبر خدا او را نه از روي گراميداشت و بزرگداشت و محبّتش، بلکه از روي سرسنگيني، بر جاي نهاده است !

پس با اين شايعه دروغين به او بهتان زدند، مانند قريش که بر پيامبرصلي الله عليه وآله با اوصاف جنون و شاعري و سحر و کهانت، بهتان مي‏زدند، با آن که مي‏دانستند که او اين گونه نيست و بر خلاف آن است. منافقان مدينه نيز مي‏دانستند که امير مؤمنان، نه آن است که آنان شايع کرده‏اند و او از نزديک‏ترين افراد به پيامبرصلي الله عليه وآله و محبوب‏ترين، پُر بهره‏ترين و برترين مردم نزد اوست.

چون شايعه منافقان به امير مؤمنان رسيد، به قصد تکذيب و آشکار کردن رسوايي ايشان، به پيامبرصلي الله عليه وآله ملحق شد و گفت: اي پيامبر خدا ! منافقان مي‏پندارند که تو مرا از روي سرسنگيني و نامهرباني بر جاي نهاده‏اي!

پيامبر خدا به او فرمود: «اي برادر من! به جاي خود بازگرد که مدينه جز با من يا تو سامان نمي‏يابد. تو جانشين من در خاندان و هجرتگاه و قوم من هستي. آيا خشنود نمي‏شوي که براي من همچون هارون براي موسي باشي، جز آن که پيامبري پس از من نيست؟».

چند مأموريت مهم

>ماموريت شکستن بت‏ها

>ماموريت پرداخت خسارت‏هاي بني جذيمه

>ماموريت به سوي فلس

>ماموريت براي اعلان برائت از مشرکان

>بررسي و تحليل

>ماموريت به سوي يمن

 

ماموريت شکستن بت‏ها

 

 الإرشاد - در ذکر حوادث پس از جنگ حُنَين -: سپس پيامبرصلي الله عليه وآله، خود به سوي طائف حرکت کرد و آنان را چندين روز در محاصره داشت و امير مؤمنان را با گروهي از سواران روانه کرد و به او فرمان داد که هر چه از آثار جاهليّت يافت، نابود کند و هر بتي ديد، بشکند.

پس علي‏عليه السلام بيرون آمد تا به گروه فراواني از سواران قبيله خَثعَم برخورد و مردي از آنان به نام شهاب، در تاريک و روشنايي صبح بيرون آمد و مبارز طلبيد. امير مؤمنان فرمود: «چه کسي به رويارويي‏اش مي‏رود؟». هيچ کس برنخاست.

پس امير مؤمنان خود برخاست که ابو العاص بن ربيع، همسر دختر پيامبر خدا (زينب)، از جا جَست و گفت: اي فرمانده ! [سرانجام،] يکي از ما با او مقابله مي‏کند و نيازي به ميدان رفتن شما نيست؛ امّا علي‏عليه السلام فرمود: «نه. [من مي‏روم]؛ اما اگر کشته شدم، تو فرمانده لشکر باش».

پس امير مؤمنان به مبارزه‏اش درآمد و چنين مي‏خواند:

«بي گمان، بر عهده هر رئيس، اين وظيفه است

يا نيزه‏اش را سيراب کند يا خُرد و کوبيده شود».

پس بر او ضربه‏اي زد و وي را کشت و با سواران همراهش رفت و بت‏ها را شکست و به سوي پيامبر خدا - که طائف را در محاصره داشت - بازگشت. چون پيامبرصلي الله عليه وآله او را ديد، براي پيروزي‏اش تکبير گفت و دستش را گرفت و با او مدّت زيادي در خلوت به نجوا پرداخت.

ماموريت پرداخت خسارت‏هاي بني جذيمه

پيامبر خدا پس از فتح مکّه، خالد بن وليد را با گروهي براي دعوت قبيله بني جذيمة بن عامر، به سرزمين آنان گسيل داشت. وليد که از آن قبيله، کينه‏اي ديرين به دل داشت، ستمکارانه، تني چند از آنان را کُشت و در اين ماجرا، خسارت‏هايي به آنها وارد شد.

پيامبر خدا از اين جنايت ننگين، بيزاري جست و به علي‏عليه السلام مأموريت داد تا به ميان آنان رفته، خسارت و خون‏بهاي افراد را به طور کامل بپردازد.

علي‏عليه السلام اين مأموريت را در نهايت دقّت به انجام رساند و چون بازگشت، پيامبر خدا کار علي‏عليه السلام را بسي ستود و با جملاتي بلند و ارجمند، بر جايگاه والاي مولا در هدايت امّت و راهنمايي مسلمانان در آينده تأکيد کرد.

 امام باقرعليه السلام: پيامبر خدا، چون مکّه را فتح کرد، خالد بن وليد را به همراه قبيله‏هايي از عرب، مانند سليم بن حصور و مدلج بن مرّه به قصد دعوت - و نه براي جنگ - فرستاد.

آنان بر قبيله بني جذيمة بن عامر بن عبد مناة بن کنانه درآمدند و چون اين قبيله، آنان را ديدند، سلاح برگرفتند؛ اما خالد گفت: سلاح بگذاريد که مردم اسلام آوردند... .

چون سلاح بر زمين گذاشتند، خالد فرمان داد تا آنان را در بند کشند و سپس تيغ در ميانشان نهاد و شماري از آنها را کُشت. چون خبرش به پيامبر خدا رسيد، دستانش را به آسمان بلند کرد و فرمود: «خدايا ! من از آنچه خالد بن وليد کرد، در پيشگاه تو بيزاري مي‏جويم».

سپس پيامبر خدا، علي را - که رضوان خدا بر او باد -، فرا خواند و گفت: «اي علي ! به سوي اين قوم، بيرون رو و در کارشان بنگر و رسوبات جاهلي را زير پا بِنه». پس علي‏عليه السلام بيرون آمد و با مالي که پيامبرصلي الله عليه وآله همراهش کرده بود، نزد آنان آمد و خون‏بها و خسارت‏هاي مالي آنان را پرداخت تا آن‏جا که خسارت کاسه آبخوري سگان را نيز ادا کرد و هيچ خون و مالي نماند، جز آن که جبران نمود و بخشي از مال هم باقي ماند.

علي - رضوان خدا بر او باد -، پس از اتمام کار به آنان فرمود: «آيا خون‏بها يا خسارتي باقي مانده است که به شما پرداخت نشده باشد؟». گفتند: نه. فرمود: «من اين مال باقي‏مانده را نيز از سرِ احتياط و از جانب پيامبرصلي الله عليه وآله به شما مي‏دهم براي چيزهايي که نه او مي‏داند و نه شما». پس کار را به انجام رساند و به سوي پيامبرصلي الله عليه وآله بازگشت و ايشان را باخبر کرد. پس پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «درست و نيکو کردي».

سپس پيامبر خدا برخاست و رو به قبله نمود و ايستاد و دستانش را چنان بالا برد که زير بغل‏هايش ديده مي‏شد و سه بار فرمود: «خدايا ! من از آنچه خالد بن وليد کرده، در پيشگاه تو بيزاري مي‏جويم».

ماموريت به سوي فلس

فُلُس يا فَلْس، نام بتي در سرزمين نجد بود که قبيله «طَيّ»، آن را عبادت مي‏کردند. (

معجم البلدان: 273:4).

242. الطبقات الکبري: پيامبر خدا، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را با صد و پنجاه تن از انصار، سوار بر صد شتر و پنجاه اسب و با پرچمي سياه و درفشي سپيد به سوي فُلُس فرستاد تا آن را منهدم کند.

پس صبحْ هنگام به جايگاه قبيله حاتم هجوم بردند و بت فُلُس را نابو د کردند و با دستاني پُر از اسير و شتر و گوسفند بازگشتند که در ميان اسيران، خواهر عدي بن حاتم نيز بود و عدي خود به شام گريخت.

ماموريت براي اعلان برائت از مشرکان

آيه‏هاي برائت و اعلام انزجار از شرک و بت پرستي و لزوم پيراستن سرزمين وحي از جلوه‏هاي شرک، يکي از شکوهمندترين فصول تاريخ اسلام است. در هنگامه برگزاري حجّ سال نهم هجري، آيات برائت نازل مي‏شود و ابو بکر مأمور مي‏شود که آن آيات را به ضميمه قطع‏نامه‏اي چهار ماده‏اي در اجتماع عظيم حجگزاران، بر مردم فروخواند.

ابو بکر راهي مکّه شد؛ امّا اندکي نرفته بود که پيک الهي فرا رسيد و چنين ابلاغ کرد:

[پيام را] از جانب تو، جز خودت يا مردي از [خاندان] تو نمي‏رسانَد.

پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را فرا خواند و جريان را باز گفت و مَرکب ويژه خود را در اختيارش نهاد و دستور داد که به سرعت مدينه را ترک کند و آيات را از ابو بکر بگيرد و روز دهم ذي حجّه، در اجتماع عظيم مردم بر آنان بخواند.

چنين شد و يکي ديگر از عظمت‏هاي علي‏عليه السلام رقم خورد و همبَري و همساني مولا با پيامبر خدا در پيش‏ديد عصرها و نسل‏ها نهاده شد .

امام علي‏عليه السلام: چون ده آيه از [سوره] برائت بر پيامبرصلي الله عليه وآله نازل شد، ايشان ابو بکر را فرا خواند و او را با آن آيه‏ها فرستاد تا بر مردم مکّه فرو بخواند. سپس پيامبرصلي الله عليه وآله مرا فرا خواند و فرمود: «به دنبال ابو بکر برو و هر کجا به او رسيدي، نوشته را از او بگير و آن را به سوي مردم مکّه ببر و برايشان بخوان».

پس در جحفه به او رسيدم و نوشته را از او گرفتم و ابو بکر به سوي پيامبرصلي الله عليه وآله بازگشت و گفت: اي پيامبر خدا ! آيا در حقّ من چيزي نازل شده است؟ فرمود: «نه؛ اما جبرئيل نزد من آمد و گفت: [پيام] از جانب تو را، جز خودت يا مردي از [خاندان] تو نمي‏رسانَد».

 مسند ابن حنبل - به نقل از انس بن مالک -: پيامبر خدا، ابو بکر را با [آيه‏ هاي] برائت به سوي مردم مکّه فرستاد. سپس او را فرا خواند و علي‏عليه السلام را با آنها فرستاد [و] فرمود: «آنها را جز مردي از خاندانم نمي‏رسانَد» .

 فضائل الصحابة - به نقل از انس بن مالک -: پيامبر خدا، ابو بکر را با [آيه ‏هاي] برائت به سوي مردم مکّه فرستاد و چون به ذو الحُلَيفه  رسيد، کسي را به سوي او فرستاد و او را بازگردانْد و فرمود: «آن را جز مردي از خاندانم نمي‏برد». پس علي‏ عليه السلام را روانه کرد.

 خصائص أمير المؤمنين - به نقل از زيد بن يثيع درباره امام علي‏عليه السلام -: پيامبر خدا، ابو بکر را به همراه [آيه‏هاي] برائت به سوي مردم مکّه فرستاد. سپس علي‏عليه السلام را در پي او روانه کرد و به او فرمود: «نوشته را بگير و آن را براي مردم مکّه بِبَر».

علي‏عليه السلام گفت: به او رسيدم و نوشته را از وي گرفتم. ابو بکر با دل‏تنگي بازگشت و گفت: اي پيامبر خدا! آيا چيزي درباره من نازل شده است ؟ فرمود: «نه، جز آن که من فرمان يافته‏ام که يا خود، آن را ابلاغ کنم يا مردي از خاندانم»

 مسند ابن حنبل - به نقل از زيد بن يثيع درباره ابو بکر -: پيامبرصلي الله عليه وآله او را با [آيه‏هاي] برائت به سوي مردم مکّه فرستاد: اين‏که هيچ مشرکي پس از اين سال به حج نيايد؛ برهنه‏اي به دور کعبه نچرخد؛ جز انسان مسلمان به بهشت وارد نمي‏شود؛ هر کسي با پيامبر خدا پيماني دارد، فقط تا پايان مدّتش مهلت دارد؛ و خداوند و پيامبرش از مشرکان بيزارند.

پس از سه روز از حرکت ابو بکر، پيامبرصلي الله عليه وآله به علي‏عليه السلام فرمود: «به او برس و ابو بکر را به سوي من بازگردان و خود، آيه‏ها را ابلاغ کن». پس علي‏عليه السلام همان کرد و چون ابو بکر بر پيامبرصلي الله عليه وآله وارد شد، گريست و گفت: اي پيامبر خدا ! درباره من چيزي رخ داده است ؟ فرمود: «جز نيکي درباره تو رخ نداده است؛ ولي فرمان يافتم که آن را جز من يا مردي از خاندانم ابلاغ نکند».

 المستدرک علي الصحيحين - به نقل از جميع بن عمير ليثي -: نزد عبد اللَّه بن عمر آمدم و درباره علي‏عليه السلام از او پرسيدم. مرا نکوهش کرد و گفت: آيا برايت از علي‏عليه السلام نگويم ؟ اين خانه پيامبر خدا در مسجد است و اين خانه علي‏عليه السلام است. پيامبر خدا، ابو بکر و عمر را با [آيه‏هاي] برائت به سوي مردم مکّه فرستاد. روانه که شدند، سواري را ديدند. گفتند: اين کيست ؟ فرمود: «من علي هستم. اي ابو بکر ! نوشته‏اي را که با توست، بده». گفت: براي چه ؟! فرمود: «به خدا سوگند، جز خير و نيکي نمي‏دانم».

پس علي‏عليه السلام نوشته را گرفت و بُرد و ابو بکر و عمر به مدينه بازگشتند و گفتند: اي پيامبر خدا ! چه چيزي درباره ما [رخ داده] است؟ فرمود: «چيزي جز خير نيست؛ ولي به من گفته شد: چنين باشد که از جانب تو، کسي جز خودت يا مردي از [خاندان] خودت ابلاغ نکند».

 الإرشاد: در ماجراي برائت آمده است که پيامبرصلي الله عليه وآله آن را به ابو بکر داد تا با آن، پيمان با مشرکان را به کنار افکند. پس دور نشده بود که جبرئيل بر پيامبرصلي الله عليه وآله نازل شد و گفت: خداوند بر تو درود مي‏فرستد و مي‏گويد: «از جانب تو، جز تو يا مردي از تو [پيام را] نمي‏رسانَد».

پس پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را خواست و به او فرمود: «بر عَضباء، شتر من، سوار شو و به ابو بکر برس و [آيه‏هاي] برائت را از دست او بگير و آنها را به مکّه برسان و پيمان مشرکان را به پيش خودشان بيفکن و ابو بکر را مخيّر کن که يا در رکاب تو بيايد يا به سوي من بازگردد».

پس امير مؤمنان بر «عَضباء»، شتر پيامبر خدا، سوار شد و رفت تا به ابو بکر رسيد. چون ابو بکر، علي‏عليه السلام را ديد، هراسان شد و به پيشبازش آمد و گفت: اي ابو الحسن! براي چه آمده‏اي ؟ آيا همراه من مي‏آيي يا به منظور ديگري آمده‏اي ؟

امير مؤمنان به او فرمود: «پيامبر خدا به من فرمان داده است که به تو برسم و آيه‏هاي برائت را از تو بگيرم و با آنها، پيمان مشرکان را به پيش خودشان بيفکنم و به من فرمان داده که تو را مخيّر کنم که يا با من بيايي و يا به سوي او بازگردي».

ابو بکر گفت: به سوي او باز مي‏گردم. و به سوي پيامبرصلي الله عليه وآله بازگشت و چون بر او وارد شد، گفت: اي پيامبر خدا ! تو مرا براي کاري شايسته ديدي که بدان، گردن‏ها به سويم کشيده شد و چون به سوي آن رو کردم، مرا از آن بازگرداندي. براي چه ؟ آيا قرآن درباره من نازل شده است ؟

پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «نه؛ امّا جبرئيل امين از سوي خداوند بزرگ بر من فرود آمد و اين‏گونه گفت: "از جانب تو، جز تو يا مردي از خاندانت [پيام را] نمي‏رسانَد" و علي از من است و جز علي از جانب من ابلاغ نمي‏کند».

تاريخ دمشق - به نقل از ابن عبّاس -: در حالي که با عمر بن خطّاب در يکي از کوچه‏هاي مدينه، دست در دست هم مي‏رفتيم، به من گفت: اي ابن عبّاس ! من رفيقت را مظلوم مي‏دانم. گفتم: اي امير مؤمنان ! پس حقّ غصب شده‏اش را به او بازگردان! دستش را از دستم بيرون کشيد و از من دور شد و زير لب زمزمه کرد.

سپس ايستاد تا به او رسيدم. پس به من گفت: اي ابن عبّاس ! جز اين نمي‏بينم که مردم، رفيقت را کوچک شمردند. گفتم: به خدا سوگند، پيامبر خدا او را کوچک نشمرد، آن گاه که او را فرستاد و به او فرمان داد که [آيه‏هاي] برائت را از ابو بکر بگيرد و بر مردم فروبخواند! پس عمر سکوت کرد.

ر. ک: ج8، ص 341 (عمر بن خطّاب).

تاريخ دمشق: 349 - 344:42.

بررسي و تحليل

علّامه طباطبايي ‏رحمه الله در بررسي و تحليل روايات اعزام امام علي‏عليه السلام براي اعلان برائت از مشرکان مي‏فرمايد:

از روايات فراواني که درباره ماجراي فرستادن علي‏عليه السلام و عزل ابو بکر نقل شده است، به روشني دانسته مي‏شود که سخني که جبرئيل براي پيامبرصلي الله عليه وآله آورد، اين است: «لا يؤدّي عنک إلّا أنت أو رجل منک»،و نيز پاسخ پيامبرصلي الله عليه وآله به ابو بکر که از علّت عزلش پرسيده بود، همان چيزي بود که خداوند سبحانْ وحي کرد يا اين سخن که به همان معناست: «لا يؤدّي عنّي إلّا أنا أو رجل منّي».

و در هر حال، آن سخن، مطلق، فراگير و شامل ابلاغ برائت و يا هر حکم الهي ديگري است که پيامبرصلي الله عليه وآله نياز دارد کسي از جانب او آن را ابلاغ کند و هيچ دليل نقلي يا غير آن وجود ندارد که اين حکم را به ابلاغ برائت اختصاص دهد.

و روشن است که منع از برهنه طواف کردن بر گِرد کعبه و جلوگيري از حج گزاردن مشرکان پس از آن سال و نيز تعيين تکليف پيمان‏هاي مدّت دار و بي‏مدّت، همگي احکام الهي‏اي بودند که درباره آنها آياتي نازل شده بود. پس چه معنايي دارد که ابلاغ برخي از آنها را به ابو بکر و ابلاغ برائت را به ابو هريره مربوط بدانيم (حال يا به تنهايي و يا پس از آن که صداي علي‏عليه السلام گرفت) و او نيز همه آنها را جار بزند تا آن‏جا که صداي او هم بگيرد؟ و اگر اين کار در اين حال براي ابو هريره جايز باشد، چرا براي ابو بکر نباشد؟

آري، برخي از مفسّران (مانند ابن کثير و همگنانش) در اين‏جا وجهي تراشيده‏اند تا مضمون اين روايات را توجيه و سپس تأييد کنند و آن اين است که جمله «لا يؤدّي عنّي إلّا أنا أو رجل منّي»، ويژه ابلاغ برائت است و ديگر احکامي را که علي‏عليه السلام ندا مي‏داد، شامل نمي‏شود و پيامبرصلي الله عليه وآله،از آن رو علي‏عليه السلام را براي ابلاغ آيه‏هاي برائت [که در بردارنده نقض پيمان با مشرکان بود] در ميان حاجيان برگزيد که بنا بر عادت عرب، جز کسي که پيمان را بسته يا مردي از خاندانش، آن را نقض نمي‏کند و رعايت اين عادت جاري عرب، باعث شد تا پيامبرصلي الله عليه وآله ابلاغيه برائت را که در آن نقض پيمان با مشرکان بود، از ابو بکر بگيرد وبه علي‏عليه السلام - که مردي از خاندانش بود - بدهد تا بدين وسيله، سنّت عرب را حفظ کند.

اينان گفته‏اند: و اين، معناي گفته پيامبرصلي الله عليه وآله به ابو بکر است که چون پرسيد: اي پيامبر خدا ! آيا درباره من چيزي نازل شده است ؟ فرمود: «نه؛ ولي از جانب من، جز من يا مردي از خاندان من ابلاغ نمي‏کند». يعني من تو را عزل و علي‏عليه السلام را نصب کردم تا سنّت جاري عرب را حفظ کنم.

اي کاش مي‏دانستم که از کجا مفروض گرفته‏اند سخني که جبرئيل فرود آورد: «إنّه لا يؤدّي عنک إلّا أنت أو رجل منک»، منحصر به ابلاغ نقض پيمان است و معناي ديگري ندارد؛ در حالي که هيچ دليل عقلي و نقلي بر اين انحصار نيست و جمله، آشکارا مي‏فهماند که هر چه ابلاغش بر عهده پيامبر خداست، جايز نيست که جز خود او و يا مردي از خاندانش به ابلاغ آن بپردازد، خواه نقض پيمان با مشرکان باشد - همان گونه که در برائت بود - يا حکم الهي ديگري که رساندن و ابلاغش بر عهده پيامبرصلي الله عليه وآله است و اين، غير از ديگر رسالت‏هاي پيامبرصلي الله عليه وآله است که ابلاغش وظيفه شخص ايشان نيست، مانند نامه‏هايي که به پادشاهان و امّت‏ها و اقوام گوناگون فرستاد و آنان را به اسلام دعوت کرد و يا ديگر نوشته‏هايي که در امور ديني و حکومتي مردم به وسيله افرادي از ميان مسلمانان به سوي آنان مي‏فرستاد.

تفاوت آشکاري ميان اين‏گونه امور، و برائت و احکامي مانند آن است؛ زيرا مضمون آيه‏هاي برائت و احکامي مانند: نهي از برهنه طواف کردن و حج گزاردنِ مشرکانْ پس از آن سال، احکامي الهي بودند که به‏تازگي نازل شده و هنوز تبليغ و بيان نشده و به مخاطبان اصلي، يعني مشرکان مکّه و حاجيان غير مسلمان، نرسيده بودند و رسالت الهي ابلاغ اين گونه احکام، به عهده شخص فرستاده خداست؛ و تنها در مواردي پيامبرصلي الله عليه وآله به اعزام اشخاصي براي تبليغ اکتفا مي‏کرد که از بيان اوّليه آن احکام و ابلاغ به کساني که مي‏توانست به آنها برساند، فارغ شده بود (مانند دعوت به اسلام و احکام و فرمان‏هاي دين) و مي‏گفت: «حاضران به غايبان برسانند».

پيامبرصلي الله عليه وآله چون در ادامه رسالتش به دعوت کساني روي آورد که اطميناني به رسيدن دعوتش به آنان نبود و يا مجرّد رسيدن، اثر نداشت و بايد با ارسال نامه و يا پيک به شأن او توجه و از او دعوت خصوصي مي‏شد، از ارسال پيک يا نامه سود برد، همچنان که در دعوت فرمانروايان انجام شد.

و محقّق منصف بايد در سخن «لايؤدّي عنک إلّا أنت أو رجل منک»، نيک بنگرد؛ زيرا [قيد «از جانب تو» آورده و] گفته است: «ابلاغ نمي‏کند از جانب تو، جز تو» و نگفته است: «ابلاغ نمي‏کند جز تو يا مردي از تو» تا اشتراک در رسالت را برساند و نيز نگفته است: «ابلاغ نمي‏کند از تو مگر از تو» تا رسالت‏هاي ديگري را هم که به هر مؤمن شايسته‏اي مي‏داد، شامل شود؛ زيرا مفاد سخن «لايؤدّي عنک إلّا أنت أو رجل منک» آن است که رسالت‏هايي که به عهده شخص توست، کسي جز تو نمي‏تواند ادا کند، مگر مردي که از [خاندان] تو باشد؛ يعني در آنچه بر عهده توست، مانند ابلاغ اوّليه احکام، جز مردي از [خاندان] تو نمي‏تواند جانشينت گردد.

کاش مي‏دانستم چه چيزي آنان را به اهمال در فهم وحي الهي «لايؤدّي عنک إلّا أنت أو رجل منک» که سخن خداست و جبرئيلْ آن را بر پيامبرصلي الله عليه وآله نازل کرده، کشانده است و گفته‏اند: «سنّت جاري عرب بود که پيمان را نقض نکند، جز همو که پيمان را بسته يا مردي از خاندانش». سنّتي که خبر و اثري از آن در وقايع و جنگ‏هاي آنان نيست، جز همان چيزي که ابن کثير در بحث از آيه‏هاي برائت گفته و به عالمان نسبت داده است.

به علاوه، اگر اين سنّت عربي جاهلي هم وجود داشته است، چه اعتباري در اسلام دارد؟ و چه بهايي نزد پيامبري دارد که هر روز، سنّتي از جاهليت را نسخ و هر از چند گاه، عادت قبيله‏اي را نقض مي‏کرد و اين عادت نيز از اخلاق کريمانه و يا سنّت‏ها و عادت‏هاي سودمند نبود تا نقض نشود؛ بلکه يک سليقه قومي بود و بيشتر به سليقه اشراف مي‏مانست که پيامبرصلي الله عليه وآله در فتح مکّه و کنار کعبه، آن گونه که سيره نويسان مي‏گويند، فرمود: «آگاه باشيد! هر اشرافيگري يا خون و مالي را که ادّعا شود، زير پا نهادم، جز صيانت و نگهداري کعبه و سقايت و آبرساني به حاجيان را».

به علاوه، اگر آن سنّتي عربي و پسنديده بود، آيا پيامبر خدا از آن غفلت داشته است؟ و يا آن را از ياد برده و آيه‏ها را به ابو بکر داده و روانه‏اش کرده است و چون او به سوي مکّه بيرون آمده، به مقصد نرسيده، پيامبرصلي الله عليه وآله آنچه را از ياد برده بود، به ياد آورده است و يا يکي از اصحاب به يادش آورده که چه امر واجبي را بايد رعايت مي‏کرده است، در حالي که پيامبرصلي الله عليه وآله، اسوه والاي مکارم اخلاقي و رعايت دورانديشي و حسن تدبير است؟

و چگونه ممکن است که اين يادآورندگان (تا مدّتي پس از خروج ابو بکر) از اين نکته مهم که به طور عادي از آن غفلت نمي‏شود، غافل مانده‏اند ؟! مانند آن است که بگوييم: جنگجو، سلاحش را فراموش کند!

و آيا به وحي الهي بر پيامبرصلي الله عليه وآله واجب بوده است که اين سنّت عربي را نقض نکند؟ و آيا آن، يکي از احکام شرعي در اين زمينه است و حرام است که حاکم مسلمان، پيماني را به دست غير خود يا کسي از غير خاندانش نقض کند؟

اين حکم، چه معنايي دارد؟ آيا حکمي اخلاقي است که پيامبرصلي الله عليه وآله ناچار بوده آن را رعايت کند؛ زيرا مشرکان، اين نقض را نمي‏پذيرفته‏اند، جز آن که از خود پيامبرصلي الله عليه وآله يا کسي از خاندانش بشنوند؟! و حال آن‏که آن زمان، مسلمانان سيطره داشتند و زمام امور به دست پيامبرصلي الله عليه وآله بود و ابلاغ هم ابلاغ است، به وسيله هر کس که باشد.

يا اين‏که مؤمناني که مخاطب گفته «عَهَدتُّم»  و گفته «وَأَذَ نٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ‏ي إِلَي النَّاسِ»  و گفته «فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِينَ»  بودند، اين نقض را به رسميت نمي‏شناختند، جز آن که از پيامبرصلي الله عليه وآله يا کسي از خاندانش بشنوند، حتي اگر آيه‏هاي نقض را از ابو بکر شنيده باشند؟!...

علّامه طباطبايي در ادامه نقدِ سخن رشيد رضا که ابو بکر را امير الحاج و علي‏عليه السلام را مُبلّغ آيه‏هاي برائت و دست‏يار ابو بکر دانسته است، مي‏گويد:

و بحث بيشتر در مسئله امارت حج، تأثيري در فهم معناي گفته «لا يؤدّي عنک إلّا أنت أو رجل منک» ندارد؛ زيرا امير الحاج بودن، خواه براي ابو بکر يا علي‏عليه السلام باشد و دلالت بر فضيلتي داشته يا نداشته باشد، از شئون و حقوق ولايت مطلقه اسلامي است که به حاکم، حقّ دخالت در امور دنيايي جامعه اسلامي و اجراي احکام و شرايع ديني را مي‏دهد؛ اما چنين اختياري را در معارف الهي و امور وحيانيِ نازل شده از آسمان درباره دين، به او نمي‏دهد.

آري، در اختيار پيامبر خداست که روزي ابو بکر را و روزي علي‏عليه السلام را براي سرپرستي حاجيان نصب کند و روزي اسامه را بر ابو بکر و عموم اصحاب، فرماندهي دهد و روزي ابن امّ مکتوم را بر مدينه بگمارد، در حالي که برتر از او در آن شهر هست و پس از فتح مکّه، کسي را امير آن‏جا کند و يا بر يمن و نيز بر امور زکات، کسي را بگمارد و ابو دجانه انصاري يا سباع بن عرفطه غفاري را - بنا به آنچه در نقل ابن هشام آمده است -، در سال حجّة الوداع در مدينه به جاي خود نهد، حال آن که ابو بکر در آن جاست و به حج نيامده است، بنا به آنچه بخاري و مسلم و ابو داوود و نسايي و جز آنها روايت کرده‏اند.

پس مي‏توان گفت که اين نصب‏ها، تنها دلالت بر اين دارند که حضرت، صلاحيت آن شخص را براي تصدّي و اداره امور، باور داشته است.

و امّا وحي آسماني با آن همه معارف و شرايع، نه پيامبر و نه کسي ديگر حقّ تصرّف و دخالت در آن را ندارند و ولايت مطلقه ايشان بر امور جامعه اسلامي، تأثيري در فراگيري و محدوديت يا قبول و نسخ وحي الهي و مانند آن ندارد و سنّت‏هاي قومي و عادت‏هاي جاري، حاکميتي بر سخن خدا ندارند تا لازم آيد که وحي با آنها تطبيق شود يا در اين امور مهم، اقوام و خويشان به جاي انسان بنشينند.

و خلط ميان اين دو باب موجب مي‏شود تا معارف الهي از اوج کمال و شکوه خود به حضيض افکار اجتماعي - که تحت تأثير رسوم و عادت‏ها و اصطلاح‏هاست -، سقوط کند و انسان، حقايق معارف الهي را با افکار عاميانه‏اي که فرا گرفته، تفسير کند و آنچه را اجتماعْ بزرگ مي‏شمارد، بزرگ بشمارد، نه آنچه را خداوندْ بزرگ شمرده است، و آنچه را مردمْ کوچک مي‏شمارند، کوچک بشمارد تا آن‏جا که نويسنده‏اي محترم در معناي کلام وحياني بگويد: آن، عادت عربيِ محترمي است

ماموريت به سوي يمن

پيامبر خدا پس از فتح مکّه و پيروزي بر قبيله‏هاي اطراف آن در نبرد حنين، به گسترش دعوتش پرداخت و از جمله، معاذ بن جبل را به يمن گسيل داشت. او در حلّ برخي از مسائل درماند و بازگشت. سپس خالد بن وليد را فرستاد؛ ولي او هم کاري از پيش نبرد و پس از شش ماه اقامت، توفيقي به دست نياورد. آن‏گاه پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را فرا خواند و او را همراه نامه‏اي به آن سو فرستاد.

علي ‏عليه السلام با بياني رسا و گفتاري مؤثّر، نامه را بر مردم فروخواند و آنان را به توحيد، دعوت کرد. پس قبيله «هَمْدانْ» اسلام آورد. علي‏عليه السلام خبر اسلام آوردن آنان را به پيامبر خدا گزارش داد. پيامبرصلي الله عليه وآله شادمان شد و همدانيان را دعا کرد.

در گزارش‏هاي ديگر از درگيري مولا با قبيله «مَذحِج» سخن رفته است که امام‏عليه السلام به سرزمين آنان درآمد و ايشان را به اسلام، دعوت نمود و چون نپذيرفتند و جنگ را در پيش گرفتند، حضرت با آنان جنگيد و پس از فراري دادن آنان، دوباره به اسلام، دعوتشان کرد و غنايم نبرد را گِرد آورد و به ضميمه صدقات نجران در موسم حج به پيامبرصلي الله عليه وآله ملحق شد.

پيامبرصلي الله عليه وآله، قضاوت در يمن را نيز به عهده علي‏عليه السلام نهاد و براي استواري در آن دعايش کرد.  منابع تاريخي، نمونه ‏هايي از اين قضاوت‏ها را گزارش کرده‏اند.

اکنون اين سؤال مي‏تواند چهره نمايد که همه اين وقايع در يک سفر براي علي‏عليه السلام رخ داده است يا در چند سفر ؟ ابن سعد به دو سفر مولا تصريح مي‏کند.  افزون بر اين، چگونگي گزارش‏هاي درگيري با قبيله مَذحِج نيز مستقل‏بودن آن «سريّه» را نشان مي‏دهد.

در متون مرتبط با رفتن مولا به يمن و چگونگي اين مأموريت بزرگ، عظمت‏ها و منقبت‏هايي براي مولاست که مي‏نگريد.

 تاريخ الطبري - به نقل از ابو اسحاق از بَراء بن عازب -: پيامبر خدا، خالد بن وليد را به سوي مردم يمن فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت کند و من در ميان کساني بودم که با او رفتيم. پس شش ماه ماند و مردم به او پاسخ مثبت ندادند. پس پيامبرصلي الله عليه وآله، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را فرستاد و به او فرمان داد تا خالد و همراهانش را بازگرداند و اگر کسي از همراهان خالد بن وليد خواست با او بيايد، اجازه دهد.

من از کساني بودم که به دنبال علي‏عليه السلام رفتيم. چون به اوايل يمن رسيديم، به آنان خبر رسيد و همه جمع شدند و علي‏عليه السلام برايمان نماز صبح را خواند و چون فارغ شد، ما را به يک صف کرد و در جلوي ما ايستاد و پس از حمد و ثناي الهي، نامه پيامبر خدا را برايشان خواند. پس قبيله هَمْدان، همگي در يک روز مسلمان شدند.

علي‏عليه السلام اين را به پيامبر خدا نوشت و چون ايشان نامه‏اش را خواند، به سجده افتاد و سپس نشست و فرمود: «سلام بر هَمْدان، سلام بر هَمْدان!». سپس اهل يمن، پي در پي مسلمان شدند.

 الطبقات الکبري: پيامبر خدا، علي‏عليه السلام را به يمن فرستاد و پرچمي براي وي بست و با دست خود، بر سرش عمامه نهاد و فرمود: «پيش رو و باز نگرد. چون بر سرزمينشان فرود آمدي، تا نجنگيده‏اند با آنان مجنگ».

پس علي‏عليه السلام با سيصد سوار، بيرون آمد و آن، نخستين گروه سواري بود که به سرزمين مَذحِج، وارد مي‏شد. پس علي‏عليه السلام يارانش را پراکنده کرد و آنان، اموال و غنايم و زن و فرزند و شتر و گوسفند و مانند آن را آوردند و علي‏عليه السلام، بريدة بن حصيب اسلمي را بر غنيمت‏ها گمارد و او همه آنها را براي علي‏عليه السلام گِرد آورد.

سپس علي‏عليه السلام اجتماع آنان را ديد و به اسلام دعوتشان کرد؛ امّا آنان از پذيرفتن اين دعوت، خودداري ورزيدند و تير و سنگ پرتاب کردند. علي‏عليه السلام هم يارانش را سازماندهي کرد و پرچمش را به مسعود بن سنان سِلمي سپرد و با يارانش بر آنها حمله بُرد و بيست تن از آنان را کشت.

آنان متفرّق و فراري شدند؛ اما علي‏عليه السلام آنان را تعقيب نکرد. سپس آنان را به اسلام دعوت کرد. شتابان، اجابت کردند و چند تن از رؤساي آنان با او بر اسلام، بيعت کردند و گفتند: ما بر قوم پشت سرمان ولايت داريم و اين هم زکات ماست. پس حقّ الهي را از آنها برگير.

علي‏عليه السلام، غنيمت‏ها را گِرد آورد و به پنج بخش قسمت کرد و در يک سهم نوشت: «براي خدا» و بر آن [پنج سهم]، قرعه زد. نخستين سهم، قسمت خمس درآمد و بقيه را بر يارانش قسمت نمود. سپس بازگشت و در مکّه به پيامبرصلي الله عليه وآله ملحق شد که در سال دهم براي حج به آن‏جا آمده بود.

پ امام علي‏عليه السلام: پيامبر خدا مرا به يمن فرستاد و به من فرمود: «اي علي ! با کسي مجنگ تا آن که او را دعوت کني و به خدا قسم، اگر خداوند به دست تو کسي را هدايت کند، برايت از آنچه خورشيد بر آن مي‏تابد، بهتر است و تو بر او ولايت داري، اي علي!».

 امام علي‏عليه السلام: پيامبر خدا مرا به يمن فرستاد. گفتم: اي پيامبرخدا ! مرا به سوي قومي که از من سالمندترند، مي‏فرستي تا ميان آنان قضاوت کنم؟ فرمود: «برو که خداي متعال، زبانت را استوار مي‏دارد و قلبت را راهنمايي مي‏کند»..

 السيرة النبويّة - به نقل از ابو عمرو مدني -: پيامبر خدا، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را به يمن فرستاد و خالد بن وليد را نيز با سپاه ديگري اعزام کرد و فرمود: «اگر به هم رسيديد، علي بن ابي طالب فرمانده باشد»

 الإرشاد: عمرو [بن معديکرب] مرتد شد و بازگشت و قومي از بني حارث بن کعب را غارت کرد و به سوي قوم خود رفت. پس پيامبر خدا، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را خواست و او را بر مهاجران امارت داد و به سوي بني زبيد فرستاد و خالد بن وليد را با گروهي از اعراب، روانه کرد و به او فرمان داد که به سوي قبيله جعفي برود و چون دو گروه به هم رسيدند، علي بن ابي طالب‏عليه السلام فرمانده باشد.

امير مؤمنان حرکت کرد و خالد بن سعيد بن عاص را بر پيش‏قراولان خود گمارد و خالد بن وليد، ابو موسي اشعري را فرمانده پيش‏قراولان خود کرد.

قبيله جعفي، چون خبر حرکت سپاه را شنيدند، دو دسته شدند: يک دسته به يمن و دسته ديگر به قبيله بني زبيد ملحق شدند و خبر اين به امير مؤمنان رسيد. پس به خالد بن وليد نوشت که هر جا پيک من به تو رسيد، توقّف کن؛ اما خالد نايستاد. پس [علي‏عليه السلام] به خالد بن سعيد نوشت: راه را بر او ببند و نگهش دار. پس خالد [بن سعيد]، راه را بر او بست و وي را نگه داشت تا امير مؤمنان به او رسيد و وي را بر مخالفتش سرزنش کرد.

سپس حرکت کرد تا بني زبيد را در وادي کُشَر[  ديدار کرد و چون بني زبيد او را ديدند، به عمرو گفتند: اي ابو ثور ! چگونه هستي هنگامي که اين جوان قريشي تو را ببيند و از تو خراج بگيرد؟ گفت: اگر مرا ببيند، خواهد دانست.

پس عمرو بيرون آمد و هماورد طلبيد. امير مؤمنان به سويش حرکت کرد که خالد بن سعيد برخاست و به او گفت: اي ابو الحسن! پدر و مادرم فدايت باد! بگذار من با او بجنگم. امير مؤمنان به وي فرمود: «اگر من بر تو حقّ اطاعت دارم، سر جايت بايست». پس ايستاد.

سپس امير مؤمنان به جنگ عمرو آمد و چنان فريادي بر سر او کشيد که گريخت و برادر و پسر برادرش کشته شدند و زنش، رکانة بنت سلامة با چند زن ديگر، اسير شدند و امير مؤمنان بازگشت و خالد بن سعيد را بر بني زبيد گمارد تا زکات‏هاي آنان را بگيرد و به هر يک از فراريان که مسلمان شد و بازگشت، امان دهد.

برخي از دعاهاي پيامبر براي امام

 

>خدايا! براي من ياوري از خاندانم قرار ده؛ علي، برادرم را

>خدايا! قلبش را از علم و فهم و حکمت و نور، آکنده ساز

>خدايا! قلبش را هدايت کن و زبانش را استوار بدار

>خدايا! حق را داير مدار او قرار بده

>خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار، و هر کس دشمنش مي‏دارد، دشمن بدار

>خدايا! هر کس او را ياري مي‏کند، ياري‏اش ده و هر کس وي را وا مي‏نهد، او را وا بنه

>خدايا! او را نصرت ده و با او نصرت بخش

>خدايا! گرما و سرما را از او دور کن

>خدايا! او را شفا بده

>پروردگارا! مرا تنها مگذار

>خدايا! به حق علي، علي را بيامرز

>دعاهاي جامع پيامبر براي امام

خدايا! براي من ياوري از خاندانم قرار ده؛ علي، برادرم را

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: خدايا! همان گونه که برادرم موسي گفت، مي‏گويم: خدايا! براي من ياوري از خاندانم قرار ده؛ علي برادرم را. پشتم را با او محکم بدار و او را در کارم شريک گردان تا فراوان تسبيحت کنيم و به ذکرت بپردازيم که تو به ما بينايي .

 امام باقرعليه السلام: چون آيه‏هاي «وَ اجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي - هَرُونَ أَخِي - اشْدُدْ بِهِ‏ي أَزْرِي ؛  و براي من ياوري از خاندانم قرار ده - هارون، برادرم را - پشتم را با او محکم بدار» نازل شد، پيامبر خدا روي کوهي بود. پس پروردگارش را خواند و فرمود: «خدايا! پشتم را با برادرم علي محکم بدار» و خداوند، دعايش را اجابت کرد .

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: اي سرور و خداي من ! از تو مي‏خواهم که برايم ياوري از خاندانم قرار دهي که بازويم را بدان قوي کني. پس علي را ياور و برادر من قرار ده و شجاعت را در دل او بنِه و هيبتش را در دل دشمن بيفکن.

ر. ک: ج8، ص 106 (وزير من).

خدايا! قلبش را از علم و فهم و حکمت و نور، آکنده ساز

 امام علي‏عليه السلام: من شب و روز بر پيامبر خدا وارد مي‏شدم و چون مي‏پرسيدم، پاسخم مي‏داد، و اگر ساکت مي‏ماندم، او آغاز [به سخن] مي‏کرد، و آيه‏اي بر او نازل نشد، جز آن که قرائتش کردم و تفسير و تأويل آن را دانستم.

و او از خدا خواست که هيچ يک از آموخته‏هايش را در حلال و حرام و امر و نهي و طاعت و معصيت، فراموش نکنم و نکردم.

او دستش را بر سينه‏ام نهاد و فرمود: «خدايا! قلبش را از علم و فهم و حکمت و نور، آکَنده ساز». سپس به من فرمود: «پروردگار عز و جل به من خبر داد که دعايم را در حقّ تو اجابت کرد».

 امام علي‏عليه السلام: پيامبر خدا... دستش را بر سينه‏ام مي‏نهاد و سپس مي‏فرمود: «خدايا ! قلبش را از علم و فهم و نور و حلم و حکمت و ايمان، آکَنده ساز و دانايش کن و نادانش مساز و او را حفظ کن و از يادش مبر».

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: خداوند متعال با من درباره علي پيماني بست. پس گفتم: «اي پروردگار ! آن را براي من روشن کن». گفت: بشنو. گفتم: «شنيدم». گفت: بي‏گمان، علي، پرچم هدايت است....

گفتم: «خدايا ! دلش را روشني بخش و بهارش را ايمان قرار ده». پس خداوند گفت: اين را براي او انجام دادم

خدايا! قلبش را هدايت کن و زبانش را استوار بدار

 امام علي‏عليه السلام: پيامبر خدا مرا به يمن فرستاد. گفتم: اي پيامبر خدا ! مرا در حالي که جوانم، براي قضاوت در ميان آنان مي‏فرستي و من نمي‏دانم قضاوت چيست؟ با دستش بر سينه‏ام زد و سپس فرمود:«خدايا ! قلبش را هدايت کن و زبانش را استوار بدار» و پس از آن، هيچ‏گاه در قضاوت ميان دو نفر به ترديد نيفتادم.

 تاريخ بغداد - به نقل از عمر بن علي از پدرش علي بن ابي طالب‏عليه السلام -: پيامبرصلي الله عليه وآله مرا براي گماردن بر يمن فرا خواند. به او گفتم: اي پيامبر خدا ! من جواني کم سن و سال هستم و از قضاوت آگاهي ندارم.

پيامبر خدا، دو - يا سه - مرتبه بر سينه‏ام زد و هر بار مي‏فرمود: «خدايا ! قلبش را هدايت کن و زبانش را استوار بدار». پس گويي که همه علم نزد من است و قلبم از علم و فقه آکنده شد و در قضاوت ميان دو نفر، ترديد نکردم. المستدرک علي الصحيحين - به نقل از ابن عبّاس -: پيامبرصلي الله عليه وآله، علي‏عليه السلام را به يمن فرستاد و فرمود: «احکام و شرايع دين را به آنها بياموز و ميانشان قضاوت کن». علي‏عليه السلام گفت: من از قضاوت آگاهي ندارم. پس به سينه‏اش زد و فرمود: «خدايا ! او را در قضاوت، هدايت کن».[3] .

 امام علي‏عليه السلام: پيامبرصلي الله عليه وآله برايم دعا کرد و فرمود: «خدايا ! قلبش را هدايت نما و سينه‏اش را گشاده کن و زبانش را استوار بدار و او را از گرما و سرما محافظت فرما».

خدايا! حق را داير مدار او قرار بده

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: خداوند، علي را بيامرزد ! خدايا! حق را بر مدار او بچرخان، هر جا که بگردد.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: خدايا! حق را بر مدار علي بچرخان، هر جا که بگردد.

ر. ک: ج 8، ص 426 (فخر رازي).

ج 2، ص 225 (علي با حق است).

خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار، و هر کس دشمنش مي‏دارد، دشمن بدار

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: هر که من مولاي اويم، علي مولاي اوست. خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوست و هر کس او را دشمن مي‏دارد، دشمن بدار.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: اين [علي]، وليّ هر کس است که من مولاي اويم. خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار. خدايا! هر کس او را دشمن مي‏دارد، دشمنش بدار.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله - روز غدير خم -:خدايا ! هر کس من مولاي اويم، علي مولاي اوست. خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار و هر کس او را دشمن مي‏دارد، دشمنش بدار و هر کس وي را ياري مي‏کند، ياري‏اش کن و هر کس او را کمک مي‏کند، کمکش کن.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله - در حَجّة الوداع -:هر کس که خدا و پيامبرش مولاي اويند، اين [علي] مولاي اوست. خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار و هر کس وي را دشمن مي‏دارد، دشمنش بدار. خدايا! با هر کس از مردم که به او محبت دارد، دوست و با هر کس که وي را دشمن مي‏دارد، دشمن باش .

 تاريخ دمشق - به نقل از عمرو ذو مر و سعيد بن وهب و زيد بن يثيع -: شنيديم که علي‏عليه السلام در رُحْبه  مي‏فرمايد: «شما را به خدا سوگند مي‏دهم، هر کس که شنيده پيامبرصلي الله عليه وآله در روز غدير خم چه گفته است، برخيزد».

پس سيزده نفر برخاستند و گواهي دادند که پيامبر خدا فرمود: «آيا من به مؤمنان از خود آنها سزاوارتر نيستم؟». گفتند: آري، اي پيامبر خدا ! پس دست علي‏عليه السلام را گرفت و گفت: «هر کس من مولاي اويم، اين، مولاي اوست. خدايا ! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار و هر کس با وي دشمني مي‏کند، با او دشمني کن، و هر کس که او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار و هر کس از او نفرت دارد، از او نفرت داشته باش. و هر کس او را ياري مي‏کند، ياري‏اش کن، و هر کس او را وا مي‏گذارد، وا بگذارش».

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: خداوند، دشمن کسي است که با علي دشمني ورزد.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: هر کس من مولاي او هستم، علي مولاي اوست. خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار، و هر کس دشمنش مي‏دارد، او را دشمن بدار، و به هر کسْ او را کمک مي‏کند، کمک کن، و هر کس را که ياري‏اش مي‏کند، ياري ده و هر کس را که او را وا مي‏نهد، وا بنه، و دشمنش را وا گذار.

[خدايا!] تو خود براي او و فرزندانش باش، و به نيکي جانشين او در ميانشان شو، و در آنچه به آنان مي‏دهي برکت ده، و آنان را با روح القدس تأييد فرما، و در زمين به هر سو رو کردند، حفظشان کن، و امامت را در ميان آنان قرار ده، و از هر که اطاعتشان کرد، سپاسگزاري کن، و هر کس را که نافرماني‏شان کرد، هلاک گردان که تو نزديک و اجابت کننده‏اي.

ر. ک: ج 2، ص 237 (واقعه غدير).

خدايا! هر کس او را ياري مي‏کند، ياري‏اش ده و هر کس وي را وا مي‏نهد، او را وا بنه

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله - درباره علي‏عليه السلام -: خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار، و هر کس او را دشمن مي‏دارد، دشمنش بدار، و هر کس او را ياري مي‏کند، ياري‏اش ده، و هر کس او را وا مي‏نهد، وي را وا بنه.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: خدايا! هر کس علي را ياري مي‏کند، ياري‏اش ده. خدايا! هر کس علي را گرامي مي‏دارد، گرامي‏اش بدار. خدايا! هرکس علي را وا مي‏نهد، او را وا بنه.

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله: خدايا! علي را ياري کن. خدايا! گرامي بدار آن را که علي را گرامي مي‏دارد. خدايا! هر کس علي را وا مي‏نهد، او را وا بنه. پيامبر خداصلي الله عليه وآله: هر کس من مولاي اويم، علي مولاي اوست. خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار، و هر کس او را دشمن مي‏دارد، دشمنش بدار، و هر کس او را ياري مي‏کند، ياري‏اش ده، و هر کس او را وا مي‏نهد، وي را وا بنه و به هر کس او را کمک مي‏کند، کمک کن.

ر.ک: ج 2، ص 237 (واقعه غدير).

خدايا! او را نصرت ده و با او نصرت بخش

 المعجم الکبير - به نقل از ابن عبّاس -: چون پيامبر خدا پرچم را در جنگ خيبر به علي‏عليه السلام داد، اندکي برايش دعا کرد و فرمود: «خدايا! او را ياري کن و با او عزّت بخش، و بر او مهر بورز، و با او مهر آور، و او را نصرت ده، و با او نصرت بخش. خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوستش بدار، و هر کس با او دشمني مي‏کند، دشمنش بدار».

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله - درباره علي‏عليه السلام در روز غدير خم -: خدايا! ياري‏اش کن، و با او ياري ده، و بر او مهر بورز، و با او مهر آور، و او را نصرت ده، و با او نصرت بخش. خدايا! هر کس او را دوست مي‏دارد، دوست بدار، و هر کس او را دشمن مي‏دارد، دشمن بدار.

 تاريخ دمشق - به نقل از ابو ذر -: از پيامبر خدا درباره علي بن ابي طالب‏عليه السلام سخناني شنيدم که اگر يکي از آنها درباره من بود، برايم از دنيا و همه آنچه در آن است، محبوب‏تر بود. شنيدم پيامبر خدا مي‏فرمايد: «خدايا! او را ياري کن و با او ياري ده. خدايا! او را نصرت ده و برايش نصرت آور که او بنده تو و برادرِ پيامبر توست».

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله - درباره علي‏عليه السلام -: خدايا! با او مهربان باش، و بر او رحمت فرست، و نصرتش بخش، و با او نصرت ده، و ياري‏اش برسان، و با او ياري ده که او بنده تو و سپاهي پيامبر توست.

. خدايا! گرما و سرما را از او دور کن

 امام علي‏عليه السلام: پيامبرصلي الله عليه وآله براي من دعا کرد تا خداي عز و جل مرا از گرما و سرما حفظ کند.

 سنن ابن ماجة - به نقل از عبد الرحمان بن ابي ليلي -: ابو ليلي، هميشه با علي‏عليه السلام به سر مي‏برد و علي‏عليه السلام، لباس تابستان را در زمستان، و لباس زمستان را در تابستان مي‏پوشيد. به ابو ليلي گفتيم: کاش رازش را از علي‏عليه السلام مي‏پرسيدي!

پس علي‏عليه السلام فرمود: پيامبر خدا در جنگ خيبر در پي‏ام فرستاد و من، چشمْ درد داشتم. گفتم: اي پيامبر خدا ! من چشمْ درد دارم. پس، از آب دهان مبارکش بر چشمم نهاد و سپس فرمود: «خدايا! گرما و سرما را از او دور کن». پس از آن روز، ديگر گرما و سرمايي احساس نکردم.

و پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «مردي را روانه مي‏کنم که خدا و پيامبرش او را دوست دارند و او نيز خدا و پيامبرش را دوست دارد و نمي‏گريزد». پس مردم، گردن کشيدند و پيامبرصلي الله عليه وآله به سوي علي‏عليه السلام فرستاد و پرچم را به او داد

 مسند البزّار - به نقل از ابو ليلي که شب و روز با علي‏عليه السلام به سر مي‏برد -: به علي‏عليه السلام گفتم: مردم در نمي‏يابند که چرا در گرما با لباس سنگين و کلفت بيرون مي‏آيي و در زمستان با دو تکه پارچه! علي‏عليه السلام فرمود: «مگر با ما نبوده‏اي ؟». گفتم: چرا. فرمود: «پيامبر خدا، ابو بکر را فرا خواند و برايش پرچم فرماندهي بست و سپس او را روانه کرد. او مردم را حرکت داد و شکست خورد و عقب نشست.

پيامبرصلي الله عليه وآله پس از وي، عمر را فرا خواند و پرچم برايش بست و او نيز حرکت کرد و شکست خورد و بازگشت. پس پيامبر خدا فرمود: "پرچم را به مردي مي‏سپارم که خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند. خدا پيروزش مي‏کند و گريزنده نيست". پس به سوي من فرستاد و مرا فرا خواند.

نزد او رفتم، در حالي که چشم درد داشتم و جايي را نمي‏ديدم. پس، آب دهان مبارکش را بر چشمم نهاد و فرمود: "خدايا! او را از گرما و سرما حفظ کن" و پس از آن، گرما و سرما مرا آزار نداد».

 الغارات - به نقل از ابو اسحاق سبيعي -: من روز جمعه‏اي بر دوش پدرم بودم و امير مؤمنان علي بن ابي طالب‏عليه السلام خطبه مي‏خواند و در همان حال با آستينش خود را باد مي‏زد. پس گفتم: اي پدر ! امير مؤمنان احساس گرما مي‏کند؟ پدرم گفت: «او احساس گرما و سرما نمي‏کند؛ اما پيراهنش را شسته و هنوز نم دارد و چون پيراهن ديگري ندارد، آن را تکان مي‏دهد [تا خشک شود] »

 

خدايا! او را شفا بده

 

 امام علي‏عليه السلام: بيمار شدم و پيامبرصلي الله عليه وآله بر من وارد شد، در حالي که مي‏گفتم: خدايا! اگر مرگم در رسيده، راحتم کن، و اگر نرسيده، مرا از جا بلند کن و اگر [اين بيماري]، بلا و امتحان است، شکيبايي‏ام ده.

پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «چه گفتي؟». تکرار کردم. پيامبر خدا فرمود: «خدايا! او را شفا بده. او را عافيت بخش !». سپس فرمود: «برخيز !». پس برخاستم و آن بيماري ديگر به سراغ من نيامد.

 امام علي‏عليه السلام: بيمار شدم و پيامبرصلي الله عليه وآله بر من وارد شد، در حالي که مي‏گفتم: خدايا ! اگر اجلم سر رسيده، راحتم کن، و اگر هنوز مانده، مرا شفا بده يا عافيت بخش و اگر بلاست، شکيبايي‏ام ده.

پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «چه گفتي ؟». برايش تکرار کردم. پس با دستش [بر جاي درد] کشيد و سپس فرمود: «خدايا ! او را شفا بده يا عافيت بخش !». پس از آن ديگر به آن درد مبتلا نشدم.

 سنن الترمذي - به نقل از شُعبة بن عمرو بن مُرّه، از عبد اللَّه بن سلمه، از امام علي‏عليه السلام -: بيمار بودم. پيامبر خدا بر من گذشت، در حالي که مي‏گفتم: خدايا! اگر اجلم سر رسيده، راحتم کن، و اگر هنوز نرسيده، مرا از جا بلند کن، و اگر بلاست، شکيبايي‏ام ده.

پيامبر خدا فرمود: «چه گفتي؟». گفته‏ام را تکرار کردم. پيامبرصلي الله عليه وآله پايش را به من زد و فرمود: «خدايا! او را عافيت - يا شفا   - ده». پس ديگر به آن بيماري مبتلا نشدم.

 امام علي‏عليه السلام: شبي تب کردم و تا صبح نخوابيدم. پس پيامبر خدا نيز بيدار مانْد و آن شب را در ميان من و مصلّايش گذراند. مقداري نماز مي‏خوانْد و سپس نزد من مي‏آمد و از احوالم جويا مي‏شد و مرا مي‏نگريست و کارش اين بود تا صبح شد. پس چون نماز صبح را با اصحابش خواند، فرمود: «خدايا! علي را شفا ده و عافيت بخش که شب را به خاطر بيماري او بيدار ماندم».

 اُسد الغابة - به نقل از ابو رافع، درباره هجرت پيامبرصلي الله عليه وآله -: پيامبرصلي الله عليه وآله به علي‏عليه السلام فرمان داد که در مدينه به او برسد. پس علي‏عليه السلام پس از آن‏که خانواده پيامبرصلي الله عليه وآله را بيرون آورد، به دنبال او روان شد. شب‏ها راه مي‏رفت و روزها پنهان مي‏شد تا به مدينه رسيد.

چون خبر ورودش به پيامبرصلي الله عليه وآله رسيد، فرمود: «علي را برايم فرا بخوانيد». گفته شد: اي پيامبر خدا ! نمي‏تواند راه برود. پس پيامبرصلي الله عليه وآله نزد او آمد و چون وي را ديد، دست در گردنش کرد و بر پاهاي وَرَم کرده و خون چکان او گريست. سپس آب دهان مبارکش را در دستانش ريخت و با آن بر دو پاي علي‏عليه السلام کشيد و برايش عافيت خواست. پس علي‏عليه السلام تا پايان عمر از دردِ پا نناليد.

 

پروردگارا! مرا تنها مگذار

 

 پيامبر خداصلي الله عليه وآله - در جنگ احزاب -: «خدايا! در جنگ بدر، عبيدة بن حارث را از من گرفتي و در جنگ احد، حمزة بن عبد المطّلب را و [امروز] اين برادر من علي بن ابي طالب است. "رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَ أَنتَ خَيْرُ الْوَ رِثِينَ ؛ پروردگارا ! مرا تنها مگذار و تو بهترين بازمانده‏اي"».

 شرح نهج البلاغة: چون علي‏عليه السلام با عمرو به مبارزه پرداخت، پيامبر خدا، پيوسته دستانش بالا بود و با چشماني فرو هشته، سر به آسمان داشت و پروردگارش را مي‏خواند و چنين مي‏فرمود: «خدايا! در جنگ بدر عبيده را از من گرفتي و در جنگ احد، حمزه را. پس امروز علي را برايم حفظ فرما. "پروردگارا ! مرا تنها مگذار، هر چند که تو بهترين بازمانده‏اي"»

 سنن الترمذي - به نقل از اُمّ عطيّه -: پيامبرصلي الله عليه وآله، سپاهي فرستاد که علي‏عليه السلام هم در ميان آن بود. شنيدم پيامبرصلي الله عليه وآله در حالي که دستانش را بلند کرده، مي‏فرمايد: «خدايا! مرا از دنيا مبر تا آن که علي را نشانم دهي».

 مروج الذهب: پيامبر خدا پس از آن که جعفر بن ابي طالب طيّار در مؤته  شام شهيد شد، علي‏عليه السلام را هيچ کجا نمي‏فرستاد، مگر آن که مي‏گفت: «پروردگارا ! مرا تنها مگذار و تو بهترين بازمانده‏اي».

 

خدايا! به حق علي، علي را بيامرز

 

 امام علي‏عليه السلام: چيزي را مي‏گويم که پيش از اين به کسي نگفته‏ام. روزي از پيامبرصلي الله عليه وآله خواستم که براي من آمرزش بخواهد. فرمود: «مي‏کنم». پس برخاست و نماز گزارد و چون دستانش را به دعا بلند کرد، گوش فرا دادم، شنيدم که مي‏فرمايد: «خدايا، به حقّ علي نزد تو، علي را بيامرز!».

گفتم: اي پيامبر خدا ! يعني چه؟ فرمود: «آيا نزد خدا کسي گرامي‏تر از تو هست که با او به خدا شفاعت جويم؟!».

 

دعاهاي جامع پيامبر براي امام

 

امام علي‏عليه السلام: يک بار بيمار شدم. پس پيامبر خدا از من عيادت کرد و در حالي که بر پهلو خوابيده بودم، بر من وارد شد و کنارم نشست و مرا با لباسش پوشانيد و چون ضعفم را ديد، برخاست و به مسجد رفت و نماز گزارد و چون نمازش پايان يافت، آمد و لباسش را از روي من برداشت و فرمود: «اي علي! برخيز که بهبود يافتي».

پس برخاستم، گويي که پيش از اين دردي نداشته‏ام؛ و پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «از پروردگارم چيزي نخواستم، جز آن که به من داد و هيچ چيز براي خود نخواستم، مگر آن که مانندش را براي تو خواستم» .

 امام علي‏عليه السلام: به دردي دچار شدم. نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آمدم و او مرا در جاي خود نشاند و به نماز ايستاد و گوشه لباسش را رويم انداخت و سپس فرمود: «اي پسر ابو طالب ! بهبود يافتي، و هيچ ناراحتي‏اي نداري. چيزي از خدا نخواستم، مگر آن که مانند آن را براي تو خواستم، و چيزي از خدا نخواستم، مگر آن که به من عطا کرد، جز آن که به من گفته شد: پس از تو پيامبري نيست».

 امام علي‏عليه السلام: در مسجد بر پيامبرصلي الله عليه وآله وارد شدم و او در مصلّاي خود در يکي از اتاق‏هايش بود. پس فرمود: «اي علي ! امشب را در همين جا که مي‏بيني به صبح آوردم. نماز مي‏خواندم و از خدايم درخواست مي‏کردم. چيزي از او نخواستم، جز آن که مانندش را براي تو خواستم و چيزي از خدا نخواستم، مگر که به من عطا کرد، جز آن که به من گفته شد: پيامبري پس از من نيست».

 تاريخ دمشق - به نقل از عبد اللَّه بن حارث -: به علي بن ابي طالب‏عليه السلام گفتم: مرا از بالاترين منزلتت نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آگاه کن. گفت: باشد. روزي خوابيده بودم و پيامبرصلي الله عليه وآله نماز مي‏خواند. چون از نمازش فارغ شد، گفت: «اي علي ! هيچ خيري از خداي عز و جل نخواستم، مگر آن که مانندش را براي تو خواستم، و از هيچ شرّي به خدا پناه نبردم، جز آن که براي تو نيز از آن پناه خواستم» .

 کتاب سليم بن قيس - به نقل از مقداد -: پيامبر خدا به علي‏عليه السلام فرمود: «مژده‏ات باد اي برادر من!». کلام پيامبرصلي الله عليه وآله در حالي بود که اصحاب پيرامون پيامبرصلي الله عليه وآله، آن را مي‏شنيدند.

علي‏عليه السلام گفت: خدا به تو بشارت خير دهد، اي پيامبر خدا و مرا فداي تو کند! پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «چيزي از خدا نخواستم، مگر آن که عطايم کرد، و چيزي براي خود نخواستم، جز آن که مانندش را براي تو خواستم. من از خدا خواستم که بين من و تو برادري قرار دهد، پس قرار داد، و از او خواستم که تو را پس از من وليّ هر مؤمني کند، پس کرد، و از او خواستم چون به من لباس نبوّت و رسالت پوشانده، به تو لباس وصايت و شجاعت بپوشاند. پس پوشانْد، و از او خواستم که تو را وصيّ و وارث و گنجينه علم من قرار دهد، پس قرار داد».

 امام علي‏عليه السلام: چون ابو طالب درگذشت، نزد پيامبرصلي الله عليه وآله آمدم و گفتم: عموي پيرت درگذشت. فرمود: «برو و او را [با کفن] بپوشان و کارهاي ديگرش را مکن تا نزد من آيي». پس او را پوشاندم و به نزد پيامبرصلي الله عليه وآله رفتم. فرمود: «برو و خود را شستشو ده و کار ديگري مکن تا نزد من آيي». پس خود را شستم و نزد پيامبرصلي الله عليه وآله رفتم. برايم دعاهايي کرد که در برابر آنها، شتران سرخ مو و سياه مو خوشحالم نمي‏کند

 امام صادق‏عليه السلام: پيامبر خدا چون در قُدَيْد  فرود آمد، به علي‏عليه السلام فرمود: «اي علي ! من از پروردگارم خواستم که ميان من و تو پيوند ولايت ايجاد کند، که چنين کرد؛ و از پروردگارم خواستم که ميان من و تو برادري قرار دهد، که قرار داد؛ و از پروردگارم خواستم که تو را وصيّ من قرار دهد، که قرار داد».

دو مرد قريشي گفتند: به خدا سوگند، نزد ما يک من خرما در مشکي کهنه، محبوب‏تر از چيزي است که محمّد از پروردگارش خواست! چرا از پروردگارش فرشته‏اي نخواست تا او را بر دشمنش ياري دهد يا گنجي که از فقرش رهايي دهد ؟ به خدا سوگند، او از خدا هيچ حق و باطلي نخواسته، مگر آن که اجابتش کرده است.

پس خداوندِ منزّهِ والا نازل کرد: «فَلَعَلَّکَ تَارِکم بَعْضَ مَا يُوحَي إِلَيْکَ وَ ضَآلِقم بِهي صَدْرُکَ ؛  نکند برخي از آنچه را به تو وحي مي‏شود، واگذاري و بدان دل تنگ داري».

 تاريخ دمشق - به نقل از ابن عبّاس -: اسماء بنت عميس به من خبر داد که مدّت زيادي به پيامبرصلي الله عليه وآله چشم دوخته و ديده که او پيوسته و تنها براي علي و فاطمه‏عليهما السلام دعا مي‏کند و کس ديگري را در دعايش شريک آن دو نمي‏کند .

ر. ک: ج 8، ص 163 (از پروردگارم پنج ويژگي براي تو درخواست کردم).

عروج پيامبر از سينه وصي

 

روزهاي پاياني عمر پيامبر خدا، روزهايي شگفت است و براي علي‏عليه السلام، آکنده از غم، سرشار از درد و مملوّ از رنج، و براي سياستمداران، روزهاي تلاش، چاره‏جويي و کوشش براي رقم‏زدن سياست فردا و فرداها...

پيامبرصلي الله عليه وآله فرمان داد تا سپاهي را براي نبرد با روميان سامان دهند. سپاه، سامان يافت و چهره‏هاي برجسته‏اي در آن حضور يافتند و پيامبرصلي الله عليه وآله خود پرچم را بست و به دست اسامه داد. جوان‏بودن فرمانده، بهانه‏اي به دست سياستمداران داد تا با اعتراض به آن، انگيزه‏هاي اصلي خود را در تأخير حرکت سپاه و سهل‏انگاري در آن، پنهان دارند.

پيامبرصلي الله عليه وآله در بستر بيماري از تب مي‏سوخت. در آن حال و هوا، چون از سهل‏انگاري‏ها آگاهي يافت، از بستر به پا خاست و با تن رنجور، آهنگ مسجد کرد و مسلمانان را از پيامدهاي ناهنجار سستي‏ها آگاهاند و آن‏گاه فرمود:

سپاه اسامه را حرکت دهيد.

امّا سياستبازان، با درنگي که بيش از پانزده روز کشيد، عملاً از اعزام سپاه، جلوگيري کردند.

پيامبر خدا که آخرين لحظات زندگاني را مي‏گذرانْد، زره و پرچم خود را به مولا بخشيد و او را وصيّ خود قرار داد  و در ضمن نجوايي طولاني، علوم بي‏شماري را به امام علي‏عليه السلام انتقال داد و در حالي که آخرين جمله را بر زبان مي‏راند که: «لا، مع الرفيق الأعلي» در آغوش مولا زندگي را بدرود گفت و روح مطهّرش از روي سينه همبَر و همراهش، همگام و مدافع بي‏بديل و رازدار بي‏نظيرش علي‏عليه السلام به سوي «رفيق اعلي» پر کشيد.

اکنون مولاست و انبوه غمِ نشسته بر دل.

علي‏عليه السلام، پيامبر خدا را با چشماني اشکبار و قلبي آکنده از غم با ياري فرشتگان و فضل بن عباس غسل داد  و کفن کرد. سپس چهره پيامبر خدا را گشود و در حالي که سرشک از ديده جاري داشت، با صدايي شکسته در گلو که انبوه انبوه، اندوه و درد و رنج را فرياد مي‏کرد، فرمود:

پدر و مادرم فدايت باد! پاک زيستي و پاکيزه رفتي ...

و بر آن پيکر مطهّر نماز خواند و سپس اصحاب، دسته دسته، بر آن پيکر پاک، نماز گزاردند .

امام علي‏عليه السلام با همکاري اوس بن خولي و فضل بن عبّاس، پيکر مطهّر پيامبر خدا را در همان جا که روح شريفش پر کشيده بود، به خاک سپرد.

 الإرشاد: امير مؤمنان در بيماري پيامبرصلي الله عليه وآله هيچ گاه از او جدا نمي‏شد، جز به ضرورت. [يک بار] چون براي کاري بيرون رفت، پيامبرصلي الله عليه وآله اندکي بهبود يافت و علي‏عليه السلام را نديد. پس در حالي که همسرانش پيرامونش بودند، فرمود: «برادر و همراهم را برايم فرا بخوانيد» و دوباره بي‏حال گشته، ساکت شد.

پس عايشه گفت: ابو بکر را نزدش بياوريد. پس فرا خوانده شد و بر پيامبرصلي الله عليه وآله وارد گشت و بالاي سر حضرت نشست. چون پيامبرصلي الله عليه وآله چشمانش را گشود و او را ديد، از او رو گردانيد و ابو بکر برخاست و گفت: اگر با من کاري داشت، مرا از آن آگاه مي‏کرد.

هنگامي که ابو بکر بيرون رفت، پيامبرصلي الله عليه وآله گفته‏اش را تکرار کرد و فرمود: «برادر و همراهم را برايم فرا بخوانيد». پس حفصه گفت: عمر را برايش فرا بخوانيد. پس فرا خواندند و حاضر شد و چون پيامبرصلي الله عليه وآله او را ديد، از وي نيز رو گردانيد و او هم بازگشت.

سپس پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «برادر و همراهم را برايم فرا بخوانيد». پس امّ سلمه گفت: علي‏عليه السلام را برايش بياوريد که او جز علي‏عليه السلام را نمي‏خواهد. امير مؤمنان فرا خوانده شد و چون به او نزديک شد، پيامبرصلي الله عليه وآله، اشاره‏اي به او کرد. پس علي‏عليه السلام خم شد و پيامبرصلي الله عليه وآله مدت زيادي با او نجوا کرد. سپس برخاست و در کناري نشست تا پيامبرصلي الله عليه وآله به خواب رفت.

مردم به او گفتند: اي ابو الحسن! چه چيزي با تو در ميان نهاد؟ گفت: «هزار باب علم به من آموخت که هر کدامش هزار باب را بر من گشود و مرا به چيزي وصيّت کرد که اگر خدا بخواهد، بدان اقدام مي‏کنم».

سپس پيامبرصلي الله عليه وآله سنگين شد و به حال احتضار افتاد و امير مؤمنان نزدش بود. چون زمان آن رسيد که جان از کالبد شريفش به در رود، به علي‏عليه السلام فرمود: «اي علي! سرم را بر دامنت بگذار که امر الهي رسيد و پس از خروج جانم، آن را به دست گير و به صورت کش. سپس مرا رو به قبله کن[10]  و کار [غسل و کفن] مرا خود به عهده بگير و پيش از همه مردم بر من نماز بگزار و از من جدا مشو تا مرا در گور نهي و از خداي متعال ياري بخواه».

علي‏عليه السلام، سرِ حضرت را به دامن گرفت و پيامبرصلي الله عليه وآله از حال رفت. پس فاطمه‏عليها السلام خود را بر او افکند و به صورتش مي‏نگريست و ناله مي‏زد و مي‏گريست و مي‏گفت:

سپيدرويي که از ابرها با روي او باران طلبيده مي‏شود

فريادرس يتيمان، پناه بيوگان.

پس پيامبرصلي الله عليه وآله چشمانش را گشود و با آواي ضعيفي گفت: «دخترکم ! اين گفته عمويت ابو طالب است. آن را مگو، بلکه بگو: "وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَي أَعْقَبِکُمْ ؛  و محمّد، جز پيامبري نيست که پيش از او هم پيامبراني بوده‏اند. آيا اگر او بميرد يا کشته شود، از عقيده خود باز مي‏گرديد؟"».

پس فاطمه‏عليها السلام زماني دراز گريست و پيامبرصلي الله عليه وآله به او اشاره کرد که نزديک آيد. نزديک شد و پيامبرصلي الله عليه وآله رازي را به او گفت که چهره‏اش شکفت.

سپس در حالي‏که دست راست امير مؤمنان در زير چانه حضرت بود، روح پيامبرصلي الله عليه وآله پَر کشيد. پس آن (دست) را بالا آورد و بر صورت خود کشيد. سپس او را رو به قبله نمود و چشمانش را بست و جامه‏اش را به رويش کشيد و به تدبير امور پيامبرصلي الله عليه وآله پرداخت

 کنز العمّال - به نقل از حذيفة بن يمان -: بر پيامبر خدا در بيماري منجر به فوتش وارد شدم و او را ديدم که به علي‏عليه السلام تکيه زده بود. خواستم علي‏عليه السلام را دور کنم و خود به جايش بنشينم. پس گفتم: اي ابو الحسن ! مي‏بينم که امشب خسته شده‏اي. کاش کنار مي‏رفتي تا ياري‏ات مي‏کردم! پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «او را واگذار. او از تو به جايش سزاوارتر است».

 الطبقات الکبري - به نقل از عبد اللَّه بن محمّد بن عمر بن علي بن ابي طالب‏عليه السلام، از پدرش، از جدّش -: پيامبرصلي الله عليه وآله در بيماري‏اش فرمود: «برادرم را برايم فرا بخوانيد». علي‏عليه السلام فراخوانده شد. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «نزديک بيا !».

[علي‏عليه السلام فرمود:] پس نزديک شدم و پيامبرصلي الله عليه وآله بر من تکيه زد و آن قدر به من تکيه داد و با من گفتگو کرد تا آب دهان مبارکش سرازير شد و به من رسيد و سپس سنگين شد و در دامنم فرو افتاد. پس فرياد کشيدم: اي عبّاس، مرا درياب که هلاک شدم!

پس عبّاس آمد و تلاش هر دو اين بود که پيامبرصلي الله عليه وآله را به رو بخوابانند.

 مسند ابن حنبل - به نقل از امّ موسي، از امّ سلمه -: سوگند به آن که به او سوگند مي‏خورم، بي‏گمان، علي‏عليه السلام آخرين هم‏صحبت پيامبرصلي الله عليه وآله بود. هر صبحگاه، پيامبر خدا را عيادت مي‏کرديم و مکرّر مي‏فرمود: «علي آمد؟». گمان مي‏کنم علي‏عليه السلام را در پي کاري فرستاده بود.

پس از آن که آمد، حدس زدم که با او کاري دارد. پس، از اتاق بيرون آمديم و نزديک در نشستيم و من از بقيه به در نزديک‏تر بودم. پس علي‏عليه السلام به روي پيامبرصلي الله عليه وآله خم شد و پيامبرصلي الله عليه وآله با او راز مي‏گفت و نجوا مي‏کرد. سپس پيامبر خدا همان روز قبض روح شد. پس علي‏عليه السلام، آخرين کسي است که با پيامبرصلي الله عليه وآله بوده است.

 الإرشاد: پيامبرصلي الله عليه وآله به علي‏عليه السلام رو کرد و فرمود: «اي برادر من ! آيا وصيّت مرا مي‏پذيري و وعده‏هاي مرا بر آورده مي‏کني و بدهي‏هايم را مي‏پردازي و پس از من به امور خانواده‏ام رسيدگي مي‏کني؟». علي‏عليه السلام گفت: آري،اي پيامبر خدا !

پس فرمود: «نزديک من بيا» و علي‏عليه السلام نزديک شد. او را به خود چسبانْد، سپس انگشترش را از دستش بيرون آورد و به علي‏عليه السلام فرمود: «اين را بگير و به دستت کن».

و شمشير و زره و همه ابزار جنگي‏اش را خواست و به او داد و دستاري را نيز که هنگام مسلّح شدن و به جنگ رفتن به شکم خود مي‏بست، خواست وچون آوردند، آن را به علي‏عليه السلام داد و به او فرمود: «با نام خدا به خانه‏ات برو».

 امام علي‏عليه السلام: پيامبر خدا قبض روح شد در حالي که سرش بر سينه من بود و جانش در کف دستم روان شد و آن را بر صورتم کشيدم و غسل او را عهده‏دار شدم و فرشتگان، ياورم بودند. پس در و ديوار خانه ضجّه مي‏زد، فرشتگاني فرود مي‏آمدند و گروهي ديگر به آسمان مي‏رفتند و همهمه آنان از گوشم جدا نشد که بر او درود مي‏فرستادند تا آن که او را در آرامگاهش به خاک سپرديم .

 امام زين العابدين‏عليه السلام: پيامبر خدا قبض روح شد و سرش در دامان علي‏عليه السلام بود.

 الطبقات الکبري - به نقل از شعبي -: پيامبر خدا وفات يافت و سرش در دامان علي‏عليه السلام بود و علي‏عليه السلام غسلش داد و فضل [بن عباس] نِگَهش داشته بود و اسامه به فضل، آب مي‏رساند.

 الطبقات الکبري - به نقل از ابو غَطَفان -: از ابن عبّاس پرسيدم: آيا ديدي هنگامي که پيامبر خدا جان داد، سرش در دامان کسي باشد؟ گفت: جان داد، در حالي که به سينه علي‏عليه السلام تکيه داده بود.

گفتم: عروه برايم گفته است که عايشه مي‏گويد: پيامبر خدا ميان سينه و گلوي من جان داد. ابن عباس گفت: آيا مي‏فهمي [چه مي‏گويي] ؟! به خدا سوگند، پيامبر خدا جان داد، در حالي که به سينه علي‏عليه السلام تکيه داده بود و او و برادرم فضل بن عبّاس غسلش دادند.

 الطبقات الکبري - به نقل از عبد اللَّه بن حارث -: چون پيامبرصلي الله عليه وآله قبض روح شد، علي‏عليه السلام برخاست و در را محکم بست. پس عبّاس به همراه بني عبد المطّلب آمدند و بر در ايستادند و علي‏عليه السلام مي‏فرمود: «پدر و مادرم فدايت باد ! در زندگي و مرگ، خوش‏بو بودي» و بويي خوش که تاکنون مانندش را نيافته بودند، در هوا پراکنده شده بود.

عبّاس به علي‏عليه السلام گفت: مانند زنان، گريه و زاري مکن و به کار پيامبرصلي الله عليه وآله بپرداز. علي‏عليه السلام فرمود: «فضل را بر من وارد کنيد».

انصار گفتند: شما را به خدا سوگند مي‏دهيم که ما را در [غسل و کفن و نماز] پيامبر خدا بي بهره مگذاريد. و يکي از مردانشان را به نام اوس بن خَولي داخل نمودند و او با يک دستش کوزه‏اي آب مي‏آورد. پس علي‏عليه السلام پيامبرصلي الله عليه وآله را مي‏شست و دستش را زير پيراهن مي‏برد و فضل، لباس را نگه مي‏داشت و مرد انصاري آب مي‏آورد و بر دست علي‏عليه السلام پارچه‏اي بود که دستش را در آن مي‏کرد و به زير پيراهن مي‏بُرد.

 الطبقات الکبري - به نقل از عمر بن علي بن ابي طالب -: چون پيامبر خدا را بر تخت نهادند، علي‏عليه السلام فرمود: «کسي به امامت نماز ميّت نايستد که او خود، امام شما در مرگ و زندگي است!».

پس مردم، دسته دسته وارد مي‏شدند و [فُرادا] صف به صف و بدون امام بر او نماز مي‏خواندند و تکبير مي‏گفتند و علي‏عليه السلام در برابر پيامبر خدا ايستاده بود و مي‏فرمود:

«سلام بر تو، اي پيامبر ! رحمت و برکات خدا بر تو!

خدايا! ما گواهي مي‏دهيم که او آنچه را بر وي نازل شده بود، رسانْد و براي امّتش خيرخواهي کرد و در راه خدا با تمام توان کوشيد تا آن که خدا دينش را عزّت بخشيد و کلمه او کامل شد.

خدايا! ما را از کساني قرار بده که از آنچه بر او نازل کرده‏اي، پيروي مي‏کنند و پس از او ما را استوار بدار و با او گِرد هم آور!».

پس مردم آمين مي‏گفتند تا اين‏که مردان و سپس زنان و پس از آن کودکان، بر حضرت نماز گزاردند.

 تاريخ الطبري - به نقل از ابن اسحاق -: آنان که به قبر پيامبر خدا داخل شدند: علي بن ابي طالب‏عليه السلام و فضل بن عباس و قُثَم بن عبّاس و شُقران، آزاد شده پيامبر خدا، بودند و اوس بن خَولي، علي‏عليه السلام را قسم داد که از پيامبرصلي الله عليه وآله بي بهره‏شان نگذارد. پس علي‏عليه السلام به او فرمود: «پايين بيا». پس با آنان داخل قبر شد.

 الطبقات الکبري - به نقل از ابن جريج، از امام باقرعليه السلام -: پيامبرصلي الله عليه وآله سه غسل داده شد: با آب و سدر، از زير پيراهنْ شستشو شد، با آب چاهي در قُبا به نام «غَرس» که از آنِ سعد بن خَيثمه بود و از آن مي‏نوشيد؛ و علي‏عليه السلام غسلش را به عهده گرفت. عبّاس، آب مي‏ريخت و فضل، نِگَهش داشته بود.

 امام علي‏عليه السلام - از سخنانش هنگامي که به غسل و تجهيز پيامبر خدا مشغول بود -:پدر و مادرم به فدايت باد، اي پيامبر خدا! با مرگ تو، رشته‏اي گسست که با مرگ کس ديگري نگسست؛ رشته خبر گرفتن و خبر دادن و اخبار آسماني.

سوک تو چنان ويژه است که ديگر مصيبت‏ها را تسلّي داد، و چنان گسترده است که همگان را به سوک نشاند؛ و اگر نبود که به شکيبايي فرمان داده‏اي و از بي‏تابي بازداشته‏اي، اشک ديده را بر تو به پايان مي‏برديم.

درد ما، ماندگار و اندوهمان هميشگي، اما در مصيبت تو اندک است؛ ليکن مرگ را نه مي‏توان بازگردانْد و نه مي‏توان راند.

پدر و مادرم به فدايت باد! ما را در پيشگاه پروردگارت ياد کن و در خاطرت نگاه دار!

ر. ک: ج 8، ص 83 (جايگاهش نزد پيامبر).

ج 8، ص 190 (آخرين وداع کننده).

اللهم صل و سلم  وزد و بارک علی سیدة الجلیلة الجمیلة المعصومة المظلومة الکریمة النبیلة

المکروبة العلیة ذات الاحزان الطویلة فی المدة القلیلة الرضیة الحلیمة العفیفة السلیمة المجهولة

قدرا و المخفیة قبرا المدفونة سرا و المغصوبة جهرا سیدة النساء الانسیة الحوراء امَ الائمةالنقباء

النجباء بنت خیر الانبیاء الطاهرة المطهرة البتول العذراء 

 فاطمة التقیة الزهراء علیها السلام

صبوری

غم دوری و اشک دیده  و سوز جگرها

سرای بی سر و فراق هم نفس وقامت خم ما 

بازم صبوری ، بازم صیوری

 

خنده غم و داغ دلبرو این فصل غربت

کنج عزلت و حال ماتم و خانه در تب وتا  

بازم صبوری ، بازم صیوری

 

درگه درو میخ بر درو خون روی دیوار

یاس پرپرو روی نیلی و ضرب دست اعدا  

بازم صبوری ، بازم صیوری

 

ضربه در و پهلوی مادر و طفل بی پناهم

منو شورغیرت و دست بسته و تنهای تنها 

بازم صبوری ، بازم صیوری

 

رفتی و حبیبم  میر چون اسیرم منو درد دوری

منو خار در چشم منو چاه غربت منو داغ زهرا 

بازم صبوری ، بازم صیوری

ایام جانسوز شهادت  اولین شهیده ولایت

 حضرت فاطمه زهرا سلام الله

بر تمام شیعیان تسلیت باد

 

امیرمومنان در واپسین لحظات زندگی حضرت زهرا چون او را مشاهده نمود که قطرات اشک در اطراف دیدگان مبارکش حلقه زده فرمود:

ای بانوی من چرا گریه می کنی؟

بی بی فرمود : به حال تو گریه می کنم که بعد از من با چه حوادثی مواجه خواهی شد

امیرمومنان فرمود : گریه مکن به خدا سوگند این مصائب در راه خداوند در نزد من بسیار ناچیز است

آنگاه حضرت زهرا وصیت فرمود که به شیخین اجازه ندهید در مراسم تجهیزش حضور پیدا کنند و امیرمومنان نیز به وصیتش عمل کرد

 

سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود                   کی  سزاوار فشار آن درو دیوار بود

آنکه کردی ماه تابان پیش او پهلو تهی                 ز کجا پهلوی او را تاب آن آزار بود

گردش گردون دون بین کز جفای سامری                   نقطه پرگار هستی مرکز مسمار بود

صورتش نیلی شد از سیلی که چونسیل سیاه      روی گیتی زین مصیبت تا قیامت تار بود

 

 

بالا رفتن از شانه‏هاي پيامبر براي شکستن بت‏ها

 

کعبه در هماره تاريخ، جلوه يکتا پرستي بوده است. بدان روزگاران که پيامبر خدا فرمان بعثت يافت و براي هدايت امّت برانگيخته شد، جاهليان از سرِ جهل و کژ انديشي اين خانه توحيد را از بت‏هاي گوناگون آکنده بودند و بدين سان، مرکز توحيد را با اين عمل نابخردانه، به شرک، آلوده بودند.

پيامبرصلي الله عليه وآله به زدودن اين همه زشتي و ناهنجاري همّت ورزيد و علي‏عليه السلام را براي زدودن جلوه‏هاي شرک از خانه توحيد، همراه برد. مولا بر دوش پيامبر خدا برآمد و بُت بزرگِ قريشيان - و به نقلي بت خزاعه - را از فراز خانه توحيد به زمين افکند.

اين فضيلت عظيم (بت شکني بر دوش پيامبر خدا) را در گستره تاريخ، فقط علي‏عليه السلام دارد؛ موهبتي که هيچ‏کس با آن بزرگوار در آن، شريک نيست.

 امام علي‏عليه السلام: همان شبي که پيامبر خدا به من فرمان داد که در بسترش بخوابم و از مکّه هجرت کرد، مرا با خود، نزد بت‏ها برد و فرمود: «بنشين!». پس من کنار کعبه نشستم. سپس پيامبر خدا از شانه‏هاي من بالا رفت و فرمود: «برخيز!». من او را بلند کردم و چون ضعفم را در زير خود ديد، فرمود: «بنشين!». پس نشستم و او را پايين آوردم.

پيامبر خدا براي من نشست و به من فرمود: «اي علي! تو از شانه‏هاي من بالا برو» و من هم بالا رفتم. سپس پيامبر خدا مرا بلند کرد و چنان پنداشتم که اگر بخواهم، به آسمان دست مي‏يابم.

روي کعبه رفتم و پيامبر خدا کنار رفت تا من، بت بزرگ آنان (قريش) را که از مس بود و با ميخ‏هاي آهنين به سقف کعبه محکم شده بود، بيندازم. پس پيامبر خدا به من فرمود: «چاره‏اي برايش بينديش» و من دست به کار شدم و در کارِ آن بودم و پيامبر خدا مي‏فرمود: «دوباره! دوباره!».

پس من پيوسته در کار آن بودم تا موفّق شدم. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «آن را در هم بکوب» و من آن را در هم کوبيده، شکستم و پايين آمدم.

المستدرک علي‏الصحيحين - به نقل از ابومريم از امام علي‏عليه السلام -: پيامبر خدا، مرا با خود برد تا به کعبه رساند و به من فرمود: «بنشين!». پس من کنار کعبه نشستم و پيامبر خدا از شانه‏هاي من بالا رفت و به من فرمود: «برخيز!». پس برخاستم و چون ضعفم را در زير خود ديد فرمود: «بنشين!». پس پايين آمدم و نشستم.

سپس به من فرمود: «اي علي! از شانه‏هاي من بالا برو». پس من از شانه‏هاي ايشان بالا رفتم و پيامبر خدا مرا بلند کرد. چون مرا بالا برد، چنان پنداشتم که اگر بخواهم، به کرانه آسمان دست مي‏يابم.

پس بر بالاي کعبه رفتم و پيامبر خدا کنار رفت و به من فرمود: «بت بزرگ آنان (بت قريش) را بينداز» و بت از مس بود و با ميخ‏هاي آهنين به سقف کعبه محکم شده بود. پس پيامبر خدا به من فرمود: «چاره‏اي برايش بينديش» و پيوسته به من مي‏گفت: «زود باش! زود باش! "جَآءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَطِلُ إِنَّ الْبَطِلَ کَانَ زَهُوقًا؛

حق آمد و باطل رفت که باطل، رفتني است"».

پس من پيوسته در کارِ آن بودم تا موفّق شدم. پس فرمود: «پَرتابش کن!». من پرتابش کردم و شکست و از بالاي کعبه به پايين پريدم و با پيامبرصلي الله عليه وآله به سرعت بازگشتيم و بيم آن داشتيم که کسي از قريش يا غير آنان، ما را ببيند.

و [آن بت]، ديگر بالاي کعبه نرفت.

امام علي‏عليه السلام - خطاب به ابو بکر -: «به خدا سوگندت مي‏دهم، آن که پيامبر خدا او را براي انداختن و شکستن بت کعبه بر دوشش گرفت تا آن‏جا که اگر مي‏خواست به کرانه آسمان دست يابد، دست مي‏يافت، تو بودي يا من؟». ابو بکر گفت: بلکه تو بودي.

تحقيق و بررسي

نقل‏هاي اين حادثه بس فراوان است. به گفته علّامه عالي‏قدر، عبد الحسين اميني،   پيشوايان حديث و تاريخ، آن را گزارش کرده‏اند، بي‏آن‏که در سندهاي آن خدشه کنند و در نقل آن، ترديد روا دارند. آنچه اندکي کاوش مي‏خواهد و نيازمند تحقيق و تفحّص و روشن سازي است، زمان وقوع حادثه است.

گردآوري و دسته‏بندي انبوه نقل‏ها و گزارش‏هاي بسيار فراوان در اين زمينه، نشان‏دهنده آن است که نقل‏ها چهار گونه‏اند:

1. برخي گزارش‏ها - که بسيار فراوان‏اند -، بدون تصريح بر زمان وقوع حادثه، در پايان نقل آورده‏اند که مولا فرمود:

يکي از بت‏ها را پرتاب کردم که مانند شيشه خُرد شد. سپس فرود آمدم و من و پيامبر خدا از يکديگر سبقت مي‏جستيم تا در خانه‏ها پنهان شويم، مبادا کسي ما را ببيند.

2. گزارش ديگر، گوياي اين است که حادثه در شب خروج پيامبر خدا از مکّه انجام گرفته است.

3. در گزارشي ديگر تصريح شده‏است که پيامبر خدا، همراه امام علي‏عليه السلام از خانه خديجه‏عليها السلام به راه افتاده‏اند و پس از شکستن بت‏ها بازگشته‏اند.

4. نقل آخر تصريح دارد که اين حادثه در جريان فتح مکّه بوده‏است.

سه دسته اوّل گزارش‏ها نشان مي‏دهد که حادثه بايد قبل از هجرت و در اوج خفقان و اختناق مشرکان اتّفاق افتاده باشد و گمان قوي نيز همين را تأييد مي‏کند، اگر چه بعيد نمي‏نمايد که حادثه دو بار اتّفاق افتاده باشد؛ يعني پيامبر خدا در آن هنگامه هول و هراس و در فضاي تاريک قبل از هجرت، اين‏حرکت بزرگ و شرک‏زدا را همراه علي‏عليه السلام انجام دادند و طبيعي مي‏نمايد که مشرکان - که مکّه، مسجد الحرام و کعبه را در اختيار داشتند -، دگربار، بت‏ها را بر جاي نهاده و کعبه را آلوده باشند و آن‏گاه در فتح مکّه، براي آخرين بار، اين حرکت عظيمْ تکرار شده باشد.

برخي از محدّثان و عالمان، اين تعدّد را احتمال داده‏اند. علّامه مجلسي که در جايي از بحار الأنوار، گزارش‏هاي مربوط به فتح مکّه را آورده، در جايي ديگر، به نقل‏هاي ديگر اشاره کرده و نوشته است:

اما اين که شکستن بت‏ها در فتح مکّه بوده باشد، از اين حديث و نيز بيشتر احاديث وارد شده در اين موضوع، استفاده نمي‏شود؛ بلکه صراحت برخي احاديث و ظهور برخي ديگر، گواه وقوع آن پيش از هجرت است. پس مي‏توان با قول به تعدّد واقعه، ميان اخبار، جمع کرد.

احمد بن محمّد بن عليّ بن احمد عاصمي (م 378 ق) از اديبان و عالمان قرن چهارم خراسان، در کتاب ارجمند زين الفتي في شرح سورة «هل أتي» نيز اين احتمال را داده است.



+ نوشته شده در دوشنبه 09 اسفند 1395ساعت 18:02 توسط alialiali | ارسال نظر(0)

قرآن میفرمایدنامه اعمال آنهایی را که به دست راستشان میدهندو به آنها اصحاب یمین درسوره مدثر آیه38و39کل نفس کسبت بما رهینه الااصحاب الیمین همه در قیامت درگرو اعمالشون هستن الا اصحاب یمین.. اصحاب یمین چه کسانی هستن؟؟؟یمین به ابجد میشه110علی110یمین110ولی دین110دین الهی110 علی110 جلوه الله 110بحق110منادیه 110حامیان110دین الهی110ماه دین110علی110 میباشد نام علی هم110 پلیسی 110 نمک 110نان جو 110 گندمها ی 110 نمک 110 به نانو نمک مرتضی علی قسم حق با علیست پلیسی 110 نامت صدو ده یا علی حقا پلیس عالمی به ابجد  نماینده الله 46 محمد20+26 علی = 46 ماه 46+46= 92 محمد +18 ذالحجه" غدیر خم = 110 دین الهی 110 ولی دین 110 علی 110 جلوه الله 110 ولی دین 110 حامیان110 دین الهی 110 ولی دین 110 «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55)
هم آئینه رسالتو هم آئینه امامتی  ولی دین 110 علی 110 ولی دین 110
به ابجدولی46ماه46 محمد20+26علی=46ولی 46+ 46=92 محمد92+18ذالحجه"غدیرخم=110 دین الهی 110 علی110جلوه الله110ولی دین110 ترجمه آیه فوق جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورده ‏اند، همان ايمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات می‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند انگشتر به گدا می دهند برو ای کدای مسکین دره خانه علی زن
عالمی منادیه دین الهی نداء میدهد یعنی امام علی نداء میدهد الله محمد علی یازده امام اسلام 110  اصل دین اسلام دین فاطمه علی 110 منادیه 110 دین الهی 110 نداء خواهد کرد پس معنای آیه این شد پس همه درقیامت در گرو اعمالشون هستند الا شیعیان علی.. حدیث پیامبر ص"علی و شیعیانش رستگارند. آدم چقدر باید بدبخت و نادان باشه در بار امیر المومنین بیش از 700 آیه نازل شده در باره عمر سر خر نازل شده عرعر می کنه خیلی آدم باید بدبخت باشه امام علی را نشناسد برای امتحان امت نادانها بر اسب سرکش خلافت با نادانی تمام تاختند و ابوبکر دوسال خلافت نکرده در لجن زار خلافت فرو رفت تمام ناحقها دوسال خلافت نکرده از دنیا می روند
وقتی جوانان بی دین زیاد شوند جوانانی که وقتشان را به بطالت میگذرانند و ساعتها با بازی های گیم وووو قطار فوتبال قمار شراب تلف می کنند ولی سه دقیقه نماز نمی خوانند کسی برای آنها و آینده شان دل نمی سوزاند گرانی و بی کاری و سختی وبال گردنشان خواهد شد که مقصر خودشان میباشند دوستم که فرزندی ندارد قرار بود کارخانه ای با 300 نفر شغل اینجاد کند در مترو چند جوان را دید تا آخر ایستگاه پاسور بازی با موبایل می کردند گفتم کار کارخانه ات به کجا رسید گفت برای این بی دینها که چهل سال عمرشان را بیهوده تلف کرده حرام است کاری کنیم جوانان امروزی سنشان به 60 نرسیده از دنیا می روند دوست زمان تحصیلم 60 سالش میباشد یک بار هم نماز نخوانده در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبریست ور نه هر گبری به پیری میشود پرهیز کار حقیقت همانند آفتاب در وسط روز آشکار است و هر کس مقداری سر خود را بالا بگیرد آن را خواهد دید . خدایا نور معرفت هدایت خود را بر دل تمام انسانها  بتابان . اهدنا الصراط المستقیم { 110خلیفه حق الله محمد اصل اسلام 110 درجه دینی الله محمد علی 110 ولی دین 110دین الهی 110علی 110یمین110قرآن میفرماید روز قیامت همه در گرو اعمالشان هستند الا اصحاب الیمین به ابجد یمین 110 علی 110 یمین 110کسانی که نامه اعمالشان را به دست راستشان میدهند به ابجد شهید 319 مذهب الله محمد علی 319   به ابجد شهید 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319راه الهی الله 319سلام واقعی 319 نماز مسلمان 319 شهید 319 دین ناب محمد علی319مذهب الله محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 شیعه 385 
شهید  319 فلسفه دین 319 +66 الله = 385شیعه  385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385 دین ناب الله محمد علی 385
به ابجدشهید الله 385 فلسفه دین الله 385 نماز مسلمان 319شهید  319 اسلام واقعی 319 نماز مسلمان 319 شهید 319 دین ناب محمد علی319مذهب الله محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله 46 محمد علی 46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 3855 با قانون الهی دین الله 385 قانون اساسی الهی 385 فلسفه دین الله 385 زنده با دین بحق حسینی  385
به ابجد
کل نفس کسبت بما رهینه الااصحاب الیمین همه در قیامت درگرو اعمالشون هستن الا اصحاب یمین.. اصحاب یمین چه کسانی هستن؟؟؟ یمین به ابجد میشه110 یمین 110علی110 ولی دین 110 دین الهی 110 علی110یمین 110 علی 110   در سوره مدثر آیه38و39کل نفس کسبت بما رهینه الااصحاب الیمین 275{الا اصحاب الیمین} 275+110دین الهی=385 شیعیان علی فقط اهل نجاتند پیامبر فرمود یا علی تو و شیعیانت رستگاران عالمید  یا علی انت و شیعتک هم الفائزون  همه در قیامت درگرو اعمالشون هستن الا اصحاب یمین اصحاب امیر المومنین علی ابن ابی طالب میباشند 
با سه کلمه {دین} { الله} {پیامبر}{ و امامت} را مشخص کن
به ابجد64دین 64 الله محمد علی64 امام واقعی جهان اسلام64 جانشین محمد علی 64 امام مقدس دین الله 64دین برگزیده اسلام 64 بهترین دین دنیا 64  64+64دین=128حسین128کلید دینکعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128کلید دین 128سبب دین128کعبه 97+5+12 امام 14 معصوم =128 حسین 128 کلید دین 128{ قال رسوالله} کتاب الله و عترتی1575+12 امام=1587-1202 سه خلیفه=385شیعه قال رسو الله=من و علی پدران این امتیم انا و  علی ابواه هذاه الامه"275+110علی=385 شیعه به ابجددین64 الله محمدعلی64دین64کلید بدین الله64راه حق اسلام علی 64جانشین مقدس دین الله64دین واقعی اسلامه 64 صاحب خلافت دین اسلام64 جانشین محمد علی64راه الله منصب الله64اصل ولایت امامتی64عترت رسول الله 64دین اهل بیت رسول64دین الله محمدی 64به دین قرآن علی 64با جانشین اصلی محمد64محوراصلی قرآن64تنها برگزیده دین64 نماینده واقعی دین الله64عشق الله راه الله 64برترین امام دین64 راه الله منصب الله 64اصل ثمره حق امامت64 دین برگزیده اسلام64جانشین بحق رسو الله 64امام براه الله محمد 64+64=128حسین 128کلید دین 128با امام دین کربلاء128  به ابجد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم = 128 حسین 128 کلید دین 128       اسم محمد 25 اسم علی 31 اسم فاطمه 32 اسم حسن 15 اسم حسین 25= 128 حسین سفینه" النجاه"  قال رسو الله حسن و حسین سیدان و سروران اهل بهشتند طاوس اهل الجنه  دین ما حسینیست به ابجد64 دین 64 الله محمد علی 64+64 دین =128حسین 128 کلید دین 128 حسین 128 کلید دین 128 دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر=128حسین  پیامبر 12 جانشین اصلی دارد   جانشین اصلی پیامبر 66 الله

جانشین بپیامبر669-541فتنه ها=128حسین

 وصی پیامبر359-231 ابوبکر نفاق= 128حسین128 کلید دین 128

 

گل زمانflorگل زمان128حسین128دینه مهدی وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ نام آدم هم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 اصل اسلام 25 انسان کامل 25 انسان نمونه 25 اصل اسلام 25 شیعه 25 نام آدم هم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر  به ابجد لااله الا الله165 + 128حسین +92 محمد = 385 شیعه385 فلسفه دین الله 385بدین واقعی اسلام 385  حسین شیعه واقعی الله و محمد است فقط یک جانشین الله میتواند شیعه محمد باشد  کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 فقط 64 پرچم دنیا نشان نماد مذهبی دارد به ابجد اسم محمد 25 اسم علی 31 اسم فاطمه 32 اسم حسن 15 اسم حسین 25= 128 حسین سفینه" النجاه"  قال رسو الله حسن و حسین سیدان و سروران اهل بهشتند طاوس اهل الجنه  دین ما حسینیست به ابجد64 دین 64 الله محمد علی 64+64 دین =128حسین 128 کلید دین 128 حسین 128 کلید دین 128 اهل محمد 128حسین عشق الله راه الله 64 معجزه قرآن محمد 64 تنها برگزیده دین 64نماینده واقعی دین الله 64 طلسم قرآن کریم 64 الله محمد علی 64 دین 64 محمد علی 46+18 ذالحجه" غدیر خم =64 دین 64 کلید بدین الله 64 کلید بدین الله64 نشانه دین محمد64 اسم الله محمد علی 64معجزه قرآن محمد64 +64=128 حسین128 کلید دین 128 امام الهی 128 امام همام 128 کلید دین 128حسین128کلید دین 128یا نصب خلافت الله1330-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند به ابجد کلمه الله 41+25 اصل اسلام شیعه = 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین 64 الله محمد علی = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود نماینده الله 46مسیر هدایت 46 تو حید نبوت 46 جانشینان پیامبر 46 محمد20+26 علی = 46 ماه 46+46= 92 محمد +18 ذالحجه" غدیر خم = 110 دین الهی 110 ولی دین 110 علی 110 جلوه الله 110 ولی دین 110 حامیان110 دین الهی 110 ولی دین 110 «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55) به ابجدولی46ماه46 محمد20+26علی=46ولی 46+ 46=92 محمد92+18ذالحجه"غدیرخم=110 دین الهی 110 علی110جلوه الله110ولی دین110 ترجمه آیه فوق جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورده ‏اند، همان ايمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات می‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند انگشتر به گدا می دهند برو ای کدای مسکین دره خانه علی زن در غدیر 26 علی 26 امام دین 26 راه حق 26 وصیت 26بیعت26انتخاب درست26 غدیر 26دوازده امام  12 +14 معصوم = 26 راه حق 26علی 26 جان قرآنه26امام دین26 علی26 به ابجدکبیرو صغیر82امام واقعی کل دین اسلام82+82=164+32 راه الله = 196دین اسلام 196 به ابجد صغیر راه الله 32+ 32منصب الله32=64 دین64+64=128کلید دین128 حسین 128کلید دین 128یاگنج دین128گنجینه ای128با گنج ها بدین128کلیددین 128سبب دین128امام الهی 128 امام الهی128جان دینی128 به اصل128بدین های الهی 128 نگا یا الله 128 نگاه ها الله 128یا نگا الله 128با جانه الله 128به جان الله 128دین ماه128حسین128با الله هو مدد 128امام همام 128کلید دین 128 به دینو مذهب128امام همام128 حسین 128 یعنی کسی که برای نماز شهید شد128  هشت ضربدر 2+1= 17 یا 8+2+1= 11 امام شهید دو ضربدر 8= 16+1= 17 اهل مذهب ما128گل زمان128جان دینی 128یاگنج دین128امام الهی128امام همام128کلید دین128 اهل محمد 128اله محمد128حماسه ای128یا نی نوا128امام آدما 128امام الهی128به طبیب زمان128آقا بگذاردیگران هم فکرکنندحق باآنهاست شما بزرگوارهستیدستاره هابخاطر دوریشون ازخورشید اونو خوب نمیشناسند128به یا علی 128 بدیدگاه اهل الله128حکیم کل128آل محمده 128حکیمن128ایام بدینی 128بدیدگاه اهل الله128یاگنج دین128اهل محمد 128 باآقاطبیب 128طبیب دین ما128امام الهی128 بکل ادیانی128یاباکل دین128جان دینی128جان جهانی128 کلیددین 128امام الهی128اهل مذهب ما128امام الهی128یا نی نوا128یحسن128جان دینی128 بدیدگاه اله الله128حسین128محبوب دینها128بامحبوب الله128 گل زمان128حسین 128به طبیب اهل بجهان 128حماسه ای128بدیدگاه اهل الله128اهل مذهب ما128به جان الله128کلیددین128 حسین 128امام الهی128کلیددین 128با دادگاه دین128حسین128 به یادین الهی128باجانه الله128 اصولا128اهل مذهب ما128یاماه ادیانه128ایام بدینی128باب ایامه الله128گنج دین 128کلیددین 128امام آدما128حسین 128بدین های الهی128بنگاه دین هانصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه=128اهل مذهب اله 128حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند با محبوب الله 128 محبوب دینی 128 حسنی 128 باکل سیدا128 با کل ادیانی 128دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید128به طلب های دین128 روز عاشورا امام حسین فرمود برای چه می خواهید بااهل بیت و فرزندان پیامبرتان بجنگید گفتند بخاطر انتقام ازعلی تمام کفار را علی به درک واصل نموده بود در کنار پیامبر روز قیامت خداوند همه را به دوزخ خواهد ریخت شما هم که حق را نمی پذیرید در زمره کافران دوزخی خواهید بود  کافران بدوزخ 971 ظالم 971 +231 نفاق ابوبکر=1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 بکافران محض 1202 ارتش کفار1202 عمر ابوبکر عثمان 1202به پادشاه نفاق اهل دوزخ 1202«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است.  نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدنددین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید«مااز کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند وشیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است امتیاز پنجم که  بسیار بزرگ میباشد.آن است که

 

جانشین بپیامبر669-541 = 128 حسینبه ابجد دین خدا 669 -541 دشمنه اسلامی = 128 حسین به ابجد کبیر و صغیر الله 86+583 پنج تن= 669 -541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128

 

 نصبه خلافته الله1330-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند

دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشیدبه ابجد کبیر و صغیر الله 86+583 پنج تن= 669 -541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128حسین128 کلید دین 128جانه جهانی 128نبی الله128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128 کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی 128سبب دین 128 اهل محمد 128  حسین 128 جان دینی 128 .کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128   حسین128امام الهی128گلها محمد128یاگنج دین128گنجینه ای128با گنج ها بدین128کلیددین 128سبب دین128امام الهی با محبوب الله128 یا گنج دین128 گنجینه ای 128 با گنج ها بدین 128دین دین 128اهل محمد128 حسین128به طبیب زمان128امام الهی128الکعبه128 باالزمزم128کلیددین128جان جهانی128با گل دین97+ 5تن+12امام+ 14معصوم= 128بدین های الهی 128 حکیمن128محبوب دینها128با محبوب الله 128حسین 128الکعبه128بطبیب هاکعبه 128یاگنج دین128گنجینه ای128با گنج ها بدین128کلیددین 128سبب دین128امام الهی 128باامام اول ها128حماسه ای128حسین128به طبیب زمان 128 حسین 128به ابجد واقعیت الله 633-541 فتنه ها = 92 محمد92محمد92 اهل مذهبه92 مذهب ما 92 طبیبی مهدی92طبیب جهانی92 امامی 92 بگلهای آدم 92 امامی 92 به مهداله92 +5 تن = 97 کعبه 97 اولین 97 کعبه 97اولین97 امامیه 97 + 5 تن +12 امام +14 معصوم = 128 حسین128 باطبیبی امامی 128 حسین یعنی حماسه سازیاران نام آور دینحسین یعنی حم سین یا نون والقلم ومایسطرون کسیکه خط شجاعت شهامت وشهادت راترسیم نمودحسین یعنی حامی سایر یاران نام آور 97 با گنج ما 97کعبه97اولین 97آل الله97 با گل دین97 آب زمزم 97 +13رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110با ادب اهل دین 110با گلهای میوه 110به زمانه 110با سلام قاتی نکن هر چیزی جای خودش ما همه پیامبران الهی را دوست داریم و فرقی بین حضرت آدم و حضرت زرتشت نمیبینیم همه با هم فامیلیم و بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند میگویند آدم تا خاتم نبوت تا امامت عشق و معشوق آسیاب نوبت به نوبت این چرا اون چرا نداریم همه ادیان منتظر آخرین منجی عالم هستند سلام بر سوشیانت بزرگ مولاء همه ادیان منتظر جمال زیبا و دلربای شما هستند آقا میشود دوباره جهان روی عدالت و تقوای شما را ببینندبه علم ریاضی ابجد دین الهی 110 علی 110 منادیه 110 جلوه الله 110 دین الهی110 امام مهدیه 110امامه مهدی110دین الهی110  جلوه الله110 دین ماه 110ماه دین110دین الهی110 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم ضربدر خودش میشود 196 کلید اسلام 196 هر دینی کلید داشته باشد بحق 110 دین الهی 110 بحق 110 علی 110 امام مهدیه 110 دین الهی 110 جلوه الله110 امامه مهدی پیامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) فرمودند: إن وليتموا علياً و ما أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يهدي بكم السبيل المستقيم. اگر علي را خليفه خويش قرار دهيد، گرچه مي‌دانم نمي‌كنيد، همه شما را به ساحل نجات و سرمنزل مراد خواهد رساند. مسند احمد بن حنبل، ج1، ص109 ـ الإصابة لإبن حجر، ج4، ص468 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص82 ـ تفسير الآلوسي، ج6، ص170 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص420 ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص31 ـ ميزان الإعتدال الذهبي، ج3، ص363 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص397110 همان سوشیانت است  سلام و درود بر منجی عالم به هر نامی که میگویند باشد برای ما فرقی نمی کند به ابجد حسین 128 کلید دین 128 کلید دین 128 حسین 128 کلید دین 128 هر دینی کلید نداشته باشد کامل نیست به ابجد کعبه97 اولین 97 آل الله 97 محمد 92 +5 تن = 97 کعبه 97  کعبه97 آل الله97 آل الله 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حماسه ساز یاران دین 128+7=135 طبیب الهی الله135 فاطمه 135گنج های الله 135 دینه الله135+110 علی = 245 دینه اسلام 245با قبله اهل دینه 245 علم اهل دینه245 علی +فاطمه =245 دینه بحق الله 245فاطمه و علی 245 دینه بحق الله 245 میباشند مدار 245 راه بهشت از مدار 245 درجه میگذرد اگر مدار شما دین دیگر است همه به جهنم ختم میشود  ظالم 971 یا مدار دوزخی جهنم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 اهله شر 541 مرگ کافر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 مهدی 23+23= 46 ماه 46 محمد20+26علی= 46 ماه46+46=92 محمد 92+36مرد الله= 128 حسین128کلید دین 128 امام الهی 128 حسین 128 کلید دین 128  محمد 92+18 ذالحجه غدیر خم =110علی110 +18 ذالحجه غدیر خم= 128 کلید دین 128 حسین 128 امام الهی128کعبه97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 کلید دین 128 حسین 128   سوره مدثر آیه38و39کل نفس کسبت بما رهینه الااصحاب الیمین همه در قیامت درگرو اعمالشون هستن الا اصحاب یمین.. اصحاب یمین چه کسانی هستن؟؟؟ یمین به ابجد میشه110 یمین 110علی110 ولی دین 110 دین الهی 110 علی110 جلوه الله 110 حامیان 110 دین الهی 110 علی 110 میباشد نام علی هم110 پلیسی 110 نمک 110نان جو 110 گندمها ی 110 نمک 110 به نانو نمک مرتضی علی قسم حق با علیست پلیسی 110 نامت صدو ده یا علی حق پلیس عالمی پس معنای آیه این شد پس همه درقیامت در گرو اعمالشون هستند الا شیعیان علی.. حدیث پیامبر ص"علی و شیعیانش رستگارند.. امت بعد از من73فرقه باطل میشود فقط شیعیان علی اهل بهشتند..علی قسیم النار و الجنه علی قسمت کننده جهنم و بهشت است.
پس معنای آیه این شد پس همه درقیامت درگرو اعمالشون هستند الا شیعیان علی.. حدیث پیامبر ص"علی و شیعیانش رستگارندفقط 64 پرچم دنیا نشان نماد مذهبی دارد به ابجد اسم محمد 25 اسم علی 31 اسم فاطمه 32 اسم حسن 15 اسم حسین 25= 128 حسین سفینه" النجاه"  قال رسو الله حسن و حسین سیدان و سروران اهل بهشتند طاوس اهل الجنه  دین ما حسینیست به ابجد64 دین 64 الله محمد علی 64+64 دین =128حسین 128 کلید دین 128 حسین 128 کلید دین 128 اهل محمد 128حسین128 دین 64عشق الله راه الله 64 امام مقدس دین الله 64 دین واقعی اسلامه 64 معجزه قرآن محمد 64 تنها برگزیده دین 64نماینده واقعی دین الله 64 طلسم قرآن کریم 64 اسم الله محمد علی 64 دین 64 محمد علی 46+18 ذالحجه" غدیر خم =64 دین 64 کلید بدین الله 64 کلید بدین الله64 نشانه دین محمد64 الله محمد علی 64معجزه قرآن محمد64 +64=128 حسین128 کلید دین 128 امام الهی 128 امام همام 128 کلید دین 128حسین128کلید دین 128 نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند به ابجد کلمه الله 41+25 اصل اسلام شیعه = 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین 64 الله محمد علی = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 دین اسلام 196
دین الله 34+25 اصل اسلام = 59 مهدی59دین واقعی اسلام 59راهنمای دین اسلام 59 آخرین امام دین اسلام59 مهدی میباشد 59 محبوب الله علی66 الله 66 +66= 132 اسلام +64 الله محمد علی 64 دین64 هدایت دین حق اسلام64+132 اسلام=196 دین اسلام 196ضرب14 معصوم درخودش میشود 196دین اسلام 196دین الله 34+25 اصل اسلام = 59 مهدی59دین واقعی اسلام 59راهنمای دین اسلام 59 خلیفه حق الله 59 مهدی 59 خلیفه اسلام الله 59 محبوآخرین امام دین اسلام59 مهدی میباشد دین الله 34+25 شیعه =59 مهدی59شیعه دین الله 59 کاملترین دین 59 دین مذهب حق الله 59کاملترین مرد59کاملترین دین59یا کاملترین اسم 59مهدی 59 دین واقعی اسلام 59 دین حق مذهب الله 59 دین اصلی محمد 59 آخرین امام دین اسلام 59مهدی 59دین واقعی اسلام 59راهنمای دین اسلام59 دین الله شیعه 59 راه اسلام پیام الله59امامت ولایت الله 59 آخرین امام دین اسلام59 امروز شیعه شدم59دین الله شیعه 59 ره الله امام الله 59 با منجی دین آخرین 59 بحق درود صلوات 59 ره الله بسمت الله 59مهدی میباشد دین الله 34+25 شیعه =59 مهدی 59 کاملترین دین 59 دین مذهب حق الله 59کاملترین مرد 59 دین واقعی اسلام 59 دین حق مذهب الله 59 دین اصلی محمد 59 آخرین امام دین اسلام 59مهدی59  به ابجد ظالم 971 - 430 مقصر = عمرابوبکر541 فتنه ها 541 هفت گناه 541 شرما541 مشرگا 541فلاکتی541 بعهد شکنهای دینی541حیله گر روباهه دینه541 قاتلی541عمرابوبکر541مرگ کافر 541 بعهدشگن های دینی541شمرا541 قاتلی541 فتنه ها 541شرما541 مشرگا 541فلاکتی 541عمر ابوبکر 541بعهدشگنهای دینی541شمرا541 قاتلی 541عمر310+231ابوبکر=541 به قلدر دین اسلام 541 گربه روباها بدجنس541عداوتین 541عمر ابوبکر 541 قاتلی 541مرگ کافر541 عمر 310+231 ابوبکر عمر=541 +430مقصر=971 ظالم 971-661 عثمان = 310 عمر +661 عثمان=971 ظالم سی مرحله دارد این معادله خودتان حساب کنید معادله ظالم و مقصر یکی از عجایب عالم در علوم ریاضی قرآنی میباشد هفت گناه اول شرک به خداست به دزد سر گردنه 541 هفت گنه کبیر 772-541= 231 ابوبکر 231+430مقصر = 661 عثمان 661+310عمر= 971 ظالم -430 مقصر = 541 ابوبکر عمر 541به قلدر دین اسلام 541 به ابجد کودتا 431 +110 علی= 541 ابوبکر و عمر بر علیه علی مولای جهانکودتا نمودندبه ابجد کافران دین اسلام 553- 12 امام = 541 به ابجد 1128-1202سه خلیفه = 74 ابجد ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74دین اسلام شدند تفرقها 786- 245 اسلامه حق= 541 هفت گناه 541 فتنه ها 541عمر و ابوبکر541= 541+430 مقصر = 971 ظالم به دست میآید به ابجد 541 به قلدر دین اسلام 541 قاتلی 541مرگ کافر 541عمر ابوبکر541 مرد کافر545-4 خلیفه= 541 ابوبکر و عمر 541 +430مقصر= 971 ظالم این دو ظالم و مقصر در 18 ذالحجه خود را مفت به 18 درهم فروختند عمر به تمام یارانش قول داد 18 درهم به شما خواهم داد برادران یوسف را 18 درهم فروختند در 18 ذالحجه عهد بسته 18 روز بعد عهد خود را شکستند و تنها یادگار رسول خدا فاطمه کوثر قرآن را در 18 سالگی به شهادت رساندندتو مثل حضرت زهرا گلی علی واری
 به علم ریاضی قرآن علم ابجد دین خود را ثابت کنید64 صاحب خلافت دین64 الله محمد علی64 حکم الله علی64 امام مقدس دین الله 64 دین واقعی اسلامه 64 منطق الله علی64الله محمدعلی64دین الله محمدی 64الله محمد علی 64محوراصلی قرآن64تنها برگزیده دین64 نماینده واقعی دین الله64عشق الله راه الله 64برترین امام دین64راه الله منصب الله 64اصل ثمره حق امامت64 دین برگزیده اسلام64 دین برگزیده اسلام 64 الله محمد علی64 منطق الله علی 64دین64 الله محمد علی 64 بهترین دین دنیا 64الله محمد علی 64دین باید حساب کتاب داشته باشه الکی بی ولایت که نمیشه64 دین 64نشانه های دین اسلامی64 حکم الله علی64دین64 الله محمد علی64جانشین محمد علی64 +64= 128 حسین 128 کلید دین 128 دین 64+132 اسلام=196دین اسلام196 دین اسلام 196 اصوله دین 196 امام کل دین 196 مومنین 196 دین اسلام 196الله محمد علی میباشد قال رسو الله کتابی الله و عترتی 1575+12 امام = 1587-1202 سه خلیفه قاصب = 385 وصی محمد علی مهدی 367 +18 ذالحجه= 385 شیعه میباشد خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمد علیست ضرب 5 تن در خودش ضرب12 امام در خودش و ضرب 14 معصوم در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال اهل بیت نبوت 906-541 فتنه ها عمرابوبکر= 365 روز سال
به ابجد اسلام 132+92 محمد +110علی +17 نماز =351 قرآن351 حقایق اسلام351 فارسی 351دین اسلام ناب محمدی 351 اهل دین دین واقعی 351 ابراهیم محمد 351 قرآن 351فارسی 351+14 معصوم=365روز سال5+6+3=معصوم14
پیامبر فرمود متکبران به اندازه یک مورچه با سر انسان خلق می شوند تکبر انسان را کوچک میکندبه ابجدتکبر22کوچک22شیطان22عمر22ابابکر22 دشمن اسلام22عمر22گنده لات22 شرور22نابکار22قلدر22رهزن22دشمن اسلام 22تباهی22آلوده22لواط 22ایدز22فاحشه 22آلوده22ایدز22 22تباهی22دراتشه22دوزخه22نامردان22منافقان22لعنت22 اهل دشمن22 دشمن اسلام22بدبختی22راهزن22بدیها 22بنامرد22دینها22 نابکار22ناخلفه22نابحقه22 بناحقه 22عمر 22لعنت22ملحد22هذیان22مقصر22ابابکر22انزجار22تنفر22نامردان 22منافقان 22 انزجار22عمر22تکبر22کوچک22شیطان22 احمقه22 نابکار22دینها22دشمن اسلام22 شیطان22باخدعه 22نیرنگ22عمر22ابابکر22تکبر22تنفر22انزجار22بدشمن نادان22لامذهب 22حسدی 22کوچک22عمر22ابابکر 22دشمن اسلام22تباهی22 بدبختی22سست ایمان 22ملحد22 لعنت 22نیرنگ22دروغ 22 کلک 22کید22مکارا22روباه22نابحق22دینها22خیانته 22بظلمت 22آدمکشه22بدبختی22 سرکشها22 کسکشها22 بنامرد22دینها22بکذابه 22دینها22باخدعه22نیرنگ22آدم کشه 22دشمن اسلام22 منافقان 22مجرمان22سست ایمان 22بدشمن نادان 22احمقه22لامذهب22 نکبتها22دشمن اسلام22عمر22ابابکر22عمر 22شیطان22لامذهب22بدبختی22مقصر22ملحد22لعنت22حراما22مکارا22نابحق22دینها 22بناحق22راهزن22بدزده دینها22مقصر22عمر22 شیطان22ابابکر22دشمن اسلام 22دشمن حق22اهل دشمن22انجمن دشمن22اخلاق دشمن22دشمن اسلام22شیطان22لعنت مقصر22عمر 22ابابکر22تکبر22بدبختی22دروغ 22کلک22کید 22مکارا22روباه 22کید 22دروغ 22نابکار22قلدر22شرور22نابکار22 22دینها22لعنت 22ملحد22بدیها22به ابجد فسادتباهی 563 - 541عمر ابوبکر=22عمر22 ابابکر22شیطان22بدبختی22 بدیها 22عمر22ابابکر22گنده لات22شرور22نابکار22آنکه از جنگها میکرد فرارشیطان 22عمر 22ابابکر22 قاصب دین خداوند عمر گنده لات نابکار بی پدر سامری قوم محمد عمر گاو بوود لعنتی بی پدر این نام عمر چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه خر میکند عرعرخر هم بوود لعن عمرابجد شیطان صفت شیطان قوم عرب بوده عمر بی شرف قاصب دین خدا تف به تو ای بی حیاء عمر در آتش می زنی روز قیامت عمر دوزخی بی پدر عمرقاصب دین خدا تف به تو ای رو سیا ننگ دین عرب مردم نادان حلب کرده خرابی زیاد نام نجست بیاد         به ابجد  مهدی59کاملترین دین 59کاملترین مرد59آخرین امام دین اسلام59 دین الله شیعه 59 دین الله اصل اسلام 59 دین الله ارباب جهان 59 دین الله آل الله 59 دین الله با آل قرآن 59 دین الله شیعه 59مهدی59 مقدس ترین امام بجهان59 کاملترین دین59 کاملترین مرد59 مهدی9+ 5=14 معصوم عشق14 نبوت 14 امامت14عشق14یعنی 1+4=5 تن آل عباء خانواده رسول خدا (ص) 59با عشق امامت دین اسلام 59کاملترین دین 59 کاملترین مرد 59مهدی59 به ابجد امام مهدی این آیه را 59 حرف قرار داده 59 وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ 59 ابجدکبیر 59حرف مهدی 59و القرآن العظیم 59شیعه دین الله 59 مهدی59 برهبر آسمانی دین 59 مهدی 59 دین الله اصل اسلام 59 حقیقت اسلامه حق 59 اهل تقوای الهی 59جانه 59 جهان 59ادبیات دین 482 -541 فتنه ها ابوبکر و عمر = 59 مهدی 59 مولاء پس چه کسی دشمن شماست فرقه های تمام ادیان الهی نام شما می آید اشک می ریزند اینها از من بیشتر عاشق شما هستند شب و روز برای دیدن شما دعا می کنند 41امتحان امت اسلام41 یاغدیرخم41 اصل دین اسلام41ماءمعین 41وقتی که مرده را نگهت زنده می کند باید تو را مسیح پیمبر صدا کنیم حالا که بی ولای توطاعاتمان باطل است بایدنمازو روزه خودرا قضا کنیم وقتی بخاطر تو بما شاءن میدهند دیگرچه احتیاج که دردین ریاء کنیم ما راغلام قصرخودت کن دربهشت تا شبهای جمعه روضه برایت بپا کنیم
به ابجد128حسین128کلید دین128سبب دین 128 امام الهی128کلید دین128حسین 128 +68=196دین اسلام196شهیدقرآن 34+34 آیات.الله34خانه مسلمین 34بیت الله34دین الله پادشاه.جهان 34یگانه مرد 34+34 شهیدقرآن =68 حسین 128 +68=196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196امام کل دین 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 کلید اسلام196اسلامه مهدی196 کلید اسلام 196 هر کسی به علم ریاضی قرآن توانست حقانیت خود را ثابت کند اینجانب دینش رامیپذیرم خداوند سال را بخاطر 5 تن و 12 امام و 14 معصوم سال را 365 روز قرار داد ضرب عالم امکان محمد استو جمال محمدعلیست ضرب 5 تن در خودش ضرب12 امام در خودش و ضرب 14 معصوم در خودش جمع سه ضرب میشود365 روزسال به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روزسال اهل بیت نبوت 906-541 فتنه ها عمرابوبکر= 365 روز سال به ابجد اسلام 132+92 محمد +110علی +17 نماز =351 قرآن351 حقایق اسلام351 فارسی 351دین اسلام ناب محمدی 351 اهل دین دین واقعی 351 ابراهیم محمد 351 قرآن351 فارسی351+14 معصوم= 365 روز سال به ابجد 46آخرین پیامبر 46 +46 رهبر جهان اسلام= 92 محمد 20+26 علی =46 ماه 46 نماینده الله 46رهبر جهان اسلام46مقصد دین اسلام 46نماینده الله46 محمد20+26 علی = 46 ولی 46+46ماه = 92 محمد +18 ذالحجه" غدیر خم = 110 دین الهی 110 ولی دین 110 علی 110 جلوه الله 110 ولی دین 110 حامیان110 دین الهی 110 ولی دین 110 «إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55)به ابجد ولی46ماه46 مقصد دین اسلام46 محمد20+ 26علی= 46ولی 46+46=92 محمد92+18ذالحجه "غدیرخم=110 دین الهی 110 علی110جلوه الله110ولی دین110 ترجمه آیه فوق جز این نیست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ایمان آورده ‏اند، همان ایمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات می‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند انگشتر به گدا می دهند برو ای کدای مسکین دره خانه علی زن علم علی علی26+20محمد=46وارثان محمد46چهره دین اسلام 46رهبر جهان اسلام 46حقیقت دین46آخرین پیامبر46 محمد20+26علی راه حق . علی=46ماه46نماینده الله 46رهبر جهان اسلام46مقصد دین اسلام46نماینده الله46 الهی 46حقیقت دین 46 نور قرآنی 46+46= شهر سوال محمد=92 محمد قائم آل محمد 92 این جهان و هر چه در او هست همه چیز روی نظم و بدون نقص و روی حساب کتاب هست این جهان روی دایره نظم میچرخد 46 +اسلام واقعی 319 شهید =365 روز سال إنما یرید الله لیذهب عنكم الرجس أهل البیت و یطهركم تطهیرا)47حروف دارد47شجره مطهره 47+12 امام=59 مهدی59امام مسلمین جهان 59یا نگین جمال محمد 59 هدف دین انبیاء 59 مهدی 59کاملترین دین59کاملترین مرد59 امام مسلمین جهان59فرمانده اسلام قرآن59=صاحب احکام اسلامی 59 خلیفه حق دین 59آخرین امام دین اسلام 59دین واقعی اسلام 59کاملترین دین59کاملترین مرد59 امام مسلمین جهان اسلام 59صاحب احکام اسلامی 59امام مسلمین جهان اسلام 59تنها دلیل دینه59صاحب احکام اسلامی59مومن واقعی اسلام59مغز متفکر اسلامی59امام واقعی حق انسان59هدف کل دین اسلام59چراغ روشنگر اسلامی59مدافع بحق الله59هدف خلقت انسان کامله59دین واقعی اسلام59 شهر الله دین اسلام59آخرین امام دین اسلام59 مهدی59این آیه قرآن هم 59حروف داردبشمار 59 ونریدأن نمن على الذین استضعفوافى الأرض ونجعلهم أئمّة ونجعلهم الوارثین59 این آیه قرآن 59 حروف دارد 59 تفسیر آیه کلمة الله هی العلیا الله زیباترین کلمه موجود در بین تمامی کلمات است و هیچ کلمه ای در هیچ زبانی زیباتر از کلمه الله نیست به طوری که خداوند در قرآن کریم فرمود: کلمة الله هی العلیا یعنی کلمه الله برترین است. و اما دلیل خداوند در تفسیر این آیه نهفته است. اگر کلمه الله حرف اولش را حذف کنیم میشود "لله" یعنی برای خدا و اگر حرف دومش را حذف کنیم میشود "له" یعنی برای او و اگر حرف سومش را حذف کنیم می شود "ـهُ=هو" یعنی او حالا در کلمات بدست آمده دقت کنید... الله:خدا ، لله:برای خدا ، له:برای او ، هو:او . او ، برای او ، برای خدا ، خدا ، با کمی فکر کردن در کلمات بدست آمده می بینیم که مقصد کلمات بدست آمده یک شخص واحد است ، الله کسی است که حتی بند بند اسمش گواه بر یکتایی اوست.بهترین دین ها 737-541 فتنه ها عمر ابوبکر = 196دین اسلام 196 اصل دینی 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196میگویند «أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (الملک، مهدی 59 هی العلیاء 59 به ابجد کبیر مهدی 59 وصغیر23+59=82 امام 82 مهدی 82جاشینان پیامبر امام علی 82 حاکم اصلی دین اسلامی 82 امام 82 مهدی هم به ابجد کبیر و صغیر 82 میباشد مهدی به ابجد کبیر  59 آخرین امام دین اسلام59 فرمانده حق دین اسلامی59مهدی 59خلیفه حق الله 59شیعه روح اسلام59مرد الله شیعه59پیام الله اصل اسلام59راه الله پیام اسلام 59خلیفه بحق الله 59پیام الله راه اسلام 59صاحب امامت کل اسلام محبوب بدین الله59با حقیقت دین اسلام 59 مهدی 59 راه عشق کعبه59 مقاصد دین حق اسلام 59آخرین امام دین اسلام 59 مهدی 59هدف دین انبیاء 59 اصل امام کل اسلامی 59 وقتی همه کلام حق را بپذیرند {کلمه الله 41+41 اصل دین اسلام=82 امام 82 مهدی 82 دین پیامبر دین شیعه 82 دین پیامبر امام واقعی 82 امام واقعی دین شیعه 82 مهدی23+59=82 به ابجد کبیر مهدی 59 هی العلیاء 59 آخرین امام دین اسلام 59 هدف دین انبیاء 59 مهدی 59 به ابجد کبیر مهدی 59 و صغیر 23+59= 82 امام 82 مهدی میباشد به ابجد کلمه الله 41+25 اصل اسلام شیعه = 66 الله 66+66 جانشین  رسول الله= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین 64 الله محمد علی = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 دین اسلام 196 میگویند {کلمه الله 41+41 اصل دین اسلام41=82 امام 82 مهدی 82 دین شیعه41+41 دین پیامبر =82 امام 82 مهدی82 آخرین سرورا امام دین اسلام 82با آخرین مکتب حق دین اسلام 82فرمانده دین حق اسلامی 82 کعبه دلها 41+ 41 اصل دین اسلام = 82 امام 82 مهدی 82 معجزه صحف ابراهیم82 ابجد صغیر راه الله 32+32منصب الله 32فرمانده32=64 الله محمد علی64 محور اصلی قرآن64+64=128 حسین 128 کلید دین 128دین64 الله محمد علی 64 دین 64 الله محمد علی 64محوراصلی قرآن64تنها برگزیده دین64 نماینده واقعی دین الله64عشق الله راه الله 64برترین امام دین64راه الله منصب الله 64اصل ثمره حق امامت64 دین برگزیده اسلام64 جانشین بحق رسو الله64 الله محمد علی64 منطق الله علی 64دین64 الله محمد علی 64 بهترین دین دنیا 64 الله محمد علی 64 +18 الله =82به ابجدامام82کلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82خلیفه واقعی امام اسلام82مهدی به ابجد کبیر و صغیر میشود82 امام واقعی خلیفه اسلام82به ابجدکبیرو صغیر82امام واقعی کل دین اسلام82امام حق کل جهان اسلام 82به ابجد صغیر راه الله 32+32منصب الله32=64 دین64 الله محمد علی 64 فرمانده کل بدین 64 نماز روزه خمس زکات 64دین 64+18 الله =82 امام 82 به ابجدکلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82 خلیفه واقعی امام اسلام 82 مهدی82 به ابجد کبیر و صغیرمهدی میشود 82 امام واقعی خلیفه اسلام 82 به ابجدکبیرو صغیر82امام واقعی کل دین اسلام82+82=164+32 راه الله = 196دین اسلام 196 به ابجد صغیر راه الله 32+ 32منصب الله32=64 دین64+64=128کلید دین128 حسین 128کلید دین 128به ابجدامام 82 کلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82 خلیفه واقعی امام اسلام 82 مهدی به ابجد کبیر و صغیر میشود 82 امام واقعی خلیفه اسلام 82 به ابجدکبیروصغیر82امام واقعی کل دین اسلام82 {مغز دین اسلام 1243-1202 سه خلیفه = 41 اصل دین اسلام41 {کلمه الله 41+41اصل دین اسلام41 دین شیعه41+41 دین پیامبر =82 امام 82 مهدی 82 مهدی به ابجد صغیر23+59مهدی به ابجد کبیر 59هی العلیاء 59 معجزه حق الله 59با امام حق دین الله 59به ابجد کبیر مهدی 59 آخرین امام دین اسلام 59 عشق ارباب کعبه59 با اصل اسلام واقعی 59 ارباب بحق کعبه 59وصغیر 23+59=82 امام82مهدی میباشدبه ابجد کلمه الله 41+25 شیعه=66خلیفه اسلام ناب محمد66 توحید عدل امامت 66 امام سرافراز اهل بهشت 66به مهدی 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 بهترین دین ها 737-541 فتنه ها عمر ابوبکر = 196دین اسلام 196 اصل دینی 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196میگویند «أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (الملک، هی العلیاء 59 به ابجد کبیر مهدی 59 وصغیر23+59=82 امام 82 مهدی 59 آخرین امام دین اسلام59 فرمانده حق دین اسلامی59مهدی59خلیفه حق الله 59شیعه روح اسلام59مرد الله شیعه59پیام الله اصل اسلام59راه الله پیام اسلام 59خلیفه بحق الله 59پیام الله راه اسلام 59صاحب امامت کل اسلام محبوب بدین الله59با حقیقت دین اسلام59مهدی59 آخرین امام دین اسلام 59 راه عشق کعبه59 اصل امام کل اسلامی 59 میباشدتفسیرکلمه23+59 = 82 امام 82 مهدی 82 به ابجد کبیر و صغیر مهدی 82 امام واقعی بدین 82 آخرین امام دین اسلام59 هی العلیاء 59مهدی 59 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد کبیر فرقه 385 شیعه385با آل قرآن385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 علی کیست جانشین66 علی آئینه حق66 الله66+25پیامبر=  92محمد 92محمد +18ذالحجه" غدیر خم =110علی 110دین الهی 110ولی دین 110 محمد 92یعنی 2ضربدر 9= 18 ذالحجه" غدیر خم دین اسلام کامل شد اکملکت لکم دینکم روزی که دین اسلام کامل شد روزی که شیطان22 شیطان 22مقصر22دشمن اسلام22 عمر22ابابکر22گنده لات22شرور22نابکار22 عمر به امام علی تبریک گفته و74 روز بعد با جمع کردن هیزم به درب خانه امام علی را به آتش کشید و موجب شهادت همسر امام علی دختر حضرت محمد(ص)در18 سالگی و فرزندش حضرت محسن شهید شد امام علی کفار قریش را به حال خود رها نموده و به عراق آمد این دستور پیامبر را اجراء نمود تاشیعیان مولاء هیچ موقع به زحمت نیفتند تقسیم 12 امام در بلاد مسلمین و زیارت آنها مثابه زیارت پیامبر است خداوند در قرآن میفرماید ما به شما مقام میدهیم تا شما را امتحان کنیم پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه25شیعه25فرقه25کعبه25آل الله25شیعه25انسان کامل25با آل قرآن25 آل الله 25شاه مردان 25 ارباب جهان25 زنده باد25اصل حق25 اصل اسلام25ماه تابانه 25شیعه25 آل الله 25باآل قرآن25اصل دین 25شاه مردان 25 ارباب جهان25اولین 25استاد اعظم 25نظر قرآن25نفس قرآن 25گنج قرآنه25 راستگوها 25 ابن رسول 25استاد اعظم 25 جان خاتمی25 تقواء 25عدالت 25 در تورات عبرانی ماشیع 25ماشیع 25شیعه در کتاب شاکمونی 25ایستاده 25به عرش 25نظر قرآن 25 خوش آمدی 25زنده باد25اصل حق25 اصل اسلام 25شیعه 25 انسان کامل25زنده باد 25 بسیجی 25 دلاور25جرعت 25 ضربان قلب25 قدرت و باطریش باید 25 باشه قلبه25 شیعه25ضربان قلب25جان کلام25گنج علم 25 خلفاء 25 کعبه 25 اصل اسلام25 اصل حق25ارباب جهان25 شیعه25 اصل اسلام 25 نام آدم 25 بار در قرآن آمده باش و حق را بپذیر به ابجد شیعه25 اصل اسلام 25 ارباب جهان 25 اصل حق25 انسان نمونه 25 انسان کامل 25نام شیعه 12بار در قران آمده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه34 حرف دارد34+25=59 مهدی59 یعنی9+5=14 معصوم14 عشق 14 ارباب 14 راه 14 بحق 14 عشق 14 معصوم 14 بادانای عالم اسلامه



+ نوشته شده در دوشنبه 02 اسفند 1395ساعت 11:06 توسط alialiali | ارسال نظر(0)

کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128امام الهی 128جان دینی128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128امام الهی 128 جان جهانی128 حسین128 با الله هو مدد 128 امام همام 128 امام ماه 128 به یا علی 128 یا به ماه دین 128 با اهله جمالی 128 یا دین ناب 128 با امید دینها128 با دین مذهبی 128 حسین یعنی حما سه ساز دین حسین یعنی حم سین نون والقلم و ما یسطرون حسین یعنی ترسیم کنند خط شهادت درجهان حم سین حامی محمد سیرت نوح حسین کشتی نجات128حسین128امام الهی128محبوب دین ها 128با محبوب الله128 گل زمان 128حسین128به طبیب زمان128 کلید دین 128امام الهی128 حسین128 اگر دین شما امام الهی جان الهی و کلید دین ندارد دین شما به درد عمت میخوره مثل عمر که عمش مادرشم بود 

جانشین خاتم باید نامش اخلاقش رفتارش گفتارش همه مثل پیامبر باشدمثل پیغمبر فقط مولاء علیست شاه مردان شیریزدان چون نبی ست 

مگر نام محمد هم علی نیست صدکتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد است

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ      دیدن روی تو مولاء بوود عیدی ماه ماه عالم کی درآیی از نقاب خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد اون بگه که هرگز نمیخواد تو رو ببینه رسم عاشقا همینه دلشون خدا میبینه وقتی خدا را داری هیچ غمی نداری روزی همه دست خداست پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد کمشو ای حرام لغمه پلید میشود زنسل شما همچویزید شمرپدید  

هرچه زمان میگذرد

مردم افسرده ترمیشوند

این خاصیت دل بستن  به زمانه است

خوشابه حال آنانکه بجای زمانه به

    «« صاحب الزمان  »»

دل می بندند

کمپین عاشقان ظهور مهدی عجل الله،حماسه ظهور،کمپین عاشقان ظهور ، امام مهدی ، امام زمان ،عکس امام زمان عج ،مهدویت

شیعه یعنی در مدار حق ودین قلب شیدایی رسیده بر یقین به ابجد  خورشید ولایت 1567-1202سه خلیفه= 365 روز سال 5+6+3=14 معصوم

به ابجد دشمنانی خارذلیل1330-128حسین =1202 عمرابوبکرعثمان1202ان من المجرمین منتقمون 1202 ظالم 971+نفاق 231 ابوبکر= 1202 بکافران محض1202 ارتش کفار1202

کلمات جسم حروفند و روح کلمات عدد ریاضی آن است اعداد روح  حروف هستند، یعنی عدد  جان حرف میباشد. (الاعداد ارواح و الحروف اشباح) هر جسمی جانی دارد جان حروف عدد ریاضی آن است
 هر حرفی عددی دارد که در حقیقت روح و جان و بطن آن حرف میباشد، به ریاضی قرآن علم ابجد دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم خانواده بسیارشریف و محترم رسول خدا میباشد روح دینه اسلامی 196 چهارده معصوم خانواده محترم رسول خدا روح دینه اسلامی 196 ضرب 14 معصوم در خودش 196 میباشد مومن 136+66 الله =202 مومن بدین 202  علی به ابجد کبیرو صغیر 136 علی 136 مومن 136 +66بدین 202 مومن الله 202 محمد 92+110 علی =202 مومن الله202 محمد و علی میباشندبه ابجد صغیر محمد 20+26 علی = 46 ماه  46 +46 ماه = 92 محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 دین الهی 110 +92 محمد= 202وحی الهی بدین الله 202 محمد 92+110 دین الهی = 202مومن الله 202 اهل لااله الاالله202محمد 92+110علی =202 اهل لااله الاالله=202اهل دین الله 202+110دین الهی +73 فرقه = 385 شیعه385راه الله با دین الله385 385راز اهل عالم 385با قانون دین الله 385فلسفه دین الله 385با آل قرآن 385شیداء385 راه الله با دین الله 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دین الله 385یگانه دره دین الهی385 نور واحد اهل دینی385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه یعنی دین اسلام 196+دین الله 130+ 59 مهدی = 385شیعه علی شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه یعنی لا اله الا الله166+ حق 108 +11 امام شهید = 385شیعه385فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 با آل قرآن 385 شیعه385 طبیب بحروف الله 385 رسول خدا فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 مرد عالم385اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 به ابجد اسلام به ابجد صغیر و کبیر اسلام 144 ضرب 12 امام میباشدیعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144 اگر دین اسلام شما هستید بفرمائید ثابت کنید و نشانه هایتان را بفرمائید ما مثل شما نامرد نیستیم حق را می پذیریم به ابجد حق12 اسلام 12 حق12 ساعت 12 ماه های سال 12 اسلام 12 حق12فرق کافر و مومن ترک نماز است نماز دوای روح و غذای جسم است روز قیامت عده ای ازنماز گذاران بی نماز محشور میشوند بخاطر ارث گذاشتن برای فرزندان بی نماز ارث برای کافران نگذارید همه را در راه خدا انفاق کنید تا به بی نمازان چیزی نرسدو آنها خسرالدنیا و آخره" که هستند هم سختی دنیا بکشند هم آتش دوزخ هیچ وقت به فرزندان خود نگوئید نماز بخوان هر کدام بی نماز بود او را از ارث محروم کنید کاری کنید که اصلا" نفهمد به ابجد
خائنا فاسد العقیده  1082- 541 فتنه ها = 541 عمرابوبکر به ابجد دشمن واقعی شیعه و دین الهی 1082-541 دشمنه اسلامی= 541 عمر ابوبکر541 بخائن منافقان ملحده 1082-541 آفت کلی= 541 عمر ابوبکر 541 +430 مقصر= 971 ظالم به دست میآید مقصر 430+541 عمر ابوبکر= 971 ظالم به دست میآید افرادی کودن بیشعور که قصب خلافت کردند قاصبان منافقن بی دینی1082-541 = 541 عمر ابوبکر541 منافقان بی بدین اسلامی541 کافر پلید دین اسلام 541آفت کلی 541 دشمنه اسلامی541مجرمین بدین اسلام 541فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا می خیزند به ابجد فتنه ها 541 دشمنه اسلامی541 اهله شر541

امام علی علیه السلام می فرمایند: از رسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد، آن حضرت فرمودند: قال رسوالله (ص)

 تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه آن شگفتی است، وای بر عالمی که از تفسیر آن جاهل باشد. به ابجدشیطان22 عمر22مقصر 22ابابکر22شیطان22هذیان22عمر22دشمن اسلام22 بازم بگو22دشمن اسلام22عمر22شیطان22ابابکر22لعنت22مقصر22پررو22درآتشه22 دوزخه22مجرمان22منافقان22ملحد22نابحقه22بناحقه22مقصر 22عمر 22ابابکر22هذیان22دروغ22کلک22نیرنگ22کید 22نابکار22مکارا22روباه 22جهل تمام22بااباجهلا22باجهالت22منکر 22دشمن اسلام22عمر22 ابابکر22شیطان22 اهل شرب22شرابیا 22بمشروب22بخورها 22شرابیا 22اهل شرب22بشرابخار22عمر 22شیطان22ابابکر22نابکار22لواط 22نابکار22سست ایمان22ایدز22 فاحشه22بدیها22سست ایمان22 جنگ طلب22لامذهب22

ره الله31 کلام حق31قرآن ناطق 31 نور قرآن31یعنی 5 تن +12 امام +14 معصوم=31علی 26بخوبی ها26سیمرغ26راه حق26علی26امام دین26بت شکنی26بدوش نبی26وصیت26بیعت26غدیر26علی26 26جانمحمد26بدامادی26 باجان اسلامه26امام دین26یقین 26راه حق26دین خداه 26جان محمد26یا تقوا26درستی26دین خداه 26جانشینانه 26جان محمد26 هزارباب26راه حق26 علی26عشق حق26دوست حق26فروغ 26دینی26آفتابی26طلاء26مستقیم 26ره راست26بسم رب شهدا26راه حق 26علی 26 زاده محراب شهید محراب علی فرمود هر علمی هزارباب داردوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش به ابجد صغیر فرقه25شیعه25 بهترها۲۵ کعبه ۲۵به امر خدا ۲۵ اصل حق ۲۵جلوه خدا ۲۵ بسیجی۲۵بجهادی ۲۵دلاور۲۵ جانه جانانه۲۵ محشره ۲۵ عاشقی ۲۵ره رسم۲۵اساسه ایمان ۲۵ایمان بخدا ۲۵علم خدا ۲۵بی انتها ۲۵استواره  ۲۵و مخلصونا ۲۵مخلصی۲۵رهحق ۲۵ضرب  ۵تن ضربدر ۵ =۲۵فقط یک فرقه اهل نجات  است۲۵ شیعه  میباشد ۲۵کعبه  ۲۵ رسول خدا ۲۵شناخت امامتت2۵ تقواء ۲۵عدالت ۲۵ بترازوی عدالتی۵۶۶-۵۴۱ عمر ابوبکر=25  به ابجد (دین حق و حقیقت کدام است566 منهای ابجد مرگ کافر۵۴۱ =۲۵ دین حق شیعه میباشد

 نام امام 12 بار در قرآن آمده است نام شیعه 5 بار در قرآن آمده است 5ضربدر 5= 25 نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم آدم باش و حق را بپذیر اگر دین نداری لااقل آزاد مرد باش پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 اولین 25دین آدمی25به مکتب25پیامبر25دین آدم25اسم اعظمه 25بانام هاخاتم25محمده 25والله25 یاور 25استاداعظم 25نظرقرآن25 کعبه 25شیعه25والله 25باحقی25 قرآنی25به قدیس25شیعه25مخلصی 2استاداعظم25 نظرقرآن25شیداء25 شیعه25به امرخدا 25مخلصی 25عاشقی22 بادینها25 بسیجی25خوشآمدی25والله25باحقی 25قرآنی25کعبه25شیعه25مخلصی25تقواء25عدالت 25 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده  ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشیدوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:قرآن را که قبول داری نام شیعه5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر 5= 25 شیعه 25اصل حق25آل الله25جلوه خدا25کعبه25خدایی25باحقی 25خدایی25 اصل حق 25بی باک 25 بپدیده25 زوایا25کعبه25 خدایی 25باحقی25 با نامه آدما 25نام آدم هم 25 کعبه25والله25نام آدم25 باردرقرآن آمده آدم باش و حق رابپذیربدبخت ونامردنباش چشمهایت راباز کن دارم با آیه قرآن باشما صحبت میکنم سمن بکمن عمیون فهم لا یعقلون اگر خدا کور و کرت گنگت نکرده باشه ان شاء الله حق را می پذیری و مثل یک مرد حق را میپذیریواقعا" حق دارید شیفته جمال با صفای حضرت مهدی نمونه عالم شوید خدا همه جاست گنج دین همه جاست و میبیند شما را امام جواد عليه السلام فرمود: با ارزش ترين اعمال شيعيان ما انتـظار فـرج است.امتی که راضی به کشتن فرزند پیامبرش باشدوحق را نپذیرد قطعا" اهل دوزخ است ان شاء الله در دنیا هدایت شده و به دوزخ ختم نخواهد شد تا دیر نشده توبه کنید نام شما یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام شیعه 12 بار در قرآن آمده استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ طبق آیه قرآن فقط شیعه بحق و رستگار عالم استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ قال رسو الله یا علی انت و شیعتک هم الفائزون یا علی تو و شیعیانت رستگاران اهل عالمید وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 والله25 آل الله 25 بانام آدم ها 25 بار در قرآن نام25 آدم انسانی 25 آدم باش انسان باش و حق را بپذیر نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر نفهم بفهم  وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 بانام آدمها 25 گنج قرآنه25 خدایی 25نفس قرآن 25 شیعه25 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 گنج قرآنه25 نفس قرآن 25 شیعه25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 با نام آدمها 25خدایی 25 گنج قرآنه25 نفس قرآن 25 شیعه25   25باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ هرکسی شیعه نباشد بدبخت عالم style="color: #0000ff;">پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد چرا شما شیعه هستی بخاطر اینکه از فرزندان عزیز کوثر قرآن فاطمه دختر رسوله 25خدایی 25والله 25شیعه 25 ابن رسول25 ابن بتول25 والله25 تقواء25 عدالت 25 اولین 25دین آدم25 شیداء 25 شهید ها 25 خوش آمدی25 «ايستاده» 25 (قائم) در کتاب شاکموني؛ ایستاده 25«ماشيع» (مهدي بزرگ) در تورات عبراني؛ شیعه 25 ماشیع 25نظر قرآن 25 استاد اعظم 25علمه 25 والله 25 راستگوها 25 ماشیع 25«ماشيع» (مهدي بزرگ) در تورات عبراني؛ ماشیع 25  شیعه 25

 

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:

 در تورات و انجیل  فارقلیط شد پرکلیتوسه 47به ابجد 47کسانی است که نام آنها بر سر زبان ها باشد و همه کس آنها را ستایش کنندبه علم ریاضی علم ابجد قرآن  پرکلیتوسه  47 منظور نبوت خاتم و اهل بیت او میباشند  پرکلیتوسه 47 به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد  این آیه نورانی اهل بیت هم 47 حروف میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن7 بار آمده محمد 4+علی3= 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر میباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

امتی که راضی به کشتن فرزند پیامبرش باشدوحق را نپذیرد قطعا" اهل دوزخ است ان شاء الله 

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

محمد علی فاطمه حسن حسین583عاشوراه عاشوراه583امت اسلامی583اهلبیت فاطمه583

دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر=128حسین        

الله 66+66 بدین= 132 اسلام -4 خلیفه=128 حسین    

جانشین بپیامبر669-541فتنه ها=128حسین

 وصی پیامبر359-231 ابوبکر نفاق= 128حسین

گل زمانflorگل زمان128حسین128دینه مهدی وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ به ابجد لااله الا الله165 + 128حسین +92 محمد = 385 شیعه385 فلسفه دین الله 385بدین واقعی اسلام 385  حسین شیعه واقعی الله و محمد است فقط یک جانشین الله میتواند شیعه محمد باشدکعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128128 امام الهی128

اهل مذهب ما128گل زمان128جان دینی 128یاگنج دین128امام الهی128کلید دین128 اهل محمد 128اله محمد128حماسه ای128یا نی نوا128امام آدما 128امام الهی128به طبیب زمان128آقا بگذاردیگران هم فکرکنندحق باآنهاست شما بزرگوارهستیدستاره هابخاطردوریشون ازخورشید اونو خوب نمیشناسند128 بدیدگاه اهل الله128حکیم کل128آل محمده 128حکیمن128ایام بدینی 128بدیدگاه اهل الله128یاگنج دین128اهل محمد128باآقاطبیب 128طبیب دین ما128امام الهی128 بکل ادیانی128یاباکل دین128جان دینی128جان جهانی128کلیددین 128امام الهی128اهل مذهب ما128امام الهی128یا نی نوا128یحسن128جان دینی128بدیدگاه اله الله128حسین128محبوب دینها128بامحبوب الله128 گل زمان128حسین128به طبیب اهل بجهان 128حماسه ای128بدیدگاه اهل الله128اهل مذهب ما128به جان الله128کلیددین128حسین 128امام الهی128کلیددین 128با دادگاه دین128حسین128 به یادین الهی128باجانه الله128اصولا128اهل مذهب ما128یاماه ادیانه128ایام بدینی128باب ایامه الله128گنج دین128کلیددین128امام آدما128حسین 128بدین های الهی128بنگاه دین هانصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه=128اهل مذهب اله 128حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند با محبوب الله 128 محبوب دینی 128 حسنی 128 باکل سیدا128 با کل ادیانی 128دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید128به طلب های دین128 روز عاشورا امام حسین فرمود برای چه می خواهید بااهل بیت و فرزندان پیامبرتان بجنگید گفتند بخاطر انتقام ازعلی تمام کفار را علی به درک واصل نموده بود در کنار پیامبر روز قیامت خداوند همه را به دوزخ خواهد ریخت شما هم که حق را نمی پذیرید در زمره کافران دوزخی خواهید بود  کافران بدوزخ 971 ظالم 971 +231 نفاق ابوبکر=1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 بکافران محض 1202 ارتش کفار1202
«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است.  نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدنددین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید
«مااز کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند وشیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است امتیاز پنجم که  بسیار بزرگ میباشد.آن است که حسین (ع) عشق و وفاداری و گذشت در راه خدارا عملا معنی کرد و باید گفت اگر عمل امام حسین (ع) در روز عاشورا نبود.بسیاری از مفاهیم و لغات معنی نمیشد.

جانشین بپیامبر669-541 = 128 حسینبه ابجد دین خدا 669 -541 دشمنه اسلامی = 128 حسین به ابجد کبیر و صغیر الله 86+583 پنج تن= 669 -541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128

 نصبه خلافته الله1330-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند

دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشیدبه ابجد کبیر و صغیر الله 86+583 پنج تن= 669 -541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128حسین128 کلید دین 128جانه جهانی 128نبی الله128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128 کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی 128سبب دین 128 اهل محمد 128  حسین 128 جان دینی 128 .کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128   حسین128امام الهی128گلها محمد128با محبوب الله128 یا گنج دین128دین دین 128اهل محمد128 حسین128به طبیب زمان128امام الهی128الکعبه128باالزمزم128 کلیددین128جان جهانی128با گل دین97+ 5تن+12امام+ 14معصوم= 128بدین های الهی128حکیمن 128محبوب دینها128با محبوب الله 128حسین128الکعبه128بطبیب هاکعبه128 یاگنج دین128کلیددین128سبب دین128امام الهی 128باامام اول ها128حماسه ای128حسین128به طبیب زمان 128 حسین 128به ابجد واقعیت الله 633-541 فتنه ها = 92 محمد92 اهل مذهبه92 مذهب ما 92 طبیبی مهدی92طبیب جهانی92 امامی 92 بگلهای آدم 92 امامی 92 به مهداله92 +5 = 97 کعبه 97 حسین یعنی حماسه سازیاران نام آور دینحسین یعنی حم سین یا نون والقلم ومایسطرون کسیکه خط شجاعت شهامت وشهادت راترسیم نمودحسین یعنی حامی سایر یاران نام آور 97 با گنج ما 97کعبه 97آل الله97 با گل دین 97 آب زمزم 97 +13 رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110 با ادب اهل دین 110با گلهای میوه 110به زمانه 110 به ابجد کعبه97  آل الله 97 محمد 92 +5 تن = 97 کعبه 97  کعبه97 آل الله97 آل الله 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حماسه ساز یاران دین 128+7=135 طبیب الهی الله135 فاطمه 135 دینه الله135+110 علی = 245 دینه اسلام 245 علی +فاطمه =245 دینه بحق الله 245

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ فرقه های باطل اگر شما هم نام فرقه هایتان در قرآن میباشد بفرمائید نامردان بی دین حرامی پر مدعاء حرامیان 310 کفری310عمر 310ابله منافقا310جاهل منافق310منکر310حرامیان310عمر310 جهل عرب310 اباجهل دردین310نیرنگ310حرامیان 310عمر310جهل عرب310 کفری310عمر310 اهمیت بحث های مهدوی امام سجاد علیه السلام :مردم زمان غیبت که گفتمانشان امامت مهدی است و منتظران ظهوراو هستند حتماً از اهل هر زمانی برترند زیرا خدا به آنها عقل ها وفهم ها و معرفتی بخشیده که غیبت برایشان به مثابه ی مشاهده امام است .جایگاه ایشان مانند کسانی است که در رکاب پیامبر خدا ص با شمشیر بهجهاد می پردازندایشان حقیقتاً مخلصند و شیعه راستین ما هستند ،و در نهان و آشکار دعوت کننده به دین خدا هستند -و فرمود : انتظار فرج خود بالاترین گشایش و فرج است.ابجد 5 تن آل عباء 583

 به ابجد خانواده محترم پیامبر583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583 به قرارداد الله 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583 با عشق علی 583به ابجد  اهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام = 583شبکه نور 583 این عددنورانی راازراست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرندشیعه385نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام شما و فرقه هایتان یک بار هم در قرآن نیامده علم ریاضی قرآن هم که نمیفهمی ابجد خانواده محترم پیامبر583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583به قرارداد الله 583 امت اسلامی 583 اهل دین قرآن اسلام 583 این عددنورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرندشیعه385 نام شیعه 12بار در قرآن آمده 385طبیب بحروف الله 385 رسول خدا فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 مرد عالم385اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385

جانشین بپیامبر669-541عمر ابوبکر= 128 حسین

 

نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند

دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید

محشر الله الله است می دانی چرا؟

یک بغل باران الله الصمد آورده ام

نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف

راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست

فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید

انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد

باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

کمال الدّین و تمام النعمة ج1ص 58 به ابجد شهید 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319راه الهی الله 319 شهید 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385 دین ناب الله محمد علی 385به ابجدشهید الله 385 فلسفه دین الله 385 نماز مسلمان 319شهید  319 اسلام واقعی 319 نماز مسلمان 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 با قانون الهی دین الله 385 قانون اساسی الهی 385 فلسفه دین الله 385 زنده با دین بحق حسینی 385

پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 سربازانه مهدی 385 فلسفه دین الله 385 با قانون الهی دین الله 385 دین ناب الله محمد علی 385 با مقام دین اسلامه 385
دیدم چند روزه کل ستاره ها نیستن فهمیدم رفتند مسافرت ان شاء الله خوش بگذره برای همه وبلاگ نویسا آرزوی سلامتی دارم

حسین یعنی قلب اسلام حسین یعنی سرنوشت دین حسین یعنی کلید دین 128 کلید دین 128 حسین 128 حسین یعنی 128امام الهی 128 حسین یعنی حافظه فراموش نشدنی تاریخ حسین یعنی عاشوراه شهامت شجاعت شهادت حسین یعنی کربلاء حسین یعنی کشتی نجات حسین یعنی کعبه دلها حسین یعنی عشق الله حسین یعنی ثارالله حسین یعنی حزب الله حسین یعنی مظلومیت فاطمه حسین یعنی درس آزادگی حسین یعنی اگر دین نداری آزاد مرد باش حسین یعنی تبلیغ دین حسین یعنی مهدی تنها نیست حسین یعنی بسیجیان عالم حسین یعنی حزب الله حسین یعنی فتح مکه حسین یعنی آزادی قدس شریف حسین یعنی ظهور مهدی {عج} حسین یعنی جان دین شیعه امیر المومنین 

امام حسین (ع) علاوه بر فضایل حسبی و نسبی که همه اهل بیت دارا میباشند.امتیازهایی هم در میان اهل بیت علیهم السلام دارند.

۱-اولین امتیاز این است که ائمه طاهرین علیهم السلام همه از صلب او هستند.از این جهت روایاتی از رسول اکرم آمده است که به این امتیاز تصریح شده است.سلمان فارسی میفرماید((حسین در دامان رسول اکرم (ص) نشسته بود و حضرت اورا میبوسید و میفرمود:(انت السید ابو الساده انت الامام ابن الامام ابوالائمه انت الحجه ابن الحجه ابو الحجج تسعه من صلبک و تاسعهم قائمهم)(تو بزرگی و پدر بزرگانی .تو امامی و پسر امامی و پدر امامانی.تو حجت خدایی و پسر حجت خدایی و پدر حجت خدایی و آن حجت های خداوند نه نفرند که از نسل تو هستند و نهمین آنان قائم آل محمد است)(کمال الدین/ج۱.ص۲۶۹.حدیث۱۲)

۲ـدومین امتیاز این که تداوم حیات اسلام مرهون شهادت اوست.همانطور که در حدیثی ذکر شده:(الاسلام بالنبوی الحدوث و بالحسینی البقا)اگر به تاریخ مراجعه شود .فهمیده میشود که اگر قیام حسین و اسارت اهل بیت آن بزرگوار نبود.نامی از اسلام باقی نمانده بود.

امام حسین(ع) وقتی که ستمگران بنی امیه میخواستند بیعت با یزید را به ایشان تحمیل کنند به این امتیاز اشاره میکند:

(لو بایعت یزید فعلی الاسلام السلام)اگر بایزید بیعت کنم باید فاتحه اسلام را خواند.

۳-سومین امتیاز امام حسین (ع) شعله های محبت او در دلهاست.رسول کرم (ص)میفرمود:(ان للحسین حراره فی قلوب الناس لن تبرد ابدا):

همانا برای حسین .محبتی در دلها شعله ور است که هرگز خاموش شدنی نیست.

۴-چهارمین امتیاز برای ابی عبدالله الحسین.ع.این است که در تربت او شفا است و استجابت دعا در حرم مطهر او از نظر روایات مسلم و قطعی است.(مناقب ابن شهر آشوب/ج۴.ص۸۲) معنی دین خداوند حسین 

۵-امتیاز پنجم که  بسیار بزرگ میباشد.آن است که حسین (ع) عشق و وفاداری و گذشت در راه خدارا عملا معنی کرد و باید گفت اگر عمل امام حسین (ع) در روز عاشورا نبود.بسیاری از مفاهیم و لغات معنی نمیشد.حسین(ع) در روز عاشورا میفرماید:((اللهم انت ثقتی فی کل کرب و انت رجائی فی کل شده و انت لی فی کل امر نزل بی ثقه و عده.کم من هم یضعف فی الفواد و تقل فی الحیله و یخذل فی الصدیق و یشمت فی العدو انزلته بک . شکوته الیک رغبه منی الیک عمن سواک ففرجته عنی و کشفته فانت ولی کل نعمه و صاحب کل حسنه ومنتهی کل رغبه)) {۱}

ای خدا ! پناه من در هر غمی تو هستی و امید من در هر سختی تو هستی.در هر چه بر من روی اورد.تو پناه و یاری کننده من هستی.چه بسیار از غم هایی که دل را به تپش در میاورد و چاره را کم میکند و رفیق را درمانده و دشمن را خشنود میکند.به تو واگذار نمودم و شکایت آن را به تو کردم برای رغبتی که فقط به تو داشتم نه به غیر تو.و تو آن غم را دفع کردی.پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبی هستی و منتهای هر آرزو تویی.

او هر چه دارد در راه حق فدا میکند.مال.عیال.اصحاب.اولاد.و حتی طفل شیرخوار را.ودر گودال قتلگاه چنین میگوید:

ترکت الخلق طرا فی هواکا                    وایتمت العیال لکی اراکا

ولو قطعتنی فی الحب اربا                     لما حن الفواد الی سواکا {۲}

ای خدا!از همه کس.از همه چیز در راه تو گذشتم و برای ملاقات تو از همه وابستگان چشم پوشیدم.ای خدا!اگر در راه محبت تو پاره پاره شوم.دل من به سوی غیر تو تمایل نخواهد کرد.

آری!این است حقیقت ایمان و سیر الی الله تعالی.که در وجود سراسری امام حسین علیه السلام متجلی بود.

۱-منتهی الآمال/ج ۱

۲-محدث قمی(رحمه الله علیه)این اشعار را در ضمن مرثیه ای از کتاب معراج المحبه.در جلد ۱منتهی الآمال آورده است.

 

به ابجدحسین128امام الهی 128 حسین128 امام الهی 128 کلید دین 128 حسین 128 دین 64+64 = 128 دین دین حسین 128 به ابجد دین الهی 110 نگین 110 دین الهی 110 علی 110به ابجد وصی پیامبر 359-231 ابوبکر=128 حسینبه ابجد برترین دین 926-541عمر ابوبکر= 385 شیعه 385قال رسوالله فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام 385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 به ابجد بهترین دینها737-541 عمرابوبکر= 196 ضرب 14 معصوم 196 میباشدبه ابجد خدای کلمات 1106-1202 سه خلیفه= 196 اصول دین 196 دین اسلام 196 حامی بدین الله196 با ضرب 14 معصوم 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 ضرب 14 معصوم در 14 = 196 میباشد به ابجد محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم برادران یوسف اورا به 18 درهم فروختند دختر رسول خدا را در 18 سالکی به شهادت رساندند  به ابجد دشمن فاطمه 529+12 امام = 541 عمر و ابوبکر 541 شرما 541قاتلی541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی541 کافر پلید دین اسلام 541 اولین احمقان قاصب541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 آفت کلی541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر541 قاتلی 541 آفتین
اهل دین قانون شیطان 677-136 مومن = 541 عمر ابوبکر به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 قاتل دین الله 651- 110 دین الهی = 541 قاتلی541 عمر 310+231 ابوبکر = 541 قاتلی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 

حسین یعنی حماسه ساز یاران دین حسین یعنی حما سه ساز دین حسین یعنی حم سین نون و القلم و ما یسطرون حسین یعنی ترسیم کنند خط شهادت در جهان به ابجد آل الله 97 کعبه 97 آل الله 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (حامی سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حامی سایرین حسین یعنی حماسه تاریخ سایرین  حماسه سعادت یاور نام آوران حسین یعنی خورشید ماه عالم قمر بنی هاشم حسین یعنی شمع عباس یعنی پروانه حسین یعنی اقیانوس عباس یعنی دریا دل حسین یعنی قلب اسلام حسین یعنی سرنوشت دین حسین یعنی کلید دین 128 کلید دین 128 حسین 128 حسین یعنی حافظه فراموش نشدنی تاریخ حسین یعنی عاشوراه حسین یعنی کربلاء حسین یعنی کشتی نجات حسین یعنی کعبه دلها حسین یعنی عشق الله حسین یعنی ثارالله حسین یعنی  حزب الله حسین یعنی مظلومیت فاطمه حسین یعنی  درس آزادگی حسین یعنی اگر دین نداری آزاد مرد باش حسین یعنی  تبلیغ دین حسین یعنی مهدی تنها نیست حسین یعنی بسیجیان عالم حسین یعنی  حزب الله حسین یعنی  فتح مکه حسین یعنی  آزادی قدس شریف حسین یعنی ظهور مهدی {عج}   کعبه 97+31 کلام حق نور قرآن قرآن ناطق= 128 کلید دین 128 حسین 128 کلید دین 128به ابجد حسین128 کلید دین 128 امام الهی 128 حکیمن 128 محبوب دینها128 با محبوب الله 128 الکعبه 128 با الزمزم 128 خداوند کعبه و زمزم را بخاطر امام حسین بپا نمود حسینی باش یزیدی نباش اگر دینت کلید ندارد بیچاره عالمی یزیدی نباش  حسینی باش به ابجد حسین 128 کلید دین 128 آله محمد128 کلید دین128 جان دینی 128 با حامی بدین  128 امام الهی 128 کلیددین 64+64= 128 کلیددین 128 حسین 128 اهل محمد 128 امام الهی 128سبب دین 128 امام الهی 128 کلید دین 128 جان دینی 128 اهل محمد 128 بدین های الهی 128 بهای اهل دینی 128 باماسیدی128 امام الهی 128 باصله128حسین 128 کلید دین 128  امام الهی 128حسین128کلید دین 128جانه جهانی 128 نبی الله128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی128128سبب دین 128 اهل محمد 128  حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128 اهل محمد128 کلید دین 128با جانه الله 128 با کله دینها 128 بهای اهل دینی 128 حسین128 سبب دین 128جانه جهانی128  یاگنج دین128موج دینی 128 امام الهی 128 کلید دین 128 سبب دین 128 دین آزاده الهی 128 حسین 128 جان دینی 128به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 کلید  دین 128 اهل محمد 128=حسین128 گنجینهی 128 کلید دین 128 اهل محمد 128=  12 امام پدر برادر و فرزندانحسین میباشند رسول خدا (ص) فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسینمیباشندبه ابجد جان خدای 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین      128کلید دین 128 امام الهی 128دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین       128 جانه جهانی 128 جانه دینه 128وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین128       128 اهل محمد 128سبب دین 128 دین جانباز 128 حسین است 128 یعنی 8 ضربدر2= 16+1= 17 نماز 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء 12 امام 12+5 تن = 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء جانشین بپیامبر669-541 = 128 حسین128 دین جانباز 128 نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدنددین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید
«مااز کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند وشیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیهالسلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است.
به ابجد فارسی 351 قرآن 351 هر ماه اهل دین 351 قرآن 351+14 معصوم = 365 روز سال یک ختم قرآن گل روی مهدی صاحب الزمان (عج)

«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است

 به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دین الهی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 مردانی طلایی 365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم

حسین128 کلید دین 128جانه جهانی 59 نبی الله128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128 کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی 128سبب دین 128 اهل محمد 128

  حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128 اهل محمد 128 کلید دین 128 با جانه الله 128 با کله دینها 128 بهای اهل دینی 128 حسین128 سبب دین 128جانه جهانی128  یاگنج دین128موج دینی 128 امام الهی 128 کلید دین 128 سبب دین 128 دین آزاده الهی 128 حسین 128 جان دینی 128به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسینبه ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 کلید  دین 128 اهل محمد 128=حسین 128 گنجینهی 128 کلید دین 128 اهل محمد 128=  12 امام پدر برادر و فرزندان حسین میباشند رسول خدا (ص) فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسین میباشندبه ابجد جان خدای 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین

خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین      128کلید دین 128 امام الهی 128

 دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین        128 جانه جهانی 128 جانه دینه 128

وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین128       128 اهل محمد 128سبب دین 12

جانشین بپیامبر669-541 = 128 حسین

نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند

دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید

«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است.

 وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین 128  ابجد امام الهی 128 کلید دین 128 حسین 128 دین 64+64 = 128 دین دین حسین 128 به ابجد دین 64+64= 128 دین دین حسین128است به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین 128 امام الهی 128 کلید دین 128 نبی الله128 اهل محمد 128  کلید دین 128 امام الهی 128 حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128سبب دین 128 کلید دین 128  اهل محمد128

 کودگی چهار ساله وارد مسجد شد پیامبر در سجده بود و سبحان ربی ا اعلاء و بحمده کودک یکراست رفت پشت رسول خدا نشست فقط جانشین رسول خدا میتواند بر دوش پیامبر برود و بتهای کعبه را بشکند جبرئیل نازل و فرمود خداوند میفرماید اگر سر از سجده برداری تو را از نبوت خلع میکنم حسین پائین آمد و رسول خدا نماز را تمام کرد یاران سبب سجده طولانی را پرسیدند و پیامبر داستان حسین و نماز شهادت را برای یاران باز گو کرد حسین کشتی نجات است به ابجد دین 64+64= 128 دین دین 128حسین 128است امام الهی 128 حسین 128

خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین

دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین

وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین

قال رسوالله = انا مدینةت لعلم و علیٌ بابها"   854-541  عمر ابوبکر = 313 رمز الله 313 ره حق 313 مثل روز روشن است حقانیت مولاء قائم آل محمد و یاران مهدی 313  نفر میباشند هر سال52 جمعه به 313 روز 313+52 = 365 روز سال ابجد  راه حق 26+26 علی =52  هر سال 52  جمعه داریم با 313 روز = 365 روز سال رمز الله 313 بنور امیدی 313 به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 جمکران 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سال

قال رسوالله = انا مدینةت لعلم و علیٌ بابها"   854-541  عمر ابوبکر = 313 رمز الله 313 ره حق 313 مثل روز روشن است حقانیت مولاء قائم آل محمد و یاران مهدی 313  نفر میباشند هر سال52 جمعه به 313 روز 313+52 = 365 روز سال ابجد  راه حق 26+26 علی =52  هر سال 52  جمعه داریم با 313 روز = 365 روز سال رمز الله 313 بنور امیدی 313به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سالدوست داشتنی ترین مرد جهان قائم آل محمد(عج) است چه کسانی  امام مهدی را خیلی دوست دارند یاران مهدی313 نرجس 313 رمزالله 313+72 شهید کربلاء = 385 شیعه فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام هیچ یک از فرقه های تو در آوردی در قرآن نیامده که نیامده اگر میآمد میپذیرفتم هر سال313 روز و 52 جمعه داریم 313+52=365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم خداوند سال را 365 روز قرار داد بخاطر 5 تنو 12 امامو 14 معصوم ضرب این سه عدد هر کدام در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال یک معادله دیگر به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال هر وهابی یک معادله 365 روز سال آورد من دینش را می پذیرم اگر مرد هستید حق را بپذیرید

پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 مرگ کافر 541 آفت کلی 541 دشمنه اسلامی 541 قاتلی 541 عداوتین 541به معادله ظالم و مقصر توجه فرمائید به ابجد ظالم971-430 مقصر=541عمر310+231 ابوبکر رکب وبا = 541به ابجدمقصر430+231 ابوبکر= 661 عثمان661+310عمر=971 ظالم971+231 ابوبکر= 1202 سه خلیفه 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد دشمن متجاوز اشت بالطبع است  طبیعت جهان خاران تجاوز است جلو آمدن است تصرف است پنجه انداختن است طبیعت اینها است اگر حاکریز شما قابل نفوذباشدنفوذ میکنندآنها علمی هرگز نمتوانند نفوذ کنند علم خدا وند علم ابجد قرآن خوب روی سیاهشان را گم نموده و گروه گروه هدایت میشوند خدارا شکر
541 به نفوذ دشمن 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541عمر ابوبکر541         ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام541 فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541

نظر الله 1216-1202 سه خلیفه = 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم میگویندبه ابجد  نظر دین 1214 -1202 عمر ابوبکر عثمان = 12 امام غدیر1214 -1202= 12 امام حضرت مهدی 12 دوازدهمین امام جهان میباشد به ابجدصغیر اسلام 12 حق 12 اسلام 12 نجاتبخش 12 اخلاق12خجسته12اهل 12 اسلام 12 واجب 12امامن 12حق12 اسلام 12 نجاتبخش 12اهل 12 اسلام 12 پیامبر فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسین میباشند پیامبراعظم صلوات الله علیه  فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی385 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید هر وهابی توانست 12 خط ابجد زیبا 20محمد 20 بنویسدبدرجه شیعه مفتخر میگردد اینجانب از زبان مولایم مهدی به درجه یاعلی مدد رسیدم این درست نیست آدم از مولایش دور باشدو دائم برای دوریش اشک بریزد و غصه بخورد تنهایی و بی کسی مولاء علی را یاد آور میگردد

پیامبر فرمود منم نبی الله 128 حسین از منست و من از حسینم حسینو منی انه من الحسین  نبی الله128 پیامبر فرمود دوست حسین دوست من است دشمن حسین دشمن من است 128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128 کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی 128سبب دین 128 اهل محمد 128  حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128 اهل محمد 128 کلید دین 128 با جانه الله 128 با کله دینها 128 بهای اهل دینی 128 حسین128 بهای اهل دینی 128 به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسینبه ابجددین خدا 669-541 عمر ابوبکر= 128 کلید  دین 128 اهل محمد 128=حسین 128 گنجینهی 128 کلید دین 128 اهل محمد 128 12 امام پدر برادر و فرزندان حسین میباشند رسول خدا (ص) فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسین میباشند قال رسوالله = ان مدینه" العلم و علی بابها 98+12 امام  = 110 دین الهی110 حامیان 110 دین الهی 110علی 110  قال رسوالله ان مدینه" العلم و علی بابها این حدیث دارای 31 حرف  میباشد  31 کلام حق 31حجابی بقرآن 31 نور قرآن 31 قرآن ناطق 31 یعنی 5 تن +12 امام+14 معصوم = 31 +354 با قرآن =  385 با آل قرآن 385 شیعه385 با قرآن است

و محمد 92 بسم رب الشهداء و الصدیقین92 محمد 92  +18 ذالحجه = 110 دین الهی 110 بسم رب الشهداء و الصدیقین92  +18 ذالحجه = 110 دین الهی110علی 110 یمین 110 نگین 110پلیس 110یمنی 110 اهل دینی 110 جلوه الله 110 با ایمانه 110 میدانه 110 نگین110 سیم 110 طلاء 110 نان جو 110نمک 110منادیه 110 دین الهی 110 علی 110  و  74 فرقه دین اسلام و مسیحیت اگر مرد هستند جواب مقالات ابجد ریاضی در قرآن را بدهند وگرنه چاره ای جز پذیرش دین بحق اسلام شیعه قائم آل محمد (عج) ندارند یا باید با افتخار شیعه 12 امامی شوند یا با ید با کمال خفت و زبونی قصه بخورند و مثل ارباب بوزینه صفت خود که دوسال بیشتر خلافت نکرد و از دنیا رفت بمیرند وقتی ناحق به زبونی می افتددو سال نشده یا به درک واصل میشود یا مثل سگ میمیردعلمی صحبت کنیم  علم ابجد قرآن ریاضی در قرآن و حدیث تقدیم میکند
«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است

به ابجد بسم الله الرحمان رحیم 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی به ابجد سرکشای خائن 1317-110 علی = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ابجدشان میباشدبه ابجد قولو لا اله الا الله تفلهوا 98 +12 حق = 110 علی 110 منادیه 110 دین الهی 110 علی 110 منادیه دین الهیبسم رب الشهداء و الصدیقین92  +18 ذالحجه = 110 منادیه 110دین الهی110علی 110 یمین 110 نگین 110پلیس 110 با ادب اهل دین 110علی 110دین الهی110 جلوه الله 110اماما دوازده 110با ادب اهل دین 110 علی110 حامیان110دین الهی 110 آب زمین110گندم های 110نان جو 110نمک 110 دین الهی 110علی 110 با گنج ما 97کعبه 97آل الله 97 آب زمزم 97 +13 رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110 با ادب اهل دین 110در آیه 124 بقره میفرماید 124 هزار پیامبر و جانشینانشان همه از جانب الله تعالی انتخاب شده اند نه توسط مردم نادان بیشعورو بت پرست در این آیه میفرماید مقام امامت بالا تر از نبوت مساوی است امامت 14 نبوت 14 ماه 46 ماه 46 یعنی محمد 20+26 علی = 46 علی در کعبه به دوش رسول خدا رفته و بت های کعبه را در هم شکست و جای پیغمبر خوابید و جان پیامبر را نجات داد فقط یک جانشین رسول خدا میتواند به دوش پیامبر رفته باشد که جانشین رسول خدا شود رسول خدا از کودکی علی را به دوش خود داشت بعد فاطمه بعد حسن بعد حسین  ای نبی خدا شما به مقام امامت رسیدی و این آیه که در غدیر خم نازل شده این آیه در باره امام علی که 13 رجب در کعبه متولد شد به ابجد کعبه 97+13 رجب تولد مولاء در کعبه بدنیا آمده و این آیه هم 13 کلمه دارد اکملت لکم دینکم13 و ابجد کعبه 97 میباشد اکملت لکم دینکم ابجدکعبه 97+13 رجب تولد مولاء در کعبه اکملت لکم دینکم 13کلمه 13+97کعبه = 110 علی 110

  به ابجد محمد 20+26 علی =46 ماه46+7 ثبع المثانی من القرآن العظیم مرادنام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 است  فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده فاطمه چهار علی حسین چهار محمد دو حسن جعفر موسی 7+ 46 محمد علی=53  جانشین احمد53 باید نام خود و همسرش ابجدش53 احمد 53 بایدباشد جانم علی26+27 فاطمه = 53 جانشینه احمد53 دین کامل الله 53 محمد 20 الحمدو الله رب العالمین20 حرف20 الحمدو الله رب العالمین  20 محمد 20+26 علی = 46 ماه46 +7 ثبع المثانی من القرآن العظیم= 53 احمد محمدعلی 46+46= 92 محمد 92+18 ذالحجه"غدیرخم =110 با ادب اهل دین 110علی 110دین الهی110 جلوه الله 110اماما دوازده 110با ادب اهل دین 110 علی110 حامیان110دین الهی 110 آب زمین110گندم های 110نان جو 110نمک 110 دین الهی 110علی 110 با گنج ما 97کعبه 97آل الله 97 آب زمزم 97 +13 رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110 با ادب اهل دین 110 به ابجد آل الله 97 کعبه 97 آل الله 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حماسه ساز یاران دین  واقعیت دین 651 -541 عمر ابوبکر= 0 11 دین الهی 110 علی 110 دین الهی 110دین آدما 110علی بوده ماه 46 الهی 46 ماه 46 الهی 46 یعنی محمد 20+26 علی =46+26 علی = 72 شهید کربلاء 72+72= 144 ضرب دوازده امام یعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144+52 جمعه در سال = 196 دین اسلام 196 دین اسلام196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد ماه  46 +46 ماه = 92 محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 دین الهی 110 +92 محمد= 202وحی الهی بدین الله 202 محمد 92+110 دین الهی = 202 اهل لااله الاالله202محمد92+110علی =202 اهل لااله الاالله=202اهل دین الله 202+110دین الهی +73 فرقه = 385 شیعه385راه الله با دین الله385 385راز اهل عالم 385با قانون دین الله 385فلسفه دین الله 385با آل قرآن 385شیداء385 راه الله با دین الله 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دین الله 385یگانه دره دین الهی385 نور واحد اهل دینی385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه یعنی دین اسلام 196+دین الله 130+ 59 مهدی = 385شیعه علی شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه یعنی لا اله الا الله166+ حق 108 +11 امام شهید = 385شیعه385فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 با آل قرآن 385 شیعه
محمد 92+92 = 184+12 امام =196 دین اسلام 196 اسلامه مهدی 196 امام کل دین 196 به ابجد کبیر و صغیر مهدی 82 طبیب جهان 82 امام 82 بدینهای 82اهل الهی 82امام 82 به ابجد صغیر و کبیر 82 الم 82 امام 82مهدی82 بهای دین82طبیب جهان 82با دادگاه دین82امام 82بدینهای82 اهل الهی82 طبیب جهان 82 با دادگاه دین82جهاد دینه82 امام82 مهدی 82 انتخاب الله 1120-1202 سه خلیفه = 82 مهدی 82+114 سوره قرآن=196دین اسلام 196اسلامه مهدی196قلب دین 196امام زمانی ها196امام کل دین196اسلامه مهدی 196به ابجدکبیروصغیرالم 82الم82امام 82با دادگاه دین82بدینهای الهی 82 اهل الهی82 مهدی 82طبیب جهان82مهدی 82اهل الهی82امام82+114سوره قرآن= 196دین اسلام 196
به ابجد دشمن فاطمه 529+12 امام = 541 عمر و ابوبکر 541 شرما 541قاتلی541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی541 کافر پلید دین اسلام 541قاتل دین الله 651- 110 دین الهی = 541 قاتلی541 عمر 310+231 ابوبکر = 541 قاتلی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541

بسمه تعالی به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541اهله شر541عمر ابوبکر541دشمنه اسلامی541 قاتل دین الله 651- 110 دین الهی = 541 قاتلی541 عمر 310+231 ابوبکر = 541 قاتلی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 عمر ابوبکر 541 مرگ‌ از ديدگاه‌ حضرت علي«ع» و به علم ریاضی قرآن ستمکاران 673 بدوزخی پلید 673جایگاه اهل دوزخ 673-132 اسلام = 541 مرگ کافر 541 +430 مقصر = 971 ظالم +231 نفاق = 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد سه خلیفه 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 آفت کلی 541 دشمنه اسلامی541 عمر ابوبکر541 ظالم 971-430 مقصر = 541 مرگ کافر 541 عمر ابوبکر541 مقصر 430 +231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم +231 ابوبکر = 1202 ابجد سه خلیفه عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد راه دزدی دزدانه فدک فاطمه 541فتنه ها 541 اهله شر541 مرگ کافر 541 دشمنه اسلامی 541 آفت کلی 541 قاتلی 541 عمر ابوبکر541 کافر پلید دین اسلام فاطمه بر شیعه عزت میدهد درس توحیدو نبوت میدهد کشته شد زهرای اطهر زا سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست آتش به دره خانه مولاء بهانه بود منظور خسم کشتن بانوی خانه بوددر نشستی که با احباء بود صحبت از ارزش تولی بود گفته شده ولای علی بی کمو کاست جان حضرت زهراء بود فاطمه فرمود جانشین پدرم فقط و فقط علیست فاطمه می فرمود هر بار که جبرئیل میآمد خانه پدرم سراغ علی را می گرفت ومیفرمود پروردگار سلام میرساند به وصی شما همسر فاطمه علی (ع)  از عرش ندای ربنا میآید آوای خوش علی علی میآید در روز غدیر خم نور حق پیدا شد وز جهاز اشتران منبری بر پا شد بگرفت محمد چو علی را سر دست سوگند به ذات حق که حق پیدا شد

محمد4=92*4=368 علی4=110*4=440 فاطمه=135 حسن2=118*2=236...

خالد

محمد4=92*4=368 علی4=110*4=4

40 فاطمه=135 حسن2=118*2=236 حسین =128 جعفر=353 موسی107 368+440+135+236+128+353+107=1767+255 غیبت امام=2022





+ نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن 1395ساعت 14:54 توسط alialiali | ارسال نظر(1)

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ نام شیعه12بار در قرآن آمده ولی نام شما یک بار هم نیامده بقرآن رجوع کنیم وفرقه های باطل رابه دیواربکوبیم      این آیه 34حروف دارد 34 پادشاه جهان34 یگانه مرد34 آیات الله 34 خانه مسلمین 34 ام الغری34 خانه مسلمین 34شهید قرآن 34دین الله34بیت الله34 34+25شیعهاصل اسلام =59 مهدی599کاملترین دین59کاملترین مرد59 یعنی9+5=14 معصوم مهدی 59+233 جانشینه وارث سلطانه کلمه مهدی  = 82 امام 82+114 سوره قرآن =  196 دین اسلام 196 اسلامه مهدی196 

 

الله پیامبر امام خلیفه دین اسلام رابا 4کلمه ثابت کن به ابجد صغیر تا ابجد کبیر کلمه امام 82 بشود82امام82مهدی{82خلیفه حق الله مهدی82}امام82+114سوره قرآن=196دین اسلام196 میتونی بادوکلمه دین خود و پیامبرت را ثابت کنی که به ابجدصغیر و کبیرنام امامت در آیداگر در نیامد پدرت باید در آیدحقه باز نباش حق را قبول کن علم ریاضی قرآن پدر فرقه های باطل را در آورده خداوند درهای علم ابجدریاضی قرآن را بروی گمراهان دین بسته است  امام مهدی آقا چگونه دلت می آید ما را نمی پذیری آقا اول انقلاب به همکاران سلام میکردیم جواب می دادند ولی اکنون سلام می کنیم چون مقام گرفته اند خودشان را می گیرندبا کراهت جواب سلام هم نمی دهند چون دل به زمانه بسته اند خوشا به حال آنانکه بجای زمانه دل به صاحب الزمان دل می بندند قرآن استخاره نمودم فرمود ما به آنها مقام می دهیم تا امتحانشان کنیم آقا مولاء چرا می کشی ما را برای دیدنت تو رابه خدا خودت بما رحم کن یوسف زهرا بیا ولی هر چه گشتم یک دوست هم نتوانستم برای خودم پیدا کنم یار برای شما پیش کش هرکسی به فکرخودش میباشدمنم تنهایم می گردم شاید شما را پیدا کنم ای دوازدهمین سوره قران یوسف زهراء پادشاه جهان هر کجا هستی مولایم سلام سلام سلام سلامی به بزرگی کوه دماوند و اورست بروی قائم آل محمدبفرستمهدی59کاملترین دین 599کاملترین مرد59آخرین امام دین اسلام مهدی59 مقدس ترین امام بجهان59 کاملترین دین59 مهدی9+ 5=14 معصوم عشق14 نبوت 14 امامت14عشق14یعنی 1+4=5 تن آل عباء خانواده رسول خدا (ص) 59با عشق امامت دین اسلام 59کاملترین دین 59 کاملترین مرد59مهدی59

آلبوم تصاویر حضرت مهدی(عج)

به ابجدکعبه دلها41 +41 اصل دین اسلام 41کلمه الله41+41وارث الله41دین شیعه41دین پیامبر41بسم رب شیعه41اصل دین اسلام 41جانشین الله41وارث الله41 حامی الله41امام واقعی41 یاورقرآن 41سردارسپاه عشق41دین پیامبر41دین شیعه41امام واقعی41خلیفه اسلام 41وارث الله41 سلطان جهان اسلام41جانشین اصلی 41یاور قرآن41 جانشین الله 41+41اصل دین اسلام=82 امام82 مهدی به ابجد صغیر وکبیرمیشود 82مهدی 82مهدی82 امام82نور قرآنی قرآن علی82 امام واقعی دین پیامبر82دین پیامبر دین شیعه 82 امام82جانشین اصلی وارث الله 82حقانیت اسلام یاورقرآن 82امام واقعی جانشین اصلی 82مهدی میباشدبه ابجدکبیروصغیرمهدی 82+114 سوره قرآن = 196  به ابجد کبیر و صغیرالف بالای تشدید الله86+110دین الهی =196دین اسلام196بهابجدکبیروصغیر مهدی 82+114سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی قلب دین 196 دین اسلام196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود دین اسلام 196شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه  دین 64 لطفا دین خود را ثابت کنید به ابجد کبیر دین 64 و به ابجد صغیر عشق الله راه الله 64 معجزه قرآن محمد 64 تنها برگزیده دین 64نماینده واقعی دین الله 64 طلسم قرآن کریم 64 اسم الله محمد علی 64 دین 64 محمد علی 46+18 ذالحجه" غدیر خم =64 دین 64 کلیدی بدین الله 64 کلید دین حق الله64 نشانه دین محمد64
به ابجد کلمه الله 41+25 اصل اسلام شیعه = 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین 64 الله محمد علی = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 دین اسلام 196 میگویند  به قرآن رجوع کنیم بجز اهل بیت پیامبر آیه ای در باره فرقه های باطل دین یک آیه هم نیامده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه344 حرف دارددین الله34+25شیعه =59 مهدی59 یعنی9+5=14 معصوم                                                {کلمه الله 41+41 اصل دین اسلام41=82 امام 82 مهدی 82  دین شیعه41+41 دین پیامبر =82 امام 82 مهدی82 آخرین سرورا امام دین اسلام 82با آخرین مکتب حق دین اسلام 82فرمانده دین حق اسلامی 82 کعبه دلها 41+ 41 اصل دین اسلام = 82 امام 82 مهدی 82 معجزه صحف ابراهیم82  ابجد صغیر راه الله 32+32منصب الله 32فرمانده32=64 الله محمد علی64 محور اصلی قرآن64 دین64 الله محمد علی 64 +18 الله =82به ابجدامام82کلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82خلیفه واقعی امام اسلام82مهدی به ابجد کبیر و صغیر میشود82 امام واقعی خلیفه اسلام82به ابجدکبیرو صغیر82امام واقعی کل دین اسلام82امام حق کل جهان اسلام 82به ابجد صغیر راه الله 32+32منصب الله32=64 دین64 الله محمد علی 64 فرمانده کل بدین 64 نماز روزه خمس زکات 64دین 64+18 الله =82 امام 82 به ابجدکلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82 خلیفه واقعی امام اسلام 82 مهدی82  به ابجد کبیر و صغیرمهدی میشود 82 امام واقعی خلیفه اسلام 82 به ابجدکبیرو صغیر82امام واقعی کل دین اسلام82+82=164+32 راه الله = 196دین اسلام 196 به ابجد صغیر راه الله 32+ 32منصب الله32=64 دین64+64=128کلید دین128 حسین 128کلید دین 128به ابجدامام 82 کلمه الله اصل دین اسلام82 شرف اسلام واقعی بدین محمد82 امام82امام واقعی خلیفه اسلام82با دین واقعی اسلام محمد82 دین الله 82 امام 82 امام واقعی کل دین اسلام 82مهدی82 خلیفه واقعی امام اسلام 82 مهدی به ابجد کبیر و صغیر میشود 82 امام واقعی خلیفه اسلام 82 به ابجدکبیروصغیر82امام واقعی کل دین اسلام82 {مغز دین اسلام 1243-1202 سه خلیفه = 41 اصل دین اسلام41 {کلمه الله 41+41اصل دین اسلام41 دین شیعه41+41 دین پیامبر =82 امام 82 مهدی 82 مهدی به ابجد صغیر23+59مهدی به ابجد کبیر 59هی العلیاء 59 معجزه حق الله 59با امام حق دین الله 59به ابجد کبیر مهدی 59 آخرین امام دین اسلام 59 عشق ارباب کعبه59 با اصل اسلام واقعی 59 ارباب بحق کعبه 59وصغیرمهدی 23+59=82 امام82مهدی میباشدبه ابجد کلمه الله 41+25 شیعه=66خلیفه اسلام ناب محمد66 توحید عدل امامت 66 امام سرافراز اهل بهشت 66به مهدی 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 بهترین دین ها 737-541 فتنه ها عمر ابوبکر = 196دین اسلام 196 اصل دینی 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196میگویند
 
«أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (الملک،
 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ    به ابجدشیطان22مقصر22دشمن اسلام22منافقان22 مجرمان22قلدر22نابحقه22دینها22ابابکر22عمر22گنده لات22عمر22شرور22نابکار22قلدر22انسان سرکش22 عمر22لامذهب22با وحشت22ارعاب22پررو22تهدید 22شرور22نابکار22سرکشها22انسان سرکش22خائن هست22گنده لات22شرور22نابکار22درآتشه22دوزخه   پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه25فرقه 25 کعبه25 آل الله 25 شیعه 25با آل قرآن25 آل الله 25شاه مردان 25 ارباب جهان25 زنده باد25اصل حق25 اصل اسلام25ماه تابانه 25شیعه25 آل الله 25باآل قرآن  25اصل دین 25شاه مردان 25 ارباب جهان25زنده باد25اصل حق25ضربان قلب25 قدرت و باطریش باید 25 باشه قلبه25 شیعه25ضربان قلب25جان کلام 25انسان کامل 25انسان نمونه 25آدم الهی 25 نام آدم 25 بار در قرآن آمده آأم باش و حق را بپذیر آدم باش دیگه نام آدم 25 بار در قرآن آمده به ابجد غدیر1214 -1202 سه خلیفه = 12 امام  منتخب1092-1202سه خلیفه = 110 علی 1100 دین الهی 110 با ادب اهل دین 110 ولی دین  110 حامیان 110 نگین 110دین الهی110ولی دین  110إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)پلیسی 110 نامت صدو ده یا علی حقا پلیس عالمی پلیس 110احکام اسلام 202 محمد 92+110 علی = 202مومن الله 202 احکام اسلام 202 احکام بدین الله202مومن الله202محمد92+110علی=202 امام کل دین ها202شیعه یعنی ش شما ی یار ع علی ه هستی شیعه یعنی شمایارعلی هستی به ابجدصغیر الله18جانشین18+18ذلحجه"غدیرخم=36حق مقدس اسلام 36+36=72جانشین هامقدس=72+ 72یعنی شهدای 14معصوم 72یعنی2ضربدر 7= 14 معصوم 72+72=144اسلام144به ابجدکبیرو صغیر اسلاممیشود144ضرب12 امام در خودش میشود1444 اسلام یعنی نماز4ضربدر4=16+1=17رکعت نماز در5وقت بنام5تن آل عباء 5 انگشت داری به دست این نشان5تن است14بند انگشت داری به دست این نشانه 14معصوم شیعه استمحمد20+26 علی=46+ لا اله الاالله   46+ علی 26=72 هفتادو دو شهید کربلاء  72 +72= 144 اسلام به ابجد صغیر و کبیر144 ضرب 12 امام در 12 = 144  جانشینان برحق پیامبر را بپذیرد به ریسمان خدا متصل میشود144 رمز پیروزی شیعیان قائم آل محمد است 144  آیه وعتصمو بحبل الله جمیعان و لا تفرقو 144 طناب عشق144 قطره قطره جمع گردد آنگهی دریا شود144 اهل حق 144واقعی پیرو 12 امام بر حق استحضرت مسیح بشارت به آمدن «فارقلیط»که  به علم ریاضی قرآن فارقلیط 46 منظور محمد 20+26 علی جانشین بحق رسول خدا 46 با کلام وحی 46میباشدبه ابجد ماه 46 لا اله الا الله 4646بسم رب المهدی 46 +ماه 46= 92محمد 92+18ذالحجه غدیر خم = 110 علی110نگین 110حامیان110دین الهی110ولی دین 110علی110نامت 110یا علی حقا پلیس عالمی 110 ولی دین110  را به عنوان جانشین انتخاب نمود در تمام کتب اهل سنت موجود میباشد قرآن میفرماید انی جاعلک لناس اماما خداوند میفرماید ما امام را انتخاب میکنیم به ابجد جانشینه وارث46 با جانشین محمد46 وارثان محمد 46فقط شیعه 46 نتیجه اسلامی 46 رهبر جهان اسلام 46 چهره دین اسلام 46شرع دین اسلام 46آخرین پیامبر 46 محمد علی 46 حقیقت دین 46 بسم رب المهدی 46 کلید قلبها 46+46= 92 محمد 20+26 علی = 46جانشینه وارث 46 کلید قلبها 45 با نوره امام اسلام 46 محمد 20+26 علی = 46 راه حق 26 +20 محمد = 46 محمد +علی = 46 بانور ه حقی 46 بنور ه بنوره46  اسلامیا 46 نور 466 نور واحدیا 46 قرآن محمدیا 46 باتفکر قرآن 466 با ولایه قرآن 46 علی 26+20 محمد = 46امام به ابجد کبیر و صغیر امام 82 مهدی هم 82 میباشد امام واقعی مهدی میباشدو ماه به ابجد از وسط ماه به دو نیم شد ماه 46یعنی محمد 20+26 علی = 46 لا اله الا الله 46 ماه 46 محمد +علی=46 به ابجد نماینده الله 46 محمد 20+26 علی = 46 نماز ستون دین است 46 الحمدو لله 46 لا اله الا الله 46 محمد علی 46باولای قرآن 46 محمد یا قرآن46 قرآن یا محمد 46 با ولای قرآن 46 به ابجد شورای دینها 587-541 ابوبکر و عمر = 46 محمد علی را انتخاب نموددین کامل شد 124 هزار پیامبررا خدا انتخاب نمود جانشین هیچ پیامبری را مردم بت پرست انتخاب نکردند دوست خدا و رسول فقط علی و محمد است به ابجد محمد 20+26 علی = 46 انتخاب درست 26+ 20محمد = 46 غدیر 26+20 محمد =46 لا اله الا الله46 علی و محمد از جانب خدا = انتخاب جانشین 1567-1202 = 365 روز سال 5+6+3= 14 معصوم شاه جهان 365علی نماینده 124 هزار پیامبر شناخته شد بعد از غدیر منافقان و بت پرستها به تحریک یهودیان بدون حضور امام علی بجای تشحیح پیکر رسول خدا مرتکب بزرگترین گناه کبیره قصب خلافت شدند شورای باطل شورای بدون حظور پیامبر و خلیفه خدا در غدیر ابومکر و عمر بیش از حد جاه طلب بودند این امام علی واقعا" معجزه عالم است 12 امام قائم آل محمد مهدی منجی عالم که به تمام علوم الهی تسلط کامل دارد به تمام زبانهای دنیا آگاه میباشد وبه امر خدا مرده را هم زنده میکند مریض را هم شفاء میدهد کور مادر زاد را هم بینا میکند در آیه 12 یاسین که 23 کلمه میباشد وکل شیی احصیناه فی امام مبین 23 کلمه مهدی هم ابجدش 23 ابجد امام زمان است امام مبین و بینا روشن بین فقط حضرت مهدی میباشد که پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا خواهد رفت امام 12 دوازدهم مهدی دوازدهیمن سوره قرآن هم یوسف زهرا پادشاه عالمین میباشدشیعه علی 495-541 عمر ابوبکر=46 ماه 46محمد علی  46 واقعیت587-541فتنه ها =46محمد20+26علی=46راه حق محمد46 نماینده الله46کلید الله46شورای دینها587-541 عمر ابوبکر=46 انتخاب درست محمد46نماینده الله 46 تفکر الله46با تفکر قرآن46 تفکر علی 46 جانشینه سلطانه 46باولای قرآن46با تفکر مهدی46 الحمدو لله46 نمازستون دین است46باولای قرآن46کلیدقلبها46آئینه الله46 محمد20+26 علی=46نماینده الله46مومنانه به قرآن46وصی پیمبر46آئینه الله46مومن الله46نماینده الله46 محمد20+26علی=46گل گل گل گل بمحمد46بکلام خاص الله46 بانظر الله قرآن46 جانشین بحق آدمه46نماینده الله46آئینه الله46 مومن الله46وصی پیمبر46خورشیدجهان نما46 رمز کلید الله 66 الله 66+66 عالی ترین مذهب=  132اسلام 132دین و یا مذهب 132امام کل 132قلب 1322 یا علی هو 132 مهدی 23+23=46 ماه46 کلید الله 46حقیقت دینن46 رهبر جهان اسلام46 نتیجه اسلامی 46 فقط شیعه 466نور قرآنی46 وارثان محمد46 چهره دین اسلام46 بسم رب المهدی 46 با جانشین محمد46عرش خدا مهدی 46با اخرین امام اسلام 46 به ابجدماه 46 محمد20 + علي 26=46 ماه 46+26 علی =72 شهيد کربلاء ماه عالم بودند ماه به ابجد 46= 46 +26 علي + شیعه25 اصل اسلام= 97 کعبه97+13 رجب تولد مولاءدر محراب کعبه =110 نجم به ابجد 93+17 رکعت نماز =110کعبه به ابجد 97+رجب13 رجب =110 نامت 110يا علي نامت صدو ده یا علی حقا پليس عالمي محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 ولی دین 110بحق110 نگین 110 دین الهی 110 حامیان 110 نان جو 110 نمک 110 به نانو نمک مرتضی علی قسم حق با علیست بحق 110 پلیسی 110 نامت صدو ده یا علی حقا پلیسه عالمی110مذهب مهدی110گل دینی ها 110مهدی23+ جانشینه 23سلطانه23+23=46ماه46 کلید الله46نماینده الله 46 ماه46جان روح قرآنه46کلید الله 46+20محمد=66الله66عالی ترین مذهب66رمز کلید الله66 الله +66=132 اسلام 132محمد  20+26علی =46ماه46 جانشینه سلطانه46کلید الله  46+46ماه دین قرآنه=92محمد =92محمد92+ 36بحق اسلامی36 مومن قرآنه36+92 محمد=128 حسین 128 کلید دین 128 امام الهی 128  اهل ممحمد 128 کلید دین 128حسین128کلیددین 128 امام الهی 128 حسین128 ابجد نام ابوبکر و عمر آبروی اهل سنت می برد  مرد میخواهم به میدان نبرد ابجد آل علی پیدا کند به ابجد آل علی33+33= 66 الله  66+66= 132 اسلام 132 +64 دین = 196 دین اسلام 196امام کل دین 196یا وعده بحق 196 امام بدین الهی 196 یا با امام حق 196 مهدی بدین الله 196 ندای اسلام 196 جان اسلامه 196  یا اسلام ناب 196 مهدی بدین الله 196دین اسلام 196 کلید اسلام 196کلید بدین الله = 196  ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196دین اسلام 196  مومن قرآنه36 +36=722 شهدای کربلاء72+72= 144 اسلام 144 به ابجد کبیر و صغیر اسلام  144 ضرب 12 امام در خودش میشود 144     حقیقت دین 682-541 عمر ابوبکر= 144 دین اسلام به ابجد صغیر و کبیراسلام میشود 144 ضرب 12 امام شیعه میباشد
وارث23+23مهدی=46حقیقت دین46مهدی23+23=      46ماه46جان روح قرآنه46 محمد 20+26علی= 46ماه46 +46ماه دین قرآنه=92محمد92+36بحق اسلامی=   128حسین  128کلیددین 128 امام الهی 128 حسین128 مومن قرآنه36 +36=72 شهدای کربلاء 72+72= 144 اسلام 144 به ابجد کبیر و صغیر اسلام 144       حقیقت دین 682-5411 عمر ابوبکر= 144 دین اسلام به ابجد صغیر و کبیراسلام میشود 144 ضرب 122 امام شیعه میباشد           فرمان الهی دین اسلام613-541عمر ابوبکر=72شهید کربلاء 72+72= 144 اسلام به ابجد کبیر و صغیراسلام  = 144 ضرب 12 امام درخودش میشود 144 +52 هر سال 52 جمعه داریم52+144  =196 دین اسلام 196 کلید اسلام196 کلید بدین الله 196 ضرب 14 معصوم در خودش 196دین اسلام 196 سیاست دین اسلامی 737-541 عمر ابوبکر=196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید بدین الله196 امام کل دین196 قلب اسلام196دین اسلام 196 وارث23+23مهدی = 46 محمد 20++26علی = 46 ماه 46 +46 = 92 محمد 92+188 ذالحجه" غدیر خم میشود 110 علی110حامیان1100 دین الهی110 جلوه الله110ولی دین110 نگین 110 دین الهی110ولی دین110علی110 پلیسی 110 نامت صدو ده یا علی حقا پلیس عالمی پلیس 110 ولی دین 110دین الهی 110علی110 بی اذنه علی قدم مزن بر محراب هم زاده محرابو شهید محراب علیستامام فروع دینی ماه عالمی110 

{ تنها راه نجات دین اسلام }1312-1202 سه خلیفه = 110 علی 110دین الهی110 جلوه الله 110 حامیان 110 ولی دین 110 دین الهی 110 علی 110مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست             خدا داند که من عاشق امام مهدی عج میباشم ای کاش برای تو اثر داشته باشم باری ز سر دوش تو برداشته باشم
بی شک تو به دیدار دل خسته می آیی از آمدنت کاش خبر داشته باشم
سر نذر قدومت نشود بار گران است ای وای اگر پیش تو سر داشته باشم
بی دینم اگر پیش دو ابروی کمانت من سجده به محراب دگر داشته باشم
از شوق زیارت دل من بال درآورد بگذار که در صحن تو پر داشته باشم
تا کرببلا قبله ی عشاق جهان است دحیف است که بر کعبه نظر داشته باشم
من خواسته ام تا که به چشمم رمقی هست در روضه ی تو دیده ی تر داشته باشم
بگذار که من در عوض آن همه زخمت یک داغ اقلاً به جگر داشته باشم
آقا اجازه من بنویسم برای تو ….دارائیم تویی دل وجانم فدای تو 
می خوانمت به حرمت آوای قدسی ات جان می دهد به ما نفس آشنای تو
وقتی طلوع می کنی از پشت ابرها گل می کند زمین و زمان زیر پای تو
در آسمان دهکده اعجاز می شود با شعله ای که می دمد از چشم های تو
برگرد آخرین سفری را که رفته ای تب کرده اند هر دوجهان در هوای تو
برگرد تا گره بخورد لحظه ای به هم فریاد گریه های من و های های تو
آقا بیا که هرکسی از راه می رسد .... سرمی دهد طنین ((انالحق)) به جای تو
تنها خودت شفاعتمان کن که این طلسم ... وامی شود به معجزه ی ربنای تو
عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم زمانیکه نه زود است ونه دیر مهربانی حاکم کــل منـاطق می شود
اے نبض زماڹ،زمانہ دلگیر شده ست برگرد ظهورتاڹ ڪمے دیر شده ست
 سردار سپاه عشق، فـرمانده ما سرباز خراسانیتاڹ پیر شده ست ابرها خواستند که طوفان کنند غافل از رعد نگاه الهی این رهبرند این گردبادهای به غیرت در آمده مطیع امر رهبرند که طوفان نمی کنند

+ نوشته شده در یکشنبه 12 دی 1395ساعت 12:24 توسط alialiali | ارسال نظر(0)

کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین به ابجدصغیرمعجزه قرآن محمد64+64 دین= 128 حسین 128 کلید دین128 امام الهی 128امام الهی 128جان دینی128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128امام الهی 128 جان جهانی128 حسین128 با الله هو مدد 128 امام همام 128 امام ماه 128 به یا علی 128 یا به ماه دین 128 با اهله جمالی 128 یا دین ناب 128 با امید دینها128 با دین مذهبی 128 حسین یعنی حما سه ساز دین حسین یعنی حم سین نون والقلم و ما یسطرون حسین یعنی ترسیم کنند خط شهادت درجهان حم سین حامی محمد سیرت نوح حسین کشتی نجات128حسین128امام الهی128محبوب دین ها 128با محبوب الله128 گل زمان 128حسین128به طبیب زمان128 کلید دین 128امام الهی128 حسین128 اگر دین شما امام الهی جان الهی و کلید دین ندارد دین شما به درد عمت میخوره مثل عمر که عمش مادرشم بود 

شهیدقرآن34+34آیات.الله34خانه مسلمین 34بیت الله34دین الله پادشاه.جهان34یگانه مرد34=68+68=136علی136مومن136به. ابجدکبیر وصغیر علی136به ابجدصغیرمعجزه قرآن محمد64+64 دین= 128 حسین 128 کلید دین128 امام الهی 128 معجزه دین الهی 128 امام حسین میباشد معجزه تورات عیسی52+52=134معجزه انجیل51+51= 102+20موسی=122معجزه.انجیل.موسی122+134 معجزه تورات عیسی +128معجزه قرآن محمد=384+1 دین الله دین واحد=385شیعه385فقط دین اسلام 385اسلام پیامبر385اسلام واقعی الله385شیعه به ابجد کلمه الله 41+25 شیعه = 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم خانواده محترم پیامبر میشود 196 دین اسلام 196 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد کبیر فرقه 385 شیعه385با آل قرآن385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 فقط دین اسلام 385 شیعه385بدین واقعی اسلام 385اسلام واقعی الله 385 راه حقه الله 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 میباشدانّى جاعلك للنّاس اماماً.خداوند در قرآن می فرماید ما امام را انتخاب می کنیم  پیش از این برای امام، ویژگی هایی را از قبیل عصمت و علم و … بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات -آن هم در عالی ترین درجه- باشد تنها به وسیله خداوند که دانای به آشکار و نهان انسانهاست، امکان پذیر است. همان گونه که خداوند در قرآن کریم به ابراهیم می فرماید: من تو را به مقام امامت مردم

از صعصعة بن صوحان روايت است كه وى هنگامى كه على عليه السلام به حكومت رسيد بر آن حضرت وارد شد وگفت : اى اميرمؤمنان ، شما برتريد يا آدم ابوالبشر ؟ فرمود : خودستايى زشت است ، [ ولى بدان كه ] خداوند به آدم فرمود : ( تو وهمسرت در بهشت جاى گزينيد واز همه چيز بخوريد جز اين درخت . . . ) [ ولى آدم از آن درخت خورد ] اما با آن كه خداوند بيشتر چيزها را براى من مباح كرده بود من از آنها دست كشيدم و پيرامون آنها نگشتم . پرسيد : شما برتريد يا نوح ؟ فرمود : نوح قوم خود را نفرين كرد ومن هيچ گاه بر ظالمان وغاصبان به حق خودم نفرين نكردم ، وفرزند نوح كافر بود ولى دو فرزند من سرور جوانان اهل بهشتند . پرسيد : شما برتريد يا موسى ؟ فرمود : خداوند موسى را به نزد فرعون فرستاد وموسى گفت : ( مى ترسم كه مرا بكشند ) ، ( 2 ) ولى من هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم مرا براى تبليغ سوره برائت فرستاد كه آن را در موسم حج بر قريش قرائت كنم هيچ نترسيدم با آن كه بسيارى از سران وگردان آنها را كشته بودم ، رفتم وآن سوره را بر آنان قرائت كردم واز آنان نترسيدم . پرسيد : شما برتريد يا عيسى بن مريم ؟ فرمود : مادر عيسى در بيت المقدس * بود ، چون هنگام زايمان او فرا رسيد شنيد كه كسى مى گفت : بيرون رو كه اينجا پرستشگاه است نه زايشگاه ، اما مادر من فاطمه بنت اسد چون هنگام زايمانش فرا رسيد در حرم بود ، پس ديوار كعبه شكافت وشنيد كه كسى مى گويد : داخل شو ، واو داخل در وسط خانه شد ومن در آنجا به دنيا آمدم ، واين فضيلت را هيچ كس پيش از من وپس از من دارا نبوده ونيست .

 

حضرت ابراهيم عليه السلام قبل از اين كه به مقام امامت برسد به مقام خلت رسيده بود و قبل از آن به مقام رسالت و قبل از آن به مقام نبوت و در آخر عمر بعد از امتحان هاي سخت خداوند او را به امامت برگزيد (آيه 124 سوره بقره)

تفاوت مقام نبوت و امامت عمدتا در نوع هدايت آن ها است نوع هدايت نبي ارائه طريق است در حالي كه نوع هدايت امام ايصال الي المطلوب است كه قرآن از آن به "هدايت به امر" ياد مي كند و مي فرمايد: وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ {السجدة/24} وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ {الأنبياء/73} .

از آيات مذكور بر مي آيد كه رسيدن به مقام امامت مقدمات عديده اي لازم دارد از جمله رسيدن به مقام مشاهده ملكوت؛‌صبر مطلق ؛ ايقان و....

5. البته شئون امام متعدد است يعني امام علاوه بر زعامت مذهبي رهبري و زعامت سياسي ؛ قضايي ؛ تشريعي و... را بر عهده دارد.

پیامبر رحمت (صلی الله علیه و اله ) فرمودند یا علی... انت افضل السابقین ای علی تو بهترین گذشتگان هستی ( بحار الانوار ، موسسه الوفاء بیروت ج 38 ص 134)

حضرت ختمی مرتبت در روایتی دیگر می فرمایند : علی بن ابیطالب افضل خلق الله غیری علی بن ابیطالب بعد از من بهترین خلق خداست .(( بحار ، همان ، ج 25 ص 360((

و در روایتی دیگر فرمودند : خیر الاولین و الاخرین من اهل السموات و الارضین او بهترین اولین و اخرین از اهل اسمانها و زمین ها است هنگامی که روز قیامت شود او را بر شتری از شترهای بهشتی سوار می کنند با حرکت او جای جای قیامت روشن می گردد پیامبران می پرسند این اقا با این همه عظمت کیست ایا او نبی مرسل است ؟ منادی ندا می دهد ایشان علی بن ابیطالب وصی حبیب الله است .( بحار الانوار چ موسسه الوفاء بیروت ج 27 ص 360)

- عن اللّه تبارک و تعالی : یا أحمد، لولاک لما خلقتُ الافلاک و لولا علیٌ لما خلقتُک و لو لا فاطمه لما خلقتکما؛(1) أی احمد، اگر تو نبودی ، افلاک را خلق نمی کردم ، و اگر علی نبود، تورا خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمی کردم "(بحارالانوار-ج16ص406

امام رضا (ع) ضمن تصریح به محدودیت اذهان مردم در نیل به حقیقت امامت تصریح می کند که امامت بالاتر از نبوت است و برای این ادعا حضرت به اعطای مقام امامت بعد از نبوت به حضرت ابراهیم استدلال می کند: «و ان الامامه خص الله ابراهیم الخلیل (ع) بعد النبوه و الخله مرتبه ثالثه و فضیله شرفه بها». (عیون اخبار الرضا، ج 2، صص 6- 195؛ الکافی، ج 1، ص 199؛ کتاب الحجه، ب نادر جامع، ح 1)

امام رضا (ع) فرمود: « برای امام (ع) نشانه هایی است: او داناترین،… پرهیزگارترین، بردبارترین، شجاع ترین، سخاوتمند ترین و عابدترین مردم است. »

امام علی (ع) درباره علامت های امام بر حق می فرماید: « امام آگاه ترین فرد است به حلال و حرام خدا و احکام گوناگون و اوامر و نواهی او و هرآنچه مردم نیازمند هستند.»

امام صادق (ع) در مقام توصیف اوصاف و مقامات حضرت ابراهیم به ترتیب به مقام‌های: 1- عبد، 2- نبی، 3- رسول، 4- خلیل،  5- امام، اشاره و تاکید می‌کند این مقام ها به ترتیب بوده یعنی اول عبد بعد نبی بعد رسول بعد خلیل و در آخر به مقام امامت نایل می آید. (کافی، ج 1، ص 175) )

امام سجاد (ع) بعد از توصیف خود به ائمه مسلمین خودشان را «حجج الله»، «امان اهل الارض»، «بنا یمسک الله السماء»، «بنا یترل الغیث و ینشر الرحمه و یخرج برکات الارض» و «لولا ما فی الارض منا لساخت باهلها» توصیف می کند که نگاه بلند و ژرف آنان به امامت را می رساند.  این اوصاف از اوصاف اختصاصی امامان است که پیامبران پیشین – جز پیامبر اسلام – بر آنها متصف نبودند.

روشن است كه امامت شأنى اضافه بر شأن نبوت است كه در اثر پايدارى و صبر در مقابل ابتلائات و آزمايش هاى الهى براى آنان حاصل مى شد.

صفات وویژگی های لازم برای امامت عبارتند از: الف. مشروعیت الهی امامت؛ ب. صفات خاص (علم و عصمت)؛ ج. مرجعیت علمی و دینی؛ د. واسطه فیض و قطب (ولایت عامه)؛ هـ . برخورداری از الهام.  بر اساس این تعریف و ویژگی ها هر شخصی ولو حاکم عادل نمی تواند (امام) و حائز صفت امامت گردد، چرا که جمع صفات فوق در انسان های عادی مشکل بلکه ممتنع است و فقط انسان های محدود با فضل الهی و مورد نص خداوند و رسولش می توانند چنین ادعایی را مطرح کنند.

از شیعیان:

1) ابو سعید خدری می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که فرمودند: ای علی خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرده است مگراینکه او را به ولایت تو راهنمائی نموده است.[1]

2 ) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند در شب معراج از رسولان قبل پرسیدم بر چه چیزی مبعوث گردیده اید؟ جواب دادند: بر نبوت تو و ولایت علی بن ابی طالب و امامان از ذرّیه شما.[2]

3 ) از امام هفتم حضرت ابی الحسن موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلاه و السلام روایت است که فرمودند: ولایت علی علیه السلام در جمیع صحف انبیاء گذشته نوشته شده است و خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرمود مگر بر نبوت محمد صلی الله علیه و آله و ولایت وصیش علی علیه السلام .[3] از تسنن یک نمونه ارائه میشود گرچه احادیث زیادی از آنها داریم: شواهد التنزیل (حاکم حسکانی):

4 )عن ابن مسعود قال: قال لی رسول الله (صلی الله علیه و آله): لمّا اسری بی الی السماء اذاً ملک قد اتانی فقال لی یا محمد سل من ارسلنا من قبلک من رسلنا علی ما بعثوا؟ قلت: معاشر الرسل و النبیین علی ما بعثکم الله؟ قالوا: علی ولایتک یا محمد و ولایة علی بن ابی طالب علیه السلام [4]

ابن مسعود روایت کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمودند: هنگامی که مرا به آسمان سیر دادند فرشته ای نزد من آمد و گفت: ای محمد از رسولانی که قبل از تو مبعوث شده اند بپرس به چه چیزی مبعوث شده *اند؟ من از رسولان و پیامبران پرسیدم: بر چه چیزی خداوند شما را مبعوث کرده است؟ همگی پاسخ دادند: خداوند ما را بر ولایت تو ای محمد و بر ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) مبعوث کرده است. 1

- اختصاص مفید/ 343 و بحار الانوار 11/60 2- بحار الانوار 26/301 3-                                    اختصاص مفید/ 18 و بصائر الدرجات/ 107

محدّثان اسلامی از پیامبر اکرم(ص) نقل می*کنند که فرمود: «أنا سیّد البشر؛ من سرور آدمیان هستم»، یا « سیّد ولد آدم».(۴) از طرف دیگر در آیه مباهله، امیرمؤمنان علی(ع) به منزله جان پیامبر(ص) معرفی شده است، چنان*که می*خوانیم: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما نیز فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت کنیم، شما هم زنان خویش را، ما نفوس خود را و شما نیز نفوس خود را، آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ*گویان قرار دهیم».(۵)

به اتفاق مفسّران، مقصود از «أنفسنا» جز علی(ع) کسی نیست. زیرا در روز مباهله، پیامبر(ص) جز خود، با چهار نفر وارد میدان مباهله شد: حسنین، فاطمه(س) و علی(ع). دو فرد نخست مصداق « ابنائنا» و نفر سوم بیانگر «نساءنا» (زنان) و نفر چهارم که علی(ع) باشد، مصداق «أنفسنا» است، و لازمه این منزلت که پیامبر(ص) او را جان خویشتن معرفی می*کند، این است که او نیز در پیشگاه خدا در حدّ رسول خدا(ص) یا در درجه بعد است، و چون دلیل قاطع بر برتری پیامبر(ص) بر تمام انسان*ها داریم، در این صورت او باید از نظر فضیلت و منزلت، نزد خدا دومین شخصیت باشد.گنده لات بودند لاتهای قدیم  قصب می کردند خلافت با زمین  آخرش هر لات توبه می کند یا به خنجریا تبر اره هم بر گردن آنها نبوده کارگر  هم شرور یاغی عاصی دلیر توبه میکردند اما هم که دیر خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج یاغی وعاصی به هر کار خلاف گنده لات بی خدای بی حیای نابکار   آل شیطان آل نابکار  ابجد آل عمر باشد برار

به ابجدشیطان22مقصر22دشمن اسلام22عمر22گنده لات22 عمر 22شرور22نابکار22عمر22لا مذهب22با وحشت22ارعاب 22پررو 22تهدید 22 شرور22نابکار22سرکشها22انسان سرکش22خائن هست22گنده لات22درآتشه 22دوزخه22شرور22نابکار 22عمر22با قاصبها22ابابکر22 سرکشها22ارعاب 22ک.سکشها22 انسان سرکش 22بدبختی22 دشمن اسلام22لعنت22باوحشت22 ارعاب22مجرمان22 منافقان22 عمر22لامذهب22نابکار22 دینها 22عمر22تهدید22ارعاب22 بناحقه 22نابحقه22دینها 22احمقه22 خردجال22 عمر22گنده لات نابکار22بی پدر22سگ پدری22 لاشخورا22دشمن اسلام 22عمر22گنده لات 22شرور22نابکار22گورخر 22نیرنگ22 دروغ22کلک 22کید22مکارا22روباه 22ابابکر22بدبختی22 سوره سجده آیه 22 ان من المجرمین منتقمون قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کردابجد این آیه قرآن ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 میباشد ان من المجرمین منتقمون74 عمر ابوبکر عثمان 74 والشجرتها الملعونه 74شجره خبیث دین اسلامی 74 عمر ابوبکر عثمان 74بدین نامرد بخبیث نا اهل 74 شجره خبیث دین اسلامی 74عمر ابوبکر عثمان 74 ابجدشان 74 میباشدخداوند برای امتحان امت اسلام دست پیامبر و علی را با گرفتن عهد از ایشان بست و ناکسان خبیث دین بر اسب سرکش خلافت سوار و بسوی جهنم رهسپار شدند ابوبکر دوسال خلافت نکرده آرزوی خلافت را به گور برد تمام ناحق ها دوسال نشده سر نگون میشوند قاتلان امام حسین دوسال نشده مختار همه را به درک فرستاد

 

قرآن می فرماید نام امام هم 12بار در قرآن آمده  نام شیعه 12باردر قرآن آمده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه34 حرف دارد34+25شیعه=59 مهدی59امام حق اسلام قرآنی59 آخرین امام دین اسلام 59مهدی 59امام حق اسلام قرآنی59 آخرین امام دین اسلام 59مهدی 59راه حق الله قرآن 59   یعنی9+5=14 معصوم کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست  آیه 34حروف دارد 34+34= 68+68=136 مومن 136 علی 136 به ابجد کبیر و صغیر علی 136  این آیه ابجد مولاء علیست 136 یعنی نشانه دین یعنی نماینده الله به ابجد 136 یعنی 6ضربدر 3+1= 19 الله 19 شهادت ضربت خوردن امام علی در محراب نمازدر 19 رمضان شب قدرنماینده الله 46 محمد20+26 علی = 46 ماه 46+46= 92 محمد +18 ذالحجه" غدیر خم = 110 دین الهی 110 ولی دین 110 علی 110 جلوه الله 110 ولی دین 110 حامیان110 دین الهی 110 ولی دین 110 «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55)

يكى از آن آموزه‏ها، موضوع امامت حضرت ابراهيم ‏عليه السلام است. قرآن كريم اين حقيقت را به صراحت و وضوح بيان مى‏كند كه حضرت ابراهيم‏ عليه السلام پس از آزمايش‏ها و امتحان‏هاى فراوان و متعدد به مقام امامت برگزيده شد:
«و اذا ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات فاتمّهنّ قال انّى جاعلك للنّاس اماماً. قال و من ذرّيّتى قال لا ينال عهدى الظالمين.» (بقره/ 124) فقط بهترین و مومن ترین فرزندان حضرت ابراهیم به مقام امامت می رسند شجره مطهره47+12 امام = 59 مهدی 59 آخرین امام مهدی (عج)و اولین امام علی (ع) میباشد ل انّى جاعلك للنّاس اماماً.
«(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده اين آزمايش‏ها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم. ابراهيم عرض كرد: از دودمان من (نيز امامانى قرار بده) خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمى‏رسد.»
با توجه به اينكه اتمام و پايان اين آزمايش‏ها در اواخر عمر حضرت ابراهيم‏ عليه السلام بوده است و در نتيجه اعطاى مقام امامت در زمانى صورت گرفته كه ابراهيم پيامبر بوده است، اين پرسش مطرح مى‏شود كه مقام امامت چگونه مقام و منصبى است كه ابراهيم به رغم نبوت و پيامبرى اش فاقد آن بوده و سپس بدان نائل شده است؟
پاسخ بدين پرسش به ظاهر ساده، فوق العاده دشوار است؛ زيرا نبوت و پيامبرى خود نوعى امامت يادست كم متضمن امامت است.
چگونه ممكن است پيامبر در بخش عمده دوره نبوت و پيامبريش فاقد مقام امامت باشد و سپس بدان دست يابد؟!
به ابجدبصیرت دین 46ولی46ماه46محمد20+26علی=46ولی 46+46ماه=92 محمد92+18ذالحجه"غدیرخم=110 دین الهی 110 علی110جلوه الله110ولی دین110«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55) ترجمه آیه فوق جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورده ‏اند، همان ايمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات می‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند انگشتر به گدا می دهند
امام رضا(ع) در سفری که به بصره داشتند در مجلسی در حضور مردم و دانشمندان ادیان و مذاهب بر بالای منبر رفتند پس، از سخنان و پرسش و پاسخ، سِفْر(جزئی از تورات و انجیل) اول از زبور را خواند. تا این‌که به نام محمّد، على، فاطمه و حسنین(ع) رسید. فرمود: اى رأس الجالوت! (بزرگ یهود) تو را به خدا! آیا اینها در زبور داود نیست؟

رأس الجالوت گفت: آرى، عین مطالب و نام‌‌ها در زبور آمده است.

 

حضرت حضرت امام رضا فرمود: تو را به حق ده معجزه‌‏اى که خداوند بر موسى بن عمران اعطا نمود، قسم مى‏‌دهم، آیا این پنج تن، در تورات به عدل و فضل توصیف نشده‏‌اند؟

 

گفت: آرى، و کسى که منکر آن شود به خدا و پیامبرانش کافر گردیده است. امام رو به او کرد و فرمود: فلان سفر از تورات را بیاور و شروع کرد به خواندن.

 

رأس الجالوت از خواندن و فصاحت و بلاغت حضرت، تعجّب کرد. وقتى امام به نام مقدس محمّد(ص) رسید، رأس الجالوت گفت: آرى، اینها احماد و دختر او،الیا،شبروشبیر هستندکه معناى آن به عربى مى‌‏شود:583محمّد،فاطمه،على،حسن حسین583.
حضرت، سفر سوم از انجیل را گرفته و خواند، تا رسید به نام پیامبر اسلام(ص)، سپس رو به جاثلیق (رئیس مسیحیان در ممالک اسلامی) نموده، فرمود: این پیامبرى که در این‌جا توصیف شده است، کیست؟ جاثلیق گفت: او را توصیف کن.

 

حضرت فرمود: چیزى از خود نمى‌‏گویم، بلکه توصیف خدا را ذکر مى‌‏کنم؛ او صاحب ناقه و عصا و کسا مى‌‏باشد، پیامبر امّى است که نام مبارک او در تورات و انجیل نوشته شده، امر به معروف و نهى از منکر مى‌‏کند و حلال و حرام خدا را بیان مى‏‌نماید. طیّبات و پاکی‌‌ها را حلال و خبائث و ناپاکی‌‌ها را حرام مى‌‏نماید. تکالیف و گناهان سخت را بر مى‌‏دارد. و زنجیرهایى را که مانع از پیمودن راه رستگارى و طریق عدل و مستقیم مى‌‏‌شوند، از بین مى‌‏برد. اى جاثلیق! تو را به حق عیسى- که روح خدا و کلمه او بود- آیا در انجیل این توصیفات را براى این پیامبر ندیده‌‏اى؟

 

جاثلیق سرش را پایین انداخت و دانست که اگر انکار کند، کافر خواهد شد. بعد گفت: آرى، این صفات در انجیل هست و عیسى(ع) نام این پیامبر را آورده است.
امام فرمود: اکنون که انکار نکردى و به این مطالب اقرار نمودى، سفر دوم انجیل را نیز بیاور که در آن‌‌جا نام آن پیامبر و جانشینش على(ع) و نام دخترش فاطمه و فرزندانش حسن و حسین (ع) ذکر شده است.
منبع: الخرائج و الجرائح، ج ‏1، ص 341 - 349

در نتيجه: نامهاي مبارك ائمه ـ عليهم السلام ـ و پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در كتابهاي مقدس كه تورات و انجيل باشد بطور صريح ذكر شده و پيروان اين دو دين براساس آنچه در تورات و انجيل راجع به پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ و اوصياء آن حضرت ذكر شده بود. كاملاً با اوصاف و ويژگي هاي پيامبر و ائمه ـ عليهم السلام ـ آگاهي داشته اند.

همچنين در تورات نام مبارك حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ «هليون» بوده است.

از برخي روايات اسلامي استفاده مي شود كه اسم مبارك امام حسن ـ عليه السلام ـ و امام حسين ـ عليه السلام ـ در تورات (كتاب مقدس يهوديان) «شبر» و «شبير» و در انجيل (كتاب مقدس مسيحيان) «طاب» و «طيب» مي باشند.(1) وهابی ها هر وقت دلایل شیعه در کتب عمر را ثابت می کنند آنها هم مثل دیگر ادیان تاریخ گذشته سریع از کتب خود حذف می نمایند و می خواهند با این کار شکست خود را کم رنگ جلوه دهند
پی نوشت ها:

1. ابن شهر آشوب، مناقب آل أبي طالب، ص 166، نجف، مطبعه حيدريه، 1376 هـ ق.
2. اعلمي، حسن، عيون الاخبار الرضا، ج 2، ص 147، بيروت، مؤسسه اعلمي، اول 1404.
3. مفيد، الاختصاص، 37 قم، جامعه مدرسين بي تا.
4. انجيل برنابا، 29:14.
5. بقره، آيه 146.علی کیست جانشین66 +25پیامبر=92 محمد+18ذالحجه" غدیر خم =110علی 110دین الهی 110ولی دین 110 محمد 92یعنی 2ضربدر 9= 18 ذالحجه" غدیر خممحمد 92+18ذالحجه" غدیرخم =110علی110 ولی دین 110دین الهی 110نگین 110دین الهی110جلوه الله110 ماه دین110باادب اهل دین110نان جو110نمک 110  محرم 288+385شیعه =673-541 عمر ابوبکر =132 اسلام 132 محرم است که اسلام را زنده نگه میدارد 64دین 64تنها دین بحق الهی 64+64 دین=128حسین128کلیددین128منصب الله 32+32= 64دین 64+64= 128حسین 128 کلید دین 128 امام الهی 128 حسین 128کلید دین 128   دین خدا 669-541 عمرابوبکر=128حسین  کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین128 کلید دین 128کعبه سنگیست که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست یک تار موی قائم صاحب کعبه به هزارکعبه نمی دهم  128امام الهی 128جان دینی128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128امام الهی 128 جان جهانی128 حسین128 با الله هو مدد 128 امام همام 128 امام ماه 128 به یا علی 128 یا به ماه دین 128 با اهله جمالی 128 یا دین ناب 128 با امید دینها128 با دین مذهبی 669اهل دین هدف دین الله قرآن 669-541 عمر ابوبکر فتنه ها = 128 حسین  حسین یعنی حما سه ساز دین حسین یعنی حم سین نون والقلم و ما یسطرون حسین یعنی ترسیم کنند خط شهادت درجهان حم سین حامی محمد سیرت نوح حسین کشتی نجات128حسین128امام الهی128محبوب دین ها 128با محبوب الله128 گل زمان 128حسین128به طبیب زمان128 کلید دین 128امام الهی128 حسین128در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار{محمد {فاطمه} چهار علی}  دو حسن حسین جعفر موسی که در راه است انشاء الله نماینده قرآن 511+72بدینها =583 نماینده قرآن بدین ها 583محمد علی فاطمه حسن حسین 583شجره های مهدی 583 امت اسلامی 583 اهل دین اسلام قرآن 583 شیعه بدین اسلام 583  

واقعیت587-541فتنه ها541 عمر ابوبکر541  =46محمد20+26علی=46راه حق محمد46 نماینده الله46 آئینه الله 46کلید الله46شورای دینها587-541 عمر ابوبکر=46 انتخاب درست محمد46نماینده الله 46با امام برحق جهان46 تفکر الله46با تفکر قرآن46 تفکر علی46کلید الله46 آئینه الله 46جانشینه سلطانه46رهبرجهان اسلام46رهبر اسلام قرآن 46سلطان جهان اسلامه 46باولای قرآن46با تفکر مهدی46یا قهرمان جهان46 الحمدو لله46 نمازستون دین است46باولای قرآن46حق دین الله 46 کلیدقلبها46آئینه الله46مومن حق الله46 محمد20+26علی =46نماینده الله46مومنانه به قرآن46وصی پیمبر46آئینه الله46مومن الله46نماینده الله46رهبر حق جهان46 محمد20+26علی=46گل گل گل گل بمحمد46بکلام خاص الله46 بانظر الله قرآن46 رهبر اهل جهان 46جانشین بحق آدمه46نماینده الله46 قائم آل محمد46رهبرا الهی46آئینه الله46مومن الله 46وصی پیمبر46نماینده الله 46خورشیدجهان نما46آئینه الله 46 حق مومن الله46 محمد20+26 علی =46 نماینده الله46 محمد20+26 علی = 46 مهدی 23+23= 46 ماه 46 به ارباب کل جهان46+46= 92 محمد +18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 ولی دین 110 دین الهی110 جلوه الله 110 علی 110 ولی دین 110

 

رمزا کلید الله66 کلید الله محمد 66 الله 66+66 عالی ترین مذهب= 132 اسلام 132دین و یا مذهب 132امام کل 132قلب 132 یا علی هو 132+64 دین = دین اسلام 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196   به ابجد صغیر اشهد ان محمد رسوالله 66 الله 66 +66=132 اسلام 132 بدین الله 132 به ابجد اسلام 132 بدین 66+66 الله = 132 اسلام132 +64 دین = 196 دین اسلام 196کلید اسلام 196 کلید بدین الله 196امام کل دین 196 کلید بدین الله 196دین اسلام 196قلب اسلام 196اسلامه مهدی 196امام کل دین 196 ضرب 14 معصوم196 دین اسلام196 میباشد196دین اسلام 196کلیدبدین الله196+189 دین با حق =385 شیعه بدین اسلام 583محمد علی فاطمه حسن حسین583 عاشوراه 583 اهل بیت فاطمه 583با عشق علی 583 شبکه نور 583 کهیعص195+278حمعسق=473+110دین الهی= 583عاشوراه 583شبکه نور583محمدعلی فاطمه حسن حسین 583 نماینده قرآن 511+72بدینها =583 نماینده قرآن بدین ها 583محمد علی فاطمه حسن حسین 583شجره های مهدی 583 امت اسلامی 583 اهل دین اسلام قرآن 583 شیعه بدین اسلام 583   إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبتِ إِنِّی رَأَیْتُ583 أَحَدَ عَشَرَ583 محمد علی فاطمه  حسن حسین583 عاشوراه 583کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ ای یوسف زهرادوازدهمین سوره قرآن بیا ای جانه دله 26 علی و زهرا  بیا تا همه در برابرت خشوع و خضوع  کنند ای 12 دوازدهمین سوره قرآن یوسف زهراجانها به فدایت اگر دین شما امام الهی جان الهی و کلید دین ندارد دین شما به درد عمت میخوره مثل عمر که عمش مادرشم بود  شهید نماز33+33=66 الله 66+66=132 اسلام 132 اسلام 132+64دین=196دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود196 دین اسلام 196 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه25شیعه 25کعبه25 ارباب جهان25 اصل اسلام25 انسان کامل25 انسان نمونه25اصل حق25اصل اسلام25شیعه25دین آدم25نام آدم 25بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر اصل اسلام 25میباشدنام امام هم 12بار در قرآن آمده  نام شیعه 12باردر قرآن آمده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه34 حرف دارد34+25شیعه=59 مهدی59 یعنی9+5=14 معصوم کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست  آیه 34حروف دارد 34+34= 68+68=136 مومن 136 علی 136 به ابجد کبیر و صغیر علی 136  این آیه ابجد مولاء علیست 136 یعنی نشانه دین یعنی نماینده الله به ابجد 136 یعنی 6ضربدر 3+1= 19 الله 19 شهادت ضربت خوردن امام علی در محراب نمازدر 19 رمضان شب قدرنماینده الله 46 محمد20+26 علی = 46 ماه 46+46= 92 محمد +18 ذالحجه" غدیر خم = 110 دین الهی 110 ولی دین 110 علی 110 جلوه الله 110 ولی دین 110 حامیان110 دین الهی 110 ولی دین 110 «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55)

به ابجدولی46ماه46 محمد20+26علی=46ولی 46+46ماه=92 محمد92+18ذالحجه"غدیرخم=110 دین الهی 110 علی110جلوه الله110ولی دین110 ترجمه آیه فوق جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورده ‏اند، همان ايمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات می‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند انگشتر به گدا می دهند

در بسياري از كتب تفسير و حديث و تاريخ، امام حسين(ع) از جمله مصاديق بارز آية تطهير،[1] مباهله،[2] مودت[3]، اطعام[4]و كلمات[5] و آيات پاياني سورة فجر دانسته شده، و روايات معتبري در اين باره نقل كرده‎اند. دربارة آيات پاياني سورة فجر  رواياتي نقل شده است كه اثبات كنندة اين معناست كه اين آيات دربارة حضرت سيدالشهداء امام حسين(ع) است در تفسير «البرهان» چنين آمده است:


امام صادق(ع) فرمود: اقرؤا سورة الفجر في فرائضكم و نوافلكم فانها سورة الحسين بن علي، سورة فجر را در نمازهاي واجب و نيز نماز مستحب خود بخوانيد؛ چرا كه اين سوره، سورة حسين بن علي است.


پس از اين كلام امام صادق و تحريض و تشويق مخاطبين به خواندن سورة فجر در نمازهايشان با اين كلام زيبا و دلنشين و همراه با دعاي «وارغبوا فيها رحمكم الله»؛ از سرشوق و رغبت به اين امر اقدام نماييد. خداوند شما را مورد رحمت و لطف قرار دهد، يكي از اشخاص حاضر در مجلس سؤالي مي‎نمايد ـ كه چه بسا سؤال بسياري از ماها نيز باشد؛ سؤال مي‎كند: چگونه اين سوره، سورة اختصاصي حسين بن علي شد؟


امام صادق(ع) فرمود: شما مگر اين بخش از آيه و كلام خداوند را نشنيده‎ايد كه مي‌فرمايد: «يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي وادخلي جنتي» انما يعني الحسين بن علي ـ عليهما السّلام ـ فهو ذو النفس المطمئنه الراضية المرضية و اصحابه من آل محمد ـ صلوات الله عليهم ـ الرضوان عن الله يوم القيامه و هو راض عنهم، و هذه السورة في الحسين بن علي و شيعته و شيعة آل محمد خاصة،

 

امام صادق(ع) در تفسير آيه مي‌فرمايد: اين آيه دربارة حسين بن علي ـ عليهما السّلام ـ است؛ چرا كه آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضي بود و خدا نيز از او راضي بود، و ياران آن بزرگوار از خاندان محمد(ص) از خداوند راضي بودند و خداوند نيز از آن‌ها راضي بود، و اين سوره فقط دربارة حسين بن علي و شيعيان او و شيعيان آل محمد(ص) مي‌باشد.

سوره حمد

در سوره حمد که آغازگر کتاب آسمانی و امام حسین(ع) که سرآمد کتاب شهادت بود، ذکری به میان آمد. در سوره بقره نیز آیه ای هست که می توان در رثای امام حسین(ع) استفاده نمود و آن سخن فرشتگان است که گفتند:

« أتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء؛ آیا در روی زمین کسی را قرار می دهی که بر روی آن تبهکاری می کند و خونها می ریزد؟»

در روایات نقل شده که فرشتگان این سخن را با توجه و مشاهده شهادتگاه امام حسین(ع) و یارانش در کربلا و دلایلی که بیانگر این مطلب بود، ابراز کردند.

سوره آل عمران

هنگامیکه علی اکبر فرزند گرامی حضرت امام حسین(ع) به سوی میدان نبرد رفت، ایشان اینگونه تلاوت فرمود:

« ان الله اصطفی آدم و نوحاً و ال ابراهیم و ال عمران علی العالمین* ذریةً بعضها من بعضٍ و الله سمیعٌ علیم؛ خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید، آنان نسلی هستند که برخی از برخی دیگرند و خداوند شنوای داناست.»

سوره نساء

از جمله آیاتی که می توان در رثای امام حسین(ع) ذکر نمود، آیه 98 است که می فرماید:

« الا المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان لا یستطیعون حیلةً و لا یهتدون سبیلا؛ مگر گروهی از مردان و زنان و کودکانی که به راستی ناتوان بودند.»

بارزترین مصداق این آیه گروهی بودند که همراه آن حضرت به کربلا آمده بودند و بدون هیچ گناهی مورد محاصره و ستم ستمکاران واقع شده بودند.

سوره مائده

آیه 114 از این سوره را می توان در بهره مندی از آب کوثر دانست که برای او و یارانش در حال شهادت فرود آمد بدون آنکه آبی را درخواست کرده باشند:

 « انزل علینا مائدةً من السماء تکون لنا عیداً؛ خداوندا! از آسمان بر ما مائده ای نازل فرما که برای ما عید باشد.»

آری! شهیدان کربلاء، هر نوع تشنگی و گرسنگی و زخم و شهادت در راه خدا، راضی و خشنود بودند و چنین ایثاری گواراتر از هر نوع غذا و نوشیدنی بود تا با شادمانی به لقاء پروردگار بشتابند.

سوره اعراف

بر اساس تفاسیر وارد شده، امام حسین(ع) از رجال اعراف است:

« و علی الاعراف رجالٌ یعرفون کلاً بسیماهم؛ مردانی که از اعراف هستند از سیمایشان شناخته می شوند.»

شناخت امام حسین(ع) راههای گوناگون و ویژه ای دارد، از جمله آنها زائران آن حضرت در قیامت هستند که به وسیله نشانه هایی که در سیمایشان پدید می آید، شناخته می گردند.

سوره انفال

از  حقوق امامان معصوم(ع) و از جمله امام حسین(ع) و فرزندان آنان که مورد غضب واقع شد، انفال است. آن حضرت نه تنها از چنین حقوقی محروم گشت، بلکه حقوق اولیه انسانی و حق حیات که بین تمام موجودات مشترک است، از ایشان سلب شد و حتی حق آب نوشیدن را نیز از آنان منع کردند.

سوره برائت

در عظمت فداکاریهای بی بدیل اباعبدالله الحسین(ع) می توان از تمامی آیاتی که در زمینه جهاد در راه خدا نازل شده استفاده نمود. زیرا آن حضرت و خاندان و یاران باوفایش در حقیقت بهترین معامله را با خدا انجام دادند و بالاترین مصداق این آیه شریفه هستند که می فرماید:

« ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوراة و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم؛ خداوند جان و مال مردم با ایمان را به بهای بهشت خریداری نمود، آنان در راه خدا می جنگند و در این راه می کشند و کشته می شوند و این وعده تخلف ناپذیر الهی است که در تورات و انجیل و قرآن آمده و از خدا با وفاتر به عهد خود کیست؟ پس ای اهل ایمان بر شما بشارت باد برای چنین معامله ای که با خدای خود نمودید و این همان رستگاری باشکوه است.

تمام بندگان خدا در بازار سوداگری این دنیا هرکدام به گونه ای عمل کردند، اما معامله امام حسین(ع) ویژه آن حضرت بود و ارزش و پاداش و کیل و پیمانه اش نیز به همان سبک ویژه پرداخت گردید.

سوره یونس

در آن شرایط و حالاتی که پیکر پاک و دردمند امام حسین(ع) در بیابان رها شده بود، همانند حضرت یونس (ع) مصداق این آیه شریفه شده بود که: « بالعراء و هو سقیم»

أسفی لعارٍ مثل یونس العراء                   یقطینه فیها جناح الأنسر

دریغ و افسوس بر آن برهنه ای که مانند یونس، بر ریگ های تفتیده کربلا افتاده و بوته سایبانش در آنجا، بال های پرندگان و شمشیرها و نیزه ها بود.

سوره هود

وقتی که حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) در میدان نبرد مقابل سپاه بنی امیه قرار گرفت، سخنان روشنگری بیان فرمود تا حجت را بر آن قوم تمام کند و در ضمن آن آیاتی تلاوت کرد و فرمود:

« قال انی اشهد الله و اشهدوا انی بریٌ مما تشکرون* من دونه فکیدونی جمیعاً ثم لاتنظرون* انی توکلت علی الله ربی و ربکم ما من دابةٍ الا هو آخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم؛ من خدا را گواه می گیرم، شما نیز گواه باشید که من از آنچه شما بدان شرک می ورزید، بیزارم. سپس همگی با مکر و فریب بر ضد من برخاستید و مرا مهلت ندادید. من بر خدای یگانه که پرودرگار من و شماست توکل کردم. هیچ جنبده ای نیست مگر آنکه زمام اختیارش در دست خداست، به راستی که پروردگار من بر راه مستقیم است.

سوره یوسف

در روایات اهل سنت نقل شده که این سوره، در بردارنده پیام های تسلی بخش برای پیامبر گرامی به جهت حوادثی که قرار بود برای فرزندش امام حسین(ع) اتفاق بیفتد بود. و نیز اتفاق های مشابهی که در زندگی تاریخ ساز آن حضرت بوقوع پیوست که بازندگی جناب یوسف(ع) مطابقت داشت.

سوره رعد

در این سوره ازعبادت ویژه موجودات و از جمله عبادت رعد سخن به میان می آورد که:

« و یسبح الرعد بحمده و الملائکة من خیفته؛ و رعد با ستایش او، و فرشتگان از بیم او تسبیح می گویند.»

در حدیثی نقل شده که هیچ ابری نیست که رعد و برق داشته باشد مگر اینکه قاتل امام حسین(ع) را لعنت می نماید.

سوره ابراهیم

در این سوره شریفه، آیه 37 سرگذشت اسکان یافتن خانواده حضرت ابراهیم(ع) را در بیابان بدون آب و علف « بوادٌ غیر ذی زرعٍ » بیان می کند که با نحوه اسکان یافتن خاندان امام حسین(ع) در کربلا مطابقت دارد و از موارد شگفت انگیز آن، خداحافظی و گفتگوی آن حضرت با خاندانش در واپسین لحظات حیات شریف ایشان است که پس از آن به سوی شهادتگاه خویش می شتابد.

سوره اسراء

سرزمین کربلا، مکانی ویژه برای عروج امام حسین(ع) بود و جایگاهی برای معراج فرشتگان پدید آورد. همچنان که جایگاه ویژه ای برای معراج جد بزرگوارش گردید و آن حضرت در این باره فرمود: « در سفر آسمانی معراج، زمانیکه بر روی منطقه کربلا قرار گرفتم، در آنجا محل شهادت فرزندم حسین(ع) و یارانش را مشاهده کردم.»

سوره کهف

این سوره، یادآور سر بریده آن گرامی است که بر فراز نیزه دژخیمان، قرآن تلاوت می کرد زید بن ارقم در کوفه شنید که زبان مبارک آن حضرت آیه ای از سوره کهف تلاوت می فرمود که:

« ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجباً؛ آیا پنداشته ای که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های شگفت انگیز ما بوده اند؟ گروهی دیگر از مردم در سرزمین شام شنیدند که می فرمود: « انهم فتیةٌ آمنوا بربهم و زدناهم هدی؛ آنان جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و ما نیز بر هدایتشان افزودیم.»

تلاوت چنین آیاتی آنهم از سر بریده آن حضرت بر فراز نیزه های ظلم و ستم، بیانگر حکمت ویژه ای است و جای تعمق بسیار دارد، زیرا سرگذشت آن حضرت، شگفت انگیزتر از اصحاب کهف و رقیم است و شهدای کربلا از بارزترین مصادیق هدایت یافتگان هستند.

سوره مریم

در حدیث زکریا اشاره شده « کهیعص» مربوط به واقعه کربلا و شهادت خاندان پیامبر اسلام و بیدادگری حکومت یزید بود که آنان را در حال تشنگی و صبر به شهادت رساند.

در کتاب تهذیب و بحارالانوار از امام سجاد(ع) در تفسیر این آیه نقل شده که می فرماید: « فحملته فانتبذت به مکاناً قصیاً» وقتی که مریم به او باردار شد، او را به مکانی دور افتاده برد، مریم از شهر دمشق خارج و به کربلا آمد، و عیسی(ع) را در محل شهادتگاه امام حسین(ع) بدنیا آورد و در همان شب بازگشت.

سوره طه

در این سوره به مناسبت های مختلف، شباهت هایی میان امام حسین(ع) و داستان موسی(ع) بیان شده از جمله در آیه « اذ رأی ناراً فقال لأهله امکثوا أنی آنست ناراً »، زمانیکه موسی آتشی را دید، به خانواده خود گفت: درنگ کنید، زیرا از دور آتشی را می بینم، شاید بتوانم برای شما شعله ای از آن بیاورم. حضرت امام حسین(ع) نیز در حالیکه در مدینه بود از جانب کربلا نوری را مشاهده کرد و به خاندان خویش فرمود: همراه من حرکت کنید. از او پرسیده شد چرا خانواده را با خود می برید، فرمود: « اراده الهی بر این امر تعلق گرفته که آنان را اسیر ببیند.»

در سوره های دیگر بر اساس مناسبت های ویژه بعضی از آیات را تلاوت می کرد، از جمله آیاتی از سوره قصص را هنگام خروج از مدینه قرائت کرد و برخی دیگر از آنها را در وقت ورود به شهر مکه که در جای مناسب ذکر آنها خواهد آمد.عده ای از اصحاب نیز آیاتی از سوره مؤمن را به هنگام پیکار آن حضرت تلاوت کردند که در بخش اول مربوط به شهداء بیان می گردد.

نکات دیگری از سوره هایی که می توان در رابطه با جایگاه امام حسین(ع) بیان نمود، بطور خلاصه عبارتند از: سوره هایی که با حروف مقطعه ای مانند طس، طسم، حم، یس، ص، المر، ق و نون شروع می شوند، در این حروف تأثیرگذاری خاص و اشاراتی به اسماء الهی دارد و اسراری در خود نهفته دارد که شناخت آنها تنها برای پیامبر(ع) و امامان علیهم السلام میسر است که مخاطبان حقیقی وحی الهی هستند.

در پیکر مطهر امام حسین(ع) نیز حروف مقطعه ای بر اثر ضربات نیزه ها و زخم شمشیرها بوجود آمده بود که هر کدام از آنها در مقام عرفان و رضا و تسلیم اسراری نهفته در خود دارد. و تنها کسی بر این اسرار راه می یافت که از راز و رمز این حروف مقطعه آگاهی کامل داشت. به همین جهت پیامبر گرامی بعضی از اعضاء و جوارح امام حسین(ع) را بوسه باران می کرد و گاهی نیز به امیرمؤمنان (ع) می فرمود تا او را نگاهدارد و بدین سان محل فرود شمشیرها ونیزه ها و حروف مقطعه را می بوسید و می گریست.

در ابتدای سوره هائی که با تسبیح خدا شروع می شود، ارتباط معناداری میان آیات سوره و آغاز آن وجود دارد که همان صفات الهی است و خداوند تعالی نیز از این صفات خود، امام حسین(ع) را بهره مند ساخته است.

سوره مدثر

این سوره که با خطاب به پیامبر گرامی آغاز می گردد، در ضمن خود اشاراتی به آن حضرت دارد، زیرا باطن این سوره از آن جناب است و این معنا از ظاهر آیات آشکار بوده و بر همین اساس مدثر که پیامبر(ص) است از امام حسین(ع) و ایشان هم از مدثر است.

سوره مزمل

مخاطب این سوره پیامبر اکرم(ص) است و امام حسین(ع) و پیامبر(ص) هر دو از یکدیگر هستند بنابراین امام حسین(ع) همان مزمل به خون خویش، که در ظلمت شب و گمراهی ها بپا خواست و حاکمیت ظلم و جور را زائل نمود وحق را آشکار ساخت. یاران به خون غلطیده اش نیز همانند یاران پیامبر(ص) بودند که در روز احد حضرت در مورد آنان فرمود: « آنان را با خون و لباس گلگونشان پیجید که من گواه آنان هستم.» اما برای یاران امام حسین(ع) لباسی باقی نگذاشتند و آنان را با همان خونها دفن کردند.

سوره هایی که با سوگند آغاز می شوند

باطن و حقایق این سوره ها نیز بر حالات و شرایط و پیکر مطهر، و قلب توانمند آن حضرت منطبق است و همچنین بر یاران وفادار و شرایط سخت آنان مطابقت دارد. برای نمونه آیاتی که می فرماید:

« و الصافات صفاً فالزاجرات زجراً فالتالیات ذکراً، سوگند به آنانکه برای انجام فرمان خدا صف بسته اند. سوگند به آنانکه با سختی می رانند، سوگند به تلاوت کنندگان قرآن.»

این آیات بر امام حسین(ع) ولشکر فداکارش که برای جهاد در راه حق به صف در آمده بودند، تطبیق می کند و همچنین بر صف آرایی مجاهدین در راه حمایت دین خدا، وصفوف پیوسته آنان در حال نماز، صف آرایی پیکرهای غلتیده در خاک و خون، و صف آرایی سرهای بریده ای که در یک قبر دسته جمعی دفن شدند.

سوره فجر

« والفجر * و لیال عشرٍ* والشفع و الوتر* و اللیل اذا یسر؛ سوگند به سپیده دم، و سوگند به شب های ده گانه، و سوگند به جفت  و فرد، و سوگند به شب هنگام که می رود.»

امام حسین(ع) نیز سپیده دم روشنی بخش و هدایت کننده انسانیت ومصائب جانگدازش، شب های ده گانه ای دارد. حسین(ع) و برادر دلاورش شفع یکدیگرند. و در هنگامیکه تنهایی و به شهادت رسیدن همه یاران، وتر است. او همان وتر و فردی است که روح آرامش یافته اش مورد خطاب الهی است. همان روح بزرگ که به سوی معبود یگانه باز می گردد و در اوج خشنودی و رضایتمندی به لقاء حضرت دوست می شتابد.

سوره طور

« والطور* و کتاب مسطور* فی رقٍ منشورٍ* و البیت المعمور* السقف المرفوع* والبحر المسجور؛ سوگند به کوه طور، و سوگند به کتاب نگاشته شده، در صحیفه ای گشوده و سوگند به بیت المعمور، و سوگند به سقف بر افراشته و سوگند به دریای برافروخته و خروشان!

طور به دو معنا محل شهادت آن حضرت است،زیرا بر طبق روایت نقل شده به شهادتگاه ایشان دلالت می کند و هم از نظر معنوی اینگونه است. کتاب مسطور نیز بر بدن شریف آن حضرت اطلاق می شود بیت العمور سر مقدس ایشان است، و بحر مسجور نیز با میدان کربلا در روز عاشورا منطبق می گردد.

سوره نجم

« و النجم اذا هوی؛ سوگند به ستاره آنگاه که در افق پنهان می گردد.»

امام حسین(ع) نیز ستاره درخشانی بود که در افق کربلاء به شهادت رسید و پنهان گشت.

سوره ضحی

« والضحی ؛ قسم به شعاع گسترده آفتاب»

این سوگند نیز اشاره به درخشندگی و نورانیت چهره امام حسین(ع) دارد که در پرتو وجود مقدسش نور ایمان تجلی می یابد.

سوره بروج

« و السماء و الطارق* و ما ادریک مالطارق* النجم الثاقب؛ سوگند به آسمان و سوگند به ستاره طارق، تو چه می دانی که طارق چیست؟ آن ستاره درخشنده، ستاره ای که نور و درخشندگی اش تاریکی ها را می شکافد و در آن نفوذ می کند.

امام حسین(ع) نیز مانند ستاره درخشانی است که نور وجودش تاریکی های زمین را می شکافد و به آن روشنی می درخشد.

سوره شمس

« و الشمس و ضحها* و القمر اذا تلیها* و النهار اذا جلیها؛ سوگند به خورشید و سوگند به شعاع گسترده اش! و سوگند به ماه، آنگاه که در پی آفتاب برآید! و سوگند به روز که چون تجلی یابد جهان را روشنی می بخشد.

چهره درخشان امام حسین(ع) نیز خورشید جهان افروز است، زیرا او حقیقت خورشیدی است که با پدید آمدن ابرها در آسمان، خورشید امامت و حماسه بجامانده اش هرگز رو به خاموشی نمی گراید گر چه وجود مقدسش به خاک و خون کشیده شود، اما نور وجودش برای همیشه، روشنی بخش زمین و زمان خواهد بود، همچنانکه پیکر مطهرش در آن شب های سه گانه ای که بر روی زمین بجامانده بود، همچون خورشیدی روشنی بخش اطراف بود.

سوره مرسلات

«المرسلات عرفاً؛ قسم به فرشتگانی که پی در پی فرستاده می شوند!»

و سوگند بر آن فرشتگانی که پیوسته و پی در پی ره خدمت آن حضرت فرود می آمدند.

سوره نازعات

« و النازعات عرقاً* و الناطشات نشطاً؛ قسم به فرشتگانی که به شدت جانها را می گیرند، قسم به فرشتگانی که جان( مؤمنان) را با نشاط و مدارا می گیرند.

در این آیات نیز اشاره ای به ارواح پاک شهیدان کربلا دارد  که به راحتی جانهای خود را تسلیم حق تعالی نمودند.

سوره ذاریات

« و الذاریات ذرواً * فالحاملات وقراً؛ قسم به بادهای وزنده، قسم به ابرهای سنگین باران زا!»

در بعضی از تفاسیر وارد شده که این آیات بر جهاد اصحاب امام حسین(ع) در روز عاشورا تطبیق می کند.

سوره تین

« و التین و الزیتون؛ سوگند به انجیر و زیتون!»

روایت شده زیتونی که مورد قسم واقع شده، وجود پر برکت اباعبدالله الحسین(ع) است.

سوره عادیات

« و العادیات ضجاً؛ سوگند به اسبان دونده ای که نفس نفس نی زنند!»

این آیه نیز اشاره به اسبهای دلاوران در دشت کربلا می کند.

سوره قیامت

تمامی سوره قیامت بر قیامت اهل بیت(ع) که در روز عاشورا برپا گردید، دلالت می کند. آن حادثه عظیم و فاجعه هول انگیز و کوبنده، یادآور جوش و خروش فریاد قیامت است که مصیبت آن فراتر از هر واقعه مصیبت بار دیگر خواهد بود.

آری واقعه دردناک عاشورا، آن روز کوبنده ای بود که قلوب نیکان و بدکاران را درهم کوبید، دلهای حق طلب را بلرزه در آورد، و غم و اندوه آن مصیبت همه جا را فرا گرفت.

در آنروز غم انگیز گویا آسمان شکافته شد و انشقاق و انفطار تحقق یافت. در آن هنگام که شمشیر بر فرق مبارک حسین بن علی(ع) فرود آمد، خورشید انسانیت بی فروغ گردید و ستارگان علم و فضیلت بر روی زمین ریختند همچنانکه در وقوع قیامت خورشید درهم پیچیده و بی فروغ می گردد و ستارگان آسمان فرو می ریزند.

سوره قدر

« انا انزلناه فی لیلة القدر؛ فضیلت امام حسین(ع) همانند فضیلت شب قدر است که بحث آن در جای خود خواهد آمد.

سوره کافرون

امام حسین(ع) آئین کفر و شرک را برانداخت و کفر اهل نفاق را نمایان ساخت و از همگی آنان بیزاری جست و فرمود: « لکم دینکم دلی دین؛ دین شما برای شما و دین من برای من است.»

سوره فلق و ناس

این دو سوره شریفه که به نام معوذتین معروف است در روایات شیعه و اهل سنت وارد شده که در شأن امام حسن و امام حسین علیهماالسلام نازل گردیده و در پرتو این سوره ها، آن دو بزرگوار در پناه امن الهی واقع شده اند.


و در پايان روايت، امام صادق(ع) مي‎فرمايند: من ادمن قراءة الفجر كان مع الحسين في درجته في الجنة، ان الله عزيز حكيم، هر كس در خواندن سورة فجر مداومت داشته باشد، با امام حسين در درجه‎اش در بهشت خواهد بود، به درستي كه خداوند بر هر چيز توانا و به هر امري دانا است.[6]


در روايت ديگري كه از ابوبصير از امام صادق(ع) نقل شده است، امام صادق(ع) مي‌فرمايد: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ؛ ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة » الآيه يعني الحسين ابن علي ـ عليهما السّلام ـ[7] مراد از «نفس المطمئنه» كه از خداوند راضي و خداوند نيز از او راضي است، حسين بن علي(ع) است در اين آيات، كلمة «نفس المطمئنه» نقش كليدي و محوري دارد به طوري كه فهم معناي آيه تا حدود زيادي به روشن شدن معناي اين واژه بستگي دارد، و چه بسا وجود اين كلمه در اين آيه موجب تفسير و بيان شأن نزول آيه، دربارة حسين بن علي(ع) گرديده است، و آن حضرت مصداق اتم و اكمل آن به حساب آمده است.


سؤالي كه در اينجا مي‌تواند مطرح شود اين است كه چه امري باعث اين تقريب و تقارن گرديده است؟ و چرا حسين بن علي(ع) از ميان معصومين ـ عليهم السّلام ـ به عنوان مصداق اين آيه معرفي گرديده است؟


در پاسخ بايد گفت: با توجّه به آنچه كه در تاريخ عاشورا به فراواني نقل گرديده است كه از يك سو براي حادثة عظيم عاشورا، هيچ واقعه و حادثه‎اي به عنوان نظير و مانند و شبيه سراغ نداريم، و مصيبت بزرگي كه در اين رويداد عظيم تاريخي بر خاندان عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ وارد گرديد، در تاريخ نمونة ديگري ندارد، و از ديگر سو، قرباني بزرگ اين حادثه حضرت سيدالشهداء ـ عليهم السلام ـ بود كه در سهمگين‎ترين حالات و لحظات و شكننده‎ترين ماجراهاي اين حادثه، در نهايت اطمينان و آرامش نفس بود، به طوري كه در روايت راويان شاهد حادثه آمده است كه هر چه اين حادثه به پايان خود كه شهادت حضرت سيدالشهداء(ع) بود نزديك‎‎تر مي‎شد، چهرة دلرباي امام، زيباتر و برافروخته‎تر مي‎شد، و براي لقاي پروردگار آماده‎تر.

 

از اتفاقات سهمگين و تزلزل آفرين آن حادثه در چهرة امام، ذره‎اي سستي و ضعف و يا بي‎صبري و جزع و شكوه ديده نشد و در عوض در اين ماجرا از ابتدا تا انتها ميزان تسليم و صبر آن حضرت كه ناشي از اطمينان و آرامش نفس بود، افزوده‎تر مي‎شد. و اين جمله آخر آن حضرت در لحظات پاياني عمر شريفش شنيدني و زيباست: صبراً علي قضائك يا ربّ لا اله سواك يا غياث المستغيثين، مالي ربّ سواك و لا معبود غيرك، صبراً‌علي حكمك، بر قضاي تو شكيبا هستم! پروردگارا! معبودي جز تو نيست، اي پناه بي‎پناهان! من غير از تو پروردگار و معبودي ندارم، برخواست و ارادة تو شكيبا هستم.[8]

پي نوشت ها:
[1] . احزاب/ 33.
[2] . آل عمران/ 61.
[3] . شوري/ 23.
[4] . انسان/ 8.
[5] . بقره/ 37.
[6] . بحراني، سيد هاشم، البرهان في تفسير القرآن، قم، مؤسسة مطبوعاتي اسماعيليان، بي‎تا، ج 4، ص 461؛ و بحارالانوار، ج 24، ص 93 و ج 44، ص 218.
[7] . حويزي، تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 577؛ و بحراني، سيد هاشم، البرهان في تفسير القرآن، ج 4، ص 460؛ و بحارالانوار، ج 24، ص 350؛ و تفسير القمي، علي بن ابراهيم قمي، قم، دارالكتاب، چاپ سوم، 1414 ق، ج 2، ص 422.
[8] . موسوعة كلمات الامام الحسين(ع)، ص 510.

چه آياتي در قرآن، درباره امام حسين(عليه السلام) تأويل يا تفسير شده است؟
آيات فراواني در قرآن درباره امام حسين(عليه السلام) وجود دارد. برخي رقم آيات را 128 و برخي ديگر تا 250 آيه ذكر كرده‌اند. برخي از آيات ياد شده، آشكارا درباره امام‌حسين(عليه السلام) نازل شده است و برخي با تفسير و تأويل مفسران ـ البته به كمك روايات‌ـ بر ايشان تطبيق شده است. اين آيات را از جهات مختلفي مي‌توان دسته‌بندي كرد:
الف) آياتي كه بر اساس منابع تفسيري و روايي، مربوط به امام حسين(عليه السلام) است:
اسراء، 33; مريم، 1; حج، 60; احقاف، 15; رحمن، 22; نازعات، 6; تكوير، 8‌; فجر، 27; تين، 1.
ب) آياتي كه بر امام حسين(عليه السلام) تطبيق شده است:[1]
بقره، 84 و 193; نساء، 31 و 77; انعام، 62; انفال، 75; اسراء، 4 و 6; مريم، 7; حج،‌19 و 40; عنكبوت، 15; صافات، 88 و 89; زخرف، 28; دخان، 29; نبأ، 18; عبس، 25; انشراح، 1.
ج) آياتي كه در شأن يا تطبيق بر امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) نازل شده است:
آل‌عمران، 61; نساء، 36 و 69; انعام، 84; نور، 35; فرقان، 74; احزاب، 40; رحمن،‌17; واقعه، 89; حديد، 12 و 28; تغابن، 15; فجر، 3; بلد، 3 و 9; بروج، 3; شمس، 2 و 3; سوره فلق.
د) آياتي كه مربوط به پنج تن آل عبا يا تعدادي از آنان است، كه يكي از آنان امام حسين(عليه السلام)است:
بقره، 37، 54، 60، 124 و 238; آل‌عمران، 7 و 110; نساء، 43; مائده، 54; اعراف،‌46 و 157; يونس، 63 و 64; نحل، 43; اسراء، 44; مؤمنون، 1 و 111; فرقان،‌10، 54 و 57; فاطر، 32; صافات، 165 و 166; شوري، 23; طور، 21; حشر، 9; صف، 4; حاقه، 17; انسان، 7; مرسلات، 41.
هـ‌) آياتي كه مربوط به دوازده امام يا چهارده معصوم(عليهم السلام) است:
بقره، 31، 35، 136 و 137، 143، 256 و 261; آل‌عمران، 36، 95، 185 و 200; نساء،‌59; مائده، 56; توبه، 36; هود، 91; ابراهيم، 24; حجر، 45، 46، 47 و 75; نحل،‌90; اسراء، 71; طه، 115; حج، 77; نور، 36، 37 و 55; احزاب، 12 و 33; صافات،‌83; شوري، 23; واقعه، 10; انسان، 5; كوثر، 1.
و) آياتي كه مربوط به حضرت علي، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسين(عليهم السلام) و ديگراني چون حمزه، جعفر، عقيل و حضرت خديجه(عليهم السلام) است:
آل‌عمران، 33; كهف، 2; حج، 40; فاطر، 21; غافر، 7; تحريم، 8‌; مطففين، 22.
ز) آياتي كه در ذيل آنها روايتي مربوط به امام حسين(عليه السلام) آمده است كه نه از باب شأن نزول و نه از باب تطبيق است:
بقره، 49، 195، 196 و 199; آل‌عمران، 34، 45، 49 و 103; نساء، 56; مائده، 1 و 35; انعام، 62; اعراف، 199; يوسف، 13، 14 و 67; اسراء، 7 و 71; مريم، 55; نور، 31; نمل،‌40; شعراء، 227; قصص، 5 و 21; احزاب، 23 و 58; زمر، 46 و 61; غافر، 71; مجادله، 7.[2]
چرا در قرآن، اسمي از امام حسين(عليه السلام) نيامده است؟
اولا، شيوه پرسش حاكي از اين است كه گويا تنها راه معرفي اولياي الهي، كه امت بايد از آنان پيروي كنند، ياد كردن نام آنان در كتاب آسماني است، در حالي كه اگر به خود قرآن مراجعه كنيم، خواهيم ديد كه قرآن براي معرفي شخصيت‌هاي الهي، از سه راه وارد مي‌شود و در هر مورد، بنابر مصالحي، از شيوه خاصي پيروي مي‌كند:
1. معرفي با اسم: پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله) در انجيل، به وسيله اسم، به آيندگان معرفي شده است: (وَمُبَشِّراً بِرَسُول يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ).[3] هم‌چنين به صراحت، از حضرت داود(عليه السلام)در قرآن كريم، به عنوان خليفه ياد شده است: (يا داوُدُ إِنّا جَعَلْناكَ خَلِـيفَةً فِـي الأَرْضِ).[4]
2. معرفي با عدد: نقباي بني‌اسرائيل و گروهي كه طبق گزينش حضرت موسي(عليه السلام)قرار شد به كوه بروند، در قرآن با عدد معرفي شده‌اند.[5]
3. معرفي با صفت: يكي ديگر از راه‌هاي شناسايي شخصيت‌هاي الهي، معرفي با صفت است.[6]
در قرآن كريم، گاهي معرفي با صفت، با ذكر نام نيز همراه است; مانند آيه طالوت. گاهي نيز به ذكر صفات اكتفا شده است; مانند:
(فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْم يُحِبُّـهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَي المُؤْمِنِـينَ أَعِزَّة عَلَي الكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِـيلِ اللّهِ وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لآئِم).[7]
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودي خدا گروهي [ديگر]را مي‌آورد كه آنان را دوست دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان] با مؤمنان فروتن[ و]بر كافران سرفرازند، در راه خدا جهاد مي‌كنند و از سرزنش هيچ ملامت‌گري نمي‌ترسند.
درباره امامت خاصه (چه كسي امام باشد) قرآن از راه سوم وارد شده، در برخي از آيات، به طور مستقيم، موضوع امامت را مطرح مي‌كند و به وضوح از آن سخن مي‌گويد: آياتي هم‌چون: تبليغ، ولايت، اولي الأمر، صادقين و قربي از اين قسمند. در برخي از آيات نيز غيرمستقيم از اين موضوع بحث مي‌كند. آياتي هم‌چون مباهله و تطهير در اين بخش جاي دارند.
از سوي ديگر، امام از نظر شيعه بايد دو خصوصيت عصمت[8] و علم لدنّي[9] را دارا باشد كه به اين دو صفت، در قرآن اشاره شده است و به اتفاق شيعه و سني، پس از پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) جز اميرالمؤمنين و فرزندان وي، كسي واجد اين صفات نبوده است.[10]
ثانياً، به يقين مهم‌ترين منبع احكام و معارف اسلامي، قرآن است. اگر خداي ناكرده، تحريف اندكي در قرآن صورت مي‌گرفت، اعتماد مسلمانان به قرآن از دست مي‌رفت و اين سلب اعتماد، باعث مي‌شد كه اسلام و قرآن به مشكلات مسيحيت و انجيل و تورات دچار شوند.
براي اين‌كه اصل اسلام (قرآن) با توجه به خاتميتِ اين دين، باقي بماند، بهترين راهكار، حفظ قرآن از تحريف و تصرف‌ها است. درست است كه قرآن مي‌فرمايد: (إِنّا نَحْنُ نَـزَّلْنا الذِّكْرَ وَ‌إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ);[11] يعني بي ترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل‌كرديم و قطعاً نگهبان آن خواهيم بود. ولي اين حفظ، تنها از راه اعمال قدرت و مددهاي غيبي و عنايات خداوند در همه مواقع و مراحل، به طور خارق‌العاده نيست، بلكه يكي از علل حفظ و بقاي آن، فراهم ساختن اسباب است; چون هر چيزي سببي دارد و خداوند، امور را جز با اسبابش اجرا نمي‌فرمايد.
يكي از اسباب محفوظ ماندن قرآن از تصرف و تحريف، اين است كه نام هيچ يك از معاصران پيامبر (جز زيد و ابولهب) در مقام ستايش يا نكوهش به صراحت برده نشده است، با آن‌كه آيات بسياري، در ستايش نيكان (علي، عمار، سلمان و...) و نكوهش مشركان (ابوسفيان، ابوجهل و...) نازل گرديده است.
بديهي است اگر به صراحت، نام آنان آورده مي‌شد، عده‌اي در صدد تحريف قرآن و تغيير آيات و حذف اسامي برمي‌آمدند; ولي وقتي در متن قرآن، اسمي از كسي نيامده است، آنان تنها به وسيله دانشمندان مزدور، در شأن نزول‌ها و توجيه آيات، خيانت و تصرف مي‌كردند، نه در خود آيات; مانند اين‌كه سمرة بن جندب به دستور معاويه، بر بالاي منبر، آيه‌اي را كه در شأن علي نازل شده است، در شأن ابن ملجم معرفي كرد. تجربه تاريخ هم نشان داده است كه چگونه دنيا طلبان گفته‌هاي پيامبر(صلي الله عليه وآله)را دست‌كاري كردند; هم چنان كه خليفه دوم، هنگام رحلت رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)وقتي آن‌حضرت دوات و قلمي خواست، گفته پيامبر(صلي الله عليه وآله) را رد كرد و آن سخن شنيع را بر زبان راند.[12] چگونه در برابر حضرت، اين سخن به زبان رانده شد؟ آيا پس از رحلت نمي‌توانستند به قرآن جسارت كنند؟ پس به يقين، اگر حتي در صد آيه، به صراحت نام اهل‌بيت(عليهم السلام)مي‌آمد، اين عده آن آيات را از قرآن حذف كرده، مي‌گفتند: بقيه قرآن، ما را كافي است و مردم نادان هم دم برنمي‌آوردند; چنان‌كه به اهل‌بيت(عليهم السلام)آن همه آزار رساندند و مردم چيزي نگفتند. وانگهي خليفه اول و دوم، كه صدها روايت از پيامبر(صلي الله عليه وآله)را جمع آوري كرده، همه را سوزاندند، بعيد نبود كه براي مطامع دنيايي خود، بسياري از آيات قرآن را نيز بسوزانند; ولي همان‌گونه كه مي‌دانيد، بسيار فرق است ميان زمين زدن و كنار گذاشتن حديث پيامبر، با آيه قرآن.[13]
ثالثاً، يكي از دليل‌هاي نيامدن نام امامان(عليهم السلام) در قرآن، اين است كه قرآن تنها كليات مسائل را بيان كرده، تبيين جزئيات آن، به پيامبر(صلي الله عليه وآله)واگذار شده است. ابوبصير مي‌گويد:
از امام صادق(عليه السلام) پرسيدم: مردم مي‌گويند: چرا از حضرت علي(عليه السلام) و اهل‌بيت او نامي در قرآن كريم نيامده است؟ امام(عليه السلام) فرمود: به كساني كه چنين اعتراضي مي‌كنند، بگوييد: همان‌گونه كه از نماز در قرآن ياد شده، ولي سه يا چهار[ ركعت]بودن آن مشخص نشده‌است و پيامبر(صلي الله عليه وآله) آن را براي مردم تفسير كرد و نيز از زكات [در قرآن] ياد شده، ولي مقدار آن مشخص نشده است و رسول‌خدا(صلي الله عليه وآله) آن را براي مردم تفسير كرد‌...‌، همين طور در قرآن آمده است: (أَطِـيعُوا اللّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ)[14] (از خدا و رسولش و اولي‌الامر اطاعت كنيد). اين آيه نيز درباره علي، حسن و حسين(عليهم السلام)نازل شده و پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود: هر كه من مولاي اويم، پس علي مولاي او است [يعني همان گونه كه تفسير جزئيات نماز، زكات و حج به پيامبر(صلي الله عليه وآله) واگذار شده است كه دستورهاي الهي را به مردم ابلاغ كند، معرفي اولي‌الأمر نيز به ايشان واگذار شده است و پيامبر(صلي الله عليه وآله) نيز آنها را به مردم معرفي كرد]. سپس امام‌صادق(عليه السلام) آيات و روايات ديگري را، كه در اين باره آمده است، نقل فرمود.[15]
الف) در كدام آيه از قرآن مجيد، امام حسين(عليه السلام) فرزند پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله)معرفي شده است؟
ب) آيا به فرزند دختر نيز پسر گفته مي‌شود؟
الف) در آيه 61 سوره آل‌عمران، كه به آيه «مباهله» مشهور است، به اين مطلب اشاره شده است:
(فَمَنْ حاجَّـكَ فِـيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ العِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْنآءَنا وَأَبْنآءَكُمْ وَنِسآءَنا وَنِسآءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلي الكاذِبِـينَ).
هرگاه بعد از دانشي كه[ درباره مسيح] به تو رسيده است[ باز] كساني با تو به ستيز برخيزند، به آنان بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت مي‌كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت مي‌كنيم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت‌مي‌كنيم، شما هم از نفوس خود را، آن‌گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‌گويان قرار دهيم.
مفسران و محدثان شيعه تصريح كرده‌اند كه اين آيه، مزبور در حق اهل‌بيت(عليهم السلام)نازل شده است و منظور از «أبناءنا» منحصراً امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) است.[16]
ب) بيش‌تر اقوام و ملل گذشته و به ويژه عرب‌ها در دوران جاهليت، براي زن، هيچ گونه اهميتي قائل نبودند. آنان انتساب را تنها از سوي پدر مي‌دانستند و مي‌گفتند:
بنونا بنوا أبنائنا و بناتنا***بنوهن أبناء الرجال الاباعد
يعني فرزندان ما تنها پسرزاده‌هاي ما هستند; اما دخترزاده‌هاي ما فرزندان مردم بيگانه محسوب مي‌شوند، نه فرزندان ما.
اسلام بر اين فكر جاهلي، قلم بطلان كشيده، احكام فرزند را بر فرزندان پسر و دختر، يك‌سان جاري ساخته است. به همين دليل، امامان(عليهم السلام) كه همه از سوي دختر، به پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) مي‌رسند، فرزندان حقيقي آن بزرگوار خوانده مي‌شوند. نكته ياد شده، از چند راه اثبات مي‌شود.
1. در سوره انعام، آيه‌هاي 84 و 85 آمده است:
(...‌وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَسُلَيْمانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسي وَهـرُونَ وَكَذ‌لِكَ نَجْزِي المُحْسِنِينَ * وَزَكَرِيّا وَيَحْيي وَعِـيسي وَ‌إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصّالِحِـينَ).
و از نسل او داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را [هدايت كرديم] و اين‌گونه، نيكوكاران را پاداش مي‌دهيم و زكريا و يحيي و عيسي و الياس را، كه همه از شايستگان بودند.
در اين آيه، حضرت عيسي(عليه السلام) از فرزندان حضرت ابراهيم(عليه السلام) شمرده شده است، با اين كه مي‌دانيم نسبت حضرت عيسي تنها از سوي مادر به ايشان مي‌رسد. اين، دليل بر آن است كه سلسله نسب، از سوي پدر و مادر، يكسان پيش مي‌رود و نوه‌هاي هر‌دو، فرزندان انسانند.
با توجه به اين آيه، فخر رازي در ذيل آيه مباهله مي‌گويد:
اين آيه، دلالت دارد بر اين كه امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) از ذريه پيامبرند; زيرا خداوند، عيسي را از ذريه ابراهيم شمرده است، با اين‌كه تنها از مادر به او مربوط مي‌شود.[17]
2. در آيات مربوط به زناني كه ازدواج با آنان حرام است، مي‌خوانيم:
(وَحَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ).[18]
و زنان پسرانتان كه از پشت خودتانند.
در ميان فقهاي اسلام، اين مطلب مسلّم است كه همسران پسرها و نوه‌ها، چه دختري و چه پسري، بر شخص حرامند و مشمول آيه ياد شده مي‌شوند.
3. در رواياتي كه از شيعه و سني درباره امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)رسيده است، اطلاق كلمه «ابن رسول اللّه» بسيار، ديده مي‌شود.[19]
آيا «اولي‌الأمر» در آيه شريفه 59 سوره نساء، شامل امام حسين(عليه السلام)مي‌شود؟
مقصود از «اولي‌الأمر» در اين آيه شريفه، امامان معصوم(عليهم السلام) هستند كه رهبري مادي و معنوي جامعه اسلامي، در تمام شؤون زندگي، از سوي خداي سبحان و پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) به آنان سپرده شده است; زيرا اولا، نام «اولي‌الأمر» در كنار نام خدا و رسول آمده است و آيه شريفه، اطاعت از «أُولي‌الأمر» را مانند اطاعت از خدا و رسول، بدون قيد و شرط، لازم و واجب شمرده است. بنابراين، «اولي‌الأمر» (همانند پيامبر) بايد افرادي معصوم و مصون از خطا و گناه باشند; زيرا اگر معصوم نباشند، اطاعت بي‌قيد و شرط از آنان موجب گمراهي خواهد شد.
ثانياً، روايات متعددي در منابع شيعه و برخي منابع اهل سنت نقل شده است كه همگي گواهي مي‌دهند كه منظور از «اولي‌الأمر»، امامان معصومند و حتي در برخي از آنان نام امامان، يك به يك به صراحت ذكر شده است; چنان‌كه در حديثي از جابربن‌عبدالله انصاري چنين نقل شده است:
وقتي خداي ـ عزّوجل ـ آيه شريفه (يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا أَطِـيعُوا اللّهَ وَأَطيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ...)[20] را بر پيامبر گرامي‌اش، محمد(صلي الله عليه وآله) نازل كرد، به آن‌حضرت گفتم: يا رسول‌الله! خدا و رسولش را شناختيم; اولي‌الأمر كه خداونداطاعت آنان را در ادامه اطاعت تو قرار داده است، كيست؟ فرمود:اي جابر! آنان جانشينان و امامان مسلمانان پس از منند كه اولشان علي‌بن‌ابي‌طالب و پس از او حسن و آن‌گاه حسين و بعد از او علي‌بن‌الحسين و سپس محمدبن‌علي است، كه در تورات معروف به باقر است و تو به زودي او را درك خواهي كرد. چون او را ديدار كردي، از‌سوي من به او سلام برسان. سپس صادق، جعفربن‌محمد و بعد از او موسي‌بن‌جعفر و آن‌گاه علي‌بن‌موسي و پس از وي محمدبن‌علي و سپس علي‌بن‌محمد و آن‌گاه حسن‌بن‌علي و آخرين امام، هم‌نام من است، كه هم نامش نامِ من (محمد) و هم كنيه‌اش كنيه من (ابوالقاسم) است. او حجت خدا است بر روي زمين و بقية‌الله و يادگار الهي است در‌ميان بندگان خدا. او پسر حسن‌بن‌علي است. او است آن كسي كه خداي متعال نام خودش را به دست او در سراسر جهان، يعني همه بلاد مشرق و مغربش مي‌گستراند...‌.[21]


[1]. گرچه بخش اول و دوم آيات را مي‌توان جمع كرد و در يك بخش قرار داد، اما با توجه به لسان روايات، اين تفكيك، صورت گرفته است. در بخش اول در ذيل آيات، روايات به صراحت مي‌فرمايد: «الحسين»; اما در قسمت دوم، عبارت‌هاي ديگري به كار رفته است.
[2]. ر.ك: تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة; الحسين في القرآن (تأويل آيات القرآن في سيد الشهداء).
[3]. صف (61) آيه 6.
[4]. ص (38) آيه 26.
[5]. مائده (5) آيه 12; اعراف (7) آيه 155.
[6]. پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ص 182.
[7]. مائده (5) آيه 54.
[8]. بقره (2) آيه 124.
[9]. نمل (27) آيه 40; آل‌عمران (3) آيه 7.
[10]. ر.ك: پيام قرآن، ج 9، ص 177.
[11]. حجر (15) آيه 9.
[12]. ر.ك: الطرائف، ج 2، ص 433.
[13]. ر.ك: خلافت و ولايت، ص 14 ـ 17; امامت و رهبري.
[14]. نساء (4) آيه 59.
[15]‌. كافي، ج1، ص 286.
[16]. الدرالمنثور، ج 2، ص 219; تفسير الصافي، ج 1، ص 343.
[17]. تفسيركبير، ج5، ص 53.
[18]. نساء (4) آيه 23.
[19]. ر.ك، الميزان، ج 4، ص 311; تفسير نمونه، ج 2، ص 445; ج 5، ص 327; اصول كافي، ج1، ص 291; تاريخ مدينه دمشق، ج 14، ص 174.
[20]. نساء (4) آيه 59.
[21]. ر.ك: تفسير نمونه، ج 3، ص 435 ـ 444; الميزان، ج 4، ص 409; ينابيع المودّه، ج 1، ص 341 ـ 351; البرهان في تفسير القرآن; تفسير نورالثقلين، ذيل آيه 59 سوره نساء.



+ نوشته شده در چهارشنبه 03 آذر 1395ساعت 10:55 توسط alialiali | ارسال نظر(0)

یادتان باشد بد دهن نباشید که اگر امام زمان روی از شما برگرداند همه شما را با لگدخواهند زد اگر از کسی مشت و لگد دریافت نموده ای چون همه به چشم حیوان به شما نگاه می کنند وشما را لگد می زنند عفت کلام را با نزدیکان و خانواده حفظ فرمائید اگر دیدی اهل فامیل شما را به آدم حساب نمی کنند بدان بخاطر زبان سگ سرش را می دهدبربادبعضی از انسانها شبیح انسان و روح کفتار در جسم سگ صفتشان هبوط نموده است هر کسی کلام نا خوشایند از دهان نجسش خارج شود حیوان است و به عهده مردم است تا دهانش را با دندانهایش خرد کنند به این صورت انسانهای نفهم را تربیت کنید هر کسی اولین بار فحش داد مقصر اصلی اوست حسابش را برسید در اتوبوس مترو هر کسی فحش از دهانش خارج شد و دیگران را ناسزا گفت حسابش را برسید تا تربیت شوند  درود بر همگی شما سربازان امام زمان{عج} نعمت ولایت47شجره مطهره47 +12 امام = 59 مهدی 59}حاکم دین برحق 59 بجانشین بحق پیامبر 59 مهدی 59رهبر کل اسلامی 59 ارباب حق تشیع اسلام59اخلاق قرآن نعمت اسلام 59 اصل اسلام شجره قرآن 59آخرین امام دین اسلام 59مهدی 59 آخرین امام دین47+12امام= 59مهدی59 نام شیعه 12بار در قرآن آمده نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آیه 55 روح قرآن جان اسلام 55وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه34 حرف دارد34اسلام کیست اصل اسلام 59 اسلام کیست 34 +25 اصل اسلام= 59 مهدی 59به مدافعان الله59ارباب معرفت شیعه59مهدی59خورشید ماه عالم 59با مرد الهی الله59باخورشید ولایت59ماه خورشیدعالم59شجره مطهره اسلام 59سرور یا تاج سری 59حاکم دین اسلامی59با خورشید ولایت 59خلیفه اسلام الله59خوشبخترین انسان عالم59باسروردین الله59نظم الهی ارباب جهان59 { 59اندیشه حق پاک قرآن59 }
59با آل یاسین علی 59آخرین امام دین حق59آخرین امام دین اسلام59 نعمت ولایت اسلام 59 شجره مطهره اسلام59 حاکم دین اسلامی 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی 59نوره الله محمد59به ابجد وحدت کل اسلام600-541 ابوبکر و عمر=59مهدی 59 اجرکم عندالله 59با سرور دین الله 59سالاره حق انبیاء59صاحب ذالفقاری 59به ابجد کبیر {تفسیر علم ابجد قرآن} 1261-1202 عمر ابوبکر عثمان = 59 مهدی 59 جهان 59 آزآن 59 مهدی میباشد59 صاحب اسلام اصل اسلامه 59 این آیه ولایت هم 59 حرف میباشد بشمارحروفش را 59 ونریدأن نمن على الذین استضعفوافى الأرض ونجعلهم أئمّة ونجعلهم الوارثین59مهدی59باامید مستضعفان59یارهبر کل جهان 59مهدی59نور بقلب مومنین59عاشق الله علی59بارهبرجهان اسلامی59حاکم دین اسلامی59 بمکتب حق قرآن اسلام59حاکم دین اسلامی 59خلیفه اسلام الله59 آخرین امام ها الهی59اسلام حق ناب محمدی 59بارهبر کل نمونه59سرور سالار انبیاه59 سیاست بحق اسلام الله59 آخرین امام دین اسلام حاکم دین اسلامی 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی 59جانه خدا امام حق آخرین 59هدف کل دین اسلام 59 مهدی 59 به قائم ال محمد59با راز حق دین اسلام 59 امام قرآن امام بدین ها 59امام حق اسلام ناب محمد59
وحدت اسلام
34 علیک34به علم ابجد34 بیت الله 34مرد الله34بابنده الله34دین الله 34+34معرفت=68 +68 معرفت دین الله =136 مومن 136 به ابجد کبیر و صغیر علی 136 مومن الله 202 محمد 92+110 علی = 202 اهل لا اله الا الله 202مومن الله202آئینه الله 202علی 110+92محمد = 202مومن الله 202 محمد و علی جانشین بحق رسو الله میباشد روز قیامت ازنعمت های دین الله از شما سئوال خواهد شد47
نعمت ولایت 47 روز واقعه 47 نعمت های اسلام 47 با نعمت ها

الله47نعمت ولایت 47 باآیه های ولایته47نعمت ولایت «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55) 55+55= 110 ولی دین 110 علی 110 عم 110 فروع دین اصول دین اهل قرآن=110علی110ولی دین 110جلوه الله110بی اذن علی قدم مزن برمحراب هم زاده محرابوشهیدمحراب علیست110قرآن الله33+33 بجانه محمد =66مکتب اهلبیت محمد66الله66+66 = 132اسلام132با لاترین مکتب الهی الله92محمد 92+18 جانشین 18 الله یعنی2ضربدر9= 18ذالحجه"غدیرخم 18+ 18الله =36یا اصل اسلام 36بجای محمد36بعد محمد36بجای محمد 36جانشین الله 36 +36=72 شهدای کربلاء72+72 =144اسلام 144به ابجد کبیروصغیر اسلام میشود 144ضرب12امام درخودش میشود  144محمد 92+18 ذالحجه "غدیرخم= 110علی 110ولی دین 110دین الهی110نگین 110دین الهی 110جلوه الله110ماه دین110باادب اهل دین110با جانشین الله درزمین 110نان جو110نمک110فروع دین اصول دین اهل قرآن =110علی110 ولی دین 110با یار محمد زاده کعبه علی =110ولی دین110محمد 92+18جانشین = 110 علی110 پلیسی 110ولی دین 110 نامت صدوده یا علی حقا پلیس عالمی  پلیس رمز باء بسم الله الرحمن الرحیم  رمز اسم اعظمی مولاء علی 110به ابجد بسم الله الرحمان رحیم 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی به ابجد سرکشای خائن 1317-110 علی = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ابجدشان میباشدبه ابجد قولو لا اله الا الله تفلهوا 98 +12 حق = 110 علی 110 منادیه 110 دین الهی 110 علی 110 منادیه دین الهی بسم رب الشهداء و الصدیقین92  +18 ذالحجه = 110 محمد 92+18 ذالحجه غدیر خم = 110 علی 110منادیه 110دین الهی 110علی 110 یمین 110 نگین 110پلیس 110 در آیه 124 بقره میفرماید 124 هزار پیامبر و جانشینانشان همه از جانب الله تعالی انتخاب شده اند نه توسط مردم نادان بیشعورو بت پرست در این آیه میفرماید مقام امامت بالا تر از نبوت است ای نبی خدا شما به مقام امامت رسیدی و این آیه که در غدیر خم نازل شده این آیه در باره امام علی که 13 رجب در کعبه متولد شد به ابجد کعبه 97+13 رجب تولد مولاء در کعبه بدنیا آمده=110 با آل رسو الله صلی الله علیه 110 و این آیه هم 13 کلمه دارد اکملت لکم دینکم13 و ابجد کعبه 97 میباشد اکملت لکم دینکم ابجدکعبه 97+13 رجب تولد مولاء در کعبه اکملت لکم دینکم 13کلمه 13+97کعبه = 110 علی 110 به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 به ابجدظالم971-430مقصر =541عمرابوبکر 541به ابجدفتنه گران786-245 اسلامه حق=541عمرابوبکر541 ابوبکرعمر541فتنه ها541عمرابوبکر 541 دشمن اسلامی 541 ابوبکر231 +430 مقصر=971ظالم+231ابوبکر =1202 ابجدسه خلیفه کفر 1202اینم آیه قرآن1202ان من المجرمین منتقمون1202 ظالم 971 - 310 عمر=661 عثمان 661  - 231 ابوبکر = 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان661-231 ابوبکر= 430 مقصر  ابوبکر و عمر طبق معادله ظالم و مقصر از شیطان پست تر بوده اند به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ابجد نامشان 541میباشدبه ابجدشیطان22مقصر22عمر22ابابکر22شیطان22دینها22 نابکار22ناخلفه22نابحقه22بناحقه22نابکار22دینها22مکارا22تکبر22سرکشها سرکش22 سرکشها22 نابکار22ناخلفه22نابکار22دینها کلک22دشمن اسلام22 سرکشها22 ک .کشها22بدبختی22دشمن اسلام 22بدبختی22عمر22 ابابکر22دشمن اسلام22شیطان 22عمر 22ابابکر22مقصر22شیطان به ابجدفسادتباهی563-541عمر ابوبکر541 فتنه ها541 =22شیطان22 نابکار22 با مفسدان 22 اهل نابکار22انسان سرکش 22عمر22ابابکر22بدبختی22 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط شیعیان قائم آل محمد علی اهل نجات دین555-541 عمر ابوبکر= 14 معصوم  خانواده پیامبر اعظم محمد (ص) پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385شیعه 385 شیداء 385 شهید الله 385 اسلام واقعی الله 385بدین واقعی اسلام 385 196شیعه یعنی چه شیعه یعنی دین اسلام 196+دین الله 130+ 59 مهدی = 385 دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه یعنی قول هو الله احد در دل هر زره باشد نورحق شیعه یعنی لا اله الا الله166+92 محمد +110 علی +17 رکعت نماز = 385شیعه یعنی لا اله الاالله166+82 مهدی امام +11 امام شهید = 385 شیعه یعنی با آل قرآن 385مرد عالم 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 فلسفه دین اللهحکومت الله34 بیت الله 34ام القری34دین الله34اهداف قرآن34راز الله 34سره الله34مرد الله34مرد یگانه34عقل کل34بجان علی 34ارباب معرفت34نماینده انسان  34براه الله34دین الله34بیت الله34نور الله34خانه شریف34 روح اسلام  34ام القری34 روح اسلام 34بیت الله34محراب مسجد34دین الله34+25 شیعه =59مهدی {هدف کل دین اسلام59چراغ روشنگر اسلامی59مهدی59}دین الله34عقل کل34ایام الله34حق اسلامی 34ایثارانسان34 عندالله34خانه شریف 34خانه مسلمین خانه علی34خانه محمده34بیت الله34دین الله34 ام القری 34بیت الله 34+25شیعه=59 مهدی59 به راه الله محمد59 یعنی 9+5= 14 معصوم اهل بیت رسوالله 47 اسلام ناب محمدی 47{ نعمت ولایت 47 روز واقعه 47 نعمت های اسلام 47+12 امام = 59 مهدی59 کوه الله دماوند 59سلامی به بزرگی کوه دماوند و اورست بروی قائم آل محمد بفرست  47 با نعمت ها الله«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55) 55+55= 110علی110 دین محمد علی 110 ولی دین 110 علی 110جلوه الله110 دین الهی 110 نگین 110 دین الهی 110 از شما سئوال خواهد خداوند می فرماید لولاک لما خلقت الافلاک خداوند می فرماید ما همه دنیا و آخرت تمام افلاک را بخاطر فاطمه اهل بیت پیامبر آفریدیم پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگراز فرزندان دخترم فاطمه باشد رمز عدد 5 پنج انگشت داری به دست این نشان 5 تن است اصل مذهب ها اصول دین 5 است 14 بند انگشت داری به دست این نشان 14 معصوم شیعه است 5+5 = 10 فروع دین است ده انگشت داری با دو شصت این نشان 12 امام شیعه است  5ضربدر 5 = 25 نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه25 کعبه 25 انسان کامل 25 اصل اسلام 25 انسان نمونه 25 انسان کامل 25 شیعه 25 ارباب جهان 25 اصل اسلام 25نام آدم 25 بار دمحشره 25 اسم اعظمه 25 حکم خدا 25 حرم خدابسیجی 25 دلاور 25 قهرمان 25 خدایی 25 با حقی 25اولین 25 قدرته 25 عالمه 25 یاوره25 قرآنی25نفس قرآن25اسم اعظمه25 نفس قرآن 25 حرم خدا25 کعبه 25 دین آدم 25 اساس دینه 25 اساس ایمان 25 شیعه 25ر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر 25اصل اسلام 25 شیعه25کعبه 25فضيلت و اسراركعبه25شیعه25کربلا25کعبه 25حسینه25عرفا به تأسّى از آيات و روايات، براى كعبه فضايل و اسرار بسيار بيان داشته اند كه به اندكى از آن اشاره مى شود:كعبه، مكانى كه خداوند متعال در شهر مكّه (بكه الله) قرار داده است. در روايات و كتب عرفانى آمده است: اوّلين قطعه خاكى كه در روى زمين ظاهر شده مكان كعبه بود و خداوند زمين را از اين ناحيه گسترانيد; از اينرو مكه را 34«امّ القرى»34+25 شیعه=59 مهدی {خانه مهدی}34ام القری 34 بیت الله 34حکومت الله34بیت الله34خانه شریف34ام القری34دین الله34نور الله34دین الله 34مرد الله بیت الله 34 رهبر جهان34ارباب معرفت 34مرد یگانه34عقل کل34ایام الله34حق اسلامی 34ایثارانسان34عندالله34خانه شریف  34خانه مسلمین 34خانه علی 34 ام القری 34بیت الله 34+25شیعه =59 مهدی 59 ایشان از خانه الله 26بیت الله  روز 26 +26= 52 وصی محمدی 52خداوند سال را 52 جمعه با 313 روز قرار داد 313+52= 365 روز سال مثل روز حقانیت جمال دل آرای قائم آل محمد{عج} قرآن ناطق هویداست ان شاء الله بزودی ظهور خواهد کرد سالار انبیاء مهدی {عج} از34خانه شریف34 ام القری34بیت الله 34+25شیعه =59 مهدی 59 یعنی 9+5= 14 معصوم اهل بیت رسوالله ناميده ابجد ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 به ابجد فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر541 فتنه ها 541+430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر =1202 ابجد سه خلیفه کفر 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد به ابجد ظالم 971 - 310 عمر =661 عثمان 661 - 231 ابوبکر = 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان661-231 ابوبکر= 430 مقصر ابوبکر و عمر طبق معادله ظالم و مقصر از شیطان پست تر بوده اند به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ابجد نامشان 541 میباشدبه ابجدشیطان22مقصر22عمر22منافقان22مجرمان22ابابکر22دشمن اسلام22انسان سرکش22نابکار22بدبختی22عمر22 ابابکر22 دشمن اسلام22مجرمان22شیطان22عمر22دشمن اسلام22 2222ابابکر22مقصر22شیطان22منافقان 22مجرمان22اهل نابکار22انسان سرکش 22نابکار22 منافقان 22مجرمان 22به ابجدفسادتباهی563-541عمرابوبرفتنه ها=22شیطان22عمر 22ابابکر22بدبختی22عمر22ابابکر22 وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْجاءَربَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيم نام شیعه 12 بار در قرآن آمده وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْجاءَربَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيم نام آدم 25بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر  ابجد ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 به ابجد  فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر541 فتنه ها 541+430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر = 1202 ابجد سه خلیفه کفر 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد ظالم 971 - 310 عمر =661 عثمان 661  - 231 ابوبکر = 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان661-231 ابوبکر= 430 مقصر  ابوبکر و عمر طبق معادله ظالم و مقصر از شیطان پست تر بوده اند به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام = 541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی541 به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر 541فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها541 عمرابوبکر541 ابجد نامشان541 میباشدبه ابجدشیطان22مقصر22عمر22ابابکر22دشمن اسلام 22بدبختی22عمر22ابابکر22دشمن اسلام 22 22شیطان22 عمر22ابابکر22مقصر22شیطان به ابجدفسادتباهی 563- 541عمرابوبکر فتنه ها=22شیطان22عمر22ابابکر22بدبختی 22دشمن اسلام22اهل نابکار22 انسان سرکش 22حکومت الله34بیت الله 34ام القری34دین الله34اهداف قرآن34راز الله 34سره الله 34براه الله34دین الله34بیت الله34نور الله34خانه شریف 34ام القری34بیت الله34محراب مسجد34دین الله34+25 شیعه =59مهدی {هدف کل دین اسلام59چراغ روشنگر اسلامی59مهدی59} دین الله34عقل کل34ایام الله34حق اسلامی 34ایثارانسان34 عندالله34خانه شریف 34خانه مسلمین خانه علی34خانه محمده34بیت الله34دین الله34 ام القری 34بیت الله 34+25شیعه =59 مهدی59 به راه الله محمد59 یعنی 9+5= 14 معصوم اهل بیت رسوالله 47 اسلام ناب محمدی 47{ نعمت ولایت 47 روز واقعه 47 نعمت های اسلام 47+12 امام = 59 مهدی59 کوه الله دماوند 59سلامی به بزرگی کوه دماوند و اورست بروی قائم آل محمد بفرست  47 با نعمت ها الله«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُونَ» (المائده - 55) 55+55= 110علی110 دین محمد علی 110 ولی دین 110 علی 110جلوه الله110 دین الهی 110 نگین 110 دین الهی 110 از شما سئوال خواهد خداوند می فرماید لولاک لما خلقت الافلاک خداوند می فرماید ما همه دنیا و آخرت تمام افلاک را بخاطر فاطمه اهل بیت پیامبر آفریدیم پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگراز فرزندان دخترم فاطمه باشد رمز عدد 5 پنج انگشت داری به دست این نشان 5 تن است اصل مذهب ها اصول دین 5 است 14 بند انگشت داری به دست این نشان 14 معصوم شیعه است 5+5 = 10 فروع دین است ده انگشت داری با دو شصت این نشان 12 امام شیعه است  5ضربدر 5 = 25 نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه25 کعبه 25 انسان کامل 25 اصل اسلام 25 انسان نمونه 25 انسان کامل 25 شیعه 25 ارباب جهان 25 اصل اسلام 25نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر25اصل اسلام25 شیعه25کعبه25فضيلت و اسراركعبه25شیعه25کربلا 25کعبه25حسینه25عرفا به تأسّى از آيات و روايات، براى كعبه فضايل و اسرار بسيار بيان داشته اند كه به اندكى از آن اشاره مى شود:كعبه، مكانى كه خداوند متعال در شهر مكّه (بكه الله) قرار داده است. در روايات و كتب عرفانى آمده است: اوّلين قطعه خاكى كه در روى زمين ظاهر شده مكان كعبه بود و خداوند زمين را از اين ناحيه گسترانيد; از اينرو مكه را 34روح اسلام 34«امّ القرى»34+25 شیعه=59 مهدی {خانه مهدی}34ام القری 34 بیت الله 34حکومت الله34بیت الله34 خانه شریف34ام القری34دین الله34نور الله 3434عقل کل 34ایام الله34حق اسلامی 34ایثارانسان34عندالله34خانه شریف  34خانه مسلمین 34خانه علی 34 ام القری 34بیت الله 34+25شیعه =59 مهدی 59 ایشان از خانه الله 26بیت الله  روز 26 +26= 52 خداوند سال را 52 جمعه با 313 روز قرار داد 313+52= 365 روز سال مثل روز حقانیت جمال دل آرای قائم آل محمد{عج} قرآن ناطق هویداست ان شاء الله بزودی ظهور خواهد کرد سالار انبیاء مهدی {عج} از34خانه شریف34 ام القری34بیت الله 34+25شیعه =59 مهدی 59 یعنی 9+5= 14 معصوم اهل بیت رسوالله ناميده است.امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:«خداوند آنگاه كه خواست زمين را بيافريند، به بادهاى چهارگانه دستور داد تا بر روى آب وزيده و آن را موّاج ساخته و كفهاى آن را در مكان اين خانه جمع كند و تلّى (كوهى ـ تبّه اى) از آن بسازد. پس زمين را از زير اين كوه گسترش داد و آيه شريفه «إنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً» (1) اشاره به آن است. پس اوّلين بقعه اى كه در زمين خلق شد كعبه بود، سپس زمين از آن امتداد يافت.» امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده است:«دوست داشتنى ترين جاى زمين،اول کربلا = مكّه است. در نزد خداوند هيچ خاكى محبوبتر از خاك کربلاء= مكّه، هيچ سنگى محبوبتر از سنگ کربلاء= مكّه، هيچ درختى محبوبتر از درخت کربلاء =مكّه، هيچ كوهى دوست داشتنى تر از كوه های کربلاء= مكّه و هيچ آبى محبوبتر از آب آن نيست.» همچنين از امام صادق ـ ع ـ است كه فرمود:«خداوند تبارك و تعالى نور 5 تن را قبل از عالم آفرید مسجد الحرام را قبل از زمين آفريد، سپس زمين را از آن گسترانيد.» به بيان روايات، نگاه كردن به كعبه عبادت و موجب محو گناهان است.کشتن حجاج در مکه برای شجره ملعونه از هم واجبات است امام صادق فرمود فقط شجره ملعونه در این ایام انسانها را به شهادت می رسانند اگر میخواهند بدانند اهل دوزخ هستند در ایام ماه حرام جنگ می کنند و انسانهای مظلوم را می کشند هر وقت چنین شد بدانید شجره ملعونه قاصب دین شماست احترام «ماههاى حرام» به ايّام حج و زيارت كعبه است. جنگ در ماه ذيحجه، از آن جهت كه ماه حج است تحريم گشته و در ذيقعده از آن جهت كه ماه قبل از حج و ماه آماده شدن حاجيّان است حرام شده است زيرا حاجى بايد آرامش خاطر و امنيّت داشته باشد. و محرّم ماه برگشت حاجيّان و اسكان يافتن و رفع خستگى آنها از سفر حج است و اگر ماه رجب را ماه حرام قرار داد از آن جهت است كه ماه حج عمره است.(2) آرى خداوند به احترام حج و حاجيّان، اين ماهها را ماه حرام و امن قرار داد تا همگان به بركت حج مدّتى از سال را در امنيّت باشند.محى الدين عربى مى گويد:«بدان كه خداوند متعال كعبه را به عنوان گنجى به وديعه نهاده است. رسول خدا ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ خواست تا آن گنج را خارج ساخته و به مرم انفاق كند ولى به جهت مصلحتى، از آن صرفنظر كرد... و آن سرّ تا كنون باقى است. امّا روزى در سال 598 كه من در تونس بودم لوح زرّين از كعبه به سوى من آمد كه در آن لوح اثر انگشتى به عرض يك شبر و به طول يك شبر يا بيشتر بود. در آن لوح به قلمى كه من نمى شناختم نوشته اى بود و اين جريان به سبب وجهتى كه بين من و خدايم بود پيش آمد. من از خدا خواستم كه آن لوح را به جاى خود برگرداند و اين كار به جهت حفظ ادب در محضر رسول خدا بود كه اگر آن لوح به مردم نشان مى دادم فتنه كور در ميانشان به وجود مى آمد و من بدين مصلحت از افشاى آن خوددارى كردم. اما حضرت رسول اكرم ـ ص ـ بدين جهت آن را ترك نكردند بلكه آن را باقى گذاشتند تا حضرت قائم در آخر الزمان به امر خدا آن را خارج سازد. آن حضرتى كه جهان را پُر از عدل و قسط مى كند همانطور كه پُر از ظلم و جور شده بود. و خبرى نيز در اين خصوص وارد شده است.»(3) ازاينرو پيامبراكرم ـ ص ـ فرمود است: «هركه در مكه بميرد مانند آن است كه درآسمان دنيا مرده است.» همچنين وى در خصوص كعبه مى گويد:«خانه كعبه اوّلين خانه اى است كه معبد مردم قرار داده شده و نماز در آن با فضيلت تر از نماز در غير آن است خانه كعبه از نظر زمان قديمى ترين مسجد است و اين خانه از هنگامى است كه خدا دنيا را آفريد. پس اين خانه همان خانه اى است كه خدا از تمام خانه ها برگزيده است، و براى آن است سرّ اوّليت در ميان همه معبدها كه 120 هزار پيامبر، غير از اولياى الهى، بر آن طواف كرده اند.هيچ پيامبر و وليى نبوده است كه به اين خانه و بلد حرام تعلّق خاطرى نداشته باشد پس يقيناً اين خانه موطن ظهور دست خدا ولى حقّ و وديعه الهى است پيامبر اكرم ـ ص ـ درخصوص اين خانه فرمود: «به خدا كه تو بهترين زمين خدا و محبوبترين زمين نزد خدا هستى و اگر مرا از تو خارج نمى كردند من هرگز از تو خارج نمى شدم.» پس اگر كسى اين خانه را ببيند ولى بر حالت الهى و نورانى وى نيفزايد، از بركت خانه چيزى عايد او نشده است; زيرا اين خانه خزانه خدا از بركات و هدايت است.این آیه34 حروف داردوَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْجاءَربَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيم حرف دارد34 عقل کل 34بیت الله 34 ام القری 34خانه علی 34 خانه محمده 34حکومت الله34بیت الله34خانه شریف34ام القری34دین الله34عقل کل34ایام الله34حق اسلامی34ایثارانسان 34عندالله34خانه شریف34ام القری34بیت الله 34+25 شیعه=59مهدی59دین الله34+25شیعه=59مهدی59 وصی دین محمدا خداوند زمين را از اين ناحيه گسترانيد; از اينرو مكه را 34«امّ القرى» 34+25 شیعه=59 مهدی {عج} ناميده است.59 هرپیامبرجانشینی دارد46جانشین پیامبران46 +13رجب در محراب کعبه شاه مردان بدنیا آمد={46+64 دین} 64آقاسرورتاج سر محمد64 دست بیعت =110ولی دین110بحق110علی 110دین الهی110نگین110دین الهی 110به ابجد46آخرین پیامبر46محمد20+26علی=46ماه46 +46=92 محمد92+18ذالحجه غدیر خم=110ولی دین110دین الهی110علی110جلوه الله110ماشیعیان همه پیامبران الهی رامثل هم دوست میداریم پیامبراسلام فرمود124هزارپیامبرخداوندبرای هدایت بشر فرستادبه ابجد66 مکتب اهل بیت محمد66      اصل قرآن دین الهی66 آخرین پیامبر محمد66 الله 66+66 الله=132 اسلام لطفا اسلام خود را علمی ثابت نمائید همه فرقه ها باید به علم ریاضی قرآن دین خودرا ثابت نمایندبعداز 14شاهنشاه 14نماز14راه14بحق 14راه14دوست14امامت 14دوست14نبوت14عشق14لشگر14امداد 14صف14جمال14نگین14امامت14نبوت14نگین14جمال 14همه14مسلم14بحق14نماز14عشق14نبوت 14امامت 14قلم14خطه14امامت 14مثل ماه شب چهارده میدرخشند 14معصوم وگل سر سبد14معصوم47آخرین امام دین47 شجره مطهره{47نعمت ولایت47 شجره مطهره47} 47+12امام=59با جانشین الله محمد59آخرین امام دین اسلام 59مهدی59 ترجمه قرآن محمد59نوره الله محمد 59با خورشید ولایت59 مهدی59با مرد الهی الله59 به قائم ال محمد59به مدافعان الله 59آخرین امام دین اسلام59 خورشید ماه عالم59با مرد الهی الله 59باخورشید ولایت59ماه خورشیدعالم59 حاکم دین اسلامی 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی 59 سیاست بحق اسلام الله59 آخرین امام دین اسلام حاکم دین اسلامی 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی59اجرکم عندالله59دین اسلام حق الله 59با جانشین الله محمد 59 امام مهدی وقتی وارد هر شهری شود قدرت امامت و دانایی ایشان مافوق تصور انسانهاست شیعه ناب پروردگار عالم است آنچنان دشمنانش را علمی در هم می کوبد که درجا شیعه می شوند و کسی نیست که نپذیرد 59امامه نمونه عالم است59به امرخدا مردگان را زنده و کور مادر زاد را شفاء میدهد آیا دانشمندی بغیر از حضرت عیسی سراغ دارید بتواند این کاررا بکند یدالله فوق ایدیهم براستی که پیامبران الهی دست برحق الهی در آستین داشتندحضرت موسی دستش را در استین میبرد و طلای نورانی بیرون می آورد امام مهدی به اراده و مشیت الهی قادر به تمان این معجزات میباشدخداوند زمين را از اين ناحيه گسترانيد; از اينرو مكه را 34«امّ القرى»34+25 شیعه=59 مهدی {عج} ناميده است.59روز قیامت از نعمت هااز شما سئوال خواهد شد پیامبر فرمود هر کسی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا خواهد رفت رسول خدا فرمود الهی من و پدرو مادرم فدای مهدی موعود نعمت ولایت 47+12 امام = 59 مهدی         شجره مطهره47} 47+12امام=59با جانشین الله محمد59آخرین امام دین اسلام 59مهدی59 ترجمه قرآن محمد59نوره الله محمد 59با خورشید ولایت59 مهدی59با مرد الهی الله59 به قائم ال محمد59به مدافعان الله 59آخرین امام دین اسلام59 خورشید ماه عالم59با مرد الهی الله 59باخورشید ولایت59ماه خورشیدعالم59 حاکم دین اسلامی 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی 59نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد  نام شیعه12باردرقرآن آمده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه34 حرف دارد34جانشینه سلطانه 34رهبر جهان 34رهبرانسانه 34+25شیعه انسان کامل اصل اسلام=59 مهدیمهدی{هدف کل دین اسلام59} به ابجدوحدت کل اسلام600-541 ابوبکر و عمر= 59مهدی 59 اجرکم عندالله 59 با سرور دین الله 59سالاره حق انبیاء59صاحب ذالفقاری 59به ابجد کبیر {تفسیر علم ابجد قرآن} 1261-1202 عمر ابوبکر عثمان = 59 مهدی 59 جهان 59 آزآن 59 مهدی میباشداین آیه ولایت هم 59 حرف میباشد بشمار59 ونریدأن نمن على الذین استضعفوافى الأرض ونجعلهم أئمّةونجعلهم الوارثین59مهدی59امید مستضعفان جهان59عاشق الله علی59بارهبرجهان اسلامی 59حاکم دین اسلامی59انگشتر عشق اسم اعظمی 59رهبرکل اسلامی 59شاهنشاه کل عالمی59عدله قسط الهی59 دست انتقام حق الهی 59به جانشین بحق محمد59نوره الله محمد 59حزب الله قهرمان59ساعت12ماه های سال12ای دوازدهمین سوره قرآن یوسف کنعان گلی زگلشن رویش شاه حجازی بوود نه برده کنعان59 خوشبخترین انسان عالم59باسروردین الله59مهدی59یعنی9+5=14 معصوم گل سرسبد چهارده معصوم ماه شب چهارده مهدی59 عاشق الله علی 59عدله قسط الهی 59 مهدی میباشد 59حاکم دین اسلامی59با خورشید ولایت 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی 59 امید مستضعفان جهان59عاشق الله علی59مهدی 59مهدی{هدف کل دین اسلام59} {به ابجد وحدت کل اسلام } 600 منهای 541 ابوبکر و عمر =59مهدی 59 اجرکم عندالله 59 با سرور دین الله 59سالاره حق انبیاء59صاحب ذالفقاری 59سلام به صبح شام بر امام 59مهدی 59 بزودی خواهد آمد و همه ادیان را به وحدت فرا میخواند ما باید کمکش کنیم صحابه حضرت مهدی بودن زحمت دارد بامنجی دین عالم مهدی امام برحق عالم  مهدی59 فرقه حق اسلامی59 منجی کل دینی59 منجی بدین عالم59 عاشق الله علی 59عدله قسط الهی 59با جانشین رسول الله59 صاحب ذالفقاری59 قهرمانه واقعی59 انگشتری سلیمانی59مهدی 59این آیه قرآن 59 حروف دارد و در باره حضرت مهدی هم میباشد میخای بشمار59  ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین 59مهدی 59 اجرکم عندالله 59 هدف کل دین اسلام 59 با سرور دین الله 59سالاره حق انبیاء59حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 مهدی 59آل محمد رسوالله 59 به محمد رسو الله 59 شاهنشاه کل عالمی59 بسر حلقه انبیاء 59رهبر کل اسلامی 59با منتقم دین الهی59برگزیده گان محمد 59 جانشینه امام علی 59رهبر کل اسلامی 59 شاهنشاه کل عالمی 59 دست انتقام حق الهی 59به جانشین بحق محمد59نوره الله محمد59با سلحشور دین اسلام59 جانشینه امام علی59 بسر حلقه انبیاء59 دست انتقام حق الهی59با منتقم دین الهی 59به جانشین بحق محمد59سره اعظم دین اسلامه59نوره الله محمد59به مدیر کل اسلام59با سلحشور دین اسلام 59شاهنشاه کل عالمی 59یعنی9+5= 14معصوم14پسر انسان 14 عشق 14 نترس 14 مستجاب14سپاه قدس 14شهادت 14شاهنشاه 14در صحیفه آدم لسان صدق چراغی عشق پاک مهدی 59پایه گذار علم ابجد59بفرمانده کل قوا59با طرفدار الله59 شاهنشاه کل عالمی59به چراغ کبریاء 59 چلچراغ اهل دین اسلام 59مومنی گریه کن59بامردالهی الله 59مهدی59 امام حق مسلمین جهان 59جهان 59 از آن 59مهدی 59 حامی 59مهدی59مهد عشق یعنی59مهدی 59 اشهد ان لا اله الا الله 59 روح قرآن اهل اسلام 59مهدی59 اشهد ان خلیفه الله 59مهدی 59صاحب بحق دین اسلام 59 یا مقتدای عالمی 59 با نور الهی الله59به سلطانه کل عالم59اسلام خلیفه الله 59بوارث دین الله59 بادین الهی الله 59با رئیس نبوت امامت 59امام شیعیان جهانه 59 با معجزه اهل قرآن 59 امیراالمومنین59 امیر المومنانی 59با منتقم دین الهی 59شیر یزدان اسلامه صاحب بحق دین اسلام59 با مقتدای عالم 59 روح قرآن اهل اسلام 59با نور الهی الله 59خلیفه حق الله59 وکیل حق اسلامه 59نشانه نبوت خاتم انبیاء 59 مهدی 59 با روح مردان قرآن 59به منجی عالمی59 رهبر کل اسلامی 59رهبر کل اسلامی59 شاهنشاه کل عالمی 59رهبر کل مسلمین جهان59شاهنشاه کل عالمی 59راه قرآن محمدی 59خط الله محمد59به عدالت در قرآن59 ره محمد علی 59 با دین الهی الله 59 اسلام اعظم کلام الله 59 مهدی{هدف کل دین اسلام59}59افتخار مسلمین جهان59 هدف قرآن هدف ماه 59یامقتدای عالم59 با منتقم دین الهی59 مهدی 59اسلام روح دین آدم 59گل سر سبدادین الهی 59 مهدی 59با حزب الله جان بسیج 59 به لشگریان بسیجی 59 مهدی 59 بفرمانده دلاور 59 امام برحق بسیجین 59 امام قهرمان کل دین 59بفرمانده دلاور 59 رهبر کل اسلامی 59درمان تمامه دردها 59رهبر کل اسلامی 59شاهنشاه کل عالمی 59فرماندها شجاع اسلام59 نشانه نبوت خاتم انبیاء 59 مهدی 59 را بپذیرد و شیعه مولاء حضرت مهدی گردد بحقیقت 59خوشبخترین انسان عالم 59

 به ابجد ظالم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 به ابجد فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر541 فتنه ها 541+430 مقصر = 971 ظالم + 231 ابوبکر = 1202 ابجد سه خلیفه کفر 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد به ابجد ظالم 971 - 310 عمر =661 عثمان 661 - 231 ابوبکر = 430 مقصر430 +231 ابوبکر = 661 عثمان661-231 ابوبکر= 430 مقصر ابوبکر و عمر طبق معادله ظالم و مقصر از شیطان پست تر بوده اند به ابجد منافقان قرآن 673-132 اسلام=541عمر ابوبکر 541فتنه ها541 اهله شر541دشمنه اسلامی 541به ابجد541 مقصرادین الهی 541دشمنه اسلامی 541 عمر ابوبکر541فتنه ها541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر541 ابجد نامشان 541 میباشدبه ابجدصغیرشیطان22مقصر22عمر22منافقان22مجرمان22ابابکر22دشمن اسلام22بدبختی22عمر22ابابکر22دشمن اسلام22شیطان22عمر22 ابابکر22مقصر22شیطان به ابجدفسادتباهی563-541عمرابوبکر=22 فتنه ها=22شیطان22عمر22ابابکر22بدبختی22احمقه22مکارا22با خدعه22نیرنگ22دروغ22کلک22کید22مکارا22روباه22ایدز22فاحشه22لواط22آلوده22بپلید22 22تکبر 22دشمن اسلام22سوره سجده آیه22 ان من المجرمین منتقمون74قرآن می فرماید ما مجرمین را سخت عقوبت خواهیم

کرد  74ان من المجرمین منتقمون 74والشجرتها الملعونه=   74 قاصبان دین الهی محمد 74شجره ملعون و لعنت شده که باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدند عمر22+ ابوبکر27+ 25عثمان= 74سه قاصب دین الهی میباشد74که باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندلعنت خداوندبر دروغ گویان خودتان به ابجد ریاضی قرآن حساب کنید هم آیه قرآن هم حدیث رحمن 74 یاران پلید شیطانی 74 بابدترین امت محمد74ابجد تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 بازم ابجد سه صغیر سه خلیفه که موجب 74 فرقه شدن دین اسلام شدند به ابجد شرابخوریا 1128-1202سه خلیفه = 74 ابجد ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه نه 74 ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان =74باعث 74 فرقه شدن دین شدند74والشجرتها الملعونه 74 قاصبان دین الهی محمد شراب خورای 1128-1202سه خلیفه = 74  74ان من المجرمین منتقمون 74والشجرتها الملعونه=   74 قاصبان دین الهی محمد 74شما اگر آیه قرآن و حدیث رحمن را قبول نکنید ممشگل از خودتان است که یا ما اهل بیت رسو الله و قرآن را قبول نکنید بدبخت عالم میباشید والله عین حقیقت است چرا 74 فرقه گمراه خود را به نفهمی نادانی می زنید پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25شیعه25 کعبه25 اصل اسلام 25 ارباب جهان 25شاه مردان 22 اساس ایمان25اساس دینه25دین آدم25حکم خدا 25حرم خدا25کعبه 25شیعه25اصل اسلام 25 اصل حق25 اصل اسلام 25شیعه

امیر مؤمنان در ضمن خطبه مفصّلي كه در مورد دجّال ايراد فرموده است، بعد از شرح كشته شدن دجّال مي فرمايد:
«پس از آن47 «طامّه كبري »47 اسلام ناب محمدی 47+12امام = 59 مهدی  است» اصحاب پرسيدند: «طامه كبري » چيست؟ فرمود:جمع شدن47اسلام ناب محمدی 47شجره مطهره47 در کوه صفا و مروه
«خروج دابّة الارض است كه در نزديكي (صفا) ظاهر مي شود. {47شجره مطهره47 انگشتر حضرت سليمان و عصاي حضرت موسي در دست اوست... هنگامي كه سرش را بلند مي كند همه كساني كه در ميان مشرق ومغرب هستند به قدرت الهي او را مي بينند. وآن پس از طلوع خورشيد از مغرب است كه در آن هنگام درِ توبه بسته مي شود».47اسلام ناب محمدی47در کتب زرتشت 47 خرد شهر ایزد47منظور شجره مطهره 47اصل دین ها اسلام 47به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47. {47شجره مطهره }47 شاه مردان مهدی47 قرآن و اهلبیت  47مومن یاب الله 47 بگردید مومنان واقعی را پیدا کنید که نفعی برای اسلام دارند نه برای خودشان مومن ته چاه به درد خودش می خورد آب

به ابجداهل نبوت494-541عمر ابوبکر =47شجره مطهره47 خلف صالح حق

47اسلام ناب محمدی47  اکنون به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان در راه است47 شجره مطهره 47اسلام ناب محمدی 47 منظور خانواده پیامبر میباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 و ابجد عمر ابوبکر 49 شجره ملعونه49 میباشدبه ابجد حربه شیطانه 590-541عمر ابوبکر= 49 بازم ابجد صغیر 49 ابوبکرعمر49 به ابجد کبیر ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 عداوتین 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 شرکیه ها 541 اهل شر 541 شرما 541 مرگ کافر 541 قاتلی 541 آفت کلی541 اهله شر541 ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت به درک اسفل سافلین 541دشمنه اسلامی 541شرما541عمر ابوبکر541 فتنه ها 541

41فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541دشمنه اسلامی541 عمر و ابوبکر 9 4 ابجدصغیر ابوبکر و عمر 49 میباشد عمر 22+27 ابوبکر = 49 بدشمن اسلام دشمن قرآن 49 شجره ملعونه 49 عمر ابوبکر 49 به ابجد شیطان منافقی 651-110 دین الهی = 541 عمر ابوبکر 541 دشمنه اسلامی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 به ابجد محمد 92+ عهد شکن ۴۴۹ =۵۴۱عمر و ابوبکر عهد خود را شکستند = بغدیر ۱۲۱۶- ۱۴ معصوم = ۱۲۰۲ ابجد عمر ابوبکر و عثمان ۱۲۰۲ دشمن خدا بوده اند ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر =541 ابوبکر و عمر ۵۴۱ مقصر ۴۳۰+۳۱۰ عمر +۲۳۱ ابوبکر = ۹۷۱ ظا عمر ابوبکرلم یا 971 خطاء کار دینها 971 یا ظالم 971به دست میآید۹۷۱ – ۳۱۰ عمر = ۶۶۱ عثمان+ ۳۱۰=ظالم ۹۷۱ظالم +۲۳۱ابوبکر = ۱۲۰۲ ابجد سه خلیفه کفر ابجد آیه ان من المجرمین منتقمون ۱۲۰۲ابوبکر و عمر و عثمان ۱۲۰۲ دزده غافله ادیان 1202 میباشد ظالم منهای مقصر میشه ابوبکر و عمر ۵۴۱ طریق اسلام ۴۵۱- ۵۴۱ عمر و ابوبکر = ۱۱۰ علی مولاء طریق اسلام میباشد

بدانید آنکس از ما(امام مهدی) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی 23روشنگر در آن گام می نهد،و بر همان سیره و روش پیامبر و امامان رفتار می کند تا گره ها را بگشاید بردگان و ملت های اسیر را آزاد سازد،جمعیت های گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان پراکنده را جمع آوری می کند.او سالهای طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آن چنان که اثرشناسان، اثر قدمش را نمی شناسند، گرچه در یافتن اثر و نشانه ها تلاش فراوان کنند سپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند و چونان شمشیرها صیقل می خورند،

 دیده هاشان با قران روشنایی گیرد، و در گوش هاشان تفسیر قران طنین افکند،

و در صبحگاهان و شامگاهان جامهای حکمت سر می کشند.

                                                               نهج البلاغه-قسمتی از خطبه ۱۵۰

چهل حدیث از حضرت مهدی(عج) و برای حضرت مهدی(عج):

1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) : 
الَّذی یَجِبُ عَلَیْکُمْ وَ لَکُمْ انْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ ائِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فی ارْضِهِ، وَ اُمَناوُهُ عَلی خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فی بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاْویلَ الْکِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1]) 
امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود که معتقد باشید بر این که ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم. 
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه می باشیم، حلال و حرام را می شناسیم، تاویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم. 

2- قالَ (علیه السلام) : انَا خاتَمُ الاْوْصِیاءِ، بی یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ اهْلی وَ شیعَتی.([2]) 
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد. 

3- قالَ (علیه السلام) : امَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إلی رُواهِ حَدیثِنا (احادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْکُمْ وَ انَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْکُمْ.([3]) 
فرمود: جهت حلّ مشکلات در حوادث - امور سیاسی، عبادی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها می باشم. 

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4]) 
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّی الله علیه وآله وسلّم می باشد و کناره گیری عدّه ای، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا که ما دست پروره های نیکوی پروردگار می باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده های ما خواهند بود. 

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّهَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَهَ، فَإذَا اشْتَهی مُوْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَه عَلَی الصُّورَهِ الَّتی یُریدُ کَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَهً.([5]) 
فرمود: همانا بهشت جایگاهی است که در آن آبستن شدن و زایمان برای زنان نخواهد بود، پس هرگاه مومنی آرزوی فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او می دهد همان طوری که حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید. 

6- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ کافِرٌ.([6]) 
فرمود: کسی با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمی کند مگر آن که ستمگر و معصیت کار باشد، همچنین کسی مدّعی ولایت و خلافت نمی شود مگر کسی که منکر و کافر باشد. 

7- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إلاّ کَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَویٌّ.([7]) 
فرمود: حقیقت - در همه موارد و امور - با ما و در بین ما اهل بیت عصمت و طهارت خواهد بود و چنین سخنی را هر فردی غیر از ما بگوید دروغ گو و مفتری می باشد; و کسی غیر از ما آن را ادّعا نمی کند مگر آن که گمراه باشد. 

8- قالَ (علیه السلام) : ابَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.([8]) 
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن که به إتمام و کمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد. 

9- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَمْ یَکُنْ لاِحَد مِنْ آبائی إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فی عُنُقِه بَیْعَهٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّی اخْرُجُ حینَ اخْرُجُ وَ لا بَیْعَهَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فی عُنُقی.([9]) 
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاکم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولی من در هنگامی ظهور و خروج نمایم که هیچ طاغوتی بر من منّت و بیعتی نخواهد داشت. 

10- قالَ (علیه السلام) : انَا الَّذی اخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَامْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.([10]) 
فرمود: من آن کسی هستم که در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار - ظهور و خروج می کنم و زمین را پر از عدل و داد می نمایم همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.

[1]- تفسیر عیّاشی: ج 1، ص 16، بحارالانوار: ج 89، ص 96، ح 58. 
[2] -
دعوات راوندی: ص 207، ح 563. 
[3] -
بحارالانوار: ح 2، ص 90، ح 13، و53، ص 181، س 3، وج 75، ص 380، ح 1. 
[4]-
بحارالانوار: ج 53، ص 178، ضمن ح 9. 
[5]-
بحارالانوار: ج 53، ص 163، س 16، ضمن ح 4. 
[6]-
بحارالانوار: ج 53، ص 179، ضمن ح 9. 
[7]-
بحارالانوار: ج 53، ص 191، ضمن ح 19. 
[8]-
بحارالانوار: ج 53، ص 193، ضمن ح 21. 
[9]-
الدّرّه الباهره: ص 47، س 17، بحارالانوار: ج 56، ص 181، س 18. 
[10]-
بحارالانوار: ج 53، ص 179، س 14، و ج 55، ص 41.



+ نوشته شده در یکشنبه 16 آبان 1395ساعت 11:35 توسط alialiali | ارسال نظر(0)

نام شیعه زینت قرآن بوود غیر شیعه نیست در قرآن ابد  نام شیعه12باردرقرآن آمده وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ این آیه34 حرف دارد34جانشینه سلطانه 34رهبر جهان 34رهبرانسانه 34+25شیعه انسان کامل اصل اسلام=59مهدی به ابجدوحدت کل اسلام600-541 ابوبکر و عمر= 59مهدی 59 اجرکم عندالله 59 با سرور دین الله 59سالاره حق انبیاء59صاحب ذالفقاری 59به ابجد کبیر {تفسیر علم ابجد قرآن} 1261-1202 عمر ابوبکر عثمان = 59 مهدی 59 جهان 59 آزآن 59 مهدی میباشداین آیه ولایت هم 59 حرف میباشد بشمار59 ونریدأن نمن على الذین استضعفوافى الأرض ونجعلهم أئمّةونجعلهم الوارثین59مهدی59امید مستضعفان جهان59عاشق الله علی59بارهبرجهان اسلامی 59حاکم دین اسلامی59انگشتر عشق اسم اعظمی 59رهبرکل اسلامی 59شاهنشاه کل عالمی59عدله قسط الهی59 دست انتقام حق الهی 59به جانشین بحق محمد59نوره الله محمد 59حزب الله قهرمان59ساعت12ماه های سال12ای دوازدهمین سوره قرآن یوسف کنعان گلی زگلشن رویش شاه حجازی بوود نه برده کنعان59 خوشبخترین انسان عالم59باسروردین الله59مهدی59یعنی9+5=14 معصوم گل سرسبد چهارده معصوم ماه شب چهارده مهدی59 عاشق الله علی 59عدله قسط الهی 59 مهدی میباشد 59حاکم دین اسلامی59با خورشید ولایت 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی 59 امید مستضعفان جهان59عاشق الله علی59 {به ابجد وحدت کل اسلام } 600 منهای 541 ابوبکر و عمر =59مهدی 59 اجرکم عندالله 59 با سرور دین الله 59سالاره حق انبیاء59صاحب ذالفقاری 59سلام به صبح شام بر امام 59مهدی 59 بزودی خواهد آمد و همه ادیان را به وحدت فرا میخواند ما باید کمکش کنیم صحابه حضرت مهدی بودن زحمت دارد بامنجی دین عالم مهدی امام برحق عالم  مهدی59 فرقه حق اسلامی59 منجی کل دینی59 منجی بدین عالم59 عاشق الله علی 59عدله قسط الهی 59با جانشین رسول الله59 صاحب ذالفقاری59 قهرمانه واقعی59 انگشتری سلیمانی59مهدی 59این آیه قرآن 59 حروف دارد و در باره حضرت مهدی هم میباشد میخای بشمار59  ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین 59مهدی 59 اجرکم عندالله 59 با سرور دین الله 59سالاره حق انبیاء59حامی 59 زمین 59 ازآن 59 مهدی 59 مهدی 59آل محمد رسوالله 59 به محمد رسو الله 59 شاهنشاه کل عالمی59 بسر حلقه انبیاء 59رهبر کل اسلامی 59با منتقم دین الهی59برگزیده گان محمد 59 جانشینه امام علی 59رهبر کل اسلامی 59 شاهنشاه کل عالمی 59 دست انتقام حق الهی 59به جانشین بحق محمد59نوره الله محمد59با سلحشور دین اسلام59 جانشینه امام علی59 بسر حلقه انبیاء59 دست انتقام حق الهی59با منتقم دین الهی 59به جانشین بحق محمد59سره اعظم دین اسلامه59نوره الله محمد59به مدیر کل اسلام59با سلحشور دین اسلام 59شاهنشاه کل عالمی 59یعنی9+5= 14معصوم14پسر انسان 14 عشق 14 نترس 14 مستجاب14سپاه قدس 14شهادت 14شاهنشاه 14در صحیفه آدم لسان صدق چراغی عشق پاک مهدی 59پایه گذار علم ابجد59بفرمانده کل قوا59با طرفدار الله59 شاهنشاه کل عالمی59به چراغ کبریاء 59 چلچراغ اهل دین اسلام 59مومنی گریه کن59بامردالهی الله 59مهدی59 امام حق مسلمین جهان 59جهان 59 از آن 59مهدی 59 حامی 59مهدی59مهد عشق یعنی59مهدی 59 اشهد ان لا اله الا الله 59 روح قرآن اهل اسلام 59مهدی59 اشهد ان خلیفه الله 59مهدی 59صاحب بحق دین اسلام 59 یا مقتدای عالمی 59 با نور الهی الله59به سلطانه کل عالم59اسلام خلیفه الله 59بوارث دین الله59 بادین الهی الله 59با رئیس نبوت امامت 59امام شیعیان جهانه 59 با معجزه اهل قرآن 59 امیراالمومنین59 امیر المومنانی 59با منتقم دین الهی 59شیر یزدان اسلامه صاحب بحق دین اسلام59 با مقتدای عالم 59 روح قرآن اهل اسلام 59با نور الهی الله 59خلیفه حق الله59 وکیل حق اسلامه 59نشانه نبوت خاتم انبیاء 59 مهدی 59 با روح مردان قرآن 59به منجی عالمی59 رهبر کل اسلامی 59رهبر کل اسلامی59 شاهنشاه کل عالمی 59رهبر کل مسلمین جهان59شاهنشاه کل عالمی 59راه قرآن محمدی 59خط الله محمد59به عدالت در قرآن59 ره محمد علی 59 با دین الهی الله 59 اسلام اعظم کلام الله 59 افتخار مسلمین جهان59 هدف قرآن هدف ماه 59یامقتدای عالم59 با منتقم دین الهی59 مهدی 59اسلام روح دین آدم 59گل سر سبدادین الهی 59 مهدی 59با حزب الله جان بسیج 59 به لشگریان بسیجی 59 مهدی 59 بفرمانده دلاور 59 امام برحق بسیجین 59 امام قهرمان کل دین 59بفرمانده دلاور 59 رهبر کل اسلامی 59درمان تمامه دردها 59رهبر کل اسلامی 59شاهنشاه کل عالمی 59فرماندها شجاع اسلام59 نشانه نبوت خاتم انبیاء 59 مهدی 59 را بپذیرد و شیعه مولاء حضرت مهدی گردد بحقیقت 59خوشبخترین انسان عالم 59 مهدی59 میباشد 59حاکم دین اسلامی59با خورشید ولایت 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی 59مهدی 59 خلیفه قرآنیه 59حامی 59زمین 59 ازآن 59مهدی 59ماه جانه دین اسلامی59خورشیدی به آسمانها59حاکم دین اسلامی59حامی59 مهدی59اسلام حق ناب محمدی59

امیر مؤمنان در ضمن خطبه مفصّلي كه در مورد دجّال ايراد فرموده است، بعد از شرح كشته شدن دجّال مي فرمايد:
«
پس از آن47 «طامّه كبري »47 است» اصحاب پرسيدند: «طامه كبري » چيست؟ فرمود:جمع شدن47 شجره مطهره47 در کوه صفا و مروه
«
خروج دابّة الارض است كه در نزديكي (صفا) ظاهر مي شود. {47شجره مطهره47 انگشتر حضرت سليمان و عصاي حضرت موسي در دست اوست... هنگامي كه سرش را بلند مي كند همه كساني كه در ميان مشرق ومغرب هستند به قدرت الهي او را مي بينند. وآن پس از طلوع خورشيد از مغرب است كه در آن هنگام درِ توبه بسته مي شود».47اسلام ناب محمدی47در کتب زرتشت 47 خرد شهر ایزد47منظور شجره مطهره 47اصل دین ها اسلام 47به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47. {47شجره مطهره }47 شاه مردان مهدی47 قرآن و اهلبیت  47

نام شیعه هم 12 بار در قرآن آمده است 47+12 امام = 59 مهدی 59 به ابجد صغیر خط قرآن بدین اسلامه 59 با خورشید ولایت 59 مهدی این آیه قرآن هم 59 حرف میباشد بشمار و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثین 59 مهدی 59 زمین 59 از آن 59 بخط انبیای الهی 59مهدی 59 میباشد59 خورشیدی به آسمانها 59 با خورشید ولایت 59 مهدی59 با مرد الهی الله  59 با خورشید ولایت 59خط قرآن بدین آیه ولایت ائمه هدای هم 59 حرف دارد59 و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثین 59 مهدی 59 زمین 59 از آن 59 با مرد الهی 59 با خورشید ولایت 59خط قرآن بدین بر دابه" الارض مولاء قائم آل محمد (عج)این اینترنت بهترین فرصت برای ما بوده است  که به نحو احسنت باید از آن استفاده کنیم آمریکائیان یهودیان ملعون اعتراف کردند مردم جهان گروه گروه شیعه میشوند اگر همه جهان 40حق دین اسلام 40 نشانه نبوت خاتم انبیاء 59 مهدی 59 را بپذیرد و شیعه مولاء حضرت مهدی گردد بحقیقت 59خوشبخترین انسان عالم 59 مهدی59 نشانه نبوت خاتم انبیاء 59 مهدی 59 را بپذیرد و شیعه مولاء حضرت مهدی گردد بحقیقت 59خوشبخترین انسان عالم 59 مهدی59 میباشد59حاکم دین اسلامی59با خورشید ولایت 59خلیفه اسلام الله59 اسلام حق ناب محمدی 59مهدی 59 خلیفه قرآنیه 59حامی 59زمین 59 ازآن 59 مهدی 59ماه جانه دین اسلامی 59خورشیدی به آسمانها59 حاکم دین اسلامی59حامی59 مهدی59اسلام حق ناب محمدی59میباشد 

به ابجد کبیر تفسیر علم ابجد قرآن 1261-1202 عمر ابوبکر عثمان = 59 مهدی 59 جهان 59 آزآن 59 مهدی میباشداین آیه ولایت هم 59 حرف میباشد بشمار59 و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثین59 مهدی 59 این آیه هم 59 حرف دار

59 مهدی 59 زمین 59 از آن 59 مهدی 59 

امام علی علیه السلام می فرمایند: از رسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد، آن حضرت فرمودند:
 تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه آن شگفتی است، وای بر عالمی که از تفسیر آن جاهل باشد.

جناب شیخ بهائی  میفرماید:  اعداد روح حروف هستند، یعنی عدد  جان حرف میباشد. (الاعداد ارواح و الحروف اشباح) مثل روح و جسم انسان میباشد هر موجودی یک جان و یک جسم دارد  طبیب بحروف الله 385 رسول خدا فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 مرد عالم385اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385
 هر حرفی عددی دارد که در حقیقت روح و جان و بطن آن حرف است،کلمات جسم حروفند و روح کلمات عدد ریاضی آن است به ریاضی قرآن علم ابجد دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم خانواده رسول خدا میباشد روح دین اسلام 196 چهارده معصوم میباشد روحی قرآنی 385 طبیب بحروف الله 385شیعه 385پیامبر فرمود385فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 طبیب بحروف الله 385 رسول خدا فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 مرد عالم385اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 اسلام به ابجد صغیر و کبیر اسلام 144 ضرب 12 امام میباشدیعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144 اصل دین اسلام قرآنی 685-541 عمر ابوبکر = 144 ضرب 12 امام در خودش میشود اسلام 144 به ابجد کبیر و صغیر اسلام 144 ضرب 12 امام 144 میباشد اسلام به ابجد صغیر و کبیر اسلام 144 ضرب 12 امام میباشدیعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144 اصل دین اسلام قرآنی 685-541 عمر ابوبکر = 144 ضرب 12 امام در خودش میشود اسلام 144 به ابجد کبیر و صغیر اسلام 144 ضرب 12 امام 144 میباشد اگر دین اسلام شما هستید بفرمائید ثابت کنید و نشانه هایتان را بفرمائید ما مثل شما نامرد نیستیم حق را می پذیریم به ابجد حق12 اسلام 12 حق12 ساعت 12 ماه های سال 12 اسلام 12 +132 = 144 اسلام 144به ابجد کبیر و صغیر 144 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ هرکسی شیعه نباشد بدبخت عالم است

شنیدم زید بن ارقم گفت: اولین کسى که اسلام آورد علی و فاطمه بودند اولین کسی که در محراب کعبه به دنیا آمد علی بود اولین کسانی که نماز خواندند فاطمه و علی بود که به ندای پیامبر اعظم لبیک  گفته علی (ع) بوده است آیا فکر کرده اید حقی از مومنین بر گردن شمانیست روز قیامت از این حق از شما سئوال خواهد شد نمیشود که فقط به فکر خودتان باشید و مومنان را از یاد ببریدبخاطر این حضرت ایوب هزار سال صبرکرد !پیش مردم کج مکن گردن که حیرانت کنند آبرویت برده و بدتر پریشانت کنند سفره دل باز کن در هنگام سجود پیش الله کن گدایی تا که سلطانت کند  بزرگترین دین جهان892-541عمر ابوبکر=351قرآن351 فارسی351 اهل دین محراب351به ابجد اسلام 132+92محمد+110علی+17 نماز=351 قرآن 351 فارسی 351 قرآن 351 +14 معصوم=365روز سال به ابجدمحرم 288+385شیعه=673-541 عمر ابوبکرفتنه ها = 132 اسلام132محرم است که اسلام را زنده نگه میداردابجد583 پنج تن آل عباء حدیث کثاء و آیه مباهله ابجد محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583 با عشق علی 583 شبکه نور 583 این عدد نورانی را از راست بخوان 583میشود385 شیعه385 براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385به ابجد کلمه الله 41+25 شیعه = 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد کبیر فرقه 385 شیعه385با آل قرآن385 بدین واقعی اسلام 385 اسلام واقعی الله 385 شیعه 385 پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 امام 12 امام مهدی امام دوازدهم شیعیان میباشد خداوند دوازده ماه سال را هم بخاطر مهدی 12 قرار داد ساعت هم 12 ساعت روز است دوازدهمین سوره قرآن هم یوسف زهراست ای جمالت ماه روشن چون نبی شاه مردان شیر یزدان هیبتت مولاء علی {ع} مثل روز روشن است

واقعیت587-541فتنه ها541 عمر ابوبکر541  =46محمد20+26علی=46راه حق محمد46 نماینده الله46 آئینه الله 46کلید الله46شورای دینها587-541 عمر ابوبکر=46 انتخاب درست محمد46نماینده الله 46با امام برحق جهان46 تفکر الله46با تفکر قرآن46 تفکر علی46کلید الله46 آئینه الله 46جانشینه سلطانه46رهبرجهان اسلام46رهبر اسلام قرآن 46سلطان جهان اسلامه 46باولای قرآن46با تفکر مهدی46یا قهرمان جهان46 الحمدو لله46 نمازستون دین است46باولای قرآن46حق دین الله 46 کلیدقلبها46آئینه الله46مومن حق الله46 محمد20+26علی =46نماینده الله46مومنانه به قرآن46وصی پیمبر46آئینه الله46مومن الله46نماینده الله46رهبر حق جهان46 محمد20+26علی=46گل گل گل گل بمحمد46بکلام خاص الله46 بانظر الله قرآن46 رهبر اهل جهان 46جانشین بحق آدمه46نماینده الله46 قائم آل محمد46رهبرا الهی46آئینه الله46مومن الله 46وصی پیمبر46نماینده الله 46خورشیدجهان نما46آئینه الله 46 حق مومن الله46 محمد20+26 علی =46 نماینده الله46 محمد20+26 علی = 46 مهدی 23+23= 46 ماه 46 به ارباب کل جهان46+46= 92 محمد +18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 ولی دین 110 دین الهی110 جلوه الله 110 علی 110 ولی دین 110

رمزا کلید الله66 کلید الله محمد 66 الله 66+66 عالی ترین مذهب= 132 اسلام 132دین و یا مذهب 132امام کل 132قلب 132 یا علی هو 132+64 دین = دین اسلام 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196   به ابجد صغیر اشهد ان محمد رسوالله 66 الله 66 +66=132 اسلام 132 بدین الله 132 به ابجد اسلام 132 بدین 66+66 الله = 132 اسلام132 +64 دین = 196 دین اسلام 196کلید اسلام 196 کلید بدین الله 196امام کل دین 196 کلید بدین الله 196دین اسلام 196قلب اسلام 196اسلامه مهدی 196امام کل دین 196 ضرب 14 معصوم196 دین اسلام196 میباشد196دین اسلام 196کلیدبدین الله196+189 دین با حق =385 شیعه بدین اسلام 583محمد علی فاطمه حسن حسین583 عاشوراه 583 اهل بیت فاطمه 583با عشق علی 583 شبکه نور 583 کهیعص195+278حمعسق=473+110دین الهی= 583عاشوراه 583شبکه نور583محمدعلی فاطمه حسن حسین 583 نماینده قرآن 511+72بدینها =583 نماینده قرآن بدین ها 583محمد علی فاطمه حسن حسین 583شجره های مهدی 583 امت اسلامی 583 اهل دین اسلام قرآن 583 شیعه بدین اسلام 583  

فریب کاران منافق دین اسلام1031 - 1202سه خلیفه =171 آل سعود 171آل سعود171+370 شیطان=541عمر ابوبکر 541 فتنه ها541بقاصبان نامرد541به اول قاصب بدین اسلام541زور گویانی فاسقی 541 نامحرم ها دین اسلام541 فتنه ها541 عمرابوبکر541 به ابجد ظالم 971- 430 مقصر =541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر541 دشمنه اسلامی541 توهین دین ها 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541
مقصر 430+231 ابوبکر = 661 عثمان  661+310 عمر = 971 ظالم به دست میآید ظالم  971+231 ابوبکر= 1202  ابوبکر عمر عثمان 1202 بکافران محض1202 ارتش کفار1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202  مقصر اصلی دین 615 -541 فتنه ها عمر ابوبکر = 74 فرقه گمراه دین 74 ابجدصغیر عمر ابوبکر عثمان 74 باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدند فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه ابجد سه خلیفه فتنه گران 786- 245 اسلامه حق =

به ابجد اختلاف دین1276-1202 ابوبکر و عمر و عثمان= 74کسانی که باعث شدند در دین اسلام اختلاف بیفتد و دین اسلام را به 74 فرقه از هم متلاشی نمودندعمر ابوبکر عثمان 74 بودند ابوبکر27+22عمر+25 عثمان = 74

دزدان نامرده دینه اسلام 467-541 عمر ابوبکر= 74 ابجد سه خلیفه 74منافق دین اسلام 467-541 عمر ابوبکر= 74عمرابوبکر عثمان74دزدان نامرده دینه اسلام 467-541= 74 عمر22 ابوبکر27+25 عثمان =74 بر تو لعنت ای عمر فاسق دینه عرب به ابجد کبیر عمر310 جهل عرب 310 اباجهل در دین310 حرامیان 310 نیرنگ 310 گمراه دین 310منکر310 کفری310 جهل عرب310دزدان فدکه فاطمه 310 عمر310فاسق دینه 310فاسد دین عرب 310 فاسق دینه310 ابجد صغیر عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74

به ابجد تروریست 1276- 1202 سه خلیفه = 74 بزرگترین گناهان کبیره دین 1276-1202 سه خلیفه لامذهب قاصب = 74 کافرا پلیدبی دین 74بی دینها کافران اسلام  74 تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 کسانی که باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندابوبکر 27+22 عمر+25 عثمان = 74 قیامت دین 615 -541 عمر ابوبکر541 مجرمان دین ها اسلامه= 74 بمنافقان پلید بدین اسلام74 قیامت دین 615-541 =74 عمر ابوبکر عثمان 74اینم آیه قرآن هم به ابجد صغیر و هم به ابجد کبیر جدا جدا 74 ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت میکنیم  74

به ابجد کبیر166دین آقا 166 لا اله الا الله 166+محمد92+110علی +17 نماز = 385 شیعه 385حرم امن الهی 385 مرد عالم 385شیداء 385با آل قرآن 385شهید الله 385پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط شیعیان قائم آل محمد علی اهل نجات دین555-541 عمر ابوبکر= 14 معصوم  خانواده پیامبر اعظم محمد (ص)

خیانتی جنجالیا1128-1202 سه خلیفه =74  فرقه 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 فرقه شدن دین اسلام به ابجد 

فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر= 74 فرقه ابجدابوبکر27+22عمر +25عثمان = 74 سه خلیفه باعث 74 فرقه شدن دین اسلام شدندکه پیامبر فرمود 73 فرقه آن در دوزخ جای دارند

 به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 مقصر430+231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم به دست می آید

با بت پرستان دین اسلام 1312 -110 دین الهی = 1202  ابوبکر و عمر و عثمان1202  واقعا بت پرست بوده اند منافق دین اسلام 467-541= 74 فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه 74والشجرتها الملعونه 74فرقه شدن«نوالي وليکم و نعادي اعدائکم». به ابجد فتنه های دین 615-541 عمر ابوبکر عثمان = 74 فرقه نه 74  ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان باعث 74 فرقه شدن دین شدن به ابجد تروریست 1276-1202 سه خلیفه = 74 بازم ابجد سه صغیر سه خلیفه که موجب 74 فرقه شدن دین اسلام شدند 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان 74 والشجرتها الملعونه 74  اینم آیه قرآن 74 ان من المجرمین منتقمون 74 ما مجرمان را انتقام خواهیم گرفت 74 ابجد ابوبکر عمر عثمان74 میباشدبه ابجد بزرگترین گنا هان کبیره دین 1276 -1202 سه خلیفه عمر ابوبکر عثمان = 74 تروریست 1276-1202= 74 چرا دین اسلام 74 فرقه شد 74دوزخیان پلید دین ها 74 دوستان پلیده شیطانی 74 قاصبان ملحد بدین اسلام   74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74

چرا دین اسلام 74 فرقه شد ابجد صغیر ابوبکر27+22 عمر +25 عثمان = 74 اینم آیه قرآن به ابجد سه خلیفه قاصب 74 ان من المجرمین منتقمون 74 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد 74ان من المجرمین منتقمون 74 دین اسلام مثل دین مسیح 74 فرقه شد ابجدصغیر  ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان=74 قاصبان ملحد بدین اسلام 74فرقه میگویم74 باشیطان دین های اسلامه 74 شیطان ها  مکار پلیده 74  مکار پلیده شیطان ها 74بنامردان پلید روزگار 74بپلید به نامردان74 نامرده پلید روزگار 74 عمر22+27 ابوبکر+25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 والشجرتها الملعونه 74 منافق پلید بدین اسلامه 74میباشند 74با عهد شکنهای دین 74با نامردان عهدشکن پلید 74=74دشمنان اصلی دین اسلامی74 عمرابوبکرعثمان74 قاصبان ملحد بدین اسلام  74 اشداء علی الکفار 74 والشجرتها الملعونه 74 بمفسد ها فی الارض دین 74 مفسد فی الارض اسلامین74 ان من المجرمین منتقمون 74 ولو کره المشرکون 74  به ابجدخائنان 772-541 عمر ابوبکر = 231 ابوبکر 231نفاق 231 به ابجد اشراردینها772-541= 231 ابوبکر231راه دزدی 231 نفاق 231 با جاهلا نادان ملحد 231به لعین دین 231 عصیان231فاسق231نفاق231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231محکومان بدین 231                برتو لعنت ای عمر فاسق دینه عرب به ابجد کبیر عمر310 فاسق دینه310 گمراه دین310 جهل عرب 310 اباجهل در دین310 حرامیان 310 نیرنگ 310 گمراه دین 310منکر310 کفری310 جهل عرب310 دزدان فدکه فاطمه310 ابله منافقا 310 جاهل منافق310 عمر 310فاسق دینه 310فاسد دین عرب 310 فاسق دینه310دزده دین اسلامی310دلیله نفاق310کفری310 نیرنگ310نمرودی 310 کلب کلب هار 310 عمر310سگ هار پلید 310دلیل نفاقه310به مفسدین جهان310فاسق دینه310دلیل نفاقه310عمر 310بمارزنگی310 کفری310 اهل نابکار 310بعالم بی عملی 310 پرمدعاه 310با نادان کل عالمی 310 ابله بکل عالم 310 فاسق دینه 310 پلید فاسدان دین 310 احمق ها نادان پلید 310 پلیدها احمق نادان 310 عثمان 661 + 310 عمر=971 ظالم به دست می آید971ظالم نفاق 231+310 عمر=541 فتنه ها541 عمرابوبکر541 ظالم971-430 مقصر= 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر541 آفت کلی 541 مرگ کافر 541 ابوبکر قاصب نادان دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت و آرزوی ریاست را به گور برد من از خار سر دیوار دانستم که ناحقی  دلیل نفاقه جهل عرب  گمراه دین منکر کفری عمر کفر اهل اسلام 468+73 فرقه باطل عمری =541 عمر ابوبکر 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر541 آفت کلی 541 به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 آل سعود171+370شیطان = 541 عمر ابوبکر 541 مرگ کافر 541 ظالم 671-430مقصر = 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 آل سعود171+370 شیطان =541



+ نوشته شده در دوشنبه 03 آبان 1395ساعت 10:32 توسط alialiali | ارسال نظر(0)




برادر23 مهدی 23 رهبر23 نشان الله 23 آئین 23جهان اسلام کلمه 23اصلی 23مذهب اسلام 23 مذهب حق2323
اسب می فهمه نماز یعنی چه ولی تو یابو خرنفهم نماز نمی خوانی یعنی کمتر ازیه شتری
دین۶۴ الله محمد علی۶۴جانشین محمدعلی۶۴دین۶۴ الله محمدعلی۶۴تنها برگزیده دین۶۴نماینده غدیری۶۴دین الله م
شهادت به باطل همطراز شرک به خداست اجتنبو قول زور از گفتار باطل اجتناب کنید
رهبر آسمانی الله 59مهدی 59 آخرین امام دین اسلام 59دین الله 34+25 اصل اسلام=مهدی59دین واقعی اسلام59
علامت های بدن زبان بدن چه تاثیری بر روی اعتماد به نفس شما می‌گذارد؟ ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوس
با دو کلمه و دو عدد قبله و دین و امام و اسلام و کتاب آسمانی و مذهب خود را ثابت نمائید
گناه روزه خواری در هر روز 74 ضربه شلاق بروز کابل میباشد 50 تاش الاغم که باشه کارش تمامه
جانشین اصلی آخرین پیامبر الهی110علی110برگزیدها الله عدالت محضی110شیعه یعنی ش شما ی یار ع علی ه هستید
اصل اسلام آل الله 385 شیعه 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 با آل قرآن 385
آذر 1404 <-ArchivePosts->
مرداد 1397 <-ArchivePosts->
تیر 1397 <-ArchivePosts->
خرداد 1397 <-ArchivePosts->
اردیبهشت 1397 <-ArchivePosts->
فروردین 1397 <-ArchivePosts->
اسفند 1396 <-ArchivePosts->
بهمن 1396 <-ArchivePosts->
دی 1396 <-ArchivePosts->
آذر 1396 <-ArchivePosts->
آبان 1396 <-ArchivePosts->
مهر 1396 <-ArchivePosts->
شهریور 1396 <-ArchivePosts->
خرداد 1396 <-ArchivePosts->
اردیبهشت 1396 <-ArchivePosts->
بهمن 1395 <-ArchivePosts->
دی 1395 <-ArchivePosts->
آبان 1395 <-ArchivePosts->
مهر 1395 <-ArchivePosts->
شهریور 1395 <-ArchivePosts->
مرداد 1395 <-ArchivePosts->
تیر 1395 <-ArchivePosts->
خرداد 1395 <-ArchivePosts->
اردیبهشت 1395 <-ArchivePosts->
فروردین 1395 <-ArchivePosts->
اسفند 1394 <-ArchivePosts->
بهمن 1394 <-ArchivePosts->
دی 1394 <-ArchivePosts->
آذر 1394 <-ArchivePosts->
آبان 1394 <-ArchivePosts->
مهر 1394 <-ArchivePosts->
شهریور 1394 <-ArchivePosts->
تیر 1394 <-ArchivePosts->
خرداد 1394 <-ArchivePosts->
اردیبهشت 1394 <-ArchivePosts->
فروردین 1394 <-ArchivePosts->
اسفند 1393 <-ArchivePosts->
بهمن 1393 <-ArchivePosts->
دی 1393 <-ArchivePosts->
آذر 1393 <-ArchivePosts->
آبان 1393 <-ArchivePosts->
مهر 1393 <-ArchivePosts->
شهریور 1393 <-ArchivePosts->
مرداد 1393 <-ArchivePosts->
تیر 1393 <-ArchivePosts->
خرداد 1393 <-ArchivePosts->
اردیبهشت 1393 <-ArchivePosts->
فروردین 1393 <-ArchivePosts->
اسفند 1392 <-ArchivePosts->